نگاه پارادایمی به علم
سعيد بابايي
به گزارش خبرنگار کانون اندیشه جوان در ادامه سلسله جلسات درباره علم، «دکتر غلامحسین مقدم حیدری» "عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی" با عنوان نگاه پارادایمی کوهن به ایراد سخن پرداخت

وی با نگاه تصویری به جهان از دوران یونان باستان اشاره کرد و گفت : افلاطون اولین کسی است که نگاه تصویری به جهان را در مثال نماز بیان کرد . او معتقد بود ما دنیا را نمی توانیم مطابق واقع بشناسیم بلکه ما داریم تصاویری را می بینیم. مثل آدمهایی که پشت به نماز نشسته و تصاویری را می بینند که روبروی نماز هست.این اولین نگاه عالم به مثابه تصویر است در قرون وسطی خالق تصویر خداوند می شود .در قرون 17 و 18 و با انقلاب علمی و دنیای مدرن خالق این تصویر خود انسان است .یعنی وجود انسان است که تصویری از عالم می سازد .بنابراین تصویرهای مختلف می تواند ساخته شود .به طور سمبلیک قرن 17 را قرن انقلاب علمی می نامیم نام هایی چون گالیله کوپرنیک (قرن 16) به چشم می خورد.کوپرنیک ادعایی نداشت که حتماً دنیایی که تصویر می کند مرکزش به جای زمین خورشید باشد حتماً مطابق واقع است . این گالیله است که تأکید می کند دنیا همان شکلی است که کوپرنیک می گوید.
سپس کپلر و سه قانون او درباره سیارات را داریم .نیوتن سپس از کلیت همه دانشمندان یک کلیت منسجم درست می کند. وی سپس گفت : کار نیوتن آنقدر موفقیت آمیز بود که نوع فلسفه اش را بر شکل و قامت فیزیک نیوتنی می داند. علم فیزیک تا اواخر قرن 19 آنقدر موفقیت آمیز بود که عده ای گفتند از روش های فیزیک در علوم انسانی استفاده کنیم . آگوست کنت و دورکیم قصد داشتند آن را در عالم اجتماعی به کار برند . این نگاه پوزیتیویستی و اثبات گرایانه تا مدتها روش علم قرار می گرفت .بعد نتیجه گرفتند چیزهایی را که با روش استقراء نتوان بیان کرد علم نیستند و بی معنی اند و مهمل اند و یا اینکه معتقد بودند به درد نخورند .علم را هم فیزیک، شیمی ،ریاضی و نجوم می دانستند . وی ادامه داد :ما در ادامه مسیر علمی قرن 19 و 20 نقدهای استقراء گرایی، نگاه پوزیتیویست ها به فلسفه ویتگنشتاین و سپس نگاه پوپر را هم داریم . پوپر می گوید حال که نمی توانیم با استقراء یک سری قوانین کلی از موارد محدود به دست بیاوریم. شرایط آزمایش هم پیچیده است به همین خاطر ما همیشه باید در یک شرایط خاص و تعداد آزمایش محدود به نتایجی برسیم .این نتایج نمی توانند بگویند که قانون کلی اند که در همه جای عالم به کار می رود. بنابراین این نقدی است که به استقراء گرایی وارد می شود . پوپر می گوید : حال که نمی شود چیزی را اثبات کرد بیاییم بگوییم وقتی نظریه ای داده می شود تا وقتی در موردش مثال نقض نداریم، بنابراین آن نظریه درست است که این نظریه به ابطال گرایی مشهور است .

این استاد دانشگاه به جداسازی مقام نقد و کشف نزد پوپر اشاره و تصریح کرد :تا اینجا بسیاری از فلسفه ها خیلی به تاریخ علم توجه ندارند و نمی روند به دنبال اینکه ببینند در علم و تاریخ آن چه گذشته است . اینها فیلسوف اند یعنی در گوشه خانه شان می نشینند و فلسفه می بافند. ولی گالیله و نیوتن این چنین نبودند تا اینکه در نیمه قرن 20 به توماس کوهن می رسیم . کوهن خود می نویسد در مقطعی هر چه تاریخ فلسفه می خواندم هیچ نمی فهمیدم، بعد که فهمیدم پا روی فیزیک نیوتنی گذاشته و فلسفه ارسطویی را خواندم تا اینکه از این حالت و نگاه علمی بیرون آمدم. یک سال این ور یا اون ور ! مهم این است که لاوازیه در چه جامعه ای زندگی می کرد . دوستانش چه کسانی بودند، افکار و عقاید سیاسی اش چگونه بود . کوهن معتقد است بایستی وضعیت های اجتماعی را بررسی کرد که پس از آن جامعه شناسی علم پدید آمد .
دکتر افزود :کوهن معتقد است هر دوره یک پارادایم خاص خود را دارد ولی آن را تعریف نمی کند.پارادایم تشکیل شده است از ابزارها، نظریه ها ،قواعد و کاربردها .او پارادایم و سنت را دو روی سکه می بیند . پارادایم در رفتارهای پدر و مادر خود به خود یاد داده می شود . درست مثل سنت . مثالی بزنم اگر به یک غربی در خارج، فیلم قمه زنی محرم را نشان دهیم و بپرسد این چیست. ما با هیچ کتاب و یا در هیچ کجای آموزه های دینی نمی توانیم آن را پاسخ داده و اقناع کنیم .باید برای شخص غربی نه در شمال تهران بلکه در محله های سنتی جنوب تهران منزل گرفت تا با آدم ها رفت و آمد کند تا بفهمد یعنی چه. بچه چهار ساله را در نظر بگیرید که او را به هیأت می برند . هیچ کس به او نمی گوید هیأت چیست، کسی به او نمی گوید چه کار کند، او خود نگاه می کند و به مرور فرا می گیرد . مثل شلوارک پوشیدن در خیابان است، ما را نمی گیرند اگر شلوارک بپوشیم ولی من نمی توانم آن کار را بکنم . یه چیزی نمی گذارد. خیلی کارها خلاف و غیر قانونی نیست ولی نمی توانیم آنها را انجام دهیم .این سنت و پارادایم است . کوهن معتقد است جامعه علم هم پارادایم و سنت دارد . در عرصه فیزیک ارسطویی شما با مفاهیمی مشخص سر و کار دارید در فیزیک نیوتنی از بچگی با مفهوم نیرو، جاذبه، وزن، سرعت و شتاب به طور مکرر آشنا می شوید .

وی افزود :چیزی به نام میدان و موج را از فارابی به بعد می شنویم و معنای خاص آن را درک کرده ایم این همان پارادایم است . کوهن معتقد است لازم نیست قانون پارادایم مشخص شود . خودش همه چیز را رعایت می کند. پارادایم خود مسئله های آن رشته را مشخص می کند . هیچ وقت روش حل مسائل فیزیک را که چگونه باشد، یاد نمی دهد . کوهن معتقد است دانشمندی که داخل پارادایم است، مسائل آن پارادایم خود را نمایان می کند و خود می گوید که درباره چه پژوهش کند. وی افزود :علم و معرفت همیشه در حال افزایش و اضافه شدن است و کار دانشمندان حل پازل است . دانشمندان مرتب با اعوجاج روبرو هستند و پارادایم هم اطمینان می دهد که همه آنها را حل کند ولی برخی اعوجاج ها حل نمی شوند. کوهن در این قضیه انقلاب های سیاسی را با انقلاب های علمی قابل مقایسه می داند او معتقد است در پارادایم غالب همیشه گروهها ی مخالف وجود دارند ولی کم سو هستند . در صورت عمیق تر شدن این مخالفت ها جامعه به سمت بحران رفته و پارادایم غالب زیر سئوال می رود و تازه آدم ها می فهمند در چه پارادایمی زندگی می کنند .فیزیک نیوتنی 300 سال حکمرانی می کرد و کسی فکر نمی کرد خارج از این پارادایم بتوان فکر دیگری کرد .
وی اضافه کرد: اگر بحران ها حل نشوند بنیان های پارادایم زیر سئوال می رود و بحران باقی می ماند تا شما برایش دلیل پیدا کنید دلیل هم با نظریه پدید می آید دانشمند با نظریه کار می کند . حال اگر آن را از او بگیرید چه کند ؟ البته معمولا جوان ترها نظریه می دهند .کوهن می گوید پیرمردها معمولا نظریه جدید نمی دهند .چرا؟ کوهن می گوید پارادایم به آنها سالها اطمینان داده مسائلشان را حل می کند و البته حالا هم حل کرده است . در موارد جدید هم صبر می کنند تا مسائل حل شوند و به زعم کوهن لجاجت نمی کنند . مناقشه کوهن از اینجا آغاز می شود . پارادایم قدیم و جدید چه ارتباطی دارند او می گوید قیاس ناپذیرند او سپس می گوید دانشمندان چگونه نظریه جدید را انتخاب می کنند؟ او می گوید انتخاب عقلانی است . کوهن در مورد قیاس ناپذیری به خاطرای از کوه پیمایی اشاره می کند و می گوید یک رشته باریک نور ناگهان دنیای ما را جور دیگری می کند و ما آن را پی می گیریم . وقتی انقلابات علمی رخ می دهد دو دنیای مختلف می بینیم درست مثل این است که نگاه ما و یک دانشمند غربی به سیب یکسان نیست .

این محقق با اشاره به قیاس ناپذیری معنایی، روش شناختی و مشاهدتی ادامه داد :وقتی روش ها عوض شد ،روش حل مسئله هم عوض می شود . مثل دو مشاهده مختلف از یک چیز است ارسطو آسمان را یک گونه می دید و تفسیر می کرد و ما به گونه دیگر .
وی اضافه کرد : بالاترین مناقشه در این میان پیشرفت علم و سپس گزینش بین نظریات است . دکتر در پایان گفت :کوهن معتقد است هر کسی آستانه تغییر ایمان دارد و این امر در آستانه تغییر نگرش شخصیت افراد، مهم است .
عناوین دیگر :
مرتضي فخاري: رسالت كانون انديشه جوان، ترويج گفتمان انقلاب اسلامي است
برگزاری ششمین نشست از سلسله نشست های درباره علم
نگاه پارادایمی به علم
کتاب «اوشو؛ از واقعیت تا خلسه» منتشر شد
اولین سکانس از سکانس آخر





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


