سخن روز

 بخنديم‌، اما سرمايه خنده ما، گريه ديگران نباشد.

علامه محمدتقي جعفري

منظومه فکری دکتر سیداحمد فردید :: 70 درصد دانشجویان ماهواره نمی بینند :: برادر دینی شوید! دوتا دوتا :: هنرمندترین راوی

شنبه، ۶ مهر ۱۳۸۷
جهان خواران

سعيد بابايي

قسمت دوم

تجاوز، جنگ عادلانه و حقوق بین الملل
تجاوز به حریم سرزمینی دیگر، بیشترین دلیل آغاز جنگ در طول تاریخ بوده است. در قرون وسطی و در نظر کلیسا تنها جنگ یا تجاوزی مشروع بود که طبق فرمان کلیسا انجام شود. ولی به تبع تغییر رویکردها، به حقوق بین الملل واژه تجاوز به حقوق بین الملل وارد شده و تقریباً به طور اتفاق از جانب تمامی کشورها مذموم شناخته شده است، ولی جالب این است که تا این تاریخ تعریف مدون و مورد قبول تمام جامعه جهانی از این امر ارائه نشده است. از سال 1945 تا کنون همه اقدامات بدون ارائه تعریفی از تجاوز مانده است.

تلاش بین المللی برای تعریف تجاوز نهایتاً منجر به صدور قطعنامه 3314 مجمع سازمان ملل در سال 1974 شد. مفهوم تجاوز از آنجا واجد اهميت است كه در حقوق كلاسيك و همچنين كنوني غرب، با جنگ عادلانه در پيوند نزديك است. عادلانه بودن جنگ ها در نظر عالمان حقوق كلاسيك و "سن اگوستين" و "گروسيوس"، بر چند اصل مبتني است: مشروع بودن استفاده از زور عليه حاكميت كشورها، رعايت حقوق غيرنظاميان، اعلام توسط مسؤول قانون شروع كننده جنگ، نيت درست و صحيح و انجام درست، اعلان جنگ به متجاوز و وارد شدن به جنگ براي كسب صلح.
دهه آخر قرن بيستم شاهد دو جنگ جامعه بين الملل عليه دو حكومت ديكتاتوري بود؛ جنگ كوزوو و جنگ خليج فارس كه هر دو جنگ بر اساس معيارهاي جنگ عادلانه به انجام رسيدند. نسل كشي صرب ها در كوزوو باعث شد جامعه ملل به رهبري ناتو پس از رعايت سير قانوني و مماشات با حكومت خاطي، آغاز و در مدت كمتر از 6 ماه به پايان رسيد. "بلر" نخست وزير وقت انگلستان اين جنگ را مانند كريستالي پاك و عادلانه خواند. جنگ دوم هم پس از حمله عراق به كويت، در اوت 91 اتفاق افتاد. علي رغم اشغال 6 ماهه كويت، جامعه ملل نيروهاي متحد نظامي متشكل از ده ها كشور با صبر و تحمل ملي نزديك به 6 ماه تمام راه هاي حل مناقشه اعم از اقدامات ديپلماتيك را آزمودند پس از اعلام جنگ توسط مسؤول قانوني جنگ، جنگ آغاز و در مدتي كم، با تنبيه متجاوز به پايان رسيد. اما نكته اينجاست كه چرا از ميان انبوه مخاصمات مسلحانه پس از سال 1945، تنها اين دو جنگ عادلانه شمرده شدند؟ چرا جامعه ملل و دول صاحب قدرت در قبال ساير جنگ ها خويشتنداري بسيار بسيار زيادي از خود نشان دادند؟ آيا جنگ عادلانه همان رعايت حقوق جنگ است كه در قالب حداكثري خود رعايت شد؟ آيا ناصواب است اگر بگوييم دول صاحب زور هر گاه بخواهند مي توانند از آستين خويش آنچه را نيازمندند استخراج كنند و ...

قضيه ايران
تا اينجا هر آنچه بيان شد، تنها سيري در اعلان ها و تلاش هاي بشر براي رسيدن به جنگ با درد و مشقت كمتر براي غير نظاميان و حتي نظاميان بود. هر عقل سليمي دريافته كه همه اين تلاش ها صرفاً جنبه لفاظي هاي حقوقي و سياسي داشته اند، تا حداقل افكار عمومي جهان را اندكي آرام كنند. و يا با نگاه بسيار بسيار خوشبينانه، بشر براي رسيدن به قانون جنگي تمام عيار و البته با رعايت آن، نيازمند زمان و البته تقويت حقوق بين الملل است. اين امر مي تواند با چند قطبي شدن جهان و همچنين جهاني شدن واقعي و عادلانه تحقق يابد. اما قضيه ايران مي تواند براي محققين حقوق بين الملل و براي گشودن چراغ راه آينده اين جنبه از حقوق راهگشا باشد.
عراق در سپتامبر 1980 با درنورديدن 550 كيلومتر از مرز ايران تماميت ارضي اين كشور را زير پا نهاده و كمتر از چند ماه 40 هزار كيلومتر مربع از سرزمين ايران را تصاحب نمود. اين در حالي است كه رييس اين كشور چند روز قبل از آغاز جنگ، در تلويزيون ظاهر شد و بدون مقدمه و رعايت اصول حسن همجواري و بسياري قوانين ريز و درشت عرفي و نوشته بين الملل، قرارداد حاكم بر مرزهاي دو كشور موسوم به 1975 را ملغي و از درجه اعتبار ساقط دانست. براي شناخت تجاوز و متجاوز در قضيه ايران، نياز به حكم هيچ حقوقدان بين المللي نبود، ليكن سازمان ملل متحد تا سال 1986 و اوج پيروزي هاي نظامي ايران، حتي از بكار بردن واژه نقض صلح كه در عرف بين الملل مرادف جنگ و به تبع آن شناخت متجاوز است امتناع كرد.
مفهوم بي طرفي در عرف بين الملل واژه شناخته شده اي است و آن حالتي است كه كشورهاي ثالث نسبت به دول متخاصم موضع بي طرفي اتخاذ مي كنند. دولت هاي بي طرف در قبال دول متخاصم سه وظيفه بر عهده دارند: خودداري، ممانعت و عدم جانبداري. اما در قضيه عراق و ايران اين امر اتفاق نيفتاد. از كشورهاي همسايه تا كشورهاي قدرتمندي چون آمريكا و شوروي كه ضمن اعلام بي طرفي از سال 1982، سيل تجهيزات نظامي و اطلاعات محرمانه تجسسي را روانه بغداد كردند. همچنين كشورهاي عرب منطقه ضمن اعلام بي طرفي نه تنها به گفته كويت و عربستان 25 الي 65 ميليارد دلار به دولت بغداد كمك مالي كردند، بلكه كويت ضمن در اختيار گذاشتن جزيره بوبيان و عربستان با آغوش باز از هواپيماهاي مهاجم عراقي استقبال مي كرد. همچنين ارتش عراق جاي خالي خوبي هم براي همرزمان مصري، اردني و سوداني براي مبارزه با دشمن مشتركشان در نظر گرفته بود! اعطاي كمك مالي به يك طرف متخاصم، شركت به ظاهر داوطلبانه در ارتش يك طرف متخاصم و ارسال سلاح به آن كشور در عين تحريم شديد تسليحاتي طرف ديگر تخاصم، همه در حقوق بين الملل عرفي و نوشته در موضع حداقل عدم حفظ بي طرفي در جنگ بين دو كشور است. در درجه بعد ايجاد كننده مسؤوليت بين المللي براي دول ثالث نسبت به دول مخاصم مي باشد.
طبق اسناد به ثبت رسيده در دبيرخانه سازمان ملل متحد رژيم عراق، بارها در طول جنگ از عوامل شيميايي عليه رزمندگان ايراني و اكراد منطقه استفاده نمود. شهرهاي دور از جبهه هاي جنگ را مورد حمله موشكي و هوايي خود قرار داده، در سطحي وسيع ميليون ها مين ضد نفر در داخل مرزهاي ايران برجاي گذاشت.
در دريا تمام حقوق دريايي جنگ ها را با حمله به نفت كش ها و سكوهاي نفتي و حتي حمله به شناورهايي ثالث زير پا گذاشت. همه اين نقض هاي حقوق جنگ در حالي اتفاق مي افتاد كه بنا به گفته حجت الاسلام والمسلمين "هاشمي رفسنجاني" در سال 1367 ايران نيز مي توانست به سادگي به حملات شيميايي عليه جبهه هاي عراق دست بزند، بصره يك ميليون نفري را تنها با خمپاره انداز هدف گلوله قرار دهد، 10 شهر مرزي عراق را با توپخانه سنگين نابود كند و با موشك هاي دوربرد بغداد را هدف قرار داده و نفت كش هاي دول به ظاهر بي طرف را در خليج فارس نابود كند؛ اما اين كار را نكرد.

 آنچه واضح است نقض جميع عهدنامه ها و كنوانسيون هاي حقوق جنگ و بين الملل و درياهاست كه همه به راحتي در كنار چشم قدرت هاي صاحب زور توسط عراق نقض شد.
اما سؤال اينجاست كه آيا تمام تلاش هاي شكوهمند بشر براي حذف مرارت هاي بي جاي جنگ ها همه يكسره بر باد فناست؟ آيا تئوري جنگ عادلانه آن گاه عمل مي شود كه منافع قدرت هاي صاحب زور به خطر بيفتد؟ چرا دولت هاي جهان و در رأس آن سازمان ملل با رويكردي دوگانه عملكردي شرم گينانه در قبال قضيه ايران اتخاذ كردند؟ آيا بشر با همه ترقي و آرمان هاي بشر دوستانه اش به عصر قديم بازگشت نموده است؟ آيا در جامعه جهاني كماكان زور حرف اول را مي زند و هر كشوري مي تواند بي آنكه مجازات شود به زور متوسل گردد؟ آيا ما هنوز در حالت طبيعي هابزي به سر مي بريم كه در آن نه ژاندارمي حضور دارد و نه قاضي؟ آيا شوراي امنيت و مجمع عمومي در روزگار ما دست به انتشار قطعنامه هاي بي خاصيت مي زنند؟ آيا حقوق واقعاً وجود ندارد؛ بلكه گلوله تنها به حساب مي آيد؟ در مقابل پديده شوم "زور" كه ابعاد غول آسايي به خود گرفته، حق تلاش با شكوهي براي متوقف كردن آن آغاز كرده است و كم نيستند آدميان شرافتمندي كه با وضع قوانين سعي مي كنند جلوي خارج شدن شمشير را از غلاف بگيرند. متأسفانه حقوق تا اين لحظه نتوانسته قدرت بي حد و مرز كشورهاي زورمدار را محدود كند. به تنهايي مي توان بعد از سال 1945 ليست سياهي از جنگ هاي ريز و درشت در سطح كره خاكي ارائه كرد كه همگي با نقض قوانين جنگي ادامه و خاتمه يافته اند. گفته مي شود بشر ذاتاً صلح طلب، است ليكن تا كنون و حداقل در اين قرن خلاف آن به اثبات رسيده است.
براي پي بردن به اين ادعا تنها و تنها پرداختن به قضيه ايران كافي است و قضيه ايران خط بطلان محكمي بر تلاش هاي به ظاهر شكوهمند يك قرن اخير براي وضع قوانين جنگ و عهدنامه هاي ريز و درشت بشر دوستانه مي كشد. خط بطلاني كه البته به سادگي كشيده نشد، بلكه به بهاي زندگي صدها هزار ايراني و معلوليت 2 ميليون نفر به خسارت هزار ميليارد دلاري (به نرخ سال 1987) نابودي زير ساخت هاي كشور و به لطف نزديك به 40 كشور به ظاهر بي طرف و در باطن دوست و هميار عراق متجاوز، ترسيم شد.
در نهايت قضيه ايران لااقل اين حسن را داشت كه به وجدان آگاه جهانيان بقبولاند كاخي كه به زعم خودشان در دوران جديد با نام حقوق بين الملل، حقوق جنگ و حقوق بشردوستانه بنا نهاده اند، از ابتدا، كج و معيوب بود. لذا انقلابي شجاعانه همچون انقلاب هاي علمي و اجتماعي را نابود كرده و برج و بارويي بنا كند كه خواست و اراده زورمندان را طَرفي نبندد. 

... قسمت اول

 

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
تنديس زرين براي كانوني ها
همدلي ديجيتالي
آنچه از فردید نمی دانیم
تلفیقی بودن فردید؛ آری یا نه!
تفكري كه غريبانه گذشت