سومین نشست نقد کتاب کانون اندیشه جوان برگزار شد
"سجاد هجری"
سومين جلسه نقد کتاب کانون با بررسی کتاب "چنين گفت نيچه" تأليف آقای دکتر يارعلی کرد فيروزجايی، با حضور مؤلف و نقادان جوان، در محل کانون انديشه جوان برگزار شد
در آغاز سجاد هجری مجری جلسه و مسئول نقد کتاب کانون با معرفی اجمالی مؤلف و نقادان، به نقد جوان به عنوان ويژگی نقد کتاب کانون اشاره و جوانان نقاد را شجاع و پرانگيزه، حق بين و صادق، دقيق و موشکاف توصيف نمود و سپس نقد کانون را متوجه مؤلف، ويراستار و همه دست اندرکاران چاپ کتب کانون دانست.
در ادامه دکتر فيروزجايی عضو هيأت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) دربارهي کتاب سخن گفت و هدف از نگارش آن را معرفی و نقد افکار و آراء فيلسوف غربی فردريش نيچه بيان کرد.
.jpg)
حميدرضا محبوبی دانشجوی دکتری فلسفه غرب دانشگاه تهران نخستين نقدها را بر کتاب وارد کرد. او پس از تقسيم نقدهای خود بر کتاب به دو دسته 1. ظاهری و شکلی، 2. محتوايی و مفهومی به بيان نقدهای خود بر کتاب پرداخت:
1. طراحي و شکل و شمايل روي جلد کتاب نسبتاً قابل قبول و جذاب است، اما بر خلاف اين ظاهر روي جلد و صفحات داخلي از آراستگي و زيبايي روي جلد برخوردار نيستند.
2. در بررسي فلسفهي نيچه به طور کلي سه رويکرد وجود دارد، هر چند در درون خود اين رويکردها نيز هر فيلسوف تفسيري متفاوت با فيلسوف ديگر به دست داده است.
• رويکرد فيلسوفان آلماني در تفسير نيچه، به ويژه هايدگر و ياسپرس با تعلق خاطر خاص آنها به متافيزيک
• رويکرد انديشمندان پستمدرني چون دريدا و فوکو
• رويکرد انديشمندان و شارحان تحليليمسلک عمدتاً انگليسيزبان
نويسندهي کتاب نه تنها در ابتدا سخني دربارهي اين رويکردهاي متفاوت جهت روشن ساختن موضع خود در قبال آنها- و احياناً اگر رويکرد و مباني خاصي در مواجهه با نيچه دارد- بيان نداشته است، بلکه جابجا در اثر خود ميان اين رويکردها خلط کرده است و در حالي که مثلاً در مباحث مربوط به حقيقت و معرفت، تفسيري عمدتاً مشابه تفسير پستمدرنها از نيچه ارائه داده است، در تفسير نيچه از ماهيت هنر و جايگاه هنر در زندگي از چنين تفاسيري پيروي نکرده است، و يا در تفسير مفهوم ارادهي قدرت کمابيش ادعاهايي هايدگري از نقش و جايگاه اين مفهوم به دست داده است. به نظر من خلط ميان اين رويکردها و عدم تشخيص مباني هر يک براي تفسير برگزيدهي خود، مهمترين نقص کلي وارد بر اين کتاب است.
3. نويسنده در جاي جاي کتاب خود بيش از آنکه به توضيح و تبيين استدلالي مدعای خود بپردازد تنها به ذکر آن پرداخته است؛ برای نمونه نويسنده در مقدمه از نظاممند نبودن فلسفه نيچه بحث می کند، اما هيچ دليل و تبييني براي اين ادعا که بسياري از شارحان نيچه مخالف آن هستند ذکر نکرده است.
4. به طور کلي توضيحات نويسنده دربارهي مهمترين مفاهيم فلسفهي نيچه همچون آپولون، ديونوسوس، سقراط، خواست حقيقت، بدبيني و خوشبيني، بازگشت جاودان، خواست قدرت، نيهليسم، اخلاق و ارزش، همگي فاقد روشنايي و دقت کافي است، به گونهاي که به نظر نميرسد خواننده چيز محصلي از اين مطالب به دست آورد. براي نمونه نويسنده هيچ توضيحي دربارهي مفهوم خواست قدرت نميدهد، و صرفاً آشنايي خواننده را با آن پيشفرض ميگيرد در حالي که خود اين مفهوم يکي از گرهگاههاي فلسفهي نيچه است که هر مفسري بسته به رويکرد خود تفسيرهاي متفاوتي از آن ارائه داده است و يا مفهوم بازگشت جاودان که آن نيز معرکهي آراء بوده و نويسنده بدون هيچگونه اشارهاي به اين آراء متضاد، معناي ظاهري آن را پيشفرض ميگيرد و بيدرنگ به نقد آن ميپردازد.
5. در تأليف اين کتاب از ترجمه های فارسی کتب نيچه استفاده شده که برخی از آنها ضعيف و برخی متوسط می باشند و به جز چند کتاب که آنها نيز از ترجمه های خوب آثار نيچه به زبان انگليسی نيستند از ترجمه های خوب این آثار استفاده نشده است.
.jpg)
مؤلف کتاب ضمن تشکر از محبوبی در پاسخ به نقدهای او گفت:
1. اين کتاب برای مخاطبان جوان و دانشجو نوشته شده است و طبق قوانين کانون انديشه اين کتاب با توجه به مخاطبانش می بايست حداکثر در 100 صفحه نوشته می شد، در نتيجه با توجه به حجم کم و همچنين مخاطبان کتاب امکان آوردن رويکردها و نظرات ديگر شارحان نبود، چنانچه اينجانب خود به طور مستقيم به کتب نيچه رجوع کردم و سعی در مواجهه مستقيم با او داشتم و نمی خواستم فهم و ادراک مفسران ديگر را تبعيت کنم و نيچه را از ديد ايشان ببينم و اگر در مسائل گوناگون ديدگاه و نظرات متعلق به رويکردهای مختلف به نيچه را آورده ام به سبب آن است که در هر يک از آنها آن ديدگاه خاص را به نظر خود درباره آن مسئله در آثار نيچه نزديک ديدم.
2. بحث از نظاممند نبودن فلسفه نيچه در مقدمه کتاب آمده است و البته در متن کتاب اين نانظاممندی فلسفه نيچه از ميان مباحث انجام شده مشهود است.
3. درباره اینکه چرا مفاهيم و تعاريف نيچه به طور دقيق در کتاب نيامده است بايد گفت که اينها در آثار خود نيچه هم نادقيق است و البته من نيچه را فيلسوفی سطحی می دانم.
4. من در هنگام نوشتن کتاب تا آنجا که در توان داشتم به ترجمه های انگليسی رجوع کردم، اما هم برخی ترجمه های به زبان فارسی از آثار نيچه و هم آنها که انگليسی هستند هر دو از آلمانی ترجمه شده اند و هر دو از اشکالات ترجمه برخوردارند.
در ادامه جلسه برخی از حضار و مستمعان سوالات خود را از مؤلف کتاب پرسيدند و همچنين برخی نظرات خود را نيز مطرح کردند.
پس از پاسخ مؤلف به پرسش حضار، روح الله کريمی دانشجوی دکتری فلسفه غرب دانشگاه تهران به عنوان دومين نقاد با تاکید بر نظرات و نقدهای محبوبی و نیز ضمن نقد کلام مؤلف مبنی بر سطحی بودن نيچه، او را به تعبير هايدگر اوج متافيزيک غرب معرفی کرد و بر تأثيرگذاری عميق و فراوان آرای نيچه بر فيلسوفان بعدی تأکيد نمود و نقدهای خود بر کتاب را بيان داشت:
1. اينکه مؤلف محترم حجم کم کتاب را به عنوان پاسخ به برخی نقدها بيان می دارند توجيه مناسبی نيست، زيرا مقاله ای از یک فلسفه دان غربی درباره نيچه در 19 صفحه به زبان انگليسی نوشته شده است که با وجود حجم بسيار کم مفاهيم فلسفه نيچه و مسائل گوناگونی که در آثار او بيان شده است را به خوبی و با دقت و همچنين قابل فهم تبيين کرده است.
2. برخی از نقدهايی که مؤلف بر نيچه وارد کرده شايد از تفسير غلط فلسفه نيچه ناشی شده باشد و بايد دانست که نقد هر مطلب فرع بر فهم و تفسير درست آن است و مؤلف سعی در ادراک و ارائه تفسير درست مفاهيم و مطالب فلسفه نيچه نداشته است. مانند آنکه در مسئله معرفت نيچه را مخالف حقيقت و وجود معرفتی حقيقی دانسته است که اين مطلب را می توان درباره آرای اوليه او گفت، اما بايد توجه داشت که نيچه در آثار ميانی و پايانی خود از اين مدعا دست شسته و حتا در 6 اثر آخر او نشانی از بطلان حقيقت و معرفت يافت نمی شود. همچنين در مسئله بازگشت جاودانه نيز مؤلف معنای ناروايي را بر آن بار کرده و سپس آن را نقد نموده است.
3. مؤلف گرامی نيچه را با عقايد کلامی و اعتقادات خود نقد کرده و با او مواجهه ای فلسفی و برهانی نداشته است و بیشتر به بيان اعتقادات خود پرداخته است و...
فيروزجایی در پاسخ به نقدهای کريمی گفت:
1. همانطور که شما در فهم نيچه دنباله رو فلاسفه و شارحان غربی او هستيد، من هم در شرح و نقد خود بر افکار و نظرات نيچه مبتنی بر عقايد خود هستم و حتا پس از نقد آرای نيچه برای آنکه خواننده را با پاسخ صحيحِ مسائل و مطالبی که نيچه به آنها نظر داشته است آشنا کنم به بيان عقايد خود که آنها را حق می دانم و حتا صبغه دينی دارند پرداختم.
2. همچنين بايد بگويم که نيچه در تراز فلاسفه بزرگی مانند افلاطون، ارسطو و کانت نيست و...
سيد عمار کلانتر آخرين نقدها را بر کتاب بيان داشت که برخی از آنها تأکيد نقدها و اشکالات نقادان قبلی بود. او به دو ويژگي مثبت اين کتاب، در قياس با کتابهاي تاليفي فلسفة غرب در ايران اشاره کرد و گفت: اولين و مهمترين ويژگي اين است که نويسنده به آثار اصلي نيچه رجوع کرده است. و کوشيده که مطالب خود را مستند به آثار نيچه بيان کند. دومين ويژگي طرحي است که نويسنده براي کتاب در انداخته؛ يعني نقطة شروع خود را دغدغة فکري فيلسوف قرار داده و براي اين منظور تلاش کرده است زمينة لازم را فراهم آورد. او سپس نقدهای خود بر کتاب را چنین بيان داشت:
1. به طور کلي به نظر ميرسد که نويسنده با نيچه همراهي و همدلي نکرده است تا به کنه انديشه وي پي ببرد، زيرا شرط فهم کلام ديگری همراهی و همدلی با اوست. اين رويه باعث شده است که در مواردي نويسنده با نقل قطعاتي از نيچه، نقدهايي را بر آنها وارد کند که نشان ميدهد نويسنده منظور نيچه را در نيافته است؛ مانند سخنان نويسنده ذيل عنوان "معماي رابطه بين ذهن و عين" و ... .
2. دوم آنکه، شرط اینکه انسان بی توجه به شارحان نيچه خود با او مواجهه کند آن است که در درجه اول کتب او را از زبان اصلی يعنی آلمانی بخواند و با او همراهی و همدلی کند و همچنين به بستر فکری و فرهنگی فيلسوف آگاه باشد که مؤلف ارجمند به هيچ يک از اين شروط توجه نداشته اند.
3. توجه کم به زمينههاي شکلگيري انديشه نيچه و بستر فکری و فرهنگی او که در حقيقت جزء لاينفک بررسی افکار هر فيلسوف و انديشمندی است.
4. در اين کتاب مسيحيت نيز به طور نامستند نقد شده است که گرچه برخی از آنها درست و به حق است، اما استناد و بيان منابع و مراجع برای هر مدعايی لازم و ضروری است.
5. در متن کتاب اشکالات فراوان ادبی و ويرايشی وجود دارد، همچنين مطالب پشت و روی جلد نامناسب است، بطوریکه گرچه اين کتاب حلقه ای از سلسله کتب نقد و بررسی فيلسوفان مغرب زمين است اما شماره ای مبنی بر اينکه اين کتاب يکی از اين حلقات است در روی جلد زده نشده است.
فيروزجايی در پاسخ به انتقادهای کلانتر در ادامه جلسه گفت:
1. من افکار نيچه را قبول نداشته و در نقد با همين رويکرد پيش رفته ام.
2. در کتاب تا آنجا که امکان داشته به بستر و زمينه های شکلگيري انديشه های نيچه توجه کرده ام و ...
پس از نقدها و پاسخ ها، سجاد هجری مسئول نقد کتاب کانون به روحيه بالای نقادی و نقد پذيری مؤلف ارجمند اشاره کرد و از دغدغه فکری و فرهنگی مؤلف در نوشتن اين کتاب و جسارت او در نقد نيچه تقدير نمود و همه اهالی فن را به توجه به مسائل فرهنگی به ويژه آنچه مربوط به جوانان است دعوت کرد.
در پايان آقای دکتر فيروزجايی از کانون انديشه برای تشکيل جلسه نقد و از نقادان محترم برای نقدهای ارزشمندشان تشکر کرد و از لحاظ اين نقدها در ويرايش دوم کتاب خبر داد.
امیدوارم همت دوستان در برپایی چنین نشستهایی مورد توجه مسئولین فرهنگی و اصحاب تفکر در ایران قرار گیرد و نقد آگاهانه و دانشورانه که در جهت آشنا نمودن دوستداران فکر و فلسفه با اندیشه های بزرگان تفکر و فرهنگ صورت می گیرد، فضای فکری و فرهنگی مراکز آموزشی و پژوهشی در حوزه ی علوم انسانی بویژه دانشگاهها و حوزه های علمیه را دربرگیرد.
خیلی جلسه جالبی بود.چیز های خوبی در مورد نیچه یاد گرفتم.این جلسات مطمئنا باعث رونق کتاب و کتاب خوانی در ایران می شود.امید وارم با حضور نقادان جوان ادامه یابد.البته ناقدان نقد های جالب بیشتری کردند.لطفا متن کامل نقها را هم روی سایت بگذارید.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
برگزاري ميزگرد تحليلي - تاريخي " اميركبير و امراي صغير "
شعر سياسي در گفتگو با علي محمد مؤدب
تبیین ابعاد مختلف موضوع فتنه
مبارزه فدائیان اسلام در صدر حرکت های مسلحانه ایران بود
در پيشگاه دادگاه تجربه





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


