امام خميني در تاريخ با تاريخ و براي تاريخ
دكتر كليم صديقي، ترجمه : مجتبي ده آبادي: به نظر من هنوز بايد ابعاد معنوي و فكري عظيمي را كه در انديشه و اجتهاد امام خميني(رض) وجود دارد، مورد بررسي و تعمق قرار دهيم.حتي مي خواستم پيشنهاد كنم تا موسسه اي تحقيقاتي براي مطالعه دستاوردهاي امام خميني(ره) داير شود.اما در طول اين چند سال متوجه شدم كه برادرانمان در ايران خود پيش از آنكه ما چنين پيشنهاداتي بدهيم، دست به كار شده اند و يا كار را به اتمام رسانده اند.
با اين همه، ما بايد وظيفه خود را كه رواج و نشر پيام امام به تمام امت اسلامي است، به سرعت دنبال كنيم.حوزه اي كه امام در آن بزرگترين سهم خود را ايفا كرد، مربوط به فهم ما از حركت تاريخ است. امام خود، محصول جريانات تاريخي بود كه ديرزماني پيش از وي آغاز شده بود.من با كمك تعدادي از محققان شيعي، توانستم ريشه هاي فكري امام خميني را تا علامه حلي دنبال كنم. ابواب اجتهاد كه تنها 200 سال قبل توسط علم اصول باز شده بود، امام را قادر ساخت تا دولتي اسلامي را درسال 1979 بنا نهد.
بي شك، امام خميني دريافته بود كه الهيات[سنتي] سد راه حركت تاريخ شده است.وي موازنه اي جديد ميان تاريخ و الهيات برقرار كرد. در ادبيات اسلامي همه مكاتب فكري، تاريخ و الهيات با يكديگر ممزوج شدند.مسلمانان نوشتن تاريخ به عنوان الهيات را بسط داده بودند.اين دو بايد از يكديگر جدا مي شدند، به خصوص در مكتب فكري شيعه كه غيبت اما دوازدهم دستاويزي براي دوري گزيدن از حركت تاريخ بود.
به عبارتي، تمام اجتهادات منبعث از علم اصول، طي 200 سال در باب رهاسازي تاريخ از سد الهيات بود. امام خميني درست زماني فرارسيد كه تاريخ، آماده آخرين يورش، به شيوه هاي سركش خود بود.
امام خميني (ره) تاريخ را به آرامي از عرصه الهيات خارج ساخت. آخرين وصاياي امام، كلان اثري است راجع به موقعيتش در مكتب فكري شيعه و نيز شاهكاري است از بياناتش در باره تاريخ كه تمام مكاتب فكري اسلام را به يكديگر پيوند مي دهد. امام خميني ، تاريخ را عاملي بي طرف در جريان رو به پيشرفت زمان مي دانست. تقواي ديني هيچ تضميني براي پيشرفت تاريخي نيست.تاريخ هيچ گذشتي درقبال هر درجه از تحريف حقيقت، از خود نشان نمي دهد.حقيقت همچنين، واقعيتي تاريخي است؛به يك گذاره معنوي تجريدي. ناتواني در مقايسه واقعيتها با اهداف مطلوب و معهود به تنزل اخلاق و تمهيد حاكميت ستمگران منجر مي شود. تاريخ مملو از تحقير كساني است كه بيش ازحد به اينگونه خود فريبي پرداخته اند. بخش اعظمي از رفتار سياستمداران اسلامي جديد از اين نوع است. بوروكراسي جز خود توجيهي و صيانت نفس هيچ فايده اي دربرنداشته است.با گذشت زمان، تاريخ ، نمايه اي از اعوجاج و نيمه حقايق را آشكار مي سازد و آنها را به واقعياتي انكارناپذير بدل مي كند.
امام خميني (ره) اين ويژگيهاي جدايي ناپذير تاريخ را فهميده بود.اما حتي طي اين دوره كوتاه پس از انقلاب اسلامي ، اين الگوي حركت تاريخي مي تواند ريشه يابي و فهميده شود.هر تلاشي براي پنهان شدن در پشت الهيات، يا بازنويسي آن به شكلي كه با واقعيات ناخوشايند همخوان شود، كوتاه ترين طريق ممكن براي تخريب ميراث امام خميني (ره) است.
هنگامي كه امام درسال 1988 چاره اي جز پذيرش آتش بس در جنگ با عراق نداشت، آنرا "نوشيدن جام زهر" ناميد.اما هيچگاه با تمسك به دستاويزهاي ديني از اين تصميم دفاع نكرد. اين همان تقواي منحصر بفرد است.شجاعتي كه شخص مسئوليت اعمال خود را بر عهده بگيرد، جزيي است تقوا است يا بايد باشد.
امام خميني (ره)، همچنين فهميد كه حركت تاريخ بايد با امت اسلامي يكپارچه شود.هرچيزي كه امت را چندپارچه كند يا مانعي بر سر يكپارچگي باشد، از نظر اسلام مطرود است.امام زمينه مشتركي براي تعريف مجدد مفهوم امت اسلامي،به خصوص در مبارزه جهاني با قدرتها و عمال كفر،بنا نمود. بسياري از سخنان و و پيامهاي ساليانه وي به حجاج، در تعقيب اين هدف ايراد مي شد.او حج را مجال مناسبي براي افشاي نفاق در امت مي دانست. به اعتقاد وي حج تنها به عنوان عبادت كافي نبود.حج ابزار قدرتمندي براي نشان دادن قدرت اسلام بود.به همين علت او حج و آزادسازي قدس را محور انديشه هايش قرار داد. اين دو، اصولي هستند كه دولت اسلامي نمي تواند از طريق ديپلماتيك به مذاكره در باب آنها بپردازد.اينها موضوع مذاكرات ديپلماسي نمي توانند باشند.امام خميني ، جايگاه جهاد را به رأس وظايف امت اسلامي بازگرداند.
در چشم من، امام خميني تمامي مفهوم تقوا را تغيير داد. تقوا، ويژگي اصلي رهبري، دولت و سياست است.
اين بدان معني است كه صلاحيت، بخشي از تقواست. انسان بي صلاحيت نيز مي تواند متقي باشد، اگر حدود تقوايش را بداند. اما تلاش و اصرار بر اجراي نقشي فراتر از صلاحيت خود، خلاف تقواست.اين شخص مي تواند يك مقام دون پايه ، يك مجاهد و يا حتي يك مرجع باشد. امام خميني (ره) در اين موارد قاطع و مصالحه ناپذير بود.
امام خميني (ره)، اقيانوس بيكران فهم اسلام در كليت آن است.هر تلاشي براي منحصر ساختن وي به ايران يا يكي از مكاتب فكري اسلام، جفاي بزرگي در حق وي ، اسلام و شايد ايران باشد.
* دكتر كليم صديقي، موسس پارلمان مسلمانان در بريتانياست.اين مقاله به مناسبت هفتمين سالگرد ارتحال امام ، نگاشته شده بود.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
حنجرهاي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود
كانون انديشه جوان منتشر كرد:سما/ سطح چهارم
كانون انديشه جوان منتشر كرد: سما/ سطح سوم
فروش کم نظیر کتاب ریس جمهور
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.

