تعداد بازدید : 304
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
چهارشنبه، ۷ بهمن ۱۳۸۸
در پيشگاه دادگاه تجربه

 

سعيد بابايي

به گزارش خبرنگار كانون انديشه جوان عصر دوشنبه و با حضور دكتر "امير احسان كرباسي زاده" محقق مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران چهارمين نشست از سلسله مباحث علم پژوهشي برگزار شد

 اميراحسان كرباسي زاده سخنش را به بررسي دو مكتب اثبات گرايي و ابطال گرايي محدود كرد . وي گفت: اوايل قرن بيست و با ظهور دانشمندان فيلسوف مشرب و فلاسفه دانشمند مشرب رشته فلسفه علم پايه گذاري شد. وي به ريشه هاي مكتب پوزيتيويسم (اثبات گرايي) اشاره كرد و گفت: ريشه اول سنت تجربه گرايي انگليسي و هيوم است .

 هيوم ادعا مي كند انتباعات حسي را مي توان مبناي تمام معرفت خود ساخت . او مي گويد مثلا مفهوم جوهر و خدا ضرورت در آنها وجود دارد ، هيوم مي گويد نمي توان آنها را با تجربه بدست آورد ،بايد آنها را كنار گذاشت. نسبت تجربه گرايي قرن بيست توسط شليك و ماخ كه علايق علمي و فلسفي داشتند رشد پيدا كرد. وي به اصل تحقق گرايي پرداخت و گفت : معناي يك گزاره روش تجربي است كه براي صحت و سقم آن گزاره تعيين مي شود ادعاي محوري اين بود . به اين دليل بود كه گزاره هاي نيوتني كنار رفتند . انيشتين معتقد بود كميت هايي چون فضا و زمان مفاهيم غير مجازي اند كه با تجربه موافق نيستند . ماخ و فيزيكدانان ديگر ادعا مي كردند براي آنكه يك مفهوم درست باشد و با انقلاب علمي دگرگون نشود ، بايد اين مفاهيم را با روش عملي توجيه كرد . مثلا دما و گرما. مكتب عمليات گرايي با تجربه گرايي متصل است وي ادامه داد: يعني مفاهيمي مثل خوبي را نمي توان با هيچ مكانيزمي و يا عملياتي آن را اندازه گيري كرد يعني هيچ روش تجربي براي صدق وكذب آن وجود ندارد. اگر عملياتي براي مفهوم نداشته باشيم آن گزاره و مفهوم بي معناست اين آموزه محوري مكتب تحقق محوري است . به بيان ديگر در اين مكتب گزاره هاي اخلاقي و ديني در اثبات گرايي بي معنا مي شوند. به صورت مضاعف در اين مكتب يك سري گزاره هاي علمي هم بي معنا مي شوند در حالي كه بسياري از اين گزينه هاي علمي كلي اند . مثل اينكه همه فلزات در گرما منبسط مي شوند . حال ادعا اين نيست كه ما همه فلزات را تجربه كرده ايم. بلكه ادعاي من شامل همه فلزات قبل و بعد از من در كل گيتي مي شود . حال اين گزاره چرا علمي است؟ وي افزود : فلذا آنها بعداً كمي عقب نشيني كردند تا گزاره هاي علمي را كه در علم به كار مي روند استفاده شوند و گفتند كه آنها قابل اثبات نيستند و هر چقدر فلزات را ببينيم ،نمي توانيم  همه فلزات را ببينيم زيرا گزاره من فراتر از مشاهداتم است. براي اين بود كه اصل تحقق پذيري سفت وسخت تعديل شد بدين گونه كه يك گزاره صادق است  اگر بتواند توسط يك دسته شواهد تجربي تأييد شود نه اينكه تجربه شود . مثال قوهاي سفيد را مي زنم ، ما به همه قوهاي عالم دسترسي نداريم ولي يك دسته قوهاي سفيد را در اطرافمان مي بينيم و مي گوييم همه قو ها سفيداند. ما نمي توانيم همه قوها را ببينيم و اين گزاره را اثبات كنيم . بلكه ناظر به قوي سفيد ديده شده در باغ وحش تهران اين ادعا را مطرح مي كنيم . اين حكم را هم در مورد همه قانون هاي علمي مي توان مطرح كرد. مشاهدات ما محدود است اما اين مشاهدات قوانين را تأييد مي كند. اما مشكل گزاره هاي اخلاقي و تجربيات خودم هنوز در اين سيستم باقي است . از اين رو گزاره هاي اخلاقي از دامنه گزاره هاي معنا دار بيرون مي رود . كرباسي زاده ادامه داد : در اثبات گرايي تعديل شده ، گزاره موجود در اخلاق،متافيزيك و فلسفه اگر نتواند ملاك هاي مورد نظر اثبات گرايان را پاس كنند و متكي به تجربه ادراكي ما نباشند بي معنا اند. ادعاي پوزيتيوست ها اين بود كه دعواي  رايج در تاريخ فلسفه ميان واقع گرايان و ايده آليست ها (ايده آليست ها معتقدند چيزي جز ادراك ما وجود ندارد)  و اينكه جهان خارج مستقل از ذهن من وجود دارد يا نه؟ كه البته دعواي دامنه دار تاريخ هم هست اساساً بي معناست . زيرا اين گزاره  كه جهاني مستقل از من وجود دارد ،خود اين گزاره قابل تحقيق نيست .

پس گزاره اي بي معناست در جهان مستقل از ذهن من نقيض آن هم بي معنا خواهد بود. وي با طرح سؤالي مبني بر اينكه كار فلسفه چيست؟ گفت :هدف فلسفه اين است كه نشان دهد اين دعاوي بي معناست اگر سالهاست كه افلاطون و سايرين  مغز هوشمند خود را مشغول عدالت و مثل افلاطوني كرده اند ؛ وظيفه فلسفه نزد اثبات گرايان اين است كه وارد اين دعاوي نشوند چرا كه بي معني است.اثبات گرايان به زيست شناسان تذكر مي دهند كه اگر مفهوم نيروي حياتي وجود و عدم اش در تجارب روزمره ما نقشي ندارد بايد آن را كنار گذاشت! اثبات گرايان فلاسفه را نصيحت مي كنند كه فلاسفه بايد زبان را از مفاهيمي كه ريشه در تجربه ندارد پالوده كنند. كرباسي زاده معتقد است نكته مهم در اثبات گرايي اين بود كه معناي يك گزاره را روش تحقيق آن گزاره مي دانست . اين ادعا يعني اين هماني معناي يك گزاره با روش صدق وكذب آن ادعايي عجيب است كه بعداً اين گزاره مورد انتقاد واقع شد. وي افزود : ادعاي اثبات گرايان اين است كه مبناي معرفت ما از تجربه آغاز مي شود . گويي بايد تمام ساختمان هاي معرفت را بر تجربه استوار كنيم و گزاره هاي مشاهدتي كه براي صحت و سقم مشاهده لازم داريم سنگ بناي معرفت ماست . هم معرفت را مي سازيم و هم معرفت علمي ما بر مبناي آتها توجيه مي شود و صدق وكذب آنها هم براي ما عيان است . كرباسي زاده در ادامه به كارل پوپر به عنوان نماينده مكتب ابطال پذيري علمي اشاره كرد و بيان كرد: پاپر به دانشجويانش در سركلاس مي گفت برويد بيرون وتماشا كنيد! دانشجويانش هم مي گفتند چه چيزي را ؟ او مي گفت مشاهده نيازمند نظريه است . مشاهده شما آميخته با نظريات است و با اين ديد به جهان مي نگريد پس قاعدتاً نمي توان توجيهي اثبات گرايانه براي نظريات شما باشد . پس نمي توانم اثبات قوي سفيد را براي قوي سفيد بدانم . او خطاب به فلاسفه پوزيتيويست ، مي گفت كه از هيوم درس بگيريد و مواظب چالش هيوم در مسير استقرا باشيد . اينكه مشاهدات جزئي نمي توانند مشاهدات كلي را صادق بدانند (استقرا) و هر چقدر قوي سفيد ببينيم نمي توانيم مطمئن شويم كه همه قوها سفيدند. هيوم ادعا كرد كه ما در استقراء ناموجه ايم  پس چرا استقرا مي كنيم؟ هيوم جواب داد: عادت كرديم ؟! ذهن ما غير اين نمي بيند، موافقت پاپر با قسمت سلبي كار هيوم اين بود كه مي گفت هيوم اشتباه كرده كه ما عملا استقراء مي كنيم و درست گفته كه ما استقراء نمي كنيم .پس فرآيند علمي چيست؟ پاپر كفت : حدس و ابطال . اول حدس مي زنيم . اين حدس ممكن است ريشه در تجربه ،باور ذهني، ديني و يا خواب باشد؛ وقتي حدس مي زديم تجربه است كه آن را به شيوه منفي يا سلبي كنترل مي كند. خلاصه كار پاپر در روش علمي اين است كه ما استقرا انجام نمي دهيم ، اثبات نمي كنيم بلكه بايد برويم به دنبال ابطال كردن حدس ها و تجربه هم نقش اش ابطال كردن حدس هاي ماست . وي ادامه داد : انيشتين حدس زد كه نور در معرض ميدان گرانش منحرف مي شود . بر اين اساس با اعزام گروهي دانشمند براي رصد كسوف سال  1919به برزيل اين امر قابليت علمي (ابطال پذيري) يافت .پاپر گفت دادگاه تجربه مي خواهد گناهكار بودن حدس را اثبات كند! حرف پاپر اين بود كه اگر نظريه اي ابطال نشد نبايد آن را درست دانست  نمي توان  گفت  نظريه درست است اما مي توان آن را ابطال كرد.در واقع عدم تقارني بين اثبات و ابطال وجود دارد. يعني ابطال محرز است اما اثبات نه! براي اين است كه اين نوع ابطال گرايي با نقد درون علمي همساز است. انتقاد همواره به دنبال ابطال است . دانشمندان حدس مي زنند و بايد به دنبال ابطال بروند. پاپر خطاب به پوزيتيويست ها انتقاد مي كرد كه اصل تغيير پذيري اگر با ملاك ابطال گرايي سنجيده شود بي معناست . ادعاي او اين بود كه اثبات گرايي نمي تواند نظريه اي براي معنا داري جملات باشد. اگرگزاره اي ابطال شود معنا دار است اما نكته مهم كه آن ها را از گزاره هاي علمي متمايز مي كند كه گزاره هاي ديني ابطال نا پذيرند .
كرباسي زاده ادامه داد: اثبات گراها گزاره هاي اخلاقي، هنري و ديني را بي معنا مي دانند اما پاپر حكم به غير علمي بودن آنها مي دهد.
پاپر زيرك بود كه حوزه وسيعي از گزاره هاي معنا دار ما را بي معنا نكرد بلكه غير علمي كرد . او مي گفت اگر مي خواهيد علمي كار كنيد بايد شرايطي را محقق كنيد كه گزاره ها را صدق و كذب بردار كرد. اوسه مورد را غير علمي مي دانست .
ماركس و نظريه مالكيت تاريخي اش، فرويد و نظريه روان كاوي اش و نظريات موجود در اختربيني.
كرباسي زاده در پايان سخنش گفت : كارل پاپر دانشمندان را از اينكه نظرياتشان از ابطال پذيري دور نشود، تحذير مي كرد. او معتقد بود كه اگر شاهدي بياوريد براي اينكه او فقط قوي سفيد نيست و شأن شاهد را زير سئوال ببريد فقط نظريه خود را غير علمي كرده ايد . زيرا دانشمندان نبايد تعصب داشته باشد و اين حد اعلاي علمي گفتمان است كه بايد از شيوه انتقاد و ابطال گرايي بي حد و حصر پيروي كند.              

مديريت نشست ها و همايش ها




عناوین دیگر :
سرفصل هاي دوره آموزشي 89- 1388
برگزاري سلسله نشستهاي تحليلي «سينما و انديشه »
پنجمين نشست درباره علم
هم صحبتي فرهنگ ، انديشه و‌‌ سياست2
همراه با حاج رضوان
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1123
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1291937
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹