تعداد بازدید : 445
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
چهارشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۸۸
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش

ولی الله عباسی-  اولین سخنران همایش آوینی متفکیر دوران گذار، حسین کچوئیان بود. وی سخنراني خود با موضوع شانیت تاریخی اجتماعی شهید آوینی را با طرح بحثي درباره نامگذاري اين همايش آغاز نمود . او گفت:عنواني كه براي اين همايش انتخاب شده، ابهام و سئوال درباره آويني ايجاد مي‌كند، چرا كه متفكر دوران گذار بودن در بقيه انديشمندان و افرادي كه در نهادهاي اجتماعي تأثير داشتند نيز مطرح است.

او این پرسش را مطرح کرد که «جنس شهيد آويني از چه جنسي بود مثلاً از جنس فيلسوفان بود يا هنرمندان يا فعالين سياسي و عالمان و يا غير از اين ها». کچوئیان گفت: شهيد آويني براي برخي، شخصيتي بزرگ و تأثيرگذار است و او را دست‌نيافتني مي‌دانند و در مقابل، گروهي از اشخاص هستند كه چنين عقيده‌اي ندارند و تأثيرات و ويژگي‌هاي منحصر به فرد او را بر عرصه هنري انكار مي‌كنند.

كچوئيان افزود: با توجه به آثار اين انديشمند، در واقع آويني داراي دو شأنيت متفاوت است كه يكي كار سينمايي او مثل روايت فتح است و ديگري دستنوشته‌هايي است كه مي‌توان از طريق این دو اثر، آويني را معرفي كرد. اين استاد دانشگاه تهران با بيان اينكه جنگ تحميلي يكي از عجيب‌ترين رخدادهاي دنيا به حساب مي‌آيد و هيچ‌كس نتوانسته آن را به زيبايي نشان دهد، افزود: اما روايت فتح شهيد آويني بالاترين افق در نشان دادن جنگ و دفاع مقدس است.كچوئيان تصريح كرد: آويني در معناي معمول آن يك متفكر نيست، بلكه به اعتقاد من يك هنرمند با ذوق هنري بالاست كه گزين گويه‌هاي درخور تأملي را نوشته است.
او ادامه داد: آويني را به جاي آنكه يك متفكر بدانيم بايد شخصي با يك بصيرت بالا دانست كه اتفاقات بزرگي را حس كرده و آن را به شكل گزين گويه‌ها درآورده است.
دکتر کجوئیان در ادامه گفت:يك موضوعي كه هميشه براي من مطرح بود اين است كه انقلاب اسلامي بنا به ماهيت و ويژگي هايش در هيچ عرصه اي آدم ها ي مناسب و مقتضي خودش را ايجاد نكرده ...اين يك مقدار به فضاي تاريخي برمي گردد و يك مقدار هم به ظهور و بروز خيلي غير عادي انقلاب.

انقلاب يك ذخيره تاريخي 1400 سال را كه پنهان بود، يكدفعه ظاهر كرده، در نتيجه در هيچ زمينه اي آدم ها و نيروهاي مناسب خود را به خوبي عرضه نكرده است » وي اظهار داشت: شهيد آويني از آن دست‌ آدم‌هايي است كه اگر قرار بود انقلاب ايران فرهنگ متناسب خودش را بسازد، وي به عنوان نقطه آغاز و طليعه‌دار آن ‌بود.

کچوئیان دربیان اين دغدغه كه مستلزم هر انقلاب برشمرده می شود گفت:اين نكته اي كه گفتم در همه جا هست.در هر عرصه اي نگاه كنيد آن را مي بينيد. آدم احساس مي كند كه اين انقلاب مابه ازاهاي ملموس و مشخصش را ايجاد نكرده است. در حوزه سينما، حوزه موسيقي و حوزه كتاب ما بعضي از متفكرين رابه عنوان متفكرين عرضه كننده و معرف اين انقلاب معرفي مي كنيم : اما همه مي دانيم كه عليرغم اينكه آنها مردان بزرگي هستند مثل دكتر شريعتي و مرحوم مطهري، اما خصوصاً كساني كه انقلاب را درك و حس كردند و پيوندشان را همچنان حفظ مي كنند به هيچ وجه اين احساس را ندارند كه اين متفكران معرف و بيانگر اين انقلاب باشند.

يعني عمق خواسته هايي كه در اين انقلاب منعكس شد و به لحاظ عملي دگرگونيهايي كه در دنيا و داخل كشور به تبع اين انقلاب اتفاق افتاد،به نحوي است كه هيچ موقع اين احساس را نداريم كه انقلاب ما آنچه بايد مي كرده، ملموس در صحنه عرضه كرده است. هميشه يك تشنگي داريم كه يكي بيايد و آن چيز را به ما عرضه كند.

ايشان جنگ و دفاع مقدس ايران را در تاريخ بي نظير معرفي كرد و گفت حتي در صدر اسلام نيز نمونه اي اين چنيني يافت نمی شود. چرا كه خداوند در قرآن درهنگام جنگي می گويد «عسي ان تكرهوا شيئاً و هو خيرلكم»و درباره گروهي كه به دروغ بي پناهي خانواده خود را بهانه اي براي فرار از جنگ مي ساختند، فرموده است «قالوا انّ بيوتنا لعوره و ماهي بعوره»

وي روايت فتح را تنها افق بلندي از روايت گري حماسه دفاع مقدس ايران دانست كه توانسته است آنچه از احساس و شور و فداكاري را كه در جنگ مي گذشت بيان كند.درعرصه سياست نيز کچوئیان معتقد بود: در صحنه سياست، سياستمدار طراز اول انقلاب اسلامي را تجربه نكرده ايم، البته به عنوان يك گروه نه به عنوان يك فرد.شايد بعضي افراد را بشود پيدا كرد.

آقاي كچوئيان بحث درباره شهيد آويني را اينگونه پيگيري كرد که:«  آدمي كه تجربه اي از اتفاقات در حال رخ دادن داشته، يعني آن را حس كرده و به شكل مبهمي هم منتشر كرده است. یعني شايد خيلي ها را نتوانسته در قالب مفاهيم و بيان در آورد و به طور طبيعي نمي توانسته آن را سيستماتيك بيان كند و به قول آن شعر معروف

من آويني را متفكر به معناي معمولش نمي دانم. كسي كه گزيده گويي مي كند، كسي كه الزاماً يك برنامه تئوريك به شما عرضه نمي كند، من نمي توانم جزو متفكرين بدانم، اما چيزي كه به نظر من مهم است اين است كه آويني را از آن تيپ آدمهايي مي دانم كه اگر قرار بود انقلاب اسلامي ما به ازاهاي خودش را بسازد در واقع اين شخص طليعه اين آدمها بود. من به جاي اينكه آويني را متفكر بدانم آدم واجد بصيرت مي دانم.

 

 " من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر          من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش"

كه در مورد اهل عرفان گفته اند، آدمهايي كه در اين مقاطع تاريخي هستند، اينگونه اند .اينها مردان عمل اند و مردان عملي كه يك نوع بصيرت هايي دارند.آدمهايي كه بيشتر درگير فعل و انفعالهاي عملي هستند چون هنوز دارند اين تحول را شكل مي دهند.شما مي دانيد كه شكل هاي اول هر نوع حرف بديعي هميشه گزيده گويي هاست.»

شما در تاريخ متفكرين نگاه كنيد. آيزابرلين متفكرين را دو قسمت مي كند: يك روشنفكراني كه مي گويد روباه صفت اند و يك عده ديگر كه خارپشت صفت مي داند. روشنفكراني كه كار سيستماتيك مي كنند و يك فكر منسجمي را به شما عرضه مي كنند و آنهايي كه فكرهاي بديعي دارند. به لحاظ تحول تاريخي معمولاً و به طور قطع هميشه اين گزيده گوها اولند.

البته ما تمدنها را به آدمهای سيستم ساز مي شناسيم ولي در واقع اين ماركس نيست كه آغازگر فكر ماركسيستي است... تمام فيلسوفان قرن هجدهم ميلادي اين گونه اند. فيلسوفاني هستند كه فيلسوف نيستند، بلكه فقط بصيرتهايي پيدا كرده اند. ولتر فيلسوف نيست، روسو همينطور. اگر كتابهايشان را بخوانيد، هيچ عمق تئوريك به معنايي كه نزد هگل و ماركس و هر متفكر ديگر هست نمي بينيد، بلكه فقط يك بصيرتهايي بود.كه البته همين ها مبناي شكل دادن يك مبناي تئوريك بزرگ است .

من شأنيت تاريخي بعد از آويني را از اين قسم مي دانم. پيامبران نيز از اين قسم انسانها می باشند.خود پيامبران نيز آدمهايي سيستم ساز نيستند، بلكه فقط بصيرتهايي را كه به دست آورده اند، منتقل مي كنند و اين بصيرتها مبناي سيستم سازيهاي بعدي مي شود.

دكتر كچوئيان با تقسيم بندي تيپ هاي موثر در تحولات تاريخي به دو تيپ كلي هنرمندان و اهل نظر گفت: كساني كه براي اولين بار بناي نظري و مرحله جديدي كه تمدن وارد آن مي شود را درك مي كنند هنرمندان هستند...هر تحولي در تمدن، اول در ساحت هنر حس مي شود. مثلاً ريشه های پست مدرنيسم در معماري و نقاشي است.يعني اول كساني كارهايي كرده اند بدون اينكه خيلي اشعار و آگاهي مشخصي داشته باشند. يك نوع دلزدگي و يك نوع شوق، اساس اين تحول را شكل داده است .

با توجه به مستنداتي كه آوردم آويني چنين شخصي است .شهيد آويني به نوعي از فضاي روزگار خود دلزده بود و به دليل قابليت خوبي كه در كلام داشت، توانست دنيايي در قالب مفهومي بسازد. کچوئیان با اشاره به اينكه آويني مظهر آنچه كه در حال آمدن است، بود، خاطرنشان كرد: آثار شهيد آويني را بايد خواند تا تجربه او را حس كرد و بتوان بصيرتي را كه او درك كرده بود، تكرار كرد. به نظرم مي رسد آويني را بايد دوباره خواند، براي اينكه دوباره آن تجربه و بصيرتهايي را كه حس كرده شما هم تكرار كنيد. لزوماً آويني را اگر به عنوان يك بناي نظري بخوانيم ممكن است دچار مشكل شويم، درست مثل اينكه شما بخواهيد با فكر و انديشه وارد كار هنري شويد . بايد گزيده گويي را حس و تجربه كنيم و اين شأنيتي است كه من در جهت تاريخي و اجتماعي براي شهيد آويني قائل هستم .


کچوییانن-آوینی-انقلاب-


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
حنجره‏اي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود
كانون انديشه جوان منتشر كرد:سما/ سطح چهارم
كانون انديشه جوان منتشر كرد: سما/ سطح سوم
فروش کم نظیر کتاب ریس جمهور
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
همايش جان راولز
وبگاه نقد ادبی چامه
قول و غزل

آمار
بازدید امروز: 1906
بازدید دیروز: 2458
بازدید از ابتدا: 824242
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۲۰ بهمن ۸۸