برگزاري دومين نشست از سلسله نشستهاي درباره علم ؟
سعيد بابايي
علم مدرن به دنبال تصرف بيشتر در طبيعت است
در ادامه سلسله نشستهاي درباره علم، "شهريار زرشناس" با عنوان مباني و ماهيت علم مدرن به ايراد سخن پرداخت.
وي با اشاره به معاني و مدلول و مشترك لفظي از واژه ها و پديده ها، نگاه به علم را هم از اين جنبه واجد ارزيابي شدن عنوان كرد و گفت: واژه علم به انواع و صور مختلف دانش دلالت مي كند. البته نزديك به 300 سال است كه تمدن اومانيستي، مطلق علم را، علم مدرن مي دانند در صورتي كه واقع اين نيست. با نگاهي به تاريخ تمدن و فرهنگ، يك علم يا ساينس نمي بينيم بلكه تمدن هاي مختلف صورت هاي علم مختلف و با ماهيت مختلف داشته اند.

در چند سال اخير به دليل حاكم شدن تمدن غرب مدرن، این تمدن همه معيارهاي خود را هم حاكم كرد و همگان منظور غربيان از ساينس را علم مي دانند.وي با بيان اينكه ما حداقل مي توانيم دو صورت علم را تصور كنيم افزود: تقسيم علم به علم سنتي (علم ماقبل مدرن) و علم مدرن تقسيم بندي متفكرين جهان سومي و چپ ها و غير غربي ها نيست بلكه خود غربي ها و از جمله "كوهن" قائل به اين تقسيم بندي اند.
وي به تصور پوزيتيويستي از علم اشاره و تصريح كرد: تاريخ نگاري قديم فقط يك صورت علم را مطلق مي داند كه همان جهان بيني مدرن است و معتقدند اين علم در طول چند هزار سال تحول يافته و كامل ترين صورت معرفت بشري است.
ولي پس از دهه 60 ميلادي رويكرد انتقادي به رويكردهاي پوزيتيويستي به علم آغاز شد. زرشناس در ادامه به ويژگي هاي علم مدرن پرداخت و آنها را چنين برشمرد: علم ماقبل مدرن اعم از علم باستان، هند و چين و حتي علوم حوزه تمدن اسلامي در اين حيطه جاي مي گيرند، همه اين علوم ويژگي هاي مشترك و عامي دارند.
وي اولين خصوصيت و ويژگي علوم سنتي يا به تعبير خودش ما قبل مدرن را زبان كيفيت گرا عنوان كرد و توضيح داد: علم مدرن بيشتر كمي است و مبتني بر روش و متكي بر آمار . ويژگي دوم علم ما قبل مدرن حالت تمثيلي، سمبليك و راز آلود بودن آن است . اين علم ميلي شديد به تفسير راز آلود از هستي دارد. تفكر انسان ما قبل مدرن به دين نزديك تر از حال بود چون جهان را ذو مراتب مي ديد و معتقد بود هر ظاهري، باطني دارد و اين سلسله ادامه دارد، پس تفسير آنها از جهان سمبليك است.

به قول مدرنيست هاي غربي راز آلود، راز آنها براي ما معني آيت و نشانه اي از عقل باطني و آيت الهي است.
وي سومين ويژگي علم سنتي را پيوند نزديك آن با اخلاق، اسطوره يا دين ناميد و توضيح داد: اين علوم از دل دين يا اسطوره بيرون مي آيند و با اخلاق ميانه خوبي دارند. زرشناس افزود: در تاريخ نگاري غربي ها، اولين تمدني كه علم را پديد آورد تمدن بين النهرين الكدي و سومري بود كه اين علم را به شدت تمثيلي و سمبليك مي دانند كه البته نام آن را جادو گذاشته اند.
وي چهارمين ويژگي علم سنتي را اينگونه عنوان كرد كه اين علوم خيلي كاربردي نبوده و نفع و سود را دنبال نمي كنند. البته بايد سنت جدا كردن نظر و عمل را در نظر گرفت.
اصالت دادن به عمل و نفي نظر خصوصيت علم مدرن است ... در نگاه ارسطو و علم ماقبل مدرن، علمي اشرف است كه كمترين سود و نفع دنيوي را داشته باشد. مثلاً نفي ربا خواري كه تمدن غربي اصالت خود را بر آن و وام گرفته از يهوديت بنا نهاده است.انسان علمي ما قبل مدرن به دنبال ارتقاء معرفت و ارتقاء وجودي خود و تكامل مراتب هستي خود بود. ولي علم مدرن به دنبال پول، سود، نفع، قدرت و لذت است . كه اين نگاه را امروزه كاربردي مي نامند. يعني چيزي كه در نسبت من و دنيا به صورت تصرف گرايانه به من كمك كند.
در علم سنتي تصرف گري نا محدود و نا مشروط ديده نمي شد. در علم مدرن انسان حق دارد در همه چيز طبيعت تصرف كند و حتي حق خودكشي به او اعطا شده و مي تواند هر رفتاري داشته باشد مگر آنكه آزادي ديگران را محدود كند.
در علم سنتي، نظر و عمل در هم پيوند خورده اند . نظريه تحول معرفتي مي آورد. زرشناس پنجمين ويژگي علم سنتي را در هدفش که همانا ارتقاء معنوي و رشد وجودي در عالم است عنوان كرد و گفت: حتي ارسطو كه تفكرش ديني نيست و او را سرچشمه تماميت فرهنگي غرب مي دانند، علمي را كه سود دنيوي به دنبال داشته باشد، قبول ندارد. در علم سنتي، هدف ارتقاء وجودي آدمي است و جدايي نظر و عمل وجود ندارد .
ما در زمان قديم موجودي به نام حكيم داشتيم كه اخلاقي بود ولي در تمدن مدرن روان شناسي داريم كه خود او يك بيمار رواني است! در تمدن ما حكيم كسي است كه حكمت در او متجلي شده و آن حاصل تجلي نظر و عمل است .

زرشناس سپس از ويژگي هاي علم مدرن سخن راند كه مهمترين و اولين آن اصالت دادن به ساحت محسوسات عالم ناسوت است و ادامه داد: ناسوت خودش ذو مراتب است و علم مدرن به مرتبه نازلي از اين مرحله بسنده كرده است.
دومين ويژگي علم مدرن تكيه آن بر روش شناسي تجربي و پيوندي است كه با معرفت شناسي مدرن دارد .علم مدرن چون ساحت خود را بر ناسوت قرار داده، پس تكيه خود را بر روش شناسي آزمايشگاهي قرار داده كه مبتني بر ادراك حسي و دريافت عقل تجربي است.يعني عمل گرايانه و تصرف گرايانه با روش علمي و آزمايشي .
وي افزود: ويژگي سوم علم مدرن افسون زدايي از عالم است. علم مدرن سمبليك، تمثيلي و راز آلود نيست و به قول "وبر" افتخار مي كند كه افسون زدايي مي كند. علم مدرن مدعي است جهان را فارغ از جنبه هاي راز آلود آن به واسطه حس و تجربه مي بيند.
ويژگي چهارم هم اين است كه علم مدرن(جديد) از رنسانس به بعد پديد آمد و فرزند پديده اومانيستي و روش شناسي دكارتي –بيكني است.بيكن در روش شناسي علم و دكارت هم برمبادي هستي شناسي تأكيد كرده بودند.
زرشناس ويژگي پنجم علم مدرن را البته نقطه عطف آن عنوان كرد و گفت: هدف علم مدرن افزايش قدرت آدمي است البته نه قدرت معنوي . بيكن صراحتاً به اين امر اشاره مي كند.
و همچنين گفت: هدف علم جديد واقع گرايي صرف نبوده بلكه ارائه تصويري است كه بتوان در آن تصرف كرد. درست همانطور كه هايدگر گفت: علم مدرن تصوير اعتباري از عالم نشان مي دهد تا بتواند در آن تصرف كند.
زرشناس ويژگي ديگر علم مدرن را پايه ريزي آن بر اساس سوبژكتيويسم و اومانيسم عنوان كرد و توضيح داد: چون علم جديد خصيصه سوبژكتيويسي دارد و انسان را فاعل شناسا و مبنا قرار مي دهد، لاجرم همه چيزهايي كه مقابل اوست ابژه مي شود.
رابطه سوژه و ابژه رابطه اي از خود بيگانگي و استخدامي است . نسبت علم مدرن با آدمي مثل نگاه سرمايه دار به طبيعت است كه مظهر استثمار و سود است.
اين محقق جوهر علم مدرن را تكنيكي بودن آن دانست و افزود: تكنيك مقدم بر علم جديد است. علم جديد، نگرشي تكنيكي به هستي داشت و براي عملي شدن آن تكنولوژي را پديد آورد.
وي همچنين صبغه سكولاريستي علم مدرن را عنصري جدا نشدني از آن عنوان كرد و افزود: علم جديد پيوندي با مفهوم انديشه پيشرفت دارد. البته آرامش و سعادت عقلاني دنياي ماقبل مدرن با مفهوم پيشرفت دنياي مدرن تفاوت دارد.
آرامش عقلاني دنياي ما قبل مدرن به دنبال رستگاري كمال آدمي است ولي تمدن مدرن غايت خود را در پيشرفت تعريف مي كند. زرشناس در پايان گفت:
فرانسيس بيكن اولين بنيان گذار انديشه ترقي و پيشرفت است و كندورسه هم در كتاب طرحي از تابلوي پيشرفت بشر را فرموله كرد .
وي در پایان تأكيد كرد علم و عالم مدرن بسياري از مفاهيم مورد نظر خود را مقدس كرده كه البته اين مفاهيم غير از مفاهيم مورد نظر علم سنتي است.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
دومین نمایشگاه کتاب کانون در ضیافت اندیشه کلید خورد
كارگاه نقد فيلم كانون در ايستگاه «شاهزاده ایرانی، ماسههای زمان»
نشست اندیشهای "امام و دوگانه اخلاق و سیاست" با حضور حجت الاسلام رهدار
علیرضا واسعی مبانی و ساز و کارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی را بررسی میکند
نمایشگاه کتاب کانون در ضیافت اندیشه ي دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوين





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


