تعداد بازدید : 527
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
دوشنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۸
نقد کتاب «هویت‌شناسی ادبیات و نحله‌های ادبی معاصر»

 

 ششمین جلسه نقد کتاب کانون انديشه جوان، با بررسی کتاب «هویت‌شناسی ادبیات و نحله‌های ادبی معاصر» تأليف آقای "کامران پارسی‌نژاد" با حضور آقای "حامد تأملی" و خانم "نعیمه عرفانی" به عنوان نقادان جوان در روز سه شنبه پانزده دی ماه در محل فروشگاه کتاب کانون انديشه جوان برگزار شد.


به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون انديشه جوان در آغاز اين جلسه "محمدرضا وحیدزاده" به عنوان مجری جلسه نقد کتاب، مؤلف و نقادان را به اجمال معرفی نمود و از نویسنده درخواست کرد توضیحات خود را در خصوص این اثر ارائه کند. آقای کامران پارسی‌نژاد در ابتدای جلسه گفت به این رشته بسیار علاقه‌مند است و دلیل آن را اهمیت و تأثیر بسیار آن در روابط کشورهای جهان به ویژه کشورهای جهان سوم با کشورهای صنعتی دانست. او گفت جریان‌های ادبی رابطة تنگاتنگی با دیگر جریان‌های فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی در کشورهای دیگر دارند. وی افزود در کشورهای صنعتی تأثیرگذارترین مسئله، موضوع اقتصاد است و پس از آن سیاست. اما در کشورهای جهان سوم سیاست بر اقتصاد مقدم است. آقای پارسی‌نژاد گفت من در کارهای پژوهشی‌ام همیشه سعی کرده‌ام با ذهنیت خالی و بدون پیش‌فرض به بررسی نحله‌ها و جریان‌های مختلف بپردازم. اما در همة این جریان‌ها رد پای استعمار نو را به‌روشنی دیده‌ام و این مسئله بسیار جای کار دارد. او شکل‌گیری ادبیات رئالیسم جادویی را به‌عنوان نمونه برشمرد و افزود که پس از شکل‌گیری این جریان ادبی، شاهد آن هستیم که ادبیات استعمار نو بر آن سوار می‌شود و جهت‌گیری آن را در کشورهای جهان سوم به دست می‌گیرد. وی نمونة‌ دیگر را ادبیات پست ‌مدرن نام برد. او جریان‌هایی نظیر مدرنیسم، پست‌مدرنیسم، مینی‌مالیسم و رئالیسم جادویی را دارای پیوندهای بسیاری با یکدیگر دانست که باعث تحولات بسیاری در ساختار جوامع می‌گردند. او گفت این یک امر مرسوم است که قبل از هر حرکت عمده‌ای در جهان، چند اثر مرتبط در آن زمینه روانة بازار می‌شود. آقای پارسی‌نژاد جنگ عراق را مثال زد و یادآور شد که پیش از این جنگ چند رمان با موضوع تسلیحات هسته‌ای عراق منتشر شده است تا بستر ذهنی مردم جهان آماده گردد. وی مشابه این حرکت را برخی اتفاقاتِ صنعت سینما دانست و خاطرنشان ساخت در حوزة ادبیات این امر بسیار جای بررسی دارد.
مجری جلسه در خصوص جلسات نقد و بررسی کتاب کانون اندیشة جوان توضيحاتی را ارائه کرد و تأکید نمود که جوان‌گرایی در این جلسات از اهداف برگزارکنندگان است. او برای آغاز بحث از خانم عرفانی خواست تا نظرات خود را در خصوص این کتاب بیان نماید.
خانم عرفانی ضمن ضروری دانستن پرداختن به نحله‌های ادبی عنوان کرد معمولاً داستان‌نویسانِ جوان، شناخت صحیحی از نقد ادبی یا جریان‌های مختلف ادبی ندارند و این درست نیست. او وجود برخی‌ کتاب‌های تخصصی در این زمینه را بسیار مفید دانست و افزود اولین انتقادی که می‌توان به این کتاب داشت، نام آن است. او اشاره کرد که با نام کتاب که «هویت‌شناسی نحله‌های ادبی» است، در خواننده این انتظار ایجاد می‌شود که بخشی از کتاب به معرفی ادبیات اختصاص داده شود. او از خالی بودن جواب‌هایی در خصوص ماهیت ادبیات انتقاد کرد و گفت با توجه به گونه‌های مختلفی همچون شعر، داستان، قطعة ادبی، نمایشنامه و غیره، در این کتاب مشخص نمی‌شود که منظور از ادبیات چه گونه‌ای از آن است. وی ادبیات را حاصل برخورد سه یا چهار اتفاق انسانی همچون جریان‌های مختلف فلسفی، سیاسی و اجتماعی در تاریخ دانست و افزود جریان‌هایی که در تاریخ آن‌ها را به عنوان مکتب می‌شناسیم دارای ویژگی‌ها و مؤلفه‌های متمایزی هستند که انتظار مخاطب با دیدن این کتاب، رویارویی با آن‌هاست. اما مشخص نیست که چرا کتاب دست به چنین تقسیم‌بندی‌ای زده است و چرا برای آغاز به سراغ جریان فمنیسم رفته است؟ او گفت باید دید که آیا فمنیسم یک جریان ادبی است که بتوان آثاری را یافت که براساس آن تألیف شده باشند یا آنکه فمنیسم یک مضمون یا موضوعی است که ممکن برخی آثار به آن بپردازند؟ او تفاوت‌های برخی نحله‌های مطرح شده در این کتاب را از ایرادات آن دانست و گفت مشخص نیست که معیار تقسیم‌بندی‌ها، همچون فمنیسم، موضوع بوده است یا همچون مینی‌مالیسم یا رمان تجربه شکل و ساختار قالب. همچنین است تقسیم‌بندی‌های فرعی فمنیسم که شامل 31 زیرمجموعه می‌گردد. وی گفت در علوم انسانی باید سند ادعاهای مطرح ‌شده مشخص باشد و منبع این تقسیم‌بندی‌ها یا وجه اشتراک آن‌ها تعیین گردد.
آقای حامد تأملی، دیگر کارشناس حاضر در جلسه در تأیید حرف‌های خانم عرفانی گفت فمنیسم بیشتر دارای رویکرد انتقادی بوده است و به همة مسائل با نگاه انتقادی می‌نگریسته است. پس از آن نویسندگان فمنیسم به این نتیجه رسیدند که خود باید دست به کار شوند و به نوشتن داستان روی بیاورند. تأملی ضمن این توضیح گفت اما در این کتاب مؤلفه‌ها و ضوابط اینگونه آثار مشخص نمی‌گردد و ما بیشتر با معرفی این جریان و برشمردن زیرمجموعه‌های آن روبرو هستیم. یک بحث کلی این است که هدف این کتاب در اصل چه بوده است؟ او افزود موضوع استعمار نو در میان مقالات بسیار پررنگ شده است، اما به نظر نمی‌رسد که این موضوع بتواند نخ تسبیح مقالات باشد. شاید بهتر باشد این مقالات یکبار دیگر از ابتدا تدوین شود. انتظار خواننده در بسیاری از مواقع برآورده نمی‌شود. خواننده از این کتاب توقع آشنایی با نحله‌های ادبی و شناخت ساختار آن‌ها را دارد؛ اما بر خلاف انتظارش می‌بیند که سر از جایی دیگر در می‌آورد.
مجری جلسه با تأیید حرف‌های آقای تأملی گفت من هم معتقدم با وجود بدیع بودن بسیاری از این مباحث، گاهی به انتظار مخاطب پاسخ درستی داده نمی‌شود و در بعضی از موارد شاهد آن هستیم که که توضیحات کاملی از سوی نویسنده ارائه نشده است. مثلاً همة‌ توضیحی که دربارة فمی‌ نازی داده می‌شود دو خط و نیم است یا همة توضیحات فمنیسم مادی‌گرا در حدود چهار خط است.
آقای کامران پارسی‌نژاد در پاسخ برخی نکات بیان شده گفت گاهی تأخیر در چاپ باعث مشکلاتی می‌شود. مثلاً من پنج‌سال پیش صاحب نثری بودم که اکنون دیگر به آن شیوه نمی‌نویسم. اما کتاب خورشید می‌ماند من اکنون منتشر شده است؛ در حالی که نگارش آن به پنج سال پیش بازمی‌گردد. این کتابِ مورد بحث هم اگر پنج سال پیش منتشر شده بود شاید تأثیرگذاری بیشتری می‌داشت. زیرا با گذشت زمان و عرضة کارهای بهتر و بیشتر سطح توقعات از یک اثر نیز تغییر می‌کند. او در ادامه گفت مسئلة دیگر نحوة نگارش یک کتاب است. در تألیف یک کتاب واحد، نویسنده ساختار آن را در ذهن خود آماده می‌سازد و بحث را از جایی آغاز و به جایی ختم می‌کند. اما در مجموعه ‌مقالات اینگونه نیست و ممکن است بین مقالات وحدت رویه و انسجام چندانی وجود نداشته باشد. این کتاب هم حاصل جمع‌آوری مقالاتی بوده است که پیش از این در نشریة ادبیات داستانی یا جاهای دیگر به چاپ رسیده است. وی افزود مقالة نوشته شده برای مجله نیز با یک کار پژوهشی منظم تفاوت دارد. در اینجا نویسنده باید در طی چند صفحه تلنگری به مخاطب بزند و در مجالی اندک همة‌ حرف خود را بازگو کند. این نقیصه وجود دارد؛ اما مرسوم است و در آثار نویسندگان بزرگی چون «زرین‌کوب» هم دیده می‌شود.
خانم عرفانی در ادامة‌ صحبت‌های قبلی خود گفت ما هم به این نتیجه رسیده بودیم اما باید این مسئله در کتاب قید می‌شد تا خواننده تکلیف خود را با کتاب روشن کند و دلیل اینکه مقالات دارای ساختار منسجمی نیستند مشخص گردد. او گفت ضمن قبول این نکته، در خود مقالات نیز مواردی وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کرد. مثلاً چرا در پایان بخش فمنیسم نام نویسنگان زنی که برندة جایزة نوبل ادبی شده‌اند، آورده شده است؟ آیا هر زنی که نوبل ادبی را ببرد فمنیسم است؟ یا باید در قالب فمنیسم بنویسد؟ و بعد در صورت قبول این امر، مشکل دیگر این است که چرا آثار این نویسندگان معرفی نمی‌شود؟ این مشکل در جاهای دیگر هم وجود دارد و به نام نویسندگانی اشاره شده است که آثارشان معرفی نگردیده است. این امر ممکن است برای خواننده ایجاد مشکل کند. زیرا احتمال دارد همة آثار یک نویسنده به یک شیوه و سبک نباشد. مشکل دیگر نحوة بیان برخی نظریات است. نویسنده گاهی در کتاب می‌نویسد که منتقدان در این زمینه چنین نظری دارند. اما مشخص نمی‌شود که چه منتقدی و در کجا و در واقع سند آن مشخص نیست و این اصلاً صحیح نیست. خانم عرفانی در بحثی دیگر پرسید آیا می‌توان ساختارگرایی یا ساختارشکنی را یک جریان دانست؟
مجری جلسه در همراهی با خانم عرفانی عنوان کرد دربارة ساختارگرایی ترجمه‌های بسیاری وجود دارد؛ اما کمتر منبع قابل دسترسی‌ای هست که این موضوع را شسته و رفته تبیین کرده باشد. او گفت با توجه به اینکه این اثر یک اثر تألیفی است،‌ این انتظار را داشته است که با توضیح شفاف و روشنی از موضوع مواجه شود. اما در این کتاب هم ابهام‌های فراوانی وجود دارد که ممکن است برای دانشجویی که به منابع دست اول دسترسی ندارد، ایجاد مشکل کند.
خانم عرفانی با قبول این حرف بخشی از مشکل را به نفس موضوع مرتبط دانست. او گفت این مشکل، غیر از ادبیات در زمینه‌های دیگری چون فلسفه و علوم اجتماعی نیز وجود دارد. در واقع نه به درستی معنای ساختار مشخص شده است و نه معنای ساختارشکنی. خانم عرفانی سؤال دیگری نیز طرح کرد که این کتاب،‌ کتاب هویت‌شناسی است یا نقد؟ او در توضیح بیشتر گفت در هویت‌شناسی خواننده انتظار مواجهه با قضاوت دربارة فلان جریان را ندارد. در هویت‌شناسی باید به معرفی پرداخت و فضاوت را بر عهدة خوانند نهاد. اگرچه آقای پارسی‌نژاد در ابتدای بحث به رد پای استعمار نو در همة‌ این جریان‌ها به درستی اشاره کردند، اما این صحیح نیست که نویسنده در ابتدای هر بحث بر این مسئله تأکید کند. مثلا در آغاز رئالیسم جادویی به این امر تصریح شده است. در کتاب معرفی فقط باید زمینه‌ها تبیین شوند و قضاوت به خواننده سپرده شود. او افزود در بخش رئالیسم جادویی نقش سلمان رشدی بسیار پررنگ شده است. چرا باید بر نام این نویسنده اینقدر تأکید شود؟ آیا نمایندة تام و تمام جریان رئالیسم جادویی سلمان رشدی است؟ خانم عرفانی بار دیگر تأکید کرد که در بخش‌هایی چون رئالیسم جادویی و مینی‌مالیسم مرجع بسیاری از بحث‌ها مشخص نشده و در آنجا که نویسنده می‌گوید نظر منتقدین این است، تعیین نمی‌کند که این منتقدین چه کسانی هستند و بهتر بود مقالات یک ویراست نهایی می‌شد و سپس به دست چاپ سپرده می‌شد. باید در آن برخی از مراجع مشخص می‌گردید و برخی عنوان‌ها تغییر می‌یافت و در بخش پایانی کتاب، کتابنامه افزوده می‌شد.
پس از صحبت‌های خانم عرفانی مجری از آقای تأملی خواست که نظر خود را در خصوص این کتاب بیان نماید.
آقای حامد تأملی در بررسی کتاب گفت ما در این اثر با هجمه‌ای از عناوین و موضوعات مختلف روبرو هستیم که ممکن است مخاطب را به اشتباه بیندازد و باید دسته‌بندی دقیقی از آن‌ها صورت بگیرد. ما در این کتاب هم شاهد معرفی نحله‌های ادبی هستیم و هم گاهی ژانر ادبی. حتی گاهی از اتفاقاتی مثل استعمار نو اسم برده می‌شود که در هیچ‌یک از این دسته‌بندی‌ها نمی‌گنجد و در واقع نه ژانر است و نه نحله. این چیدمان باید تغییر کند و اصلاح شود. مثلاً بحث استعمار نو چیزی نیست که نویسنده در ابتدا بر آن تأکید کرده باشد؛ اما در هر مقاله به آن اشاره شده است. در نتیجه بهتر است مقالة‌ استعمار نو اصلاً به عنوان مقدمة کتاب بیاید یا حداقل یک مقدمة دیگری بر این کتاب نوشته شود. آقای تأملی بهترین مقالة این کتاب را مقالة رئالیسم جادویی دانست و گفت در این مقاله هم تاریخچة این نحله مشخص شده است و هم زمینه‌های استعمار نو به خوبی در آن جریان‌شناسی شده است و به مشخصات این نحله نیز اشاره شده است. او افزود مسئله‌ای که ما در این کتاب بسیار با آن روبرو هستیم پیش‌داوری است و این پیش‌داوری دست نویسنده را به‌راحتی رو می‌کند و سبب می‌شود خواننده انگیزة لازم را از دست بدهد. در مکاتب ادبی بسیار دیده می‌شود که مکتبی ظهور می‌کند و قوانینی را وضع می‌کند و مکتب دیگری می‌آید و آن قوانین را می‌شکند. چیزی که در بحث ساختارگرایی و ساختارشکنی هم مشاهده می‌شود و جا داشت که در کتاب به این شباهت‌های تاریخی اشاره می‌شد. آقای تأملی در بحثی دیگر اشاره کرد که غیر از رویکرد کلی مقالات، گاهی زبان نیز ژورنالیستی می‌شود. مانند جلمه‌ای که در پایان یکی از مقالات آمده است و به مخاطب می‌گوید «تا نظر شما چه باشد!». ویرایش چنین نکاتی می‌تواند در در فاصله گرفتن بیشتر یک اثر از یک متن ژورنالیستی مؤثر باشد. مقاله رمان سیاسی مشابهت بسیاری با مقاله رمان عقاید دارد و گاهی با یکدیگر همپوشانی پیدا می‌کنند. بهتر بود این دو بخش در هم ادغام می‌گردید. همچنین تفاوت ساختار و فرم هم به روشنی در کتاب مشخص نشده است و ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازد.
وی در ادامه گفت در بخش رمان سیاسی همچنین اشاره شده است که اینگونه آثار معمولاً آثاری سطحی هستند. در حالی که من نمونه‌های بسیاری چون خرمگس و نان و شراب را در خاطر دارم که اینگونه نیستند. آثار سیاسی بسیاری را می‌توان سراغ گرفت که در آن‌ها به‌خوبی به روابط انسانی توجه شده است و پرداخت خوبی هم دارند. من گمان می‌کنم بحث استعمار نو در تعریف ژانرها بیش از اندازه دخیل شده است. در رمان تاریخی نیز به همین گونه است و چون این مسئله برای مخاطب توضیح داده نشده است، خواننده از اینکه هر بحثی در نهایت به استعمار نو می‌رسد دلزده می‌شود و ممکن است احساس توهم توطئه کند و این خوب نیست. در رمان عقاید هم مشخص نمی‌گردد که آیا طرح یک عقیده باعث به‌وجود آمدن رمان عقاید می‌شود یا به اثری که منبعث از یک عقیده است رمان عقاید می‌گویند. بی‌گمان هر اثری انتقال‌دهندة‌ عقاید نویسندة آن اثر است. بر چه اساسی می‌توان یک اثر را رمان عقاید دانست؟
وی گفت در تحلیل رمان با بحثی مواجه هستیم به نام اسطوره‌سازی و در آن‌جا به صورت بسیار گذرا به ارائة اسطوره‌های جدیدی چون «شهید همت» و «شهید چمران» توصیه می‌شود. در حالی که بسیاری معتقدند نباید از شهدا اسطوره ساخت و باید آن‌ها را برای جوانان قابل دسترسی کرد.
تأملی نکتة‌ دیگر را محل قرارگرفتن مقالة‌ زنان زیبارو دانست و افزود این مقاله از حیث داشتن سیر تاریخی یکی از بهترین مقالات کتاب است؛ اما بهتر می‌بود قبل یا بعد از مقالة فمنیسم قرار می‌گرفت. همچنین به‌نظر می‌رسد در مقالة ادبیات آفریقایی ‌آمریکایی‌ بیش از اندازه بر بحث استعمار نو تأکید شده است و نیز شاخصه‌های این جریان به درستی مشخص نشده است و تنها با اشاره به دو یا سه رمان این تردید در ذهن خواننده به وجود می‌آید که اصلاً آیا می‌توان این اتفاق را یک جریان دانست؟ و من به راستی سؤال دارم که این مقاله اصلاً‌ چرا نوشته شده است یا حداقل در این کتاب گنجانده شده است؟ سیاهان در غرب در حیطة موسیقی بسیار تأثیرگذار و جریان‌ساز بوده‌اند. اما آیا در ادبیات هم می‌توان برای آن‌ها جایگاهی متصور شد؟ به نظر من نمی‌توان برای آن‌ها در ادبیات نمود یا بروز و ظهوری قائل شد.
آقای تأملی ایراد دیگر کتاب را تصور کلی‌ای دانست که از ادبیات به خواننده ارائه می‌شود و در توضیح آن گفت خواننده با خواندن این کتاب از خواندن ادبیات و مطالعه، احساس وحشت می‌کند. این در حالی است که هدف اصلی، این بوده است که خواننده با دقت و توجه بیشتر به مطالعه بپردازد. بهتر بود در کنار این مقالات بخشی نیز به ارائة راهکار اختصاص می‌یافت تا از این جهت به خواننده کمک شود. به نظر من با یک ویراست مجدد و تغییر چیدمان و برخی حذف و اضافات می‌توان این کتاب را به شکل مناسب‌تری به بازار عرضه کرد.
آقای پارسی‌نژاد در پایان جلسه و در پاسخ به بخشی از این انتقادات گفت مجموعه مقالات با کتاب تألیفی بسیار تفاوت دارد و متأسفانه در این کتاب، به این مسئله اشاره‌ای نشده است و مشخص نگردیده که این کتاب مجموعه‌ مقالات است. همچنین باید دید که یک مقاله برای چه نشریه‌ای نوشته می‌شود. مثلاً ممکن است در فصلنامة شعر مقالة کامل‌تری نگارش یابد اما برای روزنامة جام جم که هر روز منتشر می‌شود و در آن مجال بسیار کمتری وجود دارد،‌ فرصت زیادی برای پرداختن به مباحث فراهم نباشد و باید از بسیاری از موضوعات با شتاب گذشت. نکتة‌ بعدی این است که همان‌طوری که اشاره شد، بسیاری از این جریان‌ها تا تبدیل شدن به یک نحلة‌ ادبی فاصله دارند. مثلاً‌ فمنیسم جریانی است که نتوانست نحله شود و به همین دلیل نمی‌توان برای آن چارچوب یا ساختار مشخصی تعیین کرد. در رئالیسم جادویی هم هدف معرفی و تبیین این جریان نبوده است. بلکه در این جریان من به دنبال رد پای سیاسی بوده‌ام و به همین علت به سراغ کسی رفته‌ام که بیشترین استفاده از او در این زمینه شده است و طبیعی است که نقش سلمان رشدی در اینجا کمی پررنگ شود.
وی درباره ارجاعات نیز گفت که بخش عمده‌ای از آن‌ها دارای ارجاع بوده‌ است. اما گاهی ناشران و سردبیران با برخوردهای سلیقه‌ای خود آن‌ها را حذف می‌کرده‌اند و متأسفانه من هم نسخة اصلی را پیش خود نگه نمی‌داشتم. به همین دلیل در جمع‌آوری دوبارة‌ مقالات بخشی از ارجاعات از بین رفته است و من هم معتقدم تأکید بر عنوان مجموعه ‌مقالات و افزودن یک مقدمه می‌تواند در ارائة بهتر این کتاب بسیار مفید باشد. البته باید امکانات و مشکلات ارتباطی هفت سال پیش را نیز در نظر گرفت. اکنون من به‌راحتی با بسیاری از نویسندگان در خارج از کشور تماس می‌گیرم و از طریق نامه‌های الکترونیکی با آن‌ها گفتگو می‌کنم. اما چند سال پیش این فرصت به گونه‌ای که اکنون فراهم است مهیا نبود. به همین دلیل زمان در نشر یک اثر بسیار مهم است.
در پایان مجری ضمن تشکر از نویسنده و کارشناسان جوان حاضر در جلسه، از توضیحاتی که ارائه کردند تشکر نمود و شیوه نقد جوان را از سیاست‌های نشر مکتوب دانست که تا کنون بسیار هم موفق بوده است.

مدیریت نشر مکتوب،




عناوین دیگر :
برگزاري ميزگرد تحليلي - تاريخي " اميركبير و امراي صغير "
شعر سياسي در گفتگو با علي محمد مؤدب
تبیین ابعاد مختلف موضوع فتنه
مبارزه فدائیان اسلام در صدر حرکت های مسلحانه ایران بود
در پيشگاه دادگاه تجربه
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 994
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1291808
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹