انتخابات دهم از منظر علوم اجتماعی بررسی شد
زينب صناعي
در میزگرد دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران کارشناسان جامعه شناسی، انتخابات دهم را از منظر علوم اجتماعی بررسی کردند.
به گزارش خبرنگار کانون اندیشه جوان، میزگرد علوم اجتماعی و انتخابات دهم با حضور دانشجویان دکترا و کارشناسی ارشد جامعه شناسی در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در فضایی دوستانه برگزارشد.
در ابتدای این نشست مجری از کارشناسان جوان خواست تا در محور نخست صحبت هایشان به این سوال پاسخ دهند که اگر بخواهیم از شرایط امروز ایران یک الگوی تحلیلی جامعه شناسی ارائه دهیم، چه الگویی است؟

"بهاره آروين" دانشجوی دکترای جامعه شناسی نظری فرهنگی دانشگاه تهران، فوت آیت الله منتظری را اتفاقی غیرمنتظره دانست و پس از تسلیت به همگان گفت: می توانیم الگوی تحلیلی مناسب از شرایط قبل و بعد از انتخابات دهم را در قالب یک الگو یا در الگویی متفاوت از دیگری تحلیل کنیم.
وي اظهارداشت: بیشتر می توانیم الگوهای متفاوتی ارائه دهیم به سبب آنکه انتخابات دهم هنگامی که شکل گرفت، نیروهای انتخاباتی در اقشار مختلف سیاسی بودند و باید ببینیم مناسب ترین الگو در این زمینه چیست؟
انتخابات دهم و سه الگوی تحلیلی جامعه شناسی
وی افزود: یکی از این الگوها تحلیل طبقاتی است به این معنا که جامعه را به قسمت های متوسط و متوسط رو به پایین و متوسط رو به بالا تقسیم کنیم که هر گروه مطالبات خاص خود را دارند و سعی می کنند این مطالبات را به بقیه جامعه بقبولانند و فکر می کنند برنامه های دولت فعلی با آنها همسو نیست پس نقد می کنند و این الگو برای شرایط بعد از انتخابات دهم نیز به کارمی رود.
این جامعه شناس تصریح کرد: در حال حاضر تحلیل طبقاتی در ایران ساده شده است و نکته مهم این است که غیر از تهران، طبقه متوسط اکثر شهرستان ها با مولفه های درآمد و تحصیلات، دسترسی رسانه ای ندارند و در روستاها و شهرستان ها دسترسی به اینترنت و ماهواره کم است و این مسئله ارتباطی به رنج درآمدی افراد ندارد و حتی در تهران طبقاتی داریم که این مولفه را ندارند و مطالعاتشان فرق می کند.
آروین با اشاره به الگویی دیگر که بسیار سیاسی تر است و مفاهیمش جامعه شناختی نیست، ادامه داد: این الگو عبارتست از آنکه ما جامعه را نسبت به افرادی که نسبت به حوزه عمومی متفاوتند، تقسیم کنیم به این معنا که کسانی که در سیاست مشارکت می کنند و پیگیر مسائل و اخبار روز هستند و اگر گروهی وجود داشته باشد و نشریه ای باشد هزینه می کنند تا اندیشه هایشان در جامعه منعکس شود.
وی بیان داشت: در الگویی دیگر افراد در امور سیاسی خنثی هستند و افرادی متمایل نیز وجود دارد و این الگو نشان می دهد که ما هر مطالبه ای را طرح کنیم این شکاف مستقیم پایین نمی یاد و ممکن است یک گروهی کل مشارکت کنندگان سیاسی را به خود جذب کند و هنگامی که قرار است انتخابات را تحلیل کنیم بهتر است ببینیم چه گروهی از این سه دسته بودند و چند نفر طرفدار آن مطالبه ای هستند که به عنوان کاندیداهای مختلف رای را از آنها گرفته است.
این جامعه شناس اظهار کرد: این سه الگو برای تحلیل شرایط انتخابات دهم مناسب به نظر می آید و در الگوی سوم که سیاسی تر است نسبت به دو الگوی قبلی می توان مولفه های دیگری به آن اضافه کرد که قاعده اول مطالبه، نسبت به منافع شخصی کوتاه مدت چگونه است و هر مطالبه جز کدام یک از گروه هاست و گروه ها به کدام خواست ها اهمیت می دهند.
آروین با اشاره به اینکه باید ببینیم چرا انتخابات به عنوان یک جامعه سیاسی قابل تحلیل است افزود: به لحاظ جامعه شناسی چه اتفاقی می افتد که ما روی انتخابات زوم می کنیم و الگوی
طبقاتی چه اهمیتی برای انتخابات قائل است و باید ببینیم چرا انتخابات واقعه مهمی است؟
جنبش سبز شکاف نسل اول با نسل جدید نیست
درادامه این نشست "محمدسجاد صفارهرندی" دانشجوی دکترای جامعه شناسی نظری فرهنگی دانشگاه تهران ضمن تسلیت ایام محرم و شهادت سالارشهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، گفت: برای ورود به ماهیت انتخابات، اتفاقی که افتاده بیش از هرچیز در هر رقابت انتخاباتی و در هر ماجرای هویتی معمولا یک سری شکاف هایی که در جامعه به صورت بالقوه وجود دارد به فعلیت می رسد.
وي اظهارداشت: من قائل به تفکیک اساسی و بنیادین فضای قبل و بعد از انتخابات نیستم که البته مختصات صحنه تفاوت هایی را با هم داشت و ماهیت اصلی شکاف هایی که ماجرای فعالیتش اتفاقات اخیر را به وجود آورد، مخفی ماند.
وی با اشاره به نظریه مشهود تضاد دولت محور آقای کاتوزیان تصریح کرد: در این نظریه دولت ورای طبقات و دارای اختیارات و قدرت نامحدود است که این اختیارات با مسئولیت نامحدود مطرح می شود و هر نارضایتی متوجه حکومت است که هر فرصتی بروز پیداکند، تقابل دولت و ملت آشکار می شود.
این جامعه شناس افزود: این مدل برای تغییر تحولات معاصر ایران استفاده می شود اما ادعاي من آن است که این توضیح و تفسیر از شرایط ایران برای ارائه شرایط اخیر کارآمد نیست که تلقی نادرست از ماهیت، اصل نظام جمهوری اسلامی است.
صفارهرندی اضافه کرد: آنچه ما در قبل و بعد از انتخابات دیدیم تضاد دولت و ملت به مفهوم مدل آقای کاتوزیان نبود بلکه مقابله ای بود که بخشی از نیروهای سیاسی با بخشی از نیروهای اجتماعی ادامه پیداکرد.
وی ادامه داد: توزیع نسلی نیز به این معنا است که مسائل اخیر یا آنچه جنبش سبز نامیده می شود تلاش نسل سوم معرفی می شود و شکافی از نوع نسل اول با نسل جدید است، این توزیع نیز برای فهمیدن فضای اخیر مناسب نیست زیرا توزیع صفت مختصات نسبی و سنی، آن حدی از معناداری را نشان نمی دهد.
هیچ چهره شاخصی از نسل جدید در جنبش سبز نیست
این جامعه شناس اظهار کرد: در جریانی که منتسب به جنبش سبز است، کسانی که بیشتر حضور و مشارکت دارند به مقاطع سنی پایین تر تعلق دارند و از سوی دیگر در این جریان تا آنجا که دیده شده، دامنه جریان که رهبران جریان نامیده می شوند، هیچ چهره شاخصی از نسل جدید وجود ندارد و چهره هایی هستند که به نسل اول یا دوم انقلاب تعلق دارند، پس نمی توان اصل قضیه را با شکاف نسلی توضیح دهیم.
صفارهرندی بیان داشت: هر توضیحی حدی از تقلیل و ساده سازی را به همراه دارد و سه شکاف عمده در فضای قبل از انتخابات فعال شد که تا حدودی با یکدیگر هم پوشانی هایی داشته اند و نوعی از استمرار این شکاف ها سبب مسائل پس از انتخابات شد.
وی شکاف طبقاتی، شکاف فرهنگی و شکاف مرکز و پیرامون را از عمده ترین شکاف های پس از انتخابات دهم دانست و گفت: شکاف فرهنگی کلیشه ترین تعبیر سنت و مدرن است و می توان به نوعی از شکاف دین مداری و تجددخواهی در آن صحبت کرد اما شکاف مرکز پیرامون که بسیار مهم است، مختص شرایط خاصی مانند تهران است که نسبت به پیرامون دارد و این شکاف تا حدی شکاف قومی را در استان های آذربایجان، کردستان و لرستان خنثی کرد و به اندازه ای عمده شد که ملاحظات قومی یا در سایه رفت و یا به توازن رسید.
افسانه آرامش بخشی و سرکوب جنبش سبز
همچنین "سیدمرتضی هاشمی مدنی" کارشناس جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) گفت: ما هم اکنون در موقعیت "مه جنگ" هستیم به این معنی که موقعیت و داده ها مبهم است و حتی غبار اولیه آن فرو نشسته است.
وي افزود: در دوران یک هفته قبل و 6 ماه اخیر پس از انتخابات دهم بسیاری از متفکران دچار تقلیل گرایی در عمل سیاسی و بازنمایی رسانه ای شدند.
وی با اشاره به اینکه برخی می گویند اگر بنیاد سوروس و شبکه بی بی سی نبود، حوادث اخیر اتفاق نمی افتاد اظهارکرد: هرگونه تحلیل تک عامل از هر جنبه ای گویا نخواهد بود و این تحلیل های تک عاملی که توسط رسانه ها اتفاق افتاده بود به کار آمد.
این جامعه شناس عنوان کرد: طبقه متوسط جنبش سبز یک شکاف طبقاتی است که فعال شده و کوته فکری است که بگوییم طبقه متوسط مساوی شمال شهری است و در سه شاخص درآمد، تحصیل و شغل ممکن است یکی تحصیلاتش بالا اما کارمند جزء باشد و درآمدش نیز متوسط باشد.
هاشمی مدنی گفت: فرض کنید جنبش سبز در بعد از انتخابات حتی اگر جنبش طبقاتی نیز بود و می خواستیم طبقاتی تعریف کنیم، طبقه متوسط در پیشانی این جنبش قرار گرفته بود که مسئله کمی نیست.
وی اظهارداشت: سیاست های هر سه دولت گذشته سبب فربه شدن طبقه متوسط شده بود و نمونه آن ریشه کن شدن بی سوادی در طول 30 سال بود که دانشگاه ها نیز گسترش فوق العاده ای پیدا کرده بودند.

تبلیغات رسانه ملی برای حضور مردم در راهپیمایی
این جامعه شناس حالت سوم را اینگونه بیان کرد:جنبش سبز یک جنبش فرا طبقاتی است و جز شکاف نسلی نیست و نیز ذیل یک بدنه اعتراضی دیده می شود که بسیاری از آیات عظام، بازیگران، مستندسازان و کاریکاتوریست ها از آن حمایت می کنند.
هاشمی مدنی تصریح کرد: فرض کنید که این جنبش اعتراضی، محدود به طبقه متوسط بود، طبقه متوسط با دولت در ارتباط است و بخش عمده ای از کارمندان دولت، حقوق بگیر دولت هستند و هنرمندان نیز برای مجوز به دولت احتیاج دارند.
وی ادامه داد: طبقه متوسط همیشه در طول تاریخ یک طبقه محافظه کار بوده است در صورتی که برخی افسانه آرامش بخشی را مطرح می کنند که این جنبش سرکوب شده است که یک هفته رسانه ملی کارکرد خود را مختل می کند تا برای یک راهپیمایی تبلیغات کند که می توانیم نتیجه بگیریم که اگر این موقعیت اضطراری نیست، پس چه نام دارد.
این جامعه شناس افزود: جنبش سبز زنده است و می بینیم که بزرگترین بحران هایی که در طی این 30 سال مانند ماجرای آیت الله منتظری اتفاق افتاد در عرض 3 ماه جمع شد و نیز کودتای نوژه و جریان آیت الله شریعتمداری زود تمام شد اما باید ببینیم چرا جنبش سبز هنوز ادامه دارد.
نمادهای پوپولیستی در رفتار دولت
در ادامه "سیدحسین شهرستانی" دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه باقرالعلوم (ع) نیز با تسلیت ایام سوگواری امام حسین (ع) گفت: نقاط مهم و تعیین کننده ای برای این بحث مطرح شد و یک نکته مقدماتی که باید در اینجا ذکر شود و مهم است وضعیت ابهامی است که آقای هاشمی مدنی گفتند که بنده این وضعیت را قبول دارم اما ما باید قبل از اینکه به سراغ چارچوب های تئوری تحلیل برویم، باید سراغ شواهد بالینی رفته که پس از تحلیل شواهد و سنجش، در فضای واقعه و حادثه، بینیم که کدام الگو برای تحلیل ماجرا مناسب تر است.
وي اظهارداشت: مفهومی که من برای این ماجرا به عنوان یک الگو عرضه نمی کنم اما در بطن ماجرا زاییده و به کاربرده شد و کمتر توسط جامعه شناسان مورد تحلیل قرارگرفت، مفهوم پوپولیسم است.
این کارشناس علوم اجتماعی ادامه داد: اگر بخواهیم ابزار گفتاری و جریان روشنفکری را باز کنیم در خلالش شکاف های مختلفی که به آن اشاره شد در این مفهوم مستتر است و تحلیل طبقاتی با این مفهوم هم پوشانی هایی دارد که مفهوم پوپولیسم در مقابل مفهوم نخبه سالاری است.
وی افزود: آنچه پس از انتخابات سال 84 مطرح شد این بود که یک جریان سیاسی با شعارها و نمادهای پوپولیستی به قدرت برسد و در همان مقطع این فهم وجود داشت که بخشی از نخبگان سیاسی و فرهنگی، یک شکاف اجتماعی در مردم پیدا کردند و این شکاف تحولات مختلفی را ایجاد کرد که ادامه داشت.
شهرستانی بیان داشت: نمادهای پوپولیستی در رفتار دولت نهم نیز بود و ماجرای سفرهای استانی در این چارچوب مفهومی تعیین شد تا به انتخابات سال 88 رسید و می توانیم شواهد علمی دیگری را بیان کنیم.
این کارشناس علوم اجتماعی تصریح کرد: فیلم اخراجی ها، سریال یوسف پیامبر (ص) و سریال افسانه جومونگ از نمودهای انتخاباتی است که در قالب پوپولیسم می توان بیان کرد و فیلم اخراجی ها فیلمی عجیب و جالبی با موضوع جامعه شناسی بود که در کشور اتفاق افتاد و این فیلم تابلو ماجرای پوپولیسم است که به لحاظ مخاطب و فروش 7 میلیاردی تاریخ سینمای ایران را به دو قسمت تقسیم کرد.
وی گفت: در حالیکه این فیلم از نظر نخبگان هنری یک ریال هم ارزش ندارد اما توده مردم به این فیلم و فرهنگ آن اقبالی به این گستردگی نشان می دهند و این شکاف بزرگی است.
شهرستانی ادامه داد: فیلم یوسف پیامبر (ص) نیز هم خیلی خوب نبود اما در افغانستان حدود 16 بار اکران می شود و در عراق طرفداران بسیاری پیدا کرد ولی در فضای اجتماعی کشور مطرح نشد و متوجه پیوندهای آشکار بین شخصیت های تولید کننده این فیلم و شخصیت های سیاسی می شویم و اینکه مردم به صورت خودجوش شعارهایی را از روی این فیلم ها می سازند.
این جامعه شناس یادآورشد: باید بیشتر به خود واقعیت نزدیک شویم تا ببینیم کدام یک از الگوهای تحلیلی به انتخابات نزدیک تر است و آن را انتخاب کنیم.
فرهنگ عامه پسند قابل تعمیم به پدیده های اجتماعی نیست
در دور دوم این نشست علمی آروین گفت: ما برخی از پدیده های فرهنگی را در نظر نگرفتیم و به آن نپرداختیم اما لزوما فرهنگ عامه پسند قابل تعمیم به پدیده های سیاسی نیست و هرنوع پدیده فرهنگی در نقاط مختلف دنیا که با استقبال مردم مواجه می شود مانند فیلم های هالیوودی مورد توجه هنرمندان قرار نمی گیرد اما میلیاردها دلار فروش می کند.
این کارشناس جامعه شناسی تصریح کرد: ما در ایران نیز فرهنگ عامه پسند داریم اما نمی توانیم مرز فرهنگ اجتماعی را با این پدیده ها یکی کنیم و اصلا قابل تعمیم نیست.
وی با اشاره به اینکه چرا انتخابات در کشورهای دیگر تا این اندازه اهمیت ندارد افزود: انتخابات کشور ما، افغانستان و فلسطین برای خودمان و برای کشورهای غربی نیز بسیار مهم است زیرا با تغییر دولت، سیاست ها نیز تغییر می کند و معمولا درصد مشارکت مردم بالاتر از حد متوسط است اما در غرب تفاوت چپ و راست که در دوره ای از زمان اهمیت داشت امروز وجود ندارد و بنابراین سیاست های نامزدهای انتخاباتی بسیار به یکدیگر نزدیک تر است.
نظرسنجی های درستی در کشور نداریم
این کارشناس علوم اجتماعی، انتخابات ایران را همیشه با شگفتی همراه دانست و اضافه کرد: اصولا جامعه ایران قابلیت پیش بینی ندارد و با این شواهد انتخابات واقعه سیاسی و اجتماعی ویژه ای از نظر علوم اجتماعی است و انتخابات مهم است زیرا پتانسیل بازنمایی یک جامعه تفکیک شده را دارد و دو روز مانده به روز انتخابات موج شگفت انگیزی راه می افتد و همه چیز را تغییر می دهد.
آروین اظهار کرد: انتخابات می تواند بازنمایی جامعه تفکیک شده ای باشد که خواست ها، منافع، ارزش ها و نوع کنشی که اقشار مختلف مردم انجام می دهند، در آن به وضوح دیده شود.
وی ادامه داد: من اصطلاح تفکیک شدگی را به جای شکاف به کار می برم زیرا بار منفی ندارد و باید ببینیم چرا نظرسنجی های غربی با اختلاف کمی نتیجه انتخابات را پیش بینی می کنند و ما آن قابلیت را نداریم و به این موضوع فکر نمی کنیم که نمی شود این پدیده تا این اندازه در ایران همه گیر باشد و همه نظرسنجی های ما نمی توانند از نتیجه انتخابات پیش بینی درستی کنند.
این جامعه شناس تصریح کرد: در غرب هر زمان می توانید جامعه را بازنمایی کنید زیرا هر گروه به عنوان نمونه نشریه خاص خود را دارند که تیراژ آن مشخص است و به سبب آنکه دسترسی به وقایع دارند در زمان انتخاباتشان پدیده ویژه ای اتفاق نمی افتد.
آروین تاکید کرد: باید ببینیم در انتخابات اخیر چه گروه هایی را دیدیم و چه بازنمایی از آنها می توانیم داشته باشیم و الگوی تحلیلی که ارائه می دهیم چه بازنمایی دارد.
تفاوت آرای شمال و جنوب شهر
همچنین صفارهرندی گفت: شکاف به عنوان یک بار معنایی است و زندگی اجتماعی و جمعی دارای تفاوت هایی است که می توانند سبب فعال شدن شکاف شوند هرچند به معنی منفی و ناخوشایند کلمه باشد.
این کارشناس علوم اجتماعی با اشاره به اینکه هاشمی مدنی نکاتی ذکر کرد که می توان راجع به آن صحبت کرد، اظهارداشت: شکاف فرهنگی، طبقاتی و مرکز و پیرامون که به عنوان شکاف های فعال نقش آفرینی کردند، هیچ کدام به تنهایی عامل کارآمد توضیح کل ماجرا نیست و شاید در گذشته دیده شده بود اما در ماجرای اخیر بسیار معنی دار نقش آفرینی کرد.
وی افزود: آقای احمدی نژاد 7 میلیون از اختلاف 11 میلیونی که با آقای موسوی دارد از مناطق روستایی به دست آورد که نشان دهنده عنصر معنی داری است و شواهد عینی و روشنی در فضای انتخابات و پس از آن وجود دارد که نفی سیستم جریان معترض به آن قائل هستند.
این جامعه شناس عنوان کرد: تفاوت معنادار، محسوس و بارزی است که در صندوق های رای شمال شهر تهران با جنوب شهر می بینیم و این امر تنها در تهران دیده نشده بلکه در مشهد نیز وجود داشته و رای محله های بالای شهر مانند احمد آباد و مناطق نزدیک حرم کاملا با هم وارونه و متفاوت است.
صفارهرندی ادامه داد: در تهران نتیجه انتخابات در بالای شهر آقای موسوی 200 هزار تا و آقای احمدی نژاد 100هزار تا بود که این مسئله نیز در جنوب شهر مانند شهر ری کاملا برعکس دیده شد و در برخی شهرها مانند اصفهان و اهواز هم این موضوع وجود داشت.

جنبش اعتراضی و ندای الله اکبر در پشت بام ها
وی با اشاره به اینکه افرادی که معتقدند عنصر طبقاتی وجود نداشته باید راجع به آن توضیح دهند، بیان داشت: اگر بخواهیم وارد کنش های اعتراضی بشویم توضیحش سخت است اما کدی که می شود از آن استفاده کرد و با آن ماجرای پس از انتخابات را سنجید، کدی است که جنبش اعتراضی در هفته نخست پس از انتخابات در پشت بام منازل الله اکبر می گفتند.
این جامعه شناس گفت: کسی که در محله سه راه آذری زندگی می کند می گوید این الله اکبر را تا به حال نشنیده است پس حذف عنصر طبقه از قضیه نیاز به توضیح دقیق تری دارد.
صفارهرندی تصریح کرد: طبقه متوسط نیز مفهوم چندبعدی خاصی است که ما به جای اصطلاح طبقه متوسط از طبقه متوسط جدید استفاده می کنیم زیرا طبقه متوسط در کنار ویژگی های اقتصادی و اجتماعی، جنبه سبک زندگی اش مهم است.
دستاوردهای جنبش سبز پس از 6 ماه چیست؟
صفارهرندی با اشاره به زنده بودن جنبش سبز اظهارکرد: در جامعه ما نیروهای اجتماعی وجود دارند که از برخی مسائل ناراضی اند و این مسئله وضعیت جدیدی نبوده و پتانسیل هایی سابقه دار داشته است اما آنچه مهم است تعریف شدن گروهی از نمادها و رهبران است. اگر کسی منظورش مرگ جنبش سبز باشد به این معنی نیست که آنها از بین رفته اند.
این جامعه شناس ادامه داد: باید ببینیم پس از گذشت 6 ماه جنبش سبز به چه دستاوردهای مشخصی رسیده است و یا اینکه در فرایند حرکت خود چه بسط و گسترش هایی داشته است و آیا گذاره های محوری و مرکزی مانند تقلب در انتخابات و کودتا در روز انتخابات که جنبش سبز بر آنها سوار است، تا چه اندازه پیشرفت کرده و تظاهرات و نمودهای جنبش اجتماعی تا چه حدودی رو به گسترش است.
بی تفاوتی دولت عدالت محور نسبت به طلبه سیرجانی
در ادامه هاشمی مدنی گفت: من معتقد به شکاف هستم اما شکاف را در فرهنگ عوام و خواص یا شمال و جنوب شهر نمی بینیم بلکه تحلیل طبقاتی مهم نیست اما جناح فکری که حاکم شده در عمل سیاسی مایل است بر این شکاف ها مستقر شود.
این کارشناس علوم اجتماعی عنوان کرد: شواهد بسیاری در این قضیه وجود دارد مانند اینکه مستضعف تر از شهر کردستان هم داریم که اکثریت به آقای میرحسین موسوی رای داده بودند و طبق شواهد ادعای عدالت خواهی را دارند اما کمترین کار را در این زمینه انجام می دهند.
وی بیان کرد: بین هیات حاکمه و عمل شان تناقض آشکاری وجود دارد و به عنوان نمونه برای اعدام یک نوجوان در جایی چند سال وقت می گذارند و همه روشنفکران جهان و خارج از ایران نسبت به این موضوع حساس هستند اما روشنفکران ما کاملا ساکتند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
این جامعه شناس افزود: این تناقض به سبب آن است که ما از پس یک دوگانگی روایت رسمی و غیررسمی این موضوع را می بینیم و در این روایت غیررسمی هرگونه مقاومتی که در مقابل باشد یا موسیقی رپ زیرزمینی که روایت غیررسمی است همیشه حذف می شود.
هاشمی مدنی اضافه کرد: اگر جناح هیات حاکمه را جز روایت رسمی بدانیم اتفاقی مانند طلبه سیرجانی می افتد که از آن صحبت و حمایت نمی کنند زیرا شاید حس می کنند این دوگانگی به هم بخورد.
وی با اشاره به اینکه تناقض ذهن ایرانی را در نظر بگیرید ادامه داد: یک هفته قبل از انتخابات مناظره بین کاندیداها گذاشتند که مهمترین آن مناظره آقای احمدی نژاد و آقای موسوی به صورت دو روایت غیررسمی بود.
این جامعه شناس اظهارکرد: در روایت غیررسمی اول که آقای احمدی نژاد نماینده آن بود، مسائلی مانند اینکه خاندان فلانی 20 سال پول مردم را خورده اند مطرح شد و این مسئله خرده روایتی بود که ده ها سال در لایه های زیرین جامعه قرار داشت که در صدا و سیما با اسم بیان می شود.
دوران انتخابات و وجود جامعه چندصدایی
هاشمی مدنی تصریح کرد: آقای موسوی هم طبق اسناد نشان می دهد که این دولت دروغگو است و دستاوردهای آن به آن میزان که ادعا می کند شفاف نیست که با این مناظره در عرصه 30 سال پس از انقلاب اسلامی روایت رسمی فرو می ریزد و سبب شوک و حداکثر حضور مردم می شود که دو خرده روایت با هم می جنگند.
وی عنوان کرد: چگونه می شود که سیدمهدی شجاعی طرفدار آقای موسوی و زیباکلام، پناهیان و فرهاد جعفری که نویسنده سکولار است از آقای احمدی نژاد طرفداری می کند.
این جامعه شناس تاکید کرد: برای نخستین بار در تاریخ 30 ساله انقلاب این دوگانگی شکسته شد و یک جامعه چند صدایی را مشاهده کردیم یعنی جامعه ای که فرا روایتی در آن وجود ندارد که اطمینان بخش باشد و این شوک اولی بود که سبب حجم بسیار آراء شد.
هاشمی مدنی ادامه داد: شوک دوم نیز سبب شد جنبش های اعتراضی در شنبه پس از انتخابات ادامه پیدا کند و روایت رسمی تصمیم می گیرد خودش را بازنمایی کند و نتیجه یاس سراسری بود.
وی افزود: یک هفته ای که آزادی بیان داشتیم و جامعه آزاد است و هرکس حرف خودش را بدون هیچ حراستی می زند، تمام شد و تمام خرده روایت های دیگر حذف می شوند.
25 درصد مشارکت مردمی؛ حلقه گمشده در انتخابات گذشته
همچنين شهرستانی گفت: مفهوم فرهنگ عامه پسند پوپولیسم مفهوم اجتماعی است که لایه های سیاسی در آن نهفته است همان طور که روشنفکران از آن استفاده کردند و ما قبل از اینکه بخواهیم به الگو برسیم باید شواهد عینی را بررسی کنیم.
این جامعه شناس اظهارداشت: یکی از شواهد عینی مهم، نتیجه انتخابات است و در مباحث مختلف باید درباره اینکه در انتخابات تقلب شده یا نه بحث شود زیرا ما نظرسنجی های درستی نداریم و این انتخابات صحنه رقابت معناداری بود.
وی با اشاره به سقف مشارکت سیاسی 60 درصدی مردم در انتخابات گذشته افزود: اما انتخابات اخیر سطح مشارکت مردم تا 85 درصد بود که این فاصله 25 درصدی آمار بالایی است و باید ببینیم که این 25 درصد از کجا آمده است.
شهرستانی اضافه کرد: برخی می گویند این 25 درصد ما تحریمی ها بودیم که همیشه انتخابات را تحریم می کردیم و این مسئله یک حلقه گمشده مهمی در انتخابات بود.
این جامعه شناس با اشاره به اینکه 73 در صد آراء متعلق به روستاها و شهرهای کوچک ایران است ادامه داد: اگر فرض شود که روستاها همیشه در انتخابات شرکت می کنند و ما هستیم که تازه شرکت کردیم، درمی یابیم که اگر این 73 درصد در همه انتخابات شرکت کرده بودند، میانگین شرکت در هر انتخابات 80 درصد بود.
خروج روایت رسمی از صحنه قانون
وی بیان کرد: الگوی تحلیل مولوی عبدالحمید این است که میگویند اگر وزیر فلان مذهب در کابینه گذاشته شود، ما رای به کاندید مورد نظر می دهیم و آنجایی که ما شکاف های مذهبی جدی نداریم الگوی طبقاتی نیز خود را نشان می دهد.
شهرستانی عنوان کرد: در دوران انتخابات یک فضای قانونی و یک تکثر قانون مدنی وجود داشت که و ضابطه هایی را رعایت می کردند اما شنبه پس از انتخابات این تکثر زائیده حوادث مختلفی شد و یک سمت روایت رسمی اعلام خروج کرد که از این به بعد با قانون نیستم و هیچ حادثه ای از این به بعد قانونی نیست و خودش از صحنه قانون خارج شد.
این جامعه شناس افزود: بر این اساس صدا و سیما از این روایت رسمی می خواهد که در گفت و گو شرکت کند اما می گوید من می خواهم بیایم جلو دوربین و هرچه می خواهم بگویم که این مسئله خود به هم زدن قاعده بازی است.
اراده 24 میلیونی کجاست!
سپس هاشمی مدنی گفت: تحلیل جامعه شناختی دلیلی است که یک عده ای از چارچوب قانونی عدول کردند اما اتفاقی افتاده بود که 60 درصد یک اراده سهمیگین اجتماعی می خواستند به یک نفر رای دهند و این مسئله در همه جا مشهود بود.
این جامعه شناس افزود: در شنبه پس از انتخابات عده ای نتایج انتخابات را نپذیرفتند اما آن اراده 24 میلیونی کجا رفت و چرا این 24 میلیون جنبش سبز را با اس ام اس تحریم کردند.
وی اضافه کرد: جنبش اعتراضی یک ژانرموسیقی رسمی اعتراضی و ژانر رفتار اعتصابی در مدت 6 ماه دارد که طرف مقابل هیچ کدام از اینها را ندارد! و اگر این یک اراده اجتماعی باشد باید برعکس آن باشد!
هاشمی مدنی اظهار کرد: معمولا طرف مقابل می خواهد بگوید که مستضعف است و بازنمایی نمی شود و می توانیم کارگری که رای داده برای 15 میلیون بپذیریم اما برای 24 میلیون یعنی یک رای و اراده اجتماعی فراطبقاتی است و به چه دلیلی طیف متکثر شاعران جنبش اعتراضی از عبدالجبار کاکایی تا سیمین بهبهانی است، پس این اراده اجتماعی 24 میلیون از کجاست؟
این جامعه شناس تصریح کرد: اگر آقای موسوی گفت مناظره نمی کنم چرا سایتش را فیلتر کردند و این جنبش طیف گسترده ای از معترضین را دارد.
وی بیان داشت: این رای باید محور وحدت ملی باشد،آقای موسوی قاعده بازی را به هم زد، ضلع که همه می دانند خوب است اما قاعده بازی مهم است.
با گوریل شطرنج بازی نمی کنیم!
هاشمی مدنی با اشاره به سخن یک فیلسوف آمریکایی گفت: معیارهای عقلانیت در هر جامعه ای مهم است و در آمریکا معیار عقلانیت را عالمان علوم اجتماعی تعیین می کنند و باید ببینیم معیار معقولیت کجا کشیده شده است.
این جامعه شناس ادامه داد: در حال حاضر مرجع عقلانیت در انتخاب های اخیر کیست و دو جناح فکری سیاسی دعوایشان بر سر ترسیم مرز جدید معقولیت است که اگر عقل 1 را عقل هیات حاکمه و عقل 2 را عقل جنبش اعتراضی بگذارید، باید ببینیم مرز عقل معقول و نامعقول چیست و چه اتفاقی افتاد که بین این دو عقل درگیری به وجود آمد.
وی افزود: در این دعوای خانوادگی راه حل آن است که یکی از این دو عقل باید حذف شده و کنار برود با توجه به اینکه جامعه امروز تاب و تحمل اضطراب را ندارد و اگر بنا به حذف است باید مسالمت آمیز باشد که هیچگونه از دو عقل حریف یکدیگر نمی شوند که البته عقل 1 قدرت سیاسی و امکانات دارد و می تواند دوام پیدا کند.
هاشمی مدنی اضافه کرد: باید بپذیریم که معنایی در پس هر کار طرف مقابل است و اصلاح طلبان هنگامی که گفتند ما با گوریل شطرنج بازی نمی کنیم در حقیقت اصلا طرف مقابل را قبول نداشتند که با آن شطرنج بازی کنند و به معنای دیگر اصلا نمی فهمند و نیز در طرف مقابل هم می بینیم که تیتری با عنوان جدال جمهوری با زندیان کافوری می زنند اگر اینگونه است چرا هنگامی که دیوانه فرض کردید آنها را نتوانستید پس از 6 ماه سرکوبشان کنید.
اراده سهمیگین سیاسی را در میدان خراسان و با شعار "الله اکبر" ببینید!
شهرستانی با تمسخر اینکه ما به افسانه آرامش بخشی کاری نداریم و تعبیر خواب نمی کنیم گفت: ما 25 درصد عدد و رقم داریم و فاصله 65 درصد تا 80درصد بخش جدی است که به آراء شهرستان ها بر می گردد و نشان می دهد که شخصیتی پیدا کردند که مابه ازای مطالعات اجتماعی و سیاسی شان است البته برخی این مسئله را فریب دانستند که مهم نیست و رئیس جمهوری که وارد روستاهای دور شده مطلب ساده ای است.
این جامعه شناس افزود: اراده سهمگین سیاسی که به آن اشاره شد، اعتراضات مختلف است و یک شعار جدید در تاریخ سیاسی ایران به شعارها افزوده شد که بی سابقه است و آن شعار "مرگ بر تو" است و اقشار مختلفی در جریان های سیاسی حضور دارند که اگر شما می خواهید اراده سهمگین را ببینید بروید میدان خراسان و آنجا تکبیر بگویید و آنجا اراده سهمگین سیاسی را به شما نشان می دهم.
وی اضافه کرد: باید ببینیم چرا در هیچ یک از شهرستان ها و مناطق دیگر تفاوت طبقاتی اتفاق نیفتاد و می بینیم که پس از انتخابات اصفهان به عنوان دومین شهر مهم ایران در خیابان ها جشن می گیرند و اصلا اجازه ظهور به جریان مخالف را ندادند.
شهرستانی با اشاره به شعرو موسیقی در دو جریان سیاسی تصریح کرد: مشخص است که کاربران ابزارهای مختلفی مانند سایت تویی تر چه کسانی هستند و من می خواهم شورش های شهری سال 72 را بزرگ کنم که جنبش گرسنگان بود که فیلم و شعر و موسیقی نداشت و حتی در بسیاری از موارد از جنبش سبز صریح تر بود که البته از هر دو جناح شاعر وجود دارد که در بسیاری از مواقع شعر می گویند.
هزینه بسیاری باید برای جنبش سبز صرف شود
آروین در ادامه با تاکید بر اینکه الگوهای اولیه مشکل را برطرف می کند اظهارداشت: در مناطق جنوب شهر مانند محله آذری نه صدای الله اکبر و نه شعار مرگ بر منافق شنیده می شود و نشان می دهد که این انتخابات شبهه هایی دارد که نمی توان به راحتی راجع به آن اظهارنظر کرد و هنگامی که فضا شفاف باشد به رای نمی پردازیم بلکه به وزن آن پرداخته می شود.
این جامعه شناس تصریح کرد: بخش عمده ای از جنبش سبز فعال هستند و این امر سبب می شود که هزینه زیادی برای آن صرف شود و می بینیم که مخابرات برای فیلتر کردن هزینه بسیاری می کند و مهم آن است که شکافی که اتفاق افتاده تمام مثلث راگرفته است و بخش عمده ای از قشرفعال یک طرف و بخش عمده ای از قشر خنثی نیز طرف دیگری قراردارند.
جنبش سبز محصول طبقه متوسط اجتماع نیست
شهرستانی خطاب به آروین گفت: ببینید حوادث سیاسی و اجتماعی 30 سال گذشته و هزینه های گران آن کجا رقم خورده است و اگر تعداد شهدا را در کوچه های شمال و جنوب شهر مقایسه کنید درمی یابید که این مشارکت سیاسی و شکاف بالا و پایین شهر مصداق 50 ساله است.
وی ادامه داد: این مسئله را در گفتار امام خمینی (ره) نیز می بینیم که ایشان می فرمایند اسلام مرفهین بی درد و اسلام مستضعفین و تاکید امام بر پابرهنگان و کوخ نشینان که به عقیده من ستون های انقلاب اسلامی از همانجا پایه گذاری شد و در مقطع پس از جنگ مشارکت سیاسی در مناطق جنوب بسیار افزایش پیداکرد.
این جامعه شناس بیان داشت: با توجه به صحبت آقای هاشمی مدنی که جنبش سبز را محصول طبقه متوسط می دانند باید بگویم که اصلا اینگونه نیست اما طبقه متوسط قطعا در جنبش سبز محصور نبوده است و مناطق جنوبی تهران طبقات متوسط قراردارند اما ماهیت رفتار سیاسی شان بسیار متفاوت است.
در دوره انقلاب فضای نخبگان و نویسندگان با امام خمینی (ره) همراه نبود
در ادامه صفارهرندی گفت: روایت رسمی و روایت غیررسمی یک شوک هیجانی و عاطفی سنگینی بود که به جامعه وارد شد و مرزبندی هایی را به هم ریخت که تا اینجا مطلب درست است و تناقضی را تحلیل های قبلی ما ندارد اما از دل این تحلیل چه بیرون می آید؟
وی افزود: اوضاع و احوال به هم ریخت و هر کدام از آدم ها خودشان تصمیم گرفتند که چه کار باید بکنند و خصلت کمتر سیاسی بودنش را از دست داد.
این دانشجوی دکترای جامعه شناسی نظری فرهنگی دانشگاه تهران اضافه کرد: توزیع نخبگان و کسانی که دستی در کار فرهنگی دارند در بین این دو جبهه به شدت نابرابر بود و این امر چیزی از کمیت ماجرا به ما نمی گوید.
وی با اشاره به اینکه در چنین بحثی نمی توان مبنایی بر حسب عدد تعیین کرد ادامه داد: یک سری هیات های مشهور تهران در نوحه ها، افکار سیاسی و اجتماعی شان را مطرح کردند و آیا این طور نیست که یک عقبه اجتماعی در این خصوص حرف می زند، شاید نخواندند اشعار طنزی را که سروده شده بود اما با این نگاه نمی توان اصل قضیه را زیر سوال برد.
صفارهرندی با اشاره به اینکه با نظرسنجی ها می خواهیم چه بکنیم عنوان کرد: نظرسنجی که روز 19 و 20 خرداد توسط ایسپاه انجام شده که مشخص است وابسته به چه جریانی است و نظرسنجی صدا و سیما و بسیج نیست نشان می دهد که طبق آن آقای احمدی نژاد 56 درصد باید داشته باشد و اینکه این 56 درصد صدایش در اینترنت است و در حد 25 درصد شنیده می شود آیا باید مبنایی برای انکار این 25 درصد قراردهیم.
این جامعه شناس اظهارکرد: اساسا چرا قضیه نامتوازن است و چرا به عنوان فعالین مشارکت کننده خیلی با هم تفاوت ندارند و مساوی هستند و به لحاظ آراء طبق نظرسنجی ها آراء را جذب کرد و چرا میزبان توزیع نخبگان تا این اندازه غیرمتعادل است که می توانیم در پاسخ بگوییم در دوره انقلاب اسلامی نیز فضای نخبگان و نویسندگان، فضای همراه با امام نبود و در بحران سیاسی سال 60 اکثر نخبگان جریان مکتبی انقلابی را همراهی نکردند و این به خواست و اراده جدید برمی گردد که با انقلاب اسلامی ظاهر شد.
وی گفت: فضای قالب علوم اجتماعی انقلاب اسلامی را هم به رسمیت نشناخته است زیرا علوم اجتماعی در نگاه و تلقی کلی اش نسبت به جامعه ایران قصه ای را دارد تعریف می کند که انقلاب اسلامی در آن جای ندارد.
صفارهرندی افزود: در زیرمبنای علوم اجتماعی موجود که ابزارهای تحلیلی و نظری را از آن می گیریم همان قضیه تلقی می شود که انقلاب اسلامی یک واقعه بی معناست و اگر بی معنا نباشد یک امر غیراصیل است.
این کارشناس علوم اجتماعی اضافه کرد: این مسئله در حالیست که در تلقی امام نمودار یک خداست و اراده تازه ای وجود دارد که سطح آن ملی است و به معنای دیگر الگوی جدیدی از عالم، آدم، معاد، سیاست و اجتماع است و روشنفکر ما به سبب آنکه نمی خواهد این تعبیر را به رسمیت بشناسد سعی می کند این خواست و اراده را نبیند همان کاری که با انتخابات 3 تیر هم همراه شد.
حوزه روشنفکری را از حوزه انقلاب اسلامی جدا کنید
آروین در ادامه با تاکید بر اینکه علوم اجتماعی به انقلاب اسلامی بسیار خوب نگاه کرد گفت: حوزه روشنفکری را از حوزه انقلاب اسلامی جدا کنید، حوزه آکادمیک تکثر دارد؛ درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم هنگامی که ما شواهدی که برای همه به یک اندازه اعتبار نداشته باشد نداریم پس راجع به شواهد دیگری صحبت می کنیم.
وی بیان کرد: به سبب آنکه الگوی تحلیلی غلط است و هرکس حرف خودش را در شواهد می زند و به نظر می رسد طیف هنرمندان از هر دو طرف برسرش توافق است و آن 25 درصد به دلیل آنکه برسرش توافق نیست مشکل است.
این جامعه شناس تصریح کرد: اگر انتخابات را موقعیتی بدانیم که خودش را در اقشار مختلف بازگشایی می کند، هنگامی که اصطلاح شکاف را به کار می برید به این معناست که آنها نمی توانند با هم تبادل گفتگو و افکار کنند به همین سبب رای آقای احمدی نژاد برای من مبهم است و اصلا به اعداد نمی پردازم زیرا بسیار شبهه ناک است.
منکر تاثیرگذاری جنبش سبز نباشید
آروین افزود: شکاف تفکیکی در جامعه رخ داد و گروهی از افراد را داریم که در حوزه عمومی تاثیرگذاراند و به عنوان نمونه فیلمی را که در یوتیوب پخش شده، اخبار شبکه یک آن را نشان می دهد و نه تنها این مورد بلکه آقای احمدی نژاد را وادار می کند که راجع به آن پاسخ دهد و این بدین معناست که هر وزنی برایش قائل شویم، روی تاثیرگذاری آن نمی توانیم منکر شویم.
وی با اشاره به اینکه نکته دیگری برای علوم اجتماعی و سیاسی مهم است، ادامه داد: تنها گروهی که توانستند در انتخابات خود را بازنمایی کنند، جنبش سبز بودند، گروهی که رسانه فراگیری ندارد و پول ندارد اما توانست از فرصت انتخابات استفاده کند و خود را بازنمایی کند.
این جامعه شناس با اشاره به اینکه به خرد جمعی آگاه است اضافه کرد: به لحاظ ناخودآگاه عقلانی عمل می کنم و فکر نمی کنم خیلی بتوانیم فریبشان بدهیم بنابراین راجع به تفکیک شدگی کسانی که الله اکبر نمی گویند خوب است علوم اجتماعی بصیرت هایی را درباره آن داشته باشد و خیلی هم استراتژی هوشمندانه ای نیست زیرا این گروه خارج از برخی رادیکال هاست.
آروین اظهارکرد: باید ببینید که اگر اقلیت و شکست خورده هستم پس چرا ستاد انتخاباتی را بستید و سایت را فیلتر می کنید پس می توان اینگونه نتیجه گرفت که دموکراسی اکثریت نیست و اکثریت چه بخواهند و چه نخواهند خود را حاکم می کند و می بینید که در لبنان یک گروه چند نفره یا 13 میلیون نفر شبکه تلویزیونی و روزنامه مستقل دارند.
رهبران جنبش معترض اگر انتخابات را قبول نداشتند، نباید وارد صحنه می شدند
هاشمی مدنی در ادامه گفت: من موقعیت را مه جنگ می بینم و داده ها کافی نیست و می گویم که چرا رسانه ملی ما باید با نشان دادن تصویر اندک دانشجویان در 16 آذر دروغ بگوید و با کارت های بسیج افراد را وارد دانشگاه کنند همان طور که من وارد دانشگاه شدم و در نهایت سخن از حماسه عظیم دانشجویی بزنند.
شهرستانی نیز گفت: خانم آروین مثال لبنان را زدید که بهتر است بدانید در لبنان اکثریت حکومت ندارد و سرشماری ممنوع است و رای مسیحی بیروت نشین و رای شیعه متفاوت است و در لبنان که دموکراتیک نیست چنین اتفاقی می افتد.
وی افزود: آن جناحی که انتخاب شد نگفت ما اکثریت هستیم بلکه جناحی که رای نیاورد خود را اکثریت دانست.
صفارهرندی گفت: اگر رهبران جنبش معترض از ابتدا انتخابات را قبول نداشتند نباید مشارکت می کردند و وارد بازی می شدند.
هاشمی مدنی در جواب اظهارکرد: قانون می گوید زمانی که متوهم شدید انتخابات قبول نیست.
صفارهرندی ادامه داد: قانون مرجع را شورای نگهبان می داند و آیا قبل از اینکه شورای نگهبان داوری خود را بکند و زمینه مساعدی بود تا ماجرا حل و فصل شود به خیابان ها نریختند.
هاشمی مدنی اضافه می کند: دیدید آقای محسن رضایی رفت و پیگیری کرد که به نتیجه نرسید.
صفارهرندی افزود: زیرا آقای رضایی فهمید که حقی ندارد.
هاشمی مدنی بیان کرد: آقای رضایی هنوز قانع نشده است و شما می گویید باید می آمدید شورای نگهبان!
عناوین دیگر :
رونمايي از نخستین دانشنامه کلام اسلامی
نشست «انقلاب و توهم انقلاب» برگزار شد
پيام تسليت
نشست نقد كتاب "كند و كاوي در سويه هاي پلوراليزم"
برگزاری ششمین همایش از سلسله همایش های آنان که می اندیشند





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


