تعداد بازدید : 261
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
یکشنبه، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
برگزاري نشست تحلیلی «کلمه جمهوری اسلامی»

 

اولین نشست تحلیلی «کلمه جمهوری اسلامی» به همت مدیریت اندیشه شناسی کانون و با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با حضور "حسین صفار هرندی"، وزیر اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد
این سخنران در ابتدای سخنان خود به بیان تاریخچه ای از تحرکات سیاسی از سال های اولیه انقلاب پرداخت و گفت: اگر به آستانه انقلاب قبل از سال 57 و تحرکات سیاسی آن دوران در ساحت های فعالان سیاسی و عمومی و جلوه آنها در تظاهرات و نشست ها رجوع کنیم، درمی یابیم که خواسته مردم رسیدن به شرایطی مبنی بر آزادی، استقلال و حاکمیت اسلامی بود.


 صفارهرندی با بیان اینکه شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» تقریباً از آستانه پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون ادامه دارد، افزود: درحالی که با توجه به مستندات آن عصر و مشاهده تابلوها و پلاکاردهای مردم در تظاهرات مصداق این بیان آشکار می شود و عموماً این امر همچنان ادامه دارد است.
وی با بیان این مطالب تصریح کرد: با این مقدمات، حکومت اسلامی یک مضمون و محتوایی است که نیازمند ظرف و مظروف است؛ به این ترتیب باید در داخل چیزی قرار گیرد، حال این حکومت به لحاظ شکلی باید چگونه باشد؟ انقلابیون آن دوران و امام خمینی(ره) وقتی با این پرسش روبرو شدند، خواستار جمهوری شدند، بدین معنا باید این مظروف را در ظرفی به نام جمهوری بریزیم.
صفارهرندی در ادامه بررسی جایگاه نظری جمهوری اسلامی ایران در این مراسم یادآور شد: فرض اولیه دسته ای از افراد مبنی بر ظرف و مظروف بودن جمهوریت است (یعنی فی نفسه محتوا و شکل دارد)، البته در نظام های متعارف جهان هم اینگونه است، بنابراین منظور نظام های شکل گرفته پس از انقلاب کبیر فرانسه است.
وی ادامه داد: با تشکیل اولین جمهوری و جمهوری های بعدی که نهایتاً تبدیل به روشی برای حکومت کردن شد، اکثر کشورها از این چنین قالب، شکل و محتوایی تأسی کردند و به تدریج بسیاری از کشورها خودشان را از این موضع دور نگاه داشتند که نمونه آن کشور انگلستان است که هیچ وقت تحت تأثیر جمهوریت قرار نگرفت و با حفظ نظام پادشاهی سبکی از دموکراسی را فارغ از جمهوریت برای خود پیاده کردند.
صفارهرندی اظهار کرد: به طور کلی محتوایی که پس از رنسانس، انقلاب صنعتی و انقلاب کبیر فرانسه به عنوان شکلی از نگاه به جهان و اداره زندگی بشری مستقر شد، مضمون قالب در آنها عناصری همچون اومانیسم و ... بود.
 وی در بیان تعریفی از مفهوم اومانیسم بیان کرد: اومانیسم یعنی انسان به عنوان مداری در هستی هر انتخابی می تواند داشته باشد که در حقیقت متأثر از خواست انسان است؛ انسان گرایی یا انسان مداری پاسخي به چیزی است که پیش از این مدار هستی خداوند تلقی می شد.
وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه سخنان خود گفت: بعضاً در آن دوران دیندارانی معتقد بودند که خداوند انسان را خلق کرد و خود دست از اداره جهان شست و این کار را به بشر سپرد، پس انسان است كه باید طراح چگونگی اداره هستی باشد؛ بنابراین از درون این نگرش روش های حکومتی همچون دموکراسی لیبرالی، دموکراسی سوسیالیستی و دموکراسی های متفاوت و مشابه شکل گرفت.
وی در بررسی مفهوم جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت تصریح کرد: در حقیقت جمهوریت نوعی نگاه به هستی تلقی می شود که برای اداره جامعه بشری حکومتی با این شکل و سبک لازم است و آن جمهوری، قواعد، اصول و مبنایی دارد که فقط ظاهر نیست، بلکه اصلی ترین قاعده آن حکمیت براساس و مبتنی بر آراء مردم است؛ به عبارتی جمهور ناس که «مردم» در حقیقت آراء خود را تجمیع می کنند و فردی را به عنوان رئیس برمی گزینند و این با روش های حکومتی پیشین متفاوت است .


صفارهرندی متذکر شد: در همان ابتدای انقلاب اسلامی مطرح شد که اگر می گویید جمهوری اسلامی، این جمهوری در خاستگاه اولیه خود یک اصولی دارد که باید پایبند آن قواعد باشید و بنابراین تجمیع این قواعد با قواعدی به اسم قواعد اسلامی میسر نیست، چون جمهوریت از نگاه آن ها هم غالب و هم محتوا بود.
وی ادامه داد: اسلامیت نیز محتوا بود و گفته می شد که این گونه جمع نمی شوند، پیشنهادات دیگری هم بود؛ البته غیر از آن هایی که جمهوری مطلق می خواستند، پیشنهاد جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک خلق مطرح شد که نمونه های بیرونی آن نیز وجود داشت؛ اکنون در جهان نیز انواع جمهوریت وجود دارد که اگر جواب نقضی بخواهیم بدهیم، بیان می کنیم چگونه در آنجا جمهوری را می توانید در قالبی ببرید که به عنوان مثال اسم آن جمهوری دموکراتیک  باشد و می توان جمهوری سوسیالیستی داشته باشید.
صفارهرندی در ادامه روند مفهوم شناسی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بیان کرد: زمانی که سوسیالیستی بر جمهوری حمل می شود، آن عبارت یک محتوا است؛ چطور آنجا می گنجد؟ به چه دلیلی جمهوری که محتوای آن چیزی به نام اسلام باشد، نمی توان داشت؟ در ابتدای انقلاب طرفداران جمهوری محض محدود و جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک خلق فراوان بودند؛ جمهوری دموکراتیک اسلامی هم افرادی مدافع همچون مهندس بازرگان، نخست وزیر دولت موقت داشت.
وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: به اعتقاد مهندس بازرگان و طرفداران و همفکران وی در نهضت آزادی جمهوری اسلامی با قید دموکراتیک مطلوب تر است، برای اینکه ما زاویه گرایش خود را هم به کدام نوع از اسلامیت اینجا نشان می دهیم، بنابراین از دید این جماعت همه این مسائل دموکراتیک تفسیری خاص از اسلامیت بود، نه از جمهوریت.
وی افزود: به هر حال این سخنان در ساحت سیاستمداران حرف کل ملت بود و از طریق رفراندوم حرف خود را زدند و آن را به کرسی نشاندند؛ همان کلام امام خمینی(ره) مبنی بر حاکمیت جمهوری اسلامی است(مفهوم و محتوای آن حتماً اسلامی باشد)، به این ترتیب احکام  دینی باید در آن اجرا شود و مردم نیز به همین مدل و الگو رأی دادند و بسیاری از افرادی که پیش از این، دیدگاه دیگری نداشتند در برابر این خواسته مردم چاره ای جز تسلیم نیافتند؛ بنابراین همه جمهوری اسلامی را پذیرفتند.
وی ادامه داد: حال شاید حرف آنها مبنی بر تعریف سلیقه ای به جمهوری اسلامی در نحوه اداره و نگاه به جزئیات آن بتوان موافق با طبع خود شکل داد یعنی در تعریف قانون اساسی به صورتی تعریفی ارائه کنیم که خواسته های ما در آن بگنجد؛ این کشمکش در اکثر نشست های خبرگان ملت در تدوین قانون اساسی نیز وجود داشت و با نگارش و استقرار قانون اساسی جمهوری اسلامی یک مرتبه تغییراتی را در آن به وجود آوردند.
صفارهرندی متذکر شد: امام خمینی(ره) در اواخر حیات شاهد یک سری بن بست ها در نظام بود که نیازمند بن بست شکنی بود تا در قسمت های قانون اساسی تجدید نظری شود که این وظیفه به عهده خبرگان منتخب مردم برای بازنگری قانون اساسی گذاشته شد، که از همان زمان فعالیت خود را آغاز و پس از رحلت امام خمینی(ره) حاصل آن به نوعی اصلاحیه ای بر قانون اساسی شد.


صفارهرندی تصریح کرد: حال جمهوریت برای ما به عنوان  مبنایی محسوب می شود که بیشتر جنبه شکلی دارد؛ یعنی فردی نمی تواند بازگو کند که چون انقلاب کردیم و در نهایت قائل به جمهوری هستیم باید همه قواعد دیگر جمهوریت در دنیا را مثلاً فرانسه را بپذیریم؛ همه آن مسائل ارائه سندی به نام قانون اساسی است که در حال حاضر پیش روی ما بگذارند و ضمن آن جنس جمهوری ما نیز اسلامی است.
وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: با این مشخصات اگر فردی بگوید که حکومت اسلامی می خواهیم، آن حکومت جمهوری است و اگر فردی درحکومت فرضی بخواهد قالب جمهوریت را بشکند، اجازه داده نمی شود؛ اینجا جمهوری مطرح است که مردم به آن رأی داده اند و اگر فردی بگوید که دموکراسی آن حقیقت ناب حکومت درعصر حاضر است باید مضامین دموکراتیک را در نظام تقویت کنیم اما اگر با تقویت دموکراسی بخشی از روح حاکم نظام بخواهد آسیب ببیند، این عمل را نمی توان انجام دهیم.
وی برای ملموس شدن بیشتر این مطلب به بیان مصاحبه ای از علوی تبار در سال 78 یا79 پرداخت و گفت: از وی سؤال شد که به عنوان اصلاح طلب که جمهوری اسلامی در اختیارتان است، تفاوت خود را با بقیه بیان کنید؟ در جواب وي اظهار داشت: تفسیری از اسلام را در جمهوری اسلامی قبول داریم که به دموکراسی نزدیک تر است، یعنی تفسیر دموکراتیک تری از آن داریم؛ وقتی جزئیات بیشتر توضیح داده می شود، وی تفسیر خود را به گونه ای ارائه می کند، که خبرنگار با شنود آن می گوید با این توصیفات از جمهوری اسلامی چه می ماند؟ وی در جواب می گوید که ما در یک مسیر تغییر واقع شدیم و برای اینکه ساختارها و بخش های مختلف حکومت را بیشتر دموکراتیک کنیم، به زمان نیازمندیم؛ در جامعه ما خدا هنوز نمرده است که شما انتظار دارید ما زیراب همه مسائل دینی را یکجا بزنیم .ما موافق با شرایطی که با آن زندگی می کنیم و تدریجاً آنچه با دموکراسی سازگار نیست را از طریق قوانین عادی تغییر می دهیم تا صفت دموکراتیک تر به آن دهیم.
وزیر اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید کرد: در حقیقت تفسیر پیش از انقلابی دوباره در دستور کار نیروهایی که از مردم رأی گرفته اند و قرار است مملکت را اداره کنند، قرار می گیرد و با آن تفسیر به سراغ اداره کشور آمدند؛ آنها در حقیقت ساختار جدیدی برای جمهوری اسلامی طراحی می کنند و این نگرش تاکنون ادامه پیدا کرده است و بیشتر از گذشته از علایق پیشین خود نسبت به اعتقادات دینی کاسته و به همان میزان به مبانی دموکراتیک خود «جمهوریت مبتنی بر دموکراسی محض» نزدیک می شوند.
صفارهرندی در بررسی بخش دیگر بحث تحت عنوان اسلامیت یادآور شد: تفاسیر اسلام و اسلامیت پیش از انقلاب، تفسیر واحدی نیست و برداشت نگاه افرادی است که معتقدند اسلام دینی 1400 ساله است که پیش از این توسط پیامبر(ص) ظهور کرد و توسط راهنمایانی از جانب خداوند ادامه و تا عصر غیبت تکمیل می شود؛ این نسخه تمام عیار اسلام به امام معصوم که از نظرها غایب است و از نظر ظاهری انقطاع رابطه با بندگان خدا دارد، سپرده شد، اما درعالم معنا جهان را اداره می کند. حال تکلیف بندگان چیست؟ به هیچ وجهی نباید مداخلاتی در سیاست انجام دهیم، زیرا این شأن معصوم(ع) است.
وی افزود: هیچ حکومتی در فاصله غیبت کبری صلاحیت حکومت ندارد و این حق امام معصوم(ع) است، بنابراین از نگاه آنها اسلامیت به عنوان یک دین شخصی و فردی رابطه قلبی مؤمنان با خدای خود است و هر فردی باید زندگی خود را پاک کند؛ آنها در آستانه انقلاب به هیچ وجه با انقلابیون همراهی نکردند و جواب مثبت به دعوت امام ندادند، مشابه آنها در آن دوران به ولایتی مشهور بودند، که امام فرمود: ولایتی هایی که دیانت نداشته و معتقدند که عشق ائمه اولویت اول است، لذا با افرادی که دشمنی نسبت به خاندان پیامبر(ص) و یا انحراف در قبول ولایت حضرت را داشته باشند، دشمن اصلی آنها هستند.
بنابراین از دید آنها آنقدر که جنگ شیعه و سنی اعتبار داشت، جنگ همه مسلمانان با کفار اعتبار نداشت؛ بنابراین امام فرمود ولایتی هایی که دیانت نداشتند، حاضر بودند که تسلیم حاکم جائر شوند، حتی با نظام فاسد پهلوی گاهی هماهنگی می کردند و آن را بر خودشان مباح می دانستند اما از نگاه آنها به اختلاف دعوای شیعه وسنی دامن زدن یک امر کاملاً پسندیده از ناحیه خداوند و رسول خدا است و خود را ملزم دامن زدن این اختلافات می دانستند و جنگ بین فرقه های اسلامی را به پا می کنند؛ اگرچه طبیعتاً در بخشی از نگاه عموم، افراد پایبند به مذهب جعفری حقانیت را از آن خود می دانند، اما این التزام داشتن سبب جابجایی جای دشمن اصلی نمی شود؛ بنابراین نگرش ما در چهارچوب انقلاب و اسلامیت، اسلام است، اسلامی که سیاست را عین دیانت می داند و بی تفاوت به مسائل اجتماعی نیست و برای اداره زندگی بشر فرمول دارد و اجتهاد در آن حرف اصلی را می زند و مطابق شرایط روز باید بتواند فرآورده داشته باشد، موارد یاد شده همه در فقیهی به بزرگی امام خمینی(ره) تجمیع شده بود.
 وی ادامه داد: البته افرادی نسبت به این نگاه در درجاتی مختلف فاصله داشتند، این نگرش به اسلامیت بعدها خود را نشان داد و اکنون بخشی از مشکلات ما با قشری از مدعیان جمهوری اسلامی برسرهمین موارد است؛ تعابیری كه آنها داشتند مبنی براین بود که وقتی حکومت و مدیریت جامعه به آنها سپرده شد، از اینجا عملاً مؤمنان پای کار نداریم.


وی از دیگر کسانی که تفسیری از اسلامیت در آستانه انقلاب مبتنی بر اسلام سیاسی داشتند نام برد و گفت: اعتقاد آنها مبتنی بر بی کفابتی اسلام محض بود، اسلام نسخه تمام عیار برای اداره جامعه امروز نیست، ما اسلام سیاسی را قبول داریم ولی برای کامل شدن آن از جاهای دیگر وام می گیریم و به نوعی پایه گذار اسلام التقاطی شدند.
در آستانه انقلاب به دلیل اینکه فصل رونق سوسیالیسم و اندیشه های مارکسیستی در جهان بود، تفکر مارکسیستی به عنوان علم انقلاب تلقی می شد، به این ترتیب معتقد بودند این علم و فرهنگ انقلاب مارکسیسم است، بنابراین مسلمان باید خودش را مسلح به علم انقلاب، مارکسیسم کند؛ بنابراین با تلفیق آن به برخی از احکام اسلامی یک اسلام من درآوردی التقاطی ساختند که از درون مجاهدین خلق، گروهک فرقان و بعضی گروهک های منحرف درآمدند اما هیچکدام از آن به حرف های آن روز خود دیگر وفادار نماندند و بسیاری از آن ها راه را عوض کردند و بسیاری از آن ها به جای این تفکرها، تفکر لیبرالیستی را آوردند؛ یعنی التقاط جای خود ماند، فقط دیروز فکر می کردند مارکسیسم می تواند این مکمل باشد امروز می گویند لیبرالیسم این کار را می تواند انجام دهد.
وی ادامه داد: پس یک اسلام سیاسی منحرف اینگونه نیز وجود داشت و اسلام سیاسی ملتزم و متعهد همان نسخه ای است که امام فرمود «این اسلام، اسلام نبی اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) و امام زمان(عج) است و پایه های آن بر حضور انسان مؤمن و موحد به عنوان پایه های اجتماعی چنین اسلامی بنا نهاده شد».
صفارهرندی گفت: آنچه امروز پیش روی ماست، بازتولید ادعاهای قبل از انقلاب در برابر اسلام واقعی و به بیان امام خمینی(ره) «اسلام ناب محمدی» است؛ بنابراین همه باید فدای اسلام شویم.
سؤال حضار:
1. به نظر شما درعصر حاضر کدام نوع از حکومت می تواند کارکرد بیشتری در ایران امروز داشته باشد؟
ما از یک ایرانی سخن می گوییم که مشخصات امروز و دیروزش معلوم و روشن است و زمانیکه اسلام پیامش به آن رسید، خود دروازه های شهر را به روی آن بدون خونریزی باز کرده است؛ استقبال و خوبی های این اسلام را گرفتند و بدی های بعضی از مسلمانان یا مهاجمانی که مؤدب به آداب اسلامی نبودند، نه تنها نگرفتند بلکه به آنها یاد دادند که چطورمی شود مسلمان بهتری بود. لذا پیامبر دست به شانه سلمان زد و گفت مردانی از جنس این آدم دنیا را تسخیر می کنند. این ها آوازه علم را به اقسا نقاط عالم می رسانند، اگر علم در ثریا باشد مردانی از طایفه این مرد برای کسب آن تکاپو می کنند؛ یعنی خوبی های بسیاری را به ایرانی نسبت داد و ایرانی به اعتبار ایرانیت خود در این نگاه اسلامی موضوعیت دارد. به این ترتیب ما روی نسخه مسلمانی ایرانی تعصب داریم، بدون اینکه بخواهیم آن را نفی کنیم و می گوییم این ایرانی با این نگرش و سابقه تمدن و پیشینه و سیر تاریخی صلاحیت پرچمداری برای اندیشه اسلامی در جهان امروز را دارد. اتفاقاً آنها ازاین مسئله نگران هستند و همه فشارهایشان را روی ما گذاشته اند و إلا مدعیان اسلام اکنون هم کنارمان هستند و مدعیانی که از ما هم تعصب بیشتری به خرج می دهند. به نظر من با این خصوصیاتی که ایران اسلامی دارد، شما بهترین حکومتی که می توانید برایش طراحی کنید، آنی است که برآورنده بیشترین مزیت ها مبتنی بر خصوصیات ایران باشد. یکی از آن خصوصیات نگاه به روزهای خاصی است که مردم همه یکرنگ می شوند، مثل ايام فاطمیه که رنگ عزا جامعه ما را فرامی گیرد و اگر حکومتی بخواهد با بی اعتنای به این خصوصیت شکل گیرد، راه به جایی ندارد، یا ناکام می ماند یا می گویند مردم ایران ضد حکومت هستند؛ به این ترتیب جمهوری اسلامی ایران نمونه کوچکی از جامعه بزرگ مهدوی است.
آیا شما می توانید نسخه دیگری ارائه دهید که این امتیازها را داشته باشد؟
         






عناوین دیگر :
از تعطیلی هالیوود تا تنزل فروش اسلحه آمریکایی
برگزاري نشست "زمانه مطهري، زمانه ما"
نشست «آزادی رسانه و عدالت رسانه ای» برگزار شد
برگزاري نشست تحلیلی «کلمه جمهوری اسلامی»
پیشگویی قدیسین دینی، رویکردی مهم در ساخت سینمای آخرالزمانی
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1245
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292059
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹