سخن روز

 بخنديم‌، اما سرمايه خنده ما، گريه ديگران نباشد.

علامه محمدتقي جعفري

منظومه فکری دکتر سیداحمد فردید :: 70 درصد دانشجویان ماهواره نمی بینند :: برادر دینی شوید! دوتا دوتا :: هنرمندترین راوی

دوشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۷
خوابگاه و مصائب شيرينش

ياسين كوليوند

«اگه می خوای بالاخره ببینی چند مرده حلاجی، اول و آخر باید خودت رو توي خوابگاه امتحان کنی، تا معلوم بشه اگه بابا مثل کوه پشت سرت نیست و جای محبت های مامان خالیه، تو خودت چقدر اصیل هستی و مرد زندگی.»
داشت از خوابگاه تسویه می کرد که این را گفت و بعد شروع کرد از 4 سال تجربه اش در خوابگاه گفتن؛ که بعضی ها همان یک هفته اول سیگاری می شوند و بعضی ها تا آخر این 4 سال تلاش می کنند دست کم به خودشان نشان دهند می توانند اصالت خانوادگی و تربیت اسلامی را در هر محیطی حفظ کنند.

مروري بر مصائب دانشجويان شهرستاني که در خوابگاه ها به سر می برند، نشان می دهد بسياري از این دانشجوها در ترم های نخست دانشگاه، افت تحصيلي دارند که علت اصلي آن مشکلات متعدد زندگی در یک شهر جدید است. مشکلات مالي، مشکلات خوابگاه، غربت و دلتنگي از عمده ترین مسايلی است که دانشجویان در ابتدای ورود خود به خوابگاه ها با آن درگير می شوند و عمق این مشکلات گاه به اندازه ای است که که ديگر دل و دماغ درس خواندن برای بچه ها باقی نمی گذارد.



وطن یعنی همین جا، یعنی خوابگاه!
حس غريبي، دوری از شهر خود و خانواده، ترديد در همه گام ها، بی خبری از حال و روز پدر و مادرت؛ همه در كنار هم دیگر حال خوشی نمی گذارد برای شروع یک سال تحصیلی جدیدي که یک سال پشت کنکور، شاید هم بیشتر، در انتظارش بودی. اما جای هیچ شکایتی نیست، چون همه می گویند اين راهي است که خودت انتخاب کرده اي، پس بايد تا انتها بروي...

لهجه ها و چهره ها در خوابگاه متنوع اند و متفاوت، اما نگرانی ها مشترک اند. اتاق های خوابگاه کجا و خانه خودت کجا! از جهت مساحت و بزرگی و تمیزی و راحتی که اصلاً قابل مقایسه نیست. هر چند عادت داشتی با خواهر و برادرت در یک اتاق باشی، اما دیگر نه 5 - 4 يا 7 نفر. باید تحمل کردن دیگران را هم درست یاد بگیری.

سرويس هايي هميشه در دست تعمير!
فضاي فيزيکي و بهداشتي خوابگاه موضوع مورد اتقاق همه خوابگاهی هاست. فضاي زندگي مناسب براي شخص و ميزان دسترسي او به امکانات، تأثير مستقيمي بر ميزان کارايي او و نحوه انجام فعاليت هايش خواهد گذاشت. ايجاد محيطي آرام براي مطالعه و در اختيار قرار داشتن امکانات رفاهي اوليه و مورد نياز، همچنين دسترسي به وسايل ارتباطي و تأمين امنيت، از ضروريات يک زندگي اوليه دانشجويي است تا دانشجو بتواند در چنين محيطي با فراغ بال بيشتري به تحصيل و تعلم که هدف اصلي او از ورود به دانشگاه است، بپردازد.

اما این ها اغلب در جریان فاصله طولاني خوابگاه تا دانشگاه، پراکندگي خوابگاه ها در سطح شهر، کمبود امکانات و وسايل رفاهي، کهنه و فرسوده بودن خوابگاه و عدم تناسب و کاربري آنها با فضاي خوابگاهي، رنگ می بازد.

کمتر خوابگاهي در سطح کشور وجود دارد که داراي يک يا چند تا از اين مشکلات نباشد. دانشجويان خوابگاهي يکي از عمده ترين مشکلات خوابگاه ها را مشکلات بهداشتي مي دانند. سرويس هاي عمومي و آشپزخانه هاي غير بهداشتي، عدم دسترسي به آب سالم و بهداشتي خصوصاً در خوابگاه هاي بيرون از شهر، وجود حشرات و حيوانات موذي در داخل خوابگاه و عدم تجهيزات تهويه مناسب از جمله مشکلات بهداشتي خوابگاه ها هستند. اين مسايل شرايط نامناسب بهداشتي را در خوابگاه ها به وجود آورده است.

يکي از دانشجويان مي گويد: «علاوه بر همه اينها، مشکل دماي محيطي نامناسب خصوصاً در زمستان هم زمان با فصل امتحانات ترم اول و در اوايل تابستان هم زمان با امتحانات ترم دوم، شرايط سنگين و غير قابل تحملي را براي ما به وجود مي آورد. اين مشکل همواره در طول اين سه سال که وارد خوابگاه شده ام، از بازدهي مناسب خودم و دوستانم براي امتحانات کاسته است.»

سرانه استاندارد فضاي خوابگاهي براي هر دانشجو، 14 مترمربع است. ولي فضاهاي موجود رقم بسيار کمتري را نشان مي دهد. "سجاد فرخی پور" يکي از دانشجوهاست كه در اين زمينه مي گويد: «هماهنگ شدن با سلايق گوناگون در فضاي بسيار محدود و تراکم بالاي خوابگاهي، کاري بسيار دشوار است که جداي از به وجود آمدن کشمکش ها و تنش هاي بين آنها، فرصت هر گونه برنامه ريزي را از دانشجو مي گيرد و دانشجويان فقط فصل امتحانات فرصتي براي مطالعه پيدا مي کنند. هر چند كه حتي ايام امتحانات هم اتاق ها جايگاه مناسبي براي مطالعه نيستند.»
سجاد نیم نگاهی به اتاق می اندازد و ادامه مي دهد: «مطالعه کردن در اتاق امکان پذير نيست و در فصل امتحانات مجبوريم به سالن مطالعه اي پناه ببريم که در آن ايام حتي جاي سوزن انداختن هم ندارد.»
از مشترک بودن اتاق كه بگذريم، حمام، سرویس بهداشتی، آشپزخانه و يخچال مشترک هم از ارمغان هاي دیگر خوابگاه اند.

اتاق دوست همين جاست
در دوستی ها هم بايد چهار دانگ حواست را جمع کني، چون دوست پيراهن نيست که بتواني مرتب عوضش کني.
"علیرضا" که دو ترم است در خوابگاه روزگار مي گذراند، می گوید: «دوستی ها گاه اجتناب ناپذیرند. یعنی وقتی با یک نفر هم اتاق می شوی، آن هم در ترم اول که هنوز کسی را نمی شناسی، به هر حال باید با او دوست شوی. اگر دقت و زیرکی در کار نباشد، به راحتي در خوابگاه دوست ناباب به پست آدم می خورد. در کوتاه‌ ترين زمان ممکن هم با حضور او در منجلاب مي‌افتي و وقتي به خود مي آيي كه انگشت ندامت گزيدن هيچ سودي ندارد.»

"محمدعلی" دانشجوي سال سومي ادبیات است که از تبریز به تهران آمده. او مي گويد: «وقتي براي ادامه تحصيل به تهران آمدم، با کوهي از مشکلات روبرو شدم. غير از دلتنگي براي خانواده و کمبود امکانات در خوابگاه، اختلافات فرهنگي با هم اتاقی ها نیز مشکل ساز بود.»
وی ادامه مي دهد: «خيلي از دانشجوهاي شهرستاني، بعد از اينکه به تهران آمدند، زير و رو شدند و ترجيح دادند تيشه به ريشه فرهنگ خودشان بزنند. از زبان و فرهنگ و ارزش‌هاي خود دور شدند و همان چهار سال زندگي در تهران کافي بود که از آن‌ ها انسان‌ هاي ديگري بسازد؛ که حتي به ولايتشان هم برنگردند.»
شهرهاي بزرگ پر از رنگ و فريب و خطرند. خيلي وقت‌ها سادگي‌ات کار دستت مي دهد. مثل آب خوردن فريب مي‌خوري و وقتي به خودت مي‌آيي، مي‌بيني وسط بيراهه اي، نه راه پس داري و نه راه پيش.

آن روي خوابگاه
اما نباید فقط نیمه خالی این لیوان را دید؛ برگزاری ویژه برنامه ها در مناسبت هاي مذهبي و ملي، در بین جوانان خوابگاهی همیشه با شکوه خاصی همراه است. شب یلدا هم که جای خودش را دارد. یک شب یلدای بزرگ با حضور همه همکلاسی ها و بر و بچ که نمونه اش را هرگز در خانه تجربه نخواهی کرد و آنقدر شلوغ است که تو تا صبح فرصت داری بخندی و شاد و یلدایی باشی.

مراسم دعا و نماز جماعت، مراسم شب های قدر و ظهرهای عاشورا، آنقدر معنوی هست که همه غربت تو را بپوشاند.

کلاس های آموزشی خوابگاه هم که گاه با موضوعات جالب و به قول گفتنی " مبتلابه دانشجویان" مثل روابط دختر و پسر، ازدواج، نقد فیلم و بحث های داغ سیاسی همیشه فرصتي براي دور هم جمع شدن بچه هاست. کلاس ها و برنامه هايي که شاید نتوان به راحتی نمونه اش را بیرون از خوابگاه پیدا کرد؛ برنامه های هنری، تفسیر قرآن، مهارت های زندگی، برگزاری اردوهای فرهنگی- تفریحی، پخش فیلم و نوار کاست و ... همه از مزایای خوابگاه های دانشجویی است که نباید با بی انصافی از آن ها گذشت.

با همه مشکلاتي كه تحصیل در شهرهای دور از محل سکونت دارد و همه مسايل موجود در خوابگاه های دانشجویی، نمی توان این حقیقت را نادیده گرفت که خوابگاه فرصتي است براي بزرگ شدن، تجربه اندوزی و خلاصه اینکه هر پسری خودش ببیند چند مرده حلاج است!

و اما آنچه آموخت پدر
پدرم وقتی راهی ام می کرد برای تحصیل گفت: «هر بار که دلسرد مي‌شوي، به ياد بياور که تو به هدف درس خواندن به آنجا مي روي، پس بايد بماني و با همه مشکلاتش دست و پنجه نرم کني، چون از قديم گفته اند: هر که را طاووس خواهد/ جور هندوستان کشد.»
همین را گفته بود که من تصمیم گرفتم تنهایی را با همه سختی هایش تجربه کنم، درس بخوانم تا برسم؛ به همان چیزی که آخر این سختی هاست. هدفی که شاید الان در شروع راه تحصیلم آن هم در یک شهر غریب، هیچ تصور واضحی از آن نداشته باشم، اما می دانم کسی هست که دستانم را در مسیر خیر گرفته و به پیش می رود و من هم هر روز برای بهتر بودن تلاش می کنم. 

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
تنديس زرين براي كانوني ها
همدلي ديجيتالي
آنچه از فردید نمی دانیم
تلفیقی بودن فردید؛ آری یا نه!
تفكري كه غريبانه گذشت