تعداد بازدید : 359
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
دوشنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۹
علم ساحت ها و روش های متعددی دارد که با هم تداخل دارند

فاطمه كريم اللهي

بخش دوم

رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست نسبت علم غربي و علم اسلامي گفت: علم را نباید محدود کرد چرا که علم ساحت ها و روش های متعددی دارد که با هم تداخل دارند

به گزارش خبرنگار كانون انديشه جوان، حجت الاسلام دكتر حميد پارسانيا، رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه نشست انديشه ی "نسبت علم غربي و علم اسلامي" در دانشگاه شهيد عباس پور گفت: اول انقلاب ایران یعنی 30 سال پیش رویکردهای پوزیتویستی بسیاري بر جامعه مسلط بود و جامعه علمی اگر می خواست نسبت به علم و فرهنگ و اسلام بحث بکند، بیش از دیدگاه دوم تاب و توان آن را نداشت. لذا می گفتند جامعه و دانشگاه اسلامی، دانشگاهی است که اخلاقش اسلامی باشد؛ ارزش ها و هنجارهایش اسلامی باشد.


تئوری دورکیم و فروید در مورد جامعه، دین و فرهنگ
حجت الاسلام پارسانیا افزود: ما این را در اوایل انقلاب احساس می کردیم مثلاً دانشگاه علوم اجتماعی فقط مشکلش هنجارها و ارزش ها نبود. شما وقتی تئوری ها را می خوانید مثلاً اگر شما تئوری دورکیم در مورد جامعه و فرهنگ و دین را بخوانيد، بعد آیا متدین باقی می مانید؟ یا اگر كسي تئوری فروید را بخواند و این را یک تئوری علمی بداند و دچار مشکل در ساختارهای دینی خود نشود، واقعاً معجزه کرده است. چون اگر قائل باشید که دین نتیجه "عقده اودیپ" است یا دین نتیجه وجدان و نیاز اجتماعی است؛ اگر جامعه متدینی این تفسیر را از دین داشته باشد، دیگر نمی تواند دین داشته باشد.
وی ادامه داد: "پارتو" که یک جامعه شناس فرانسوی است می گوید «خدا را شکر که حرف ما جامعه شناسان را مردم کوچه و بازار نمی فهمند. چون جامعه شناسان می دانند که جامعه نیاز به دین دارد و جامعه دین را می سازد. مردم کوچه و بازار اگر متوجه بشوند دینشان به دلیل نیاز اجتماعی فقط ایجاد شده است، دیگر دیندار نمی توانند بمانند.» این تعریف برای مقطع دوم بود که دین را احساس می کردیم اما به لحاظ تئوریک دیدگاه سوم که دیدگاه پست مدرن است به فریاد شماها رسید. بله ما علم اسلامی و ایرانی داریم همان طور که علم چینی و علم بودایی داریم این نیز سومین تصویر از علم است.

باید علم را به نوعی تعریف کرد که دین هم علمی شود

این استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: آیا فقط برای علم همین سه تصویر وجود دارد یا دیدگاه های دیگری هم هست؟ اگر در تصویر سوم شما علم را این گونه تعریف کنید یا علم را نوع دوم یا نوع اول تعریف کنید، و شما بگویید گزاره های علمی گزاره های آزمون پذیر است و این را باور کنید، بعد جمله «خداوند هست» علمی است یا علمی نیست؟ پاسخ بدهید؟ نیست. گزاره هایي که علمی نیست یعنی ارزش جهان شناختی ندارد؛ شما چگونه می توانید باور دینی خود را حفظ کنید وقتی می بینید گزاره های دینی اصلاً علمی نیست. شما اگر می خواهید متدین بمانید باید علم را به نوعی تعریف کنید که دین شما هم علمی باشد، نه علم به معنای آزمون پذیر؛ در تاریخ اسلام این طور بود. قرآن را باز کنید و ببینید لفظ علم چند جا به کار رفته و علم را به چه معنا به کار برده است. آیا سوره توحید علم هست یا نیست؟ آیا خدا شناسی علم هست یا نیست؟ آیا معرفت علمی است یا نه؟ چه کسی می گوید علم را باید فقط در محدوده دانش حسی و آزمون پذیر ببریم و بعد در تنگ قافیه سه بار، سه ضرب گیر بکنیم.
 
مشکل رویکردهای پست مدرن پذیرش علم به معنای دانش آزمون پذیر است

حجت الاسلام پارسانیا تصریح کرد: رویکرد های پست مدرن مشکلش این است که پذیرفتن علم یعنی همان دانش آزمون پذیر و مستقل از دیگر حوزه های معرفتی که آزمون پذیر نیست، و چون مستقل نیست علم به آنچه که غیر علم است وابسته است. چرا در آن حوزه ای که آزمون پذیر نیست ما یک علم متناسب با خودش نداشته باشیم. وقتی معرفت عقلی را می پذیریم و در قلمرو مباحث متافیزیکی هم معیارهایی داشته باشیم، و حق و باطل داشته باشید، اگر علم تجربی بر روی یک پایه صحیح قرار گرفت، درست است. اگر مبنایش درست نبود، این هم درست نمی شد.
 
شهود ضد عقل نیست فرا عقل است

رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطر نشان کرد: تفکر و فرهنگ اسلامی با راه های اول تا سوم قابل تداوم نیست. یعنی یک جامعه ای به معنای " آگوست کنت" از علم قائل باشد و بخواهد متدین بماند، نمی شود. وقتی همه مردم پذیرفتند که گزاره های دینی برای دوران کودکی بشر است و همین باور مردم شد، دیگر مردم متدین باقی نمی ماند و مردم می شوند آنچه در جهان غرب اتفاق افتاده است یا اگر متدین هم باقی بمانند دیگر آن دینی نیست که شریعت دارد، و حق و باطل دارد.
وی خاطر نشان کرد: دین نوعی فایده عملی برای زندگی دارد. اگر شما فرهنگ دینی داريد در جهان اسلام علم متناسب با خود آن را داريد. آنچه پیامبر می گوید این است که برترین مرتبه علم، علم شهودی و وحیانی است. البته آنجا ملاکش تجربه نیست، ملاکش عقل است. فرا عقل هم داریم که ملاکش شهود است. باز شهود هم مراتبی دارد كه بحث هایی را در جای خود می طلبد. یک ساحتی از علم با حس می آید و یک ساحتی با عقل می آید و این ها علم و حجت خداوند است. یک سری از این ها هم شهودی است. شهود ضد عقل نیست، فرا عقل است. با این علم عقلی می فهمیم كه نیازی به علم شهودی هم داریم با همین علم عقلی می فهمیم که اگر علم شهودی نیاید یک ساحت هایی از زندگی را نمی توانیم تدبیر بکنیم. کدام قدم ما در سعادت ابدی ما تأثیر مثبت یا منفی دارد. این ها را عقل می فهمد که اولاً غیر از این دنیا آخرتی هست، ثانیاً رابطه دنیا و آخرت رابطه ظاهر و باطن است. این را عقل می فهمد که ما در همه حال یا در دوزخ قدم بر می داریم یا در بهشت. عقل می فهمد که برای اینکه قدم را جایی بگذاریم، نیاز به یک معرفت دیگری هم داریم. عقل می فهمد كه اگر معرفت نیاید و من علم نداشته باشم، اقرار من قبیح است و در پیش خدا حجت دارم و خداوند می گوید ما پیامبران را فرستادیم تا مردم در مقابل خداوند حجت نداشته باشند یعنی معرفت عقلی این ها درست است.

علم را نباید محدود کرد چرا که علم ساحت ها و روش های متعددی دارد

حجت الاسلام پارسانیا گفت: این یک فرهنگ است که چندین سطح از عقلانیت در آن وجود دارد. عقل تجربی هم هست. اما ما علم را طوری تعریف نمی کنیم که فقط به افق تجربه محدود بشود يا فرا تجربه بشود. بعد از این که فهمیدیم علم ما متکی به یک سری امور غیر تجربی است، بگوییم روشنگری ما در تاریک خانه های غیر قابل روشنایی خیمه زده و علم ما سر از ناکجا آباد در آورده است. علم را نباید محدود کرد چرا که علم ساحت ها و روش های متعددی دارد و با هم تداخل دارند. در آن زمان عقل عملی هم داریم، باید و نباید های درست و غلط هم داریم، چه کسی گفته دانش از ارزش جداست؟ نه خیر، دانش راجع به ارزش هم می تواند داوری کند اما نه دانش تجربی، بلكه دانش عقلی و وحیانی. این ارزش غلط است؛ عدالت خوب است، درست است؛ ظلم قبیح است و ظلم انجام بشود غلط است. این ها را حس نمی فهمد بلكه عقل متوجه می شود.
 
علمی که متافیزیک آن متافیزیک دینی و الهی باشد علم اسلامی است

 حجت الاسلام پارسانیا در پاسخ به این سئوال که علوم به اسلامی و غیر اسلامی قابل تقسیم هستند یا خیر گفت: بر اساس چهار تعریفی که از علم کردیم، چهار جواب می شود به این سئوال داد. بر اساس تعریف اول که تعریف پوزیتویستی قرن نوزدهم است؛ هر جا دین بیاید، علم نمی تواند بیاید. بر اساس بیان دوم، اسلامی و غیر اسلامی به این معناست که هنجارها و ارزشهایی که در محیط علمی از آنها استفاده می کنند، می تواند اسلامی و غیر اسلامی باشد و بر اساس تعریف سوم هر جامعه و فرهنگی، علم متناسب با خود را خواهد داشت لذا اسلامی و غیر اسلامی هم داریم. بر اساس تعریف چهارم علمی که متافیزیک آن متافیزیک دینی و الهی باشد، علم اسلامی است و اگر مبانی و پایه های آن از حوزه اسلام گرفته بشود، درست است و علمی که متافیزیکش یک متافیزیک ماتریالیستی باشد، بر یک بنیان خراب نهاده شده است. ممکن است برخی از زمینه های تجربی آن درست باشد اما ساختار تئوریک آن از یک رنج ساختاری آسیب می بیند.

وقتی دینی باور تاریخ شود دیگر دین نیست

رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه پاسخ به این سئوال که علوم می تواند انسان را موحد بار بیاورد یا نه، گفت: بر اساس برخی از تعریف هایی که از علم می شود، که تعریف غلطی هم هست و بر اساس آن مبانی نمی توانید دین داشته باشید، چه رسد که موحد باشید. بر اساس برخی از تعاریف آن، توحید یک نوع نسبی گرایی معرفتی می شود. یعنی باور دینی می تواند باور فرهنگی و تاریخی شود. وقتی دینی، باور تاریخ شود، دیگر دین نیست. اما علم در معنای چهارم که گفتیم اگر توحیدی نباشد، اصلاً علم نیست. یقیناً علمی در مسیر توحید است که با یک متافیزیک دینی همراه باشد. اولین گزاره این است که اگر قرار است "ساینس" معنای تجربی پارادایم هایی را داشته باشد كه آن پارادیم ها علم دیگری داشته باشند، آن علمی که می خواهد فرا تجربی سخن بگوید و کلیت عالم را به تصویر بکشد، اگر توحیدی تصویر بکشد، درست است و لذا تبیین و تفسیری که از عالم بر اساس آن تدبیر بشود، می شود علم درست و شما وقتی که دارید مطالعات اجتماعی و طبیعی می کنید، آیات و نشانه های خدا را می بینید و همه این ها مسیر باروری توحید می شود.

باید در قلمرو علوم کاربردی نظریه های متناسب را بازسازی کرد

 حجت الاسلام پارسانیا در پاسخ به یکی از دانشجویان مبنی بر این که آیا می شود فلسفه جدید اسلامی را متناسب با نیاز امروز تدوین کرد، اظهار داشت: اولاً در مورد فلسفه جدید در فرهنگ پیشین ما، به خصوص در فضا و افق اسلامی و قرآنی، مباحث کلامی و عرفانی شکل گرفته است. فاصله ای که در 100 سال اخیر بوجود آمده است این است که ما یک سری از حوزه های علوم کاربردی مان چه در قلمرو علوم اجتماعی و انسانی و چه علوم طبیعی از یک فضای فرهنگی دیگری آمده است و علوم بومی ما به یک باره در حوزه های کاربردی منقطع شده است جز در یک سری ابعاد هنجاری و اخلاقی. مثلاً پزشکی مدرن که آمد، ما به یک باره پزشکی پیشین خودمان را حذف کردیم. معماری و چیزهای دیگر بر همین اساس بدون اینکه تعامل و گفت و گویی در این بحث ها باشد، در جاهایی که خود غرب مستقیماً حضور داشت، این کار را نکرد. مثلاً در هندوستان پزشکی گیاه درمانی را به یک صورت ویژه ای نگاه داشته اند. تا مدت ها در انگلستان و هندوستان مراکز گیاه درمانی داشته اند. اخیراً در ایران در دهه اخیر شروع به انجام چنین کارهایی کرده ایم. در علوم انسانی رشته هایی حذف شد و رشته های جدید در حاشیه فلسفه های جدید شکل گرفته بود. در 100 سال اخیر کمتر فلسفه مطرحی را می دیدیم که در حاشیه خود علوم سیاسی و اجتماعی و روان شناسی، علوم طبیعی و اقتصاد، نظریه پردازی نکرده باشد؛ یعنی اگر مکتب "فرانكفورت" را دارید، در حاشیه "مارکس و هگل" است. اگر مکتب "شیکاگو" را دارید در حاشیه "پراگماتیسم پیرس" است. اگر پدیدار شناسی را در جامعه شناسی دارید، در حاشیه پدیدار شناسی "کوزر" است. ما این مکاتب را می آوریم و بی آنکه بدانیم، فلسفه های آن را هم می آوریم. فلسفه های خودمان را داریم، مکاتبی که در حاشیه این باید باشد را نداریم. آنچه که نیاز داریم "فلسفه های مضاف" است و در حاشیه های ما در قلمرو علوم کاربردی نظریه متناسب با آن ها را باید باز سازی کنیم.

دنیای متجدد بعد از آمدن رویکردهای پست مدرن گرفتار نوعی بحران معرفتی است

وی خاطر نشان کرد: در بحث اول که نیاز به یک فلسفه جدید داریم، منظور امتداد دادن فلسفه عرفانی جهان اسلام است. من نمی گویم مباحث فلسفی و عرفانی ما نمی تواند تحولات و تکاملاتی داشته باشد، منتهی نیاز فوری تر ما همین است که ظرف ها و بسترهای فلسفی که داریم را می توانیم باز خوانی کنیم و در تعامل عمیق با نظریه های جدید در بیاوریم. البته اگر این نیاز تأمین بشود، قبل از همه چیز به شدت جهان اسلام نیازمند به آن است و بعد هم دنیای متجدد نیاز به آن دارد. چون دنیای متجدد هم بعد از آمدن رویکردهای پست مدرن گرفتار نوعی بحران معرفتی و یک شکاکیت شده است لذا یک بازگشت به سوی معنویت سرگردان که به دنبال تفسیر و تبیین تئوریک باشد، در جهان غرب هم هست. ما آن نیاز را هم باید برآورده بسازیم.

هیچ ارتباطی بین فلسفه اسلامی و فلسفه غرب وجود ندارد

حجت الاسلام پارسانیا در پاسخ به این سئوال که با توجه به تعریف علم در قرن 19 سطح علوم انسانی در غرب را چگونه توجیه می کنید، اذعان داشت: بحث علوم انسانی، تاریخ دارد، یعنی تا مدتی به دنبال تشبه به علوم تجربی بود و می خواست مثل علوم تجربی به مسئله بپردازد. این مسئله تا اوایل قرن 20 بود، بعد رویکردهای فهمی آمد. بعضی ها معتقدند علوم اسلامی اصلاً بوجود نیامده است چون نتوانسته است پارادایم های مشترکی را ایجاد کند. ما دو بحث داریم یکی علوم انسانی و دیگری علوم اجتماعی. تفاوت این دو با هم در این است که هر دو به مسائل انسانی و اجتماعی می پردازند اما وقتی به روش های تجربی نزدیک شده باشند، می شوند علوم اجتماعی و اگر نشده باشند به آنها علوم انسانی می گویند. مثلاً هنر، فلسفه و مردم شناسی را می برند در حوزه علوم انسانی و روانشناسی، و جامعه شناسی تجربی را می برند در حوزه علوم اجتماعی. علوم انسانی یا انسانیات مجموعه معرفت های است که انسان ها ساخته اند لذا اصلاً این علوم اسلامی را هنرهای انسانی می داند مانند متافیزیک. وقتی متافیزیک را می بریم در دانشکده ادبیات و علوم انسانی، و فلسفه در آنجا تدریس می کنیم، پیشاپیش مهر خود را بر پیشانی متافیریک زده ایم که اصلاً متافیزیک علم نیست، شعر است. لذا این حرف صحیحی است که جامعه مدرن در علوم انسانی رشد جدی نداشته و حتی پاردایم های خود را نتوانسته ایجاد کند. ولی جهان اسلام در این زمینه کم نظیر است. استعدادها و توانمندی های بسیاری برای ورود به این بحث ها را دارد. علوم انسانی جنبه آزمون پذیری در خود ندارد به دلیل این که مدیریت علمی ما الگویی در جهان مدرن ندارد. حتی طبقه بندی علوم در کشور ما با طبقه بندی های دیگر تفاوت دارد. ما دو فلسفه تدریس می کنیم یکی در دانشکده ادبیات و دیگری دانشکده الهیات. دانشکده الهیات جنس ناجور نظام آموزشی ماست. این از بقایای دانشکده "معقول و منقول" رضا خانی است که آمدند علوم جدید را در مدل جدید آوردند و سعی کردند نظام آموزشی پیشین را حذف کنند و تمام علوم تاریخی را در بسته ای گذاشتند و نام آن را گذاشتند "معقول و منقول" و دانشکده ای ایجاد کردند با عنوان "معقول و منقول" که قرار بر این بود كه حوزه ها به جاهای دیگر بسته بشود و این بسته همین طور مانده است و بعد شد دانشکده الهیات در آنجا فقه و اصول و فلسفه اسلامی تدریس می شود. که هیچ ارتباطی هم بین فلسفه اسلامی و فلسفه غرب وجود ندارد. این دیگر مشکل مدیریت علمی ماست. هیچ توجهی بین نسبت علم و فرهنگ وجود ندارد. یک وزارت خانه وجود داشت به نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی که لفظ فرهنگش را هم بر داشتیم تا کسی فکر نکند که بین علم و فرهنگ ارتباطی هم هست.


غرب بین نظریه های علوم انسانی با حوزه فرهنگ چالشی احساس نمی کند

این استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به سئوالی مربوط به رابطه علوم جدید با نظریه "داروینیسم" و تکامل تدریجی گفت: در نظریه داروینیسم یک ایدئولوژی هم نهفته است با بقای اسبق یعنی عالم طبیعت خود را دارد و به سوی پیچیدگی و پیشرفت می رود یعنی آنچنان نیست که داروینیسم یک تئوری باشد که فقط در زمینه های تجربی باشد و گزاره های متافیزکی در آن وجود نداشته باشد. در واقع ورود داروینیسم روی رویکرد علمی جهان مدرن نگاهش به علم به معنای تجربی هم هست. وقتی " اگوست کنت" بیان می کند که تاریخ در تکامل نوعی داروینیسم علمی است که به صورت خود جوش در عالم پیش می رود اما تولید علم مورد اشاره رهبری باید از رهبری شروع شود. اینکه علوم یعنی ساینس به معنای تجربی مبتنی بر یک گزاره های تجربه ناپدیر است، در جهان غرب اول در علوم پایه مورد توجه قرار می گیرد. یعنی اول فیزیک دانان به این مسئله پرداختند. با یک دغدغه خاصی که آنها دغدغه علمی شان بود و بعد آمدند سراغ واژه های اولیه ای که به کار می برند. دیدند این واژه ها اصلاً آزمون پذیر نیست، بعد گفتند هر یک از حوزه های نظری نظریه پردازان روی پارادیم هایی قرار گرفته است یعنی قلمرو فلسفه علم را فیزیک دانان پروراندند. جهان غرب بین نظریه های علوم انسانی با حوزه فرهنگ هیچ چالشی احساس نمی کرد و نمی کند که آنجا یک مسئله برایش بوجود می آید اما ما در جهان اسلام اولین چالش ها را در حوزه علوم انسانی مشاهده می کنیم چون این نظریه ها وقتی می آید می بینیم با زمینه ها و مبانی فرهنگی ما درگیر است، نه چنین است که علوم پایه اشراق شده كه از مباحث فرهنگی حوزه خود نباشند، منتهی این مسئله برای ما آنقدر نیست که در حوزه علوم انسانی مسئله است.
وی به تشریح راز پیشرفت ظاهری و رفاه موجود در غرب پرداخت و گفت: غرب یک فرهنگ و تاریخ و تمدنی دارد که همه چیز آن با هم می خواند. یعنی یک انسان های، دنیوی، این جهانی  و سکولار که کمربندهای خود را محکم بسته اند و متوجه این جهان هستند و علم متناسب با خود را هم بوجود آورده اند و فرهنگ و معرفت یکی دارند. جهان اسلام جهانی است که یک رویکرد معنوی دارد، از طرفی دیگر چشمش به مظاهر جهان دیگر است و یک آمیختگی و بحران هویت دارد چرا که نمی دانیم کجا می خواهیم برویم. وقتی به سوی فضای معنوی می آییم، ظرفیت های دنیوی متناسب با آن را باور نمی کنیم و بالعکس؛ مشکل جدید دو سده اخیر این است.

غربی ها نمی توانند هیچ دفاع عقلانی از حوزه دیانیت خود داشته باشند

حجت الاسلام پارسانیا در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه آیا علم مدرن با اعتقادات غرب مسیحی مشکل ندارد، گفت: جهان مدرن با آن تعریفی که از علم در قرن 19 و 20 کرد، فرهنگ و دینی همگام و متناسب با او دارد یعنی شروع به بازخوانی دین خود هم کرد. آنچه که در حوزه فلسفه دین مطرح می شود یعنی آن شکاکیت را پذیرفته است. ما علم به جهان نداریم را پذیرفته است و رویکرد این جهانی را پذیرفته و دین آن هم در خدمت این جهان خود تعریف می کند. غربی ها معتقدند باورهای دینی مردم است که نظم اجتماعی را حفظ می کند. مشکلشان این است که چرا مردم به کلیسا ها کم می روند و چرا مساجد پر رونق تر است. احساس می کنند باور دینی خودشان کارکرد اجتماعی دارد و آن را سعی می کنند در حوزه تبلیغ خود یه مقداری ترویج دهند اما این دین با نظام معرفتی خود با یقین همراه نیست یعنی با نوعی احساس و عاطفه همراه است. از این دین شریعت در نمی آید. این دین سعادتی که جهان اسلام و اسلام برای انسان تعریف می کند نیست اما در حد خود تعریف می کند و کار خود را انجام می دهد اما گرفتار بحران هم هست و نمی تواند از آن دفاع بکند. غربی ها نمی توانند هیچ دفاع عقلانی از حوزه دیانیت خود داشته باشند و سعی می کنند در همین چهار چوب فلسفه های مدرن برای خود یک جایگاهی قائل باشند. جدایی بین علم و دین، عقل و دین در دنیای غرب هست. به صورتی، این جدایی ها در قرون وسطی هم بود منتهی آنجا این غلبه در مقابل به عقل سوی دین بود، ولي در اینجا غلبه در مقابل دین به سوی علم شده است.
وی یادآور شد: جهان اسلام و فرهنگ اسلامی رویکردش به علم و تفسیری که از علم می کند سنخ دیگری است. اگر بخواهیم تکنولوژی مدرن را بیاوریم، فرهنگ مدرن را بیاوریم، دین ما هم باید قرائت مدرن متناسب با آنها داشته باشد. مباحثی که تحت عنوان فلسفه دین و الهیات مخصوصاً پروتستان است، مجموعه معرفتی است که برای بازخوانی دین اسلام برای ورود به عرصه جهان مدرن تهیه و ترویج شده است. الان بحث اسلام اروپایی یک بحث جدی است. این ها قبلاً بحث چند فرهنگی را هم مطرح می کردند و الان می گویند اسلام در صورتی می تواند وارد اروپا بشود که فرهنگ اروپایی را بپذیرد. یعنی در چهار چوب فلسفه های اروپایی شروع به بازخوانی شدن بکند. این بیان دیگری از اسلام آمریکایی است.
حجت الاسلام پارسانیا در خصوص نسبیت علم اظهار داشت: یک چیزی که بحث نسبیت را مشکل می کند، مقاومت لفظی یک ماجرا است. گاهی نسبیت به معنای محدودیت است به این معنا علم غیر خداوند، همه نسبی است. من الان علم به شما دارم که اینجا نشسته اید. این چشم اندازی که من نسبت به این سالن دارم شما ندارید و چشم اندازی که شما دارید من ندارم اما هم شما درست می بینید هم من. اما نسبیت گاهی به معنای نسبیت فهم می آید، نسبیت فهم گاهی به معنای نسبیت حقیقت می آید، گاهی به معنای نسبیت مفهوم می آید. باز این فرق می کند. نسبیت مفهومش چیست؟ ارسطو مقولات را 10 قسم می کرد، می گفت 3 قسم نفسی هستند و 7 قسم دیگر نسبی هستند. خیلی از مفاهیم این گونه هستند، این غیر از نسبیت فهم و حقیقت است. یک سری از مفاهیم هستند كه نسبی نیستند مانند سپیدی. نسبیت مفهومی می گوید ما وقتی می خواهیم جهان خارج را بشناسیم خود جهان خارج را نمی شناسیم. شناخت ما یک امر سومی غیر از ذهن و عین است حالا این یکی از تصاویر است. نسبیت فهم می گوید شناخت هیچ کس مطابق معلوم نیست، این نسبیت فهم است. نسبیت حقیقت می گوید خود مفهوم حقیقت و اينكه چه چیزی حق و چه چیزی باطل است را هم ما می سازیم. در نسبیت مفهوم می گوید یک حقیقتی است که ما نمی شناسیم و در نسبیت حقیقت می گوید حقیقتی نیست جز آنچه ما فکر می کنیم، این ها شکاکیت است. این معنای نسبیت محل اشکال است اما دو سه معنای اول معنای درستی است. حال آیا علم نسبی است؟ "کانت" می گوید ما همواره جهان را از حجاب عینک خود می بینیم و هیچ زمانی جهان را آن گونه که هست نمی بینیم. این ها نسبیت فهم است. لازمه حقیقی نسبیت فهم، نسبیت حقیقت است چون اگر مفاهیم ساخته ذهن ماست، پس یکی از مفاهیم حقیقت است.
 
وی در پاسخ به این سئوال که آیا تمام علومی که از غرب وارد جهان اسلام می شود باید فیلتر شوند، گفت: مهم این نیست، حتي اگر ما این علوم را پاک کنیم باید با ریشه های آن را بفهمیم. یعنی در حوزه علوم انسانی اگر پدیدار شناسی این طور نظریه ای در حوزه علوم سیاسی و اجتماعی می آورد، حکمت صداریی و تفسیر صداریی نسبت به عالم چه ایجاد می کند؟ ما نمی توانیم روی خود را به جهان ببندیم. این جهان با ما سخن می گوید و ذهنیت جامعه ما را تصرف کرده است. خیلی از طلاب این علوم را می خوانند و این علوم با آنها کاری می کند که با هیچ دانشجویی نمی کند. دانشجویی که از دبیرستان آمده و آشنایی با حوزه معارف دینی ندارد با طلبه ای که یک مقدار فقه و اصول خوانده و سر کلاس دینی رفته با هم متفاوت هستند چرا که هر دو نه فلسفه و کلام و عرفان می دانند و نه مبانی نظری پارادایم های علم خود را می دانند و یک مرتبه جامعه شناسی و علوم سیاسی می خوانند تا رسالت تاریخی خود را انجام دهند. با این نظریات تمام هویت آنها چنان گرفتار چالش می شود که نگو و نپرس. مشکل آن طلبه این است که این نظریه ها را می خواند اما توجه ندارد مبانی آن چیست. او باید عمیق این مباحث را بخواند و بعد مبانی خود را هم بخواند. مشکل پاک کردن نیست، مشکل گفت و گو کردن عمیق مسئله است و از سطحی خوانی باید پرهیز کرد. این برای حوزه فکر و علوم انسانی است. ما در این جهان زندگی می کنیم و بايد از این ابزار استفاده کنیم و به بازخوانی مبانی تئوری این مسئله بپردازیم.
 
حجت الاسلام پارسانیا خاطر نشان کرد: بدون شک این تکنولوژی که در جهان به کار می بریم به لحاظ تئوری، تئوری ها و زمینه های فرهنگی خود را دارد و مدل کاربرد هم این گونه است، منتهی ما باید از این جهان آغاز کنیم و به سوی جهان مطلوب برویم. چشم بر این جهان نمی توانیم فرو ببندیم، باید این جهان را عمیق بشناسیم و عمیق تر در آن زندگی کنیم.






عناوین دیگر :
برهان‌آزاد: «شاهزاده ايراني» قصد نشان دادن ايراني فتنه‌گر را دارد
امام علی(ع) هیچگاه در دین و قدرت و دین و دنیا و اخلاق و سیاست نلغزید
معضل جامعه امروزي ما مشكل فرهنگي است
آگاهی و خردورزی شاخصه جامعه نبوی
اسلام روحیه فخرفروشی و اشرافی‌گری را نمی‌پسندد
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 986
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1291800
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹