انديشه ، فرهنگ و ادبيات در « جستارهايي در ادبيات داستاني معاصر »
انديشه ، فرهنگ و ادبيات در « جستارهايي در ادبيات داستاني معاصر »
اسماعیل جلالی - استاد زرشناس را بيشتر رصد كنندگان جريان هاي فكري با مباحث غربشناسي مي شناسند ، اما اگر انديشه غرب را ركن اصلي فرهنگ غرب بدانيم وادبيات را ضلعي از اضلاع را برشمريم ، بي ترديد اذعان مي نماييم كه انديشمندان غرب پژوه مي توانند در عرصه تعامل و تقابل مكاتب و انديشه هاي غربي با ادبيات آن به اظهار نظر بپردازند .
آخرين كار مكتوب و ارزشمند زرشناس در كانون انديشه جوان در همين راستاست . اين اثر كه مجموعه مقالت زرشناس را شامل مي شود در چهارصد صفحه وبا شمارگان 2500 نسخه در اسفند سال 1387 روانه بازار انديشه و كتاب شده است. اين كتاب از دو بخش كلي نويسندگان ادبيات و پرداختن به نقد و بررسي آنها بعلاوه مكاتب فلسفي – ادبي و تعريف و معرفي آنها تشكيل مي شود.
اين دو بخش كلي در دوازده فصل ،كه هر فصل به مثابه يك مقاله ميباشد تنظيم شده است . از اين دوازده فصل شش فصل به بخش اول و شش فصل به بخش دوم اختصاص دارد . فصلهاي يك ، دو ، سه ،شش ، هفت ، هشت مقالاتي هستند كه به شخصيت ها پرداخته اند و بقيه فصول به مكاتب .
در فصل اول با عنوان " صادق هدايت و ادبيات ياس:تجسم بن بست تاريخي شبه مدرنيته درايران " زرشناس در ابتدا اشاره اي به شهرت كاذب هدايت در دهه هفتاد شمسي مي كند و درباره افسردگي هدايت استناداتي را اراءه مي نمايد، سپس به توضيح نيست انكاري مي پردازد و تفكر هدايت را نيست انكارانه مي داند . زرشناس در ادامه به نسبت هدايت با كافكا مي پردازد و ويژگيهاي جهان بيني و آثارش را در هفت بند بر مي شمارد. زرشناس در پايان مي نويسد: " صادق هدايت به لحاظ تاريخي – فرهنگي فردي اسير قلمرو برزخي شبه مدرنيته بود . بيماري ، صفت ذات شبه مدرنيته است كه از خصيصه برزخي و تقليدي آن بر مي خيزد . "
فصل دوم به شخصيت غلامحسين ساعدي و سبك رئاليسم او اختصاص دارد. نويسنده در ابتداء ادبيات داستاني جديد را از عهد مشروطه تا مقطع انقلاب اسلامي را به پنج دوره تقسيم مي كند . او ساعدي را در پنجمين دوره قرار داده و ادبيات او را سترون مي نامد. ادبياتي كه اعتراض آن ناخشنودي منفعلانه همراه با ميل به گريز و خالي از هر نوع انقلاب و اعتراض آرمان گرايانه مي باشد .
زرشناس ادبيات شبه مدرن ايران را از دوران دوم حيات خود به بعد داراي دو گرايش "رمانتيسم مبتذل بازاري و سطحي " و " سترون " مي داند و گرايش سترون را داراي آثار رئاليستي و برخي آثار سورئال معرفي مي كند. او سپس ويژگيهاي ادبيات سترون را در شش بند بيان مي كند.
او در تيتري با عنوان " ساعدي وآثارش " به بررسي مجموعه داستانهاي ساعدي مي پردازد و توضيحي درباره هريك مي دهد ، بعد اثر آثار ساعدي را بر نسل آن روز بررسي مي كند . زرشناس در 17 بند ويژگي كلي آثار ساعدي را بر مي شمرد و در پايان مي گويد : " روشنفكري ايران مبلغ و مروج و مدافع نحوي تجددگرايي سطحي و تقليدي است " .
مقاله سوم كه درباره هوشنگ گلشيري است با نقل يك خاطره شروع مي شود ودر پي آن با انتقاد نسبت به مسؤولين فرهنگي ادامه مي يابد . زرشناس در همين راستا ميگويد : " چون روح يك مدينه ، بر پايه فرهنگ بنا مي شود ، و سياست نيز فرع بر تفكر و نهادي از نهادهاي تمدني است ، لذا رواج يا غلبه هر رويكرد فرهنگي و تفكري –كه مي تواند باطن بسياري از مكتب ها و نحله هاي ادبي و هنري و...باشد و هست- از پي خود در ساختارهاي تمدني و شئون نهادهاي اجتماعي – و از جمله ، سياست و جريان ها و گرايش هاي مربوط به آن – تاثير خواهد نهاد ،ولاجرم ، بازتاب محسوس يا نامحسوس – اما غالبا مهم و تاثير "ذار –سياسي خواهد داشت. "
اين نقد و بررسي ادامه مي يابد به سخني كوتاه در باب فرماليسم ادبي برسد پس از بررسي نسبتا مناسب درباره اين مكتب ادبي زرشناس به برخي گرايش هاي داستاني از 1300 تا 1357 ه.ش مي پردازد. سپس به بررسي روش گلشيري و آثارش مي پردازد و با استناداتي بجا ابتذال و سطحي بودن آنها را تبيين مي نمايد. درآخر مقاله با ده نكته از ويژگي هاي آثار گلشيري پايان مي يابد.
فصل چهارم با عنوان نگاهي كوتاه به انديشه و وضعيت پست مدرن بيشتر صبغه غربشناسي – فلسفي دارد. درين مقاله مسائل ذيل توضيح داده شده اند :
1- سير كاربرد اصطلاح پست مدرنيسم .
2- چيستي پسامدرنيته و بيان ويژگي هاي عمومي آن .
3- پرداختن به 4 گرايش فكري مطرح در پسامدرنيته .
4- معرفي و توضيحي كوتاه در باب مارتين هايدگر ومكتب فرانكفورت و ميشل فوكو و پسامدرنيست هاي سوفسطايي .
زرشناس در پايان اين فصل به نسبت ما و انديشه پست مدرن مي پردازد و پيروزي حركت انقلابي ايران اسلامي را منوط به شناخت صحيح از غرب مي داند.
مقاله پنجم كه كوتاه ترين فصل كتاب را تشكيل مي دهد پست مدرنيسم در فلسفه و ادبيات نام دارد. اين فصل اصلي ترين ويژگي هاي پسامدرنيته و اصلي ترين مؤلفه هاي ادبيات و هنر پست مدرن را در كمتر از ده صفحه بر مي شمارد.
فضاي مقاله ششم به بررسي شخصيتها باز مي گردد، اما اين بار نه شخصيت هاي ايراني بلكه دو نويسنده بارز و تاثيرگذار غربي ، كافكا و ماركز . شروع اين مقاله نيز مثل فصول قبلي نشان مي دهد كه زرشناس به ادبيات نگاهي فرهنگي – فلسفي دارد. او با ورودي تمدن گرايانه از قول تروتسكي ادبيات را آئينه زندگي يك قوم معرفي مي نمايد . ادبيات مدرن همان ادبيات پست مدرن است تيتر بعدي اين فصل مي باشد كه در آن زرشناس ادبيات پسامدرن را آئينه انحطاط و بحران غرب مي داند . او ادبيات قرن بيستم را به سه گرايش عمده تقسيم مي كند و توضيحي مختصر در اين باب مي دهد .
او در ادامه كافكا را متعلق به ادبيات نيهيليسم معرفي كرده و ياس انگاري او را برخاسته از تجربه تلخ بحران انحطاط مدرنيته است . ويژگيهاي آثار كافكا در شش بند تنظيم شده است . زرشناس در بررسي كافكا به چرايي و چگونگي شهرت او مي پردازد . آيا كافكا بخوانيم ؟ طرح بحث جالبي است كه به چرايي كافكا خواني و ميل به او در ايران مي پردازد و يكي از علل و نه تنها علت را مد زدگي بيان مي كند .
بخش دوم اين مقاله به بررسي ماركز مي پردازد و در ابتداء به آثار او توجه نموده و بعد سه اثر صد تنهايي ، پاييز پدر سالار ، عشق سالهاي وبا را كه آثار اصلي ماركز هستند بيشتر مي پردازد . ويژگيهاي سورئاليسم كه سبك ماركز است از جمله مباحث مطرح درين مقاله مي باشد . شايد جالب ترين قسمت مقاله مقايسه كافكا با ماركز است و بيان وجوه تشابه آن دو .
يكي از بهترين بخش هاي كتاب از لحاظ مطرح كردن مباحث مورد نياز اما كمتر طرح شده مقاله جك لندن و آغاز رئاليسم منتقد در ادبيات آمريكا ميباشد. درمقاله يكي از راههاي مهم جهت شناخت آمريكا و فرهنگ آن آشنايي با ادبيات امريكايي معرفي مي شود . زرشناس ادبيات آمريكا را از آغاز تا جك لندن به سه بخش تقسيم نموده و هر يك را توضيح مي دهد. او جك لندن را آغازگر رئاليسم انتقادي پرخاشگرمي داند .
مولف تفاوت هاي رئاليسم جك لندن با مارك تواين را بيان نموده و انديشه جك لندن را به يك چهار ضلعي تشبيه نموده و تطور طبيعي داروين ، فلسفه بيولوژيسم تركيبي اسپنسر ، سوسياليسم راديكال ماركس و آراي نيچه درباره ابر مرد هر يك از اضلاع آن هستند. زرشناس ابتدا ويژگيهاي جهان بيني جك لندن را در هشت بند بر مي شمرد و بعد مؤلفه هاي داستاني او را در دو بند توضيح مي دهد .
مروري بر رمان هاي دختر برف ها تا سپيد دندان و دو رمان مطرح پاشنه آهنين و مارتين ايدن بررسي كاربردي موارد گفته شده مي باشد ، زرشناس قوي ترين رمان جك لندن را مارتين ايدن مي داند و مي گويد : به نظر مي رسد نيست انگاري تصوير شده در شخصيت مارتين ايدن ، نمادي از يك گرايش نيهيليستي پنهان اما نيرومند در نهاد خود جك لندن مي باشد . نهان اما نيرومند در نهاد خود جك لندن مي باشد ... به يك اعتبار جك لندن اسير انبوه كشمكش ها و تضاد هاي پيچيده درون خود بود كه باعث بروز اضطراب هاي ناخواسته بر بستر خلا معنوي وجود او مي شدند .
رمان صورت ادبي تفكر مدرن است . جمله آغازين فصل هشتم درباره پائولوكوئيلو و معنويت ممسوخ مدافع وضع موجود عالم مي باشد . زرشناس در ادامه به نسبت ميان رمان و فلسفه مي پردازد و از قول ميلان كوندرا بيان مي كند كه رمان به نحوي جانشين فلسفه در تاريخ قرن هجدهم به بعد غرب شده است .
مولف در ادامه مشكل بشر جديد را از خود بيگانگي دانسته و فلسفه و ادبيات قرن بيستم را روايت اين حكايت دردناك مي داند و بسياري از آثار معاصر را نوعي تلاش براي برون رفت از اين مشكل معرفي مي نمايد . او سپس توضيحي درباره ژانر ادبي حكايت كردن از معنويتي مسخ شده داده و در هشت بند ويژگي هاي آن را مطرح مي نمايد . زندگينامه مختصر كوئيلو ، برشمردن آثارش وخصايص آنها در هفت بند ادامه مقاله را تشكيل مي دهند . در ادامه توضيحي درباره ديدگاه واستفاده كوئيلو از اينترنت آمده و در آخر نيز رابطه معنويت ممسوخ بالاخص معنويت كوئيلو با نظام سلطه جهاني مطرح شده است و جمله جالب شيمون پرز ، نخست وزير اسبق رژيم غاصب صهيونيزم ، در اجلاس داوس به كوئيلو آمده كه مي گويد : براي رسيدن به صلح در خاورميانه بايد معنويت ترويج شده از طرف شما (كوئيلو ) دروني شود .
فضاي بحث در مقاله نهم به مباحث تئوريك ادبي باز مي گردد و از بنيان هاي فلسفي و ساختار گرايي و ساختار شكني در نقد ادبي سخن به ميان مي آيد . زرشناس بحث را از فلسفه دكارت آغاز نموده و در ادامه كانت را پدر ساختارگرايي ظاهر شده در فلسفه و نقد ادبي و فلسفه هنر و علوم اجتمائي و روان شناسي و زبان شناسي قرن بيستم معرفي مي نمايد ، اما نخستين جلوه هاي ظهور آن را در قلمرو زبان شناسي ، در آراي فردينان دوسوسور و ژان پياژه مي داند . زرشناس بعد از توضيحي نسبتا مفصل درباره ساختارگرايي در يك جمع بندي سرچشمه هاي فلسفي ساختارگرايي در ادبيات را در شش بند بيان مي دارد .
از جمله مباحث مهم در اين بخش پرداختن به حضور ساختارگرايي در حوزه توليد آثار ادبي مي باشد . نفي معناي نهايي ، ساختار حقيقت و مرگ سوبژه مقدمه اي را فراهم مي نمايد تا بحث وارد ساختار شكني پسامدرن شود . در اين جريان بيشتر آراي فوكو و رولان بارت بررسي شده واين نظريه با توجه به آراي اين دو توضيح داده شده است . ژاك دريدا و ساختار شكني عنوان بخش ديگري از اين مقاله است كه به طور خاص به آراي اين فيلسوف فرانسوي مي پردازد . چگونگي تقابل دريدا وتفاوت هاي او با مارتين هايدگر از پرجاذبه ترين بخش هاي اين عنوان مي باشد . در پايان نيز يك نتيجه گيري هفت بنده تمام مطالب اين مقاله را جمع بندي نموده است .
شايد قوي ترين و جالب ترين فصل يا مقاله اين مجموعه فمينيسم و برخي نمودهاي آن در ادبيات داستاني باشد . تحليل و بررسي اين مكتب ادبي به قدري جذاب و بديع صورت گرفته كه هر خواننده اهل مطالعه و با ذوقي را با نشاط مي آورد . يكي از نكاتي كه در اين مقاله نهفته است و كمتر به آن اشاره شده رابطه بين فرهنگ عامه با مكاتب ادبي ورابطه مكاتب ادبي با مكاتب فلسفي اجتماعي است .
مقاله در ابتداء با اشاره اي به ورود روشنفكري وامواج شبه مدرن در ايران شروع مي شود . زرشناس در همين جا فمينيسم را يكي از ويژگي هاي ذاتي غرب بر مي شمرد و سپس به توضيح واژه شبه مدرن مي پردازد ، او مي گويد : غرب زدگي تلخ تر از قرار داشتن در افق نيست انگاري غربي است و غرب زده شبه مدرن بودن به مراتب و صد چندان از غرب زده مدرن بودن ، تلخ تر و رنج آورتر است . همچنين بيان مي كند : در ساحت شبه مدرنيته ، ايدئولوژي ها و ايسم ها حضور فعال اما سطحي دارند ؛ و اگر چه دهان ها ، بسياري شعارها و اسامي ايدئولوژي ها و ايسم ها – از ليبراليسم تا ماركسيسم و فمينيسم – را دائما بر زبان مي آورند ، اما اكثريت سينه چاكان آن ايدئولوژي ها و خود روشنفكران ، از داشتن دركي روشن و عميق از محتوا و شعائر و مبادي و غايات مدرنيته و ايدئولوژي هاي آن ، غافل و عاجز هستند . مولف جامعه ايران را گرفتار بيماري شبه مدرن دانسته و بحث از فمنيسم را در اين فضا به دور از واقعيت هاي اين مكتب فلسفي-اجتماعي مي داند .
زرشناس سپس با تعريف فمينيسم وارد اصل بحث شده و اين ويژگي ذاتي غرب را : تفسير موقعيت ، حقوق و تكاليف زن در نسبت با خود و اجتماع ، بر مبناي مفروضات اومانيستي . مي داند ودر ادامه مي گويد : فمينيسم ، تبيين و ترويج خود بنيادي زنانه است. او در ادامه به تاريخچه فمينيسم اشاره نموده ، ويژگي ها و مباني فلسفي آن را در هشت بند تبيين مي نمايد . برشمردن امواج سه گانه اينمكتب مدخلي است براي بررسي گونه هاي پنج گانه فمينيسم .
بعد از اين مقدمه چيني نوبت به بحث از فمينيسم ادبي معاصر مي رسد ، اين بررسي با نگاهي اجمالي به تاريخچه آن در غرب شروع شده و بيان برخي جلوه هاي ان ادامه مي يابد و سه گرايش اصلي فمينيسم در ادبيات قرن بيستم را معرفي مي نمايد . بحران در نقد فمينيستي پايان قرن بيستم مثل تمام ساحت هاي پست مدرن از ديگر عناوين بررسي شده در اين مقاله مي باشد . در پايان نيز به فمينيسم شبه مدرن در ايران معاصر پرداخته ويژگي هاي آن را در 19 بند مطرح مي نمايد و به بررسي بعضي آثار اين سبك مي پردازد .
دو مقاله آخر با وجود اهميت موضوع هم درين مجموعه و هم در فضاي فكري جامعه كمتر بررسي شده است . نسبت ادبيات ، تعهد و آرمان گرايي عنوان فصل يازدهم است و با جمله : انسان موجودي است با فطرتي عام و جهاني . آغاز مي شود . زرشناس در آغاز درباره نسبت تمدن ، فرهنگ و ادبيات سخن به ميان مي آورد و با اين جمله جورج اورول بخش اول مقاله را به پايان مي برد : « هيچ كتابي از تعصب سياسي رها نست ۀ اين عقيده كه هنر بايد از سياست بر كنار بماند ، خودش يك گرايش سياسي است.» او در ادامه با عنوان ادبيات ،انسان و اجتماع اين بحث را ادامه مي دهد و جمله شهيد آويني درين باب را نقل مي كند كه : ادبيات مصطلح هم ، شأني از شؤوني است كه انسان در آن متحقق مي شود. مؤلف در يك نگاه اجمالي به بررسي ادبيات قرن نوزده و بيست مپردازد و در چهار بند مطالب خود را جمع بندي مي نمايد .
ادبيات در حال تكوين واقع گراي آرمان طلب انقلاب اسلامي مقاله اي است كه زرشناس در آن رمان را اصلي ترين صورت ادبي عصر جديد و تمدن بورژوايي ميداند و درين باب آراء و توضيحات بعضي انديش مندان غربي را ذكر مي كند . او انقلاب اسلامي ايران را گشاينده ساحت تاريخي- فرهنگي ، معنوي و ديني در روزگار ما ،محصول عمق استراتژيك و بنيادين بحران ساختارهاي نظام تمدن اومانيستي در جهان و پوسيدگي و زوال و انحطاط فراگير فرماسيون غرب زدگي شبه مدرن در ايران مي داند .
زرشناس بيان مي كند كه ادبيات متناسب با آرمان هاي انقلاب اسلامي در حال شكل گيري است و در حال حاضر اين ادبيات در حال گذار به مرحله شكوفايي است و فعلا اسم آن را ادبيات واقع گراي آرمان طلب شيعي نام مي نهد وهجده خصوصيت آن را بر مي شمارد .
شايد در آخر بد نباشد به استظهار خوانندگان عزيز برسانيم كه چاپ اول اين كتاب در كمتر از يك ماه به پايان رسيده و تعداد محدودي در فروشگاه سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي موجود مي باشد .
عناوین دیگر :
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
آوینی و نسبت سینما با دین-2
1-آوینی، صادق در گذر و گذار از دوران مدرنيته
گزارش نخستين روز همایش آوینی، متفکر دوران گذار
برگزاری دومین جلسه نقد کتاب در کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.


