انقلاب اسلامی و روحانیت در گفتگو با دکتر زرهانی: روحانیت و جوانان دو ستون اصلی پیروزی انقلاب
مهدی قلی پور، کانون اندیشه جوان: انقلاب مردم ایران در سال 57در طول تاریخ از انقلاب های بی بدیل است که با هیچ معیار و ملاکی قابل ارزیابی نبوده و دارای برتری هایی است که نمی توان برای آن نمونه ای یافت .
در حقیقت واکاوی ابعاد مختلف و عمیق این انقلاب در چند گفتگو و گزارش نمی گنجد و مجالی بس فراخ برای تبیین و بررسی مسایل آن می طلبد.
در هر حال نیم نگاهی به جایگاه، موقعیت و میزان تأثیر روحانیت در شکل گیری، هدایت و پیروزی انقلاب و همچنین بررسی گروههای فعال در جریان سازی و مبارزه حوزه های مختلف انقلاب در سالهای پیش از پیروزی آن از موضوعاتی است که سعی شده در گفتگو با دکتر سید احمد زرهانی که چند دوره نماینده مجلس بوده است و همچنین ریاست سازمان حج و زیارت را در سابقه کاری خود دارد و در حال حاضر معاون آمورشی و پژوهشی دانشگاه مذاهب اسلامی است و از همان اوان جوانی در دبیرستان و دانشگاه در متن حرکت های انقلابی بوده تا زمانی که مدیریت اجرایی را داشته است،بپردازیم .
آنچه در پی می آید مشروح این گفتگو است .
آقای دکتر زرهانی قبل از اینکه وارد بحث انقلاب اسلامی و جایگاه روحانیت در شکل گیری آن بشویم، مختصری از اوضاع و احوال فرهنگی و بافت اجتماعی سالهای قبل از انقلاب بپردازید؟
واقعیت این است که نظامی که قبل از انقلاب در کشورمان حاکم بود هیچ اعتقادی به مردم نداشت. لذا ما شاهد حضور هزاران مستشار خارجی و غربی در ایران بودیم .نفت، امور نظامی ، بانک مرکزی، برنامه و بودجه، آموزش و پرورش، آموزش عالی، همه و همه امور کشور، با نظارت این مستشاران اداره می شد.
در دربار پهلوی و در ادبیات رژیم شاهنشاهی رجال سیاسی به کسانی گفته می شد که در طرز تفکر، لباس ، تکیه کلام ها و جاذبه و دافعه شباهت زیادی به مستشاران داشته باشد.
فرهنگ ایران قبل از انقلاب بر مبنای هنجارهای غربی بود
در این اوضاع و شرایط روحانیت منزوی بودند، اساتید و دانشگاه تنها به کارهای خود می رسیدند، مساجد کم رونق بود و تنها به امور عبادی می پرداختند . و آنها هیچ دخل و تصرفی در مسایل سیاسی نمی کردند.
تولید فرهنگی در جامعه آن زمان ایران بر مبنای هنجارهای غربی بود .با بالاترین و وخیم ترین صحنه های سکسی در جشن فرهنگی و هنری شیراز یک بار در دهه پنجاه برگزار شد که در نوع خود یک فاجعه فرهنگی بود.
دربار می خواست عفاف و کانون خانواده را از بین ببرد
البته این اتفاقات ریشه در اندیشه های خام دربار داشت .آنها فکر می کردند که باید مظاهر تمدن ایران قبل از اسلام را بزرگ جلوه دهند و در عوض مظاهر دوره اسلامی را کمتر جلوه دهند.
اینها می آمدند و طوری تولید هنر و اندیشه می کردند که عفاف و کانون خانواده را از بین ببرند در مجلات آن ایام تبلیغ فحشا و اهانت را به آسانی و به وضوح ترویج می کردند.
انتخاب دختر شایسته از سوی دربار جوی در میان دختران ایجاد می کرد که برخی به دنبال قیافه های آن چنانی بودند و البته رژیم نیز ماههای متمادی روی همین موضوع انتخاب دختر شایسته تبلیغ می کرد.
لذا حکومت و دولت هیچ گاه دنبال این نبود که یک خط سیر اسلامی هم نه، بلکه انسانی و اخلاقی هم نه، بلکه بر اساس آموزه های فلاسفه غربی یا ایران دوران ساسانی را در جامعه ترویج کند .به راحتی می توان گفت که جامعه ایران آن روزگار در هرج و مرج کامل به سر می برد .
از حزب و آزادی سیاسی در آن دوران خبری نبود
از نظر احزاب سیاسی، حکومت پهلوی بسیاری از احزاب از جمله حزب ملل اسلامی،موتلفه اسلامی، حزب توده و فدائیان اسلام را سرکوب کرد و از حزب و آزادی سیاسی هیچ خبری نبود. آنها سه حزب درباری با نالهای حزب ایران نوین، حزب پان ایرانیسم و حزب مردم را تشکیل دادند و سناتورها و افراد درباری آنها را می گرداندند
ولی شاه در سال 1354 دستور داد که این سه حزب ادغام شوند و نهایتاً حزب رستاخیز شکل گرفت و شاه هم دستور داد که همه مردم باید در این حزب عضو شوند و گرنه پاسپورت بگیرند و از کشور خارج شوند.
جناب آقای دکتر زرهانی با این اوصاف قدری هم از موقعیت روحانیون قبل از پیروزی انقلاب و جایگاه آنها در هدایت انقلاب و پیروزی آن بگویید؟
روحانیت قبل از پیروزی انقلاب و ایام پیروزی آن، سه دسته می شوند: گروه اول روحانیت پیرو خط امام هستند، شخصیت هایی از جمله «آیت الله دکتر بهشتی»، «موسوی تبریزی»، «مهدوی کنی»، «آیت الله خامنه ای»، «هاشمی رفسنجانی»، «شیخ حسین علی منتظری» و «آیت الله محمد یزدی» بودند که در جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین و محققین حوزه علمیه قم و تشکل های مشابه به این ساماندهی شده بودند.
گروه اول روحانیت هسته تولید کننده تفکر دینی و فرهنگی انقلاب بودند
این شخصیت ها در حدود هزار نفر می شدند که در سراسر ایران یک هسته تولید کننده اندیشه امام خمینی (ره) بودند .برخی نیز از جمله «آیت الله انواری» و «شهید محلاتی» به عنوان نمایندگان امام خمینی (ره) در جاهای مختلف و شهرهای گوناگون با مردم تماس داشتند .
آقای زرهانی یعنی همه این دو گروه هزار نفری عهده دار هدایت جریان انقلاب بودند؟
از بین این هسته هزار نفری روحانیت در صحنه، حدود 500نفر برجسته، مسئولیت تولید تفکر دینی و فرهنگی را داشتند و جنبش فکری انقلاب نیز بر عهده متفکرانی از جمله «آیت الله شهید مرتضی مطهری» بود که تئوری پردازی انقلاب را عهده دار بود که با وسعت نظر مبانی فکری انقلاب را تبیین می کرد .
حسینه ارشاد در حوزه های علمیه اندیشه دینی انقلاب را ترویج می کردند
البته در بین این 500 روحانی برجسته چهره هایی مثل آیت الله خامنه ای نیز ترجمه کتابهای اهل سنت از جمله سید قطب را در دست کار علمی داشتند و یا آیت الله هاشمی رفسنجانی کتاب امیر کبیر را تألیف می کردند. و یا در اینکه حسینه ارشاد و حوزه های علمیه قم و خراسان اندیشه دینی انقلاب تولید و ترویج می شد.
در این گروه روحانیت نیز برخی در مجلات رژیم طاغوت مطلب می نوشتند و یا دکتر مفتح و شهید مطهری در صحن دانشگاه تهران به تدریس مشغول می شوند.
به هر حال این گروه اول کار تولید تفکر دینی و فرهنگی انقلاب را برعهده داشتند
گروه دوم روحانیونی هستند که در تولید اندیشه دینی با صبغه سیاسی نقش نداشتند ولی با گروه هزار نفری نخست سر و سری داشتند . اینها در حقیقت بدنه روحانیت را تشکیل می دادند. سخنرانی می کردند، امر به معروف و نهی از منکر می کردند و به عبارتی روشنگری مردم با این گروه دوم بود. این ها خیلی درگیر نمی شدند اما از رژیم به شدت تنفر داشتند و وارد جنگ سیاسی نمی شدند اما جنگ فرهنگی را اداره می کردند.
گروه سوم نیز کسانی بودند که کارمند رسمی سازمان اطلاعات و امنیت کشور یعنی ساواک بودند آنها آخوند نما و روحانیون درباری بودند . این گروه لباس روحانیت می پوشیدند تا به مردم نزدیک شوند ولی برای دربار خدمت می کردند .
با این توضیح چه اسامی می توان به این گروههای سه گانه روحانیت به کار برد؟
می توان گروه اول را روحانیون مبارز نامید که کار تولید اندیشه مبارزه را برعهده داشتند و گروه دوم را مرشدین نامید که انتشار اندیشه فرهنگی انقلاب را بر عهده داشتند
البته این جا باید گفت که همان اراده ای که در انقلاب مشروطه و جریان ملی شدن صنعت نفت سعی کرد روحانیت را به انزوا بکشاند و موفق هم شد در دهه چهل و پنجاه هم کاری کرده بود که روحانیت زیر فشار باشد و در پیشگاه مردم جایگاهی نداشته باشد .
یعنی روحانیت قبل از انقلاب محبوبیتی در میان مردم نداشت؟
خیر تنها در دهه های سوم و چهارم قدری روحانیت در انزوا بود
اما از اوایل دهه پنجاه آرام آرام تحت تأثیر همان حرکت تولید اندیشه فرهنگی انقلاب، موج بیداری با هدایت روحانیت و همراهی مردم گسترش پیدا کرد و تا جایی پیش رفت که در سالهای 56 و 57 روحانیت محبوب دلهای مردم شده بود. حتی در خانواده هایی که هیچ رابطه ای با روحانیت نداشتند ارادتمند جایگاه و موقعیت معنوی روحانیون شدند.
روحانیت و جوانان دو ستون پیروزی انقلاب اسلامی هستند.
می توان به جرأت گفت که روحانیت و جوانان دو ستون پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 شدند و البته در این میان دانشجویان و به ویره دانش آموزان نقش بسزایی داشتند
22 بهمن محصول انقلاب فرهنگی دهه پنجاه است
تحلیل من به عنوان کسی که سالهای سال در سنگرهای مختلف فرهنگی بودم چه قبل و چه بعد از انقلاب این است که واقعه 22 بهمن 57 در حقیقت محصول انقلاب فرهنگی دهه پنجاه بود انقلابی که از اوایل دهه پنجاه شکل گرفت و بعد آرام آرام در قشرهای مختلف مردم رسوخ کرد.
آقای دکتر، هدایت جریان دانشجویی بر عهده چه شخصیت هایی بود؟
امثال شهید مطهری ها و علامه جعفری ها در متن دانشجویان مدیریت موج فکری را در ایران بر عهده داشتند و البته هم کتابهایی که در حسینه ارشاد و حوزه علمیه قم چاپ و در سراسر کشور منتشر می شد یک تحول روحی به وجود آورد .
رهبری واحد امام خمینی(ره) رمز پیروزی توده های مردم شد
در این شرایط جوانهایی که تشنه آموختن مبانی دینی بودند جذب روحانیت می شدند و همچنین اطلاعیه ها و شب نامه هایی که از سوی امام خمینی صادر می شد به شکل ادبیات زیراکسی توسط مبارزین در همه کشور توزیع می شد و جوانان گروههای توحیدی در مساجد و محله ها نیز ضمن ارتباط با روحانیت مسئولیت مدیریت سخنرانی ها را بر عهده داشتند و این چنین انقلاب در شهرها گسترش پیدا می کرد در این بین نیز امام خمینی (ره) در نجف و پاریس از طریق نوارهای سخنرانی اصول کار انقلاب را به مردم می گفت و چون رهبری واحد وجود داشت و دل همه مردم با این رهبری بود حرکت انقلاب سرعت می گرفت
روحانیت در این انقلاب درجات مختلفی داشتند
البته روحانیون از ساز و کارهای سنتی نیز بهره می گرفتند مثلاً وجوهات مردم را می گرفتند،به خانواده های مبارزین در بند ساواک کمک می کردند از منابر مراسم ختم و عزاداری برای افشاگری ظلم رژیم طاغوت استفاده می کردند لذا روحانیت در این انقلاب درجات مختلفی داشتند و کارکردها و رسالت های گوناگونی بر عهده می گرفتند.
برای نمونه امثال استاد فلسفی با سخنرانی های کوبنده علیه رژیم شاه موضعگیری می کرد و مرحوم شهید هاشمی نراد و آیت الله خامنه ای در مشهد مقدس سخنرانی های آتشین داشتند و البته کتابهای پر مغز و پر محتوای منتشر می کردند. امثال هادی غفاری نیز مسئولیت می گرفتند که جلسات رژیم را به هم بریزند. به هر حال هر کدام یک وزنه داشتند و یک اثر متفاوت در جامعه می گذاشتند. دانش آموزان و دانشجویان نیز در سالهای 56 و 57 خیلی خوب با انقلاب همراهی کردند.
عکس ها:




- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
حنجرهاي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود
كانون انديشه جوان منتشر كرد:سما/ سطح چهارم
كانون انديشه جوان منتشر كرد: سما/ سطح سوم
فروش کم نظیر کتاب ریس جمهور
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


