تعداد بازدید : 634
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
یکشنبه، ۱۳ دی ۱۳۸۸
نقد کتاب "طوفان واژه ها"

 

راضيه ايماني

 

در دومین نشست نقد کتاب از سلسله جلسات حلقه ی قول و غزل به بررسی کتاب "طوفان واژه ها" سروده ی "حمیدرضا برقعی"پرداخته شد.

به گزارش خبرنگار كانون انديشه جوان،  دومين نشست نقد كتاب با حضور "اسماعیل امینی"، " زهیر توکلی"، "سعید حدادیان" و "حجت الاسلام زمانی" در سالن همايش هاي كانون انديشه جوان در فضايي دوستانه برگزار گرديد.
 
در این جلسه قرار بود "یوسفعلی میرشکاک" و "محمدعلی مجاهدی" نیز حضور داشته باشند که به علت راهپیمایی روز چهارشنبه و ازدحام ناشی از آن، نتوانستیم از حضور این دو کارشناس ارجمند بهره مند شویم.
اگرچه دومین جلسه ی نقد کتاب با تأخیر برگزار شد اما حضور چشمگیر شاعران جوان مذهبی سُرا و عاشقان حسین بن علی علیه السلام و خاندانش در سیزدهمین روز از محرم الحرام، به قدری بود که شور و حالی دیگرگونه را به این محفل می بخشید.
صحبت های اولیه در این جلسه طبق عرف و عادت، ابتدا در کلیت مضامین می چرخید، شعر دینی و آیینی و تعاریف مربوط به آن و تفاوت های آن با شعر مذهبی از مباحثی بود که در آغاز جلسه مطرح شد.

 تقسیم بندی شعر فارسی به شعر مذهبی و غیرمذهبی  نادرست است
اسماعیل امینی اینگونه سخن را آغاز کرد: حاصل دسترنج و اندیشه و تجربه ی بزرگان گذشته ی ادبیات اینگونه به دست ما رسیده است که همیشه شعر و زبان و فرهنگ و ادبیات فارسی در پیوستگی با معنویت و دین و به ویژه در ابراز عشق و ارادت نسبت به خاندان پاک پیامبر اکرم(ص) شناخته شده است و هرگز شعر و ادب فارسی حتی برای مقطع گذرا و کوتاه از معنویت ، دین و قرآن کریم جدا نبوده است بنابراین تقسیم بندی شعر فارسی به شعر مذهبی و غیرمذهبی  نادرست است. آنچه در گونه های مختلف، در ادب فارسی وجود دارد، خواه ناخواه تحت تأثیر تربیت دینی و اسلامی است؛ دست کم این است که فرهنگ قرآن کریم و تعالیم دینی تأثیر خود را بر روی زبان، واژگان، ترکیبات و ارجاعات، تمثیلات، کنایات و... گذاشته است. یعنی اگر در شعری چندان با اندیشه ی دینی مواجه نباشیم با واژگان، تعابیر، اصطلاحات و کنایات دین مواجهیم؛ حتی کسانی که از سر ستیز خواسته اند به گونه ای شعر بگویند که هیچ پیوستگی ای با سنت و آیین معنوی مردم نداشته باشد، باز هم تأثیر آن را می بینیم.
امینی درباره نقد شعر جوانانی که می خواهند میراث دار مداحان و مرثیه سرایان بزرگ شعر فارسی باشند، گفت: اهمیت نقد چنین اشعاری بسیار بالاست، از آن جهت که این بخش از شعر بسیار خطیر است. بسیاری از مردم معمولی ما به طور خاص اهل مطالعه ی شعر یا ادبیات نیستند و تنها از طریق اشعاری که در هیئت ها می شنوند، با شعر ارتباط برقرار کنند و به خاطر وجود  همین مخاطبان و پیوستگی ای که اینگونه از آثار با فرهنگ و آیین و اعتقادات ما دارد، روی آوردن شاعران جوان به این شاخه از شعر فارسی هم خوشحال کننده  و هم مسئولیت آفرین است تا بعدها این شاخه از شعر در مسیری قرار گیرد که اگر سالیانی بر ما گذشت رهآوردهای ارجمندی از این تحول و اقبال گسترده ی شاعران جوان نسبت به شعر دینی و مدح و منقبت ائمه حاصل شود.
 
شعر دینی تا شعر آیینی!
حجت الاسلام زمانی درباره تفاوت های شعر دینی و آیینی گفت: شاید نام گذاری این گونه از شعر به اشعار آیینی چندان هم درست نباشد، آیین به معنای مناسک است و مناسک یک بخش از دین است. هر دینی به چند بخش تقسیم می شود، بخشی اعتقادات اصلی آن دین، بخشی دیگر مباحث عرفانی آن، بخشی مباحث فلسفی و زیربنایی آن دین بوده و بخشی نیز مناسک و آیین های آن دین است. آیین ها بخش هایی است که بیشتر با نمادها همراه بوده و بهتر است بگوییم شعر دینی تا شعر آیینی! اما به هرحال این نام مرسوم شده است.
او در توضیحات تکمیلی این مقدمه گفت: هر شعری که از فطرت انسان برآید و تضادی با ارزش های انسانی نداشته باشد می تواند شعر دینی یا همان آیینی باشد اما چیزی که در حال حاضر به این عنوان مصطلح شده شعری است که نمادهای دینی بیشتری در آن وجود دارد و ما آن را به این نام می شناسیم. یکی از دلایلی که شاعران را به این شاخه از شعر متمایل می کند، قدرت تأثیرگذاری بالای این شعر است. گروهی از شعرا فرضیه ی هنر برای هنر را پذیرفته اند و برای هنر اصالتی غیر از هنر قائل نیستند که در آن افراط و تفریط وجود دارد؛ بعضی دیگر نیز هنر را ابزاری برای تکامل انسان و رشد آن می دانند که می تواند به رشد مادی و تکامل معنوی نیز تقسیم شود. وقتی از هنر برای تبلیغ کالای اقتصادی استفاده شود مادی می شود و بالعکس، وقتی از هنر برای تعالی انسان بهره گرفته شود در تقسیم بندی معنوی آن جای می گیرد.
او درباره اشعار آیینی که وارد متن مردم شده و زمزمه ی اهل دل می شود گفت: در بعضی از مواقع یک مداح یا یک گوینده، شعری را در مجلسی می خواند یا یک خطیب دو یا سه بیت از شعری را زمزمه می کند که مخاطب آن ده هزار نفر است، همین شعر در یک جلسه ی دیگر و در جلسات متعدد دیگر خوانده شده و همین طور ادامه می یابد و در یک روز عاشورا، یک شعر خوب، یک بند از ترجیع بند محتشم در صدها مجلس با مخاطبان فراوان خوانده می شود، تأثیرگذار تر از این گونه ی شعری با این کثرت از مخاطب در هیچ بخشی از ادبیات وجود ندارد که هنوز هم افق های فراوانی در آن وجود دارد که به روی ما گشوده نشده است.
او درباره مجموعه ی طوفان واژه ها گفت: این مجموعه نشان دهنده ی دغدغه های شاعر نسبت به شعر آیینی است. شاعر از یک طرف علاقمند به شعری ممتاز بوده و از سویی دیگر نیز مشتاق بیان صحیح لحظات زندگی خاندان نبی است. متأسفانه در بعضی از اشعار مذهبی و دینی ما با تفکراتی غیر شیعی مواجهیم که شاید از نظر ادبی نیز ممتاز باشند اما در تضاد با تعلیمات اسلامی است. شاعرانی که وارد این عرصه می شوند باید در تلاش باشند تا تفکر صحیح شیعی را از منابع اصلی آن بشناسند و سعی در تازه کردن این معلومات داشته باشند. همیشه محافلی برای نقد اشعار مختلف وجود دارد اما برای نقد تفکر اشعار دینی مجلسی درنظر گرفته نشده و شاعران این عرصه نیازمند این محافل با حضور علمای اهل فن، هستند.
او برقعی را از زمره شاعرانی دانست که توانسته است با عرضه ی شعر خود در حضور علمای دینی و استفاده از معلومات آنها این خلاء را پر کرده و آن را در شعر خود انعکاس دهد و گاه دیده شده که شاعر ابیاتی از شعر خود را که دارای نازک خیالی ها و کشف های شاعرانه ی دیریاب بوده اما اندیشه ی آن با تفکرات دینی سازگاری نداشته را از شعر خود حذف کرده است.
امینی در جمع بندی این قسمت از بحث گفت: باید تلاش شود تا این گونه از شعر از هر دو جهت یعنی هم از جهت فنون ادبی و بلاغی و هم از جهت اندیشه صحیح دینی، پربار و بر باشد و طوفان واژه ها نمونه ی خوبی برای بررسی این مباحث است. برقعی دستآورد و اشعار گذشتگان را در این زمینه مطالعه کرده است و این احاطه در شعر او به خوبی نمایان است.

 
شعری که در خدمت اهل بیت باشد به تأیید روح القدس می رسد
در این بخش از جلسه زهیر توکلی نظرات خود را درباره شعر دینی و آیینی مطرح کرد و نام شعر مذهبی یا شعر منقبت ائمه را برای این شاخه از شعر مناسب تر دانست و افزود: ما اشعاری با عناوین شعر مذهبی، شعر منقبت، شعر مرثیه، شعر زیارت و... داریم که شعر آیینی در این بخش نمی گنجد؛ اگر مقصود از کلمه ی آیین، آیین عزاداری باشد، شعر مورد نظر ما شعر آیینی نیست، شعری که به کار مجلس عزاداری می آید شعر خاصی است و در گونه های اشعار مکتوب نیست. اگر مقصود از اشعار آیینی همان باشد که در عزاداری ها خوانده می شود، به این نامگذاری نزدیک تر است. اصطلاح شعر آیینی برای اشعار نمی تواند مفید باشد و مقصود را نخواهد رساند. شاعران این عرصه باید با افتخار و سربلندی در مجامع مختلف، شعر خود را شعر مذهبی و شعر اهل بیت بخوانند. نکته ی قابل توجه دیگر آن است که شاعران این عرصه باید در روایت و احادیث جستجو کرده و دریابند که اهل بیت، آنان را به سرودن چه شعری توصیه کرده اند و خود این بزرگواران، زیر چه نوع شعری امضا زده و آن را تأیید کرده اند تا براساس این فرامین عمل کنند.
او بعد از نام بردن از شاعرانی چون لبید ابن ربیعه یا حسان ابن ثابت که درباره عظمت و حقانیت پیامبر می سرود، گفت: شاعری که با شعرش در خدمت دین و اهل بیت باشد، شعرش به تأیید روح القدس می رسد پیامبر نیز به حسان ابن ثابت فرمود وقتی درباره ما شعر می گویی روح القدس تو را همراهی خواهد کرد. شاعران مذهبی اگر قرار است در زمره ی شاعران راستین مذهبی باشند باید مجرای الهام شیاطین نبوده و مجرای الهام روح القدس باشند.ما دو نوع شعر داریم؛ شعری که به تمامی، از الهامات شیاطین است و شعری که تآیید روح القدس است با توجه به این قضیه یکی از اقسامی که اهل بیت برای شعر گفتن به آن امر کرده اند، مصیبت آقا عبدالله الحسین(ع) است. بنابراین می توانیم بگوییم ما گونه ای از شعر دینی از نوع شیعی داریم؛ چون یک مسیحی یا دینداران دیگر هم ممکن است شعر دینی بگویند، اما شعر دینی ای که مال ماست شعری است که اهل بیت عصمت و طهارت ما را به آن امر کرده اند و چون امر در آن است پس سرودن این شعر عبادت محسوب می شود و همان طور که عبادت نیاز به طهارت دارد، شعر دینی سرودن هم نیازمند طهارت و به خصوص طهارت باطنی است تا ظرفیت یابد و به تأیید روح القدس برسد.


توکلی در بیان آنکه آیا شعر عاشورایی باید دارای پیام سیاسی و یا اجتماعی باشد گفت: اگر شعر عاشورایی دارای پیام اجتماعی هم باشد خوب است اما این موضوع در تعریف این شعر هیچ وجوبی ندارد؛ آنچه اهل بیت توصیه کرده اند این است که مصائب ما اهل بیت را ذکر کنید، نفس احیای این یادآوری آن است که این واقعه فراموش نشود و زنده بماند. اگر شاعری صرفاً ذکر مصیبت کند همان نیز عبادت است و همان هم شعر عاشورایی است و شاعران نباید تحت تأثیر این تعاریف قرار بگیرند چرا که هنوز تمام ظرفیت های عاشورا به فعلیت نرسیده و باید همچنان اصل آن قضیه گفته شود.
 
شاعر اگر مذهبی و دینی شد، بعد از ظلم باید انتصار کند
سعید حدادیان که از دقایقی قبل به جمع کارشناسان پیوسته بود با قرائت آیاتی از سوره ی مبارکه ی "شعرا" در باب اهمیت شاعران این عرصه گفت: " إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ "آیه 227 سوره شعرا- ما در قرآن کریم سوره ای داریم که به نام شعرا معروف شده و در دادن خط مشی به شاعران، بعد از نفی اهل اباطیل چند سرمشق در خود دارد. "الی الذین آمنو" پس شعر باید ایمانی و توحیدی باشد، "و عملوا الصالحات" آنچه که از اعمال صالح به عنوان پند و غیر از آن درنظر بگیرید. در بین همه ی برجستگی ها مسأله ی انقلابی شعر گفتن مطرح می شود، می پرسند عمر خود را کجا فنا کردی و بعد می گویند جوانی خود را کجا فنا کردی و آن را امری جداگانه قرار می دهند، چرا که برای این بخش از عمر حرمت خاصی قائل بوده اند. قطعاً به حسین بن علی(ع) بدون نگرش مبارزه اش علیه ظلم، ظلم شده است و ما فرزندان امام امتیم و از او دین شناس تر نداریم. قرآن می گوید "وانتصروا من بعد ما ظلموا" شاعر اگر مذهبی و دینی شد، بعد از ظلم باید انتصار کند. امام حسین(ع) در روز عاشورا به زبان شعر با شاعران صحبت کرده است، در گودال قتلگاه نیز با حلقوم بریده باز به زبان شعر با شاعران صحبت کرده است، چرا این کار را کرده است؟ می توانست به جای آن قرآن بخواند، اما دستگاه سیدالشهدا با شعر پر و بال می گیرد، باید هنر باشد تا این دستگاه کاری را که باید، انجام دهد، به همین خاطر دست شاعران را باز گذاشته است. شب عاشورا وقتی می خواهد پیام دهد می گوید: "یاد قفن لک یا خلیلی" روز با سکینه(س) امام حسین (ع) می تواند آیات بخواند اما شعر می خواند "لا تحرقی قلبی به دمعک حسرت مادام من روفی جفمانی..." تا روح در بدن من است با اشکت مرا آتش نزن. امام حسین می فرماید ای بهترین زنانی که بعد از من پرچم گریه را بلند می کنید...امسال در روضه ی امام حسین من از اشعار عاشورایی بانوان شاعر استفاده کردم، شعر ورودیه ی خانم مریم سقلاطونی بسیار عالی بود که آقای انسانی هم در جای دیگر همان را انتخاب کرده بودند، یا شعر خانم پروانه نجاتی. حضرت سکینه(س) مجلس شعر برای امام حسین برگزار کرد، در آن مجلس به همه کسانی که شعر سروده بودند هزار درهم می دهد اما به کسی که شهدای بدر را با شهدای کربلا یکی کرد، چهار هزار درهم می دهد، این نشان می دهد که در عرصه ی سیاست، شاعران باید منزلت ها را روشن کنند.
حدادیان آیه ای را که روایت شده حضرت امام حسین (ع) در طشت خوانده است را بازگو کرده و شاعران را به موسیقی این آیه و حروف استفاده شده در آن به لحاظ گرما و سرما و غلیان آن توجه داد: " وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ " این آیه آخر آیه ی سوره ی شعرا است؛ چرا اما حسین آخرین حرفی را که بعد از شهادتش می زند، آیه ی سوره ی شعرا است؟ پس او با شاعران کار دارد، از ما توقع دارد و زیر چوب یزید هم کد می دهد که شاعران، مرا به یاد داشته باشید.
 
آیا می توان متدین بود و شعر سرود؟
حدادیان در این بخش وارد مبحث جدیدی شد؛ او این سئوال را مطرح کرد که آیا می توان متدین بود و شعر سرود؟ او در توضیح این سئوال از صفای اصفهانی نام برد و گفت: صفای اصفهانی که شعرش قرنی را در تسخیر خود دارد، یک مجتهد بوده است، او شعر معروف خود را در وزنی سروده است که همه آن را برای حماسه استفاده می کنند، "غمت در نهانخانه ی دل نشیند/ به نازی که لیلی به محمل نشیند"، در نقد کتاب طوفان واژه ها در بعضی موارد سخنانی گفته شده که شایسته ی این کتاب نیست، و حسن کار قبح شده است، گفته اند برقعی غزل عاشقانه ندارد پس شعر او را به رسمیت نمی شناسیم. ما نباید با نقدمان افراد را تخریب کنیم، چرا برقعی غزل عاشقانه بگوید؟ او از ابتدا در همین مجالسی که برای اهل بیت برپا شده است، نشو و نما یافته. او در این بخش یکی از اشعار کتاب طوفان واژه ها را خواند و درباره ی اندیشه ی به کار گرفته شده در ابیات و توجهی که شاعر در شعر خود به احادیث و روایات و قطعه های تاریخی داشته است، سخن گفت. او کلید واژه و رمز موفقت کتاب برقعی را رخصت از شاعران بزرگی چون محتشم یا صائب دانست که شاعر در ابتدای کتاب خود به آن اشاره کرده است.
 
قدمگاه شعر برقعی را برای صعود!
اسماعیل امینی در این بخش از جلسه ی نقد و بررسی حلقه ی قول و غزل درباره شعر مدح و منقبت ائمه گفت: گروهی از شاعران بر این گمانند که هرچه در مدح و منقبت ائمه گفته اند، هرچند بد هم سروده باشند، خوب است، و این را بهانه کرده اند که چون موضوع مقدس است لابد کلام آن شعر یا کلمات آن و قالب شعر و حتی شاعر آن هم مقدس است، این تصور درباره مفاهیم مربوط به ارزش های انقلاب و شاعران این عرصه نیز وجود دارد. این موضوع نباید بهانه شود که منتقدان این نوع از شعر را ارزیابی نکنند به هر روی هرچه موضوع متعالی هم باشد، چون کلام بشر است پس می توان بر آن خرده گیری کرد. نکته ای که درباره این کتاب باید ذکر شود آن است که در این مجموعه، شاعر چند جور مخاطب را برای خود متصور شده است که یکی از آن مخاطبان شاعران هم سن و سال خود شاعر است، برای آنکه بگوید من هم با آن نوآوری ها و ابتکاراتی که در شعر امروز می بینیم آشنا هستم در این حیطه وارد شده و از همان شیرین بازی هایی که شاعران جوان در شعر انجام می دهند، به کار برده است مثل استفاده از حرف اضافه یا ربط در ردیف و...که ازنظر من کار در این بخش ها خیلی قدرتمند نیست و درواقع آنجا نیست که برقعی را آن شاعر خوبی می کند که ما به آن نام می شناسیم و او را چهره کرده است. بخش دیگر اشعاریست که برای هیئت ها و مراسم سوگواری سروده شده است و در آن ملاحظه ی مخاطبانی را کرده است که شاید با شعر به طور خاص مواجه نیستند و بنابراین ناگزیر شده است که یک مقدار در اشارات و تمثیلات صریح تر باشد و آشکارتر سخن بگوید، به نظر می آید باید آن قسمت را کاملاً جدا کرد و به عنوان بخشی جداگانه به عنوان شعر خطابی عرضه کرد چرا که اگر آن را در کنار سایر آثار بگذاریم از یک طرف کسانی را که در مجلس سوگواری در انتظار گونه ی خاص از شعر هستند ناامید کرده ایم و از دیگر سو اهل شعر را سردرگم می گذارد.


او در قدمگاه شعر برقعی را برای صعود، آنجایی دانست که شاعر توانسته کشفی در حوزه ی مفاهیم داشته باشد: برقعی کشف هایی در حوزه ی معانی و مفاهیم دارد که مخصوص خودِ اوست و برقعی در آن قسمت ها به توفیق می رسد و در این کتاب از این جنس کم نیست و می تواند سکوی پرتاب برای شعر باشد و شاعر می تواند قدمش را در آنجا بگذارد و حرکت کند. موضوع دیگر آن است که شاعر تلاش کرده گونه ها، شیوه ها و قالب های مختلف را بیازماید و حتی در این میان وارد بحر طویل شده که از نظر من به جهت سختی حفظ کردن ارجمندی زبان، خطر کردن برای شاعر است و او تقریباً از عهده ی این دشوار برآمده و بسیار خوب است که شاعر به یک شیوه ی بیان قانع نشده است.
 
سخنی درباره کلیت نقد شعر
امینی درباره نقد یک اثر ادبی گفت: منتقدان غالباً این تمایل را دارند که برای اثر ادبی تجویزاتی داشته باشند و نظرات خود را بگویند. اما اگر بتوانیم این را به نفع توصیف آن اثر ادبی تعدیل کنیم موفق تر هستیم. یعنی آنچه شاعر انجام داده است را توصیف کنیم، در نقدهای مطبوعاتی هم غالباً با نقدهایی روبرو می شویم که آقای حدادیان نیز به آن اشاره کرد؛ که چرا شاعر اینگونه نمی گوید، چرا درباره این موضوعات شعر نسروده است و...کار منتقد آن است که وصف کند که شاعر چه کرده و در کجا قرار دارد نه آنکه منتقد بگوید من تصورم درباره شعر این است و چون شاعر در آن مدار قرار ندارد پس اثر او دارای ارزش ادبی نیست. نگاه تجویزی نگاه علمی نیست حتی درباره مسائل بدیهی چون طرز سخن گفتن و حرکات دست و...اینها هم رسم شده که تجویز می کنیم مردم باید اینگونه باشند و آنگونه نباشند.
 
شعر محل بروز آدمیزاد است
زهیر توکلی نیز در بحثی که نتیجه ی تضارب آراء او با سعید حدادیان بود به همین نکات اشاره کرده و در این زمینه گفت: نمی توان تجویز کرد که شاعری شعر مذهبی بگوید و اگر شعر مذهبی سرود دیگر شعر عاشقانه نگوید! اگر شعر عاشقانه همراه با ارجمندی زبان و حیا در کلام باشد خوب هم هست، آن شعری عیب به حساب می آید که به بی حیایی منجر شود. شعر محل بروز آدمیزاد است، اگر شاعری شعر عاشقانه می گوید و در آن بی حیایی دارد، او خود را بروز داده است. شاعر تصمیم نمی گیرد که چه شعری بگوید، اشعاری که شاعر قبل از سرودن آن تصمیم به گفتنش می گیرد، معمولاً شعر خوبی از آب درنمی آید. ما نمی توانیم به شاعران مذهبی سرا تجویز کنیم که شعر عاشقانه بگوید یا نگوید! چرا که گاه لحظاتی از زندگی شاعر مثل هر انسان دیگری، تحت تأثرات و تجارب زیبای روحی عاشقانه قرار می گیرد که این می تواند لحظات پاک و ناب شاعرانه باشد .
 
 
در بخش انتهایی این جلسه، حمیدرضا برقعی از دوستان و کارشناسانی که در این جلسه شرکت داشتند تشکر کرده و از کانون اندیشه ی جوان خواست جلسه ی نقد دیگری برای آن مجموعه ترتیب دهد تا در آن اختصاصاً این اثر مورد بررسی قرار بگیرد نه مسائل و موضوعات حاشیه ای مربوط به آن. وی پس از این به قراﺋت شعری پرداخت که در وصف چهارده معصوم سروده شده بود، و به شدت مورد استقبال حاضران در جلسه قرار گرفت. در پایان شاعران حاضر نیز سوالات و نقد نظرهای خود را درباره ی مجموعه طوفان واژه ها ابراز کردند.


 





عناوین دیگر :
برگزاري ميزگرد تحليلي - تاريخي " اميركبير و امراي صغير "
شعر سياسي در گفتگو با علي محمد مؤدب
تبیین ابعاد مختلف موضوع فتنه
مبارزه فدائیان اسلام در صدر حرکت های مسلحانه ایران بود
در پيشگاه دادگاه تجربه
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1005
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1291819
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹