تصميم هاي بزرگ!
سعيد بابايي
انتخاب و اختیار از اصیل ترین جنبه های وجودی آدمی است. آدمی از سالیان نخستین زندگی، همواره بر سر دو راهی تصمیم هاست و گاه چه سخت اند این تصمیم ها. در دوران کودکی و نوجوانی، تصمیم های کوچکی چون انتخاب دوست، انتخاب اسباب بازی و یا انتخاب های دیگر که چندان نقشی در سرنوشتش ایفا نمی کنند، ولی در مقطع جوانی تصمیم هایی چون؛ انتخاب رشته دانشگاهی، شغل و همسر، نمايانگر راهبرد زندگی او تا انتها است. تصمیم های بزرگی که در سنین اولیه عمر آدمی گرفته می شود، ممکن است در محیطی اخذ شوند که شرایط عادی نباشد. آدمی در میانه جوانی پر از انرژی و شور و نشاط است و البته خام. در معرض همه گونه تفکر و اندیشه قرار گرفته است بی آنکه از قبل رنگ خاصی به خود گرفته باشد.

همه ما از هنگامی که چشم گشوده و خوب را از بد تمیز داده ایم، جملاتی شبیه این شنیده ایم که: شغل مناسب و همسر مطلوب و ایده آل، ضامن خوشبختی و کمال آدمی است. البته امروزه بایستی تحصیلات عالیه را هم به دو فاکتور قبلی افزود.
کسب علم و دانش نه تنها در دین اسلام ستوده شده، بلکه ذات جستجوگر آدمی هماره با آن گره خورده است. از طرفی با تخصصی شدن مشاغل، برخوردار بودن از تحصیلاتی در راستای شغل و علایق شخصی، هم ضامن کسب درآمد مناسب و هم برطرف کننده نیازهای معنوی آدمی است.
اشتغال مهم تر است یا ازدواج؟
موفقیت به مفهوم برخورداری از مواهب آن، هدف زندگی است. هر جوانی خواهان کامیابی است و دوست دارد روزگار بهترین اندوخته اش را در اختیار او قرار دهد. این مهم در پرتو تصمیم گیری صحيح قابل تحقق است. تصمیم گیری ویژگی است که با توانایی تصور مقصد، راه های رسیدن به آن، انتخاب بهترين راه و عزم و اراده برای پیمودن راه رابطه دارد. از اینرو باید دید گزینش راه بهتر چگونه صورت می گیرد و عامل ترجیح یک راه بر دیگری چیست؟
"محمدباقر پورامینی" از محققانی که در حوزه دین پژوهی فعالیت دارد، با بهره گیری از دیدگاه ها و راهبری های امیرمؤمنان علی (ع) به بررسی و واکاوي "تصمیم های بزرگ جوانی" در کتابی با این نام پرداخته است. وی در این بررسی بعد از درنگی در نعمت جوانی، تصمیم های بزرگ این مقطع سنی را در پنج پرتو؛ جرعه جوانی، دفتر دانش، بهار وصل، فصل اشتغال و نشاط اجتماعی بررسی کرده است.
اما می توان تصمیم های بزرگ جوانی را ابتدا در سه تصمیم تحصیلات، اشتغال و ازدواج و در نهایت در دو تصمیم اشتغال و ازدواج خلاصه کرد. از آنرو که تحصیلات هم راستای انتخاب شغل خواهد بود. موضوع این نوشتار با توجه به اهمیت رابطه مستقیم و دوسویه ازدواج و اشتغال بر هماست و به بررسی این مهم مي پردازد که عللی چون؛ عدم امنیت شغلی، موج فزاینده بیکاری و تورم و گرانی، چگونه بر تصمیم های جوانی تأثیر گذارند. به عبارت دیگر چه نسبتی بین این دو تصمیم برقرار خواهد بود و در رسیدگی عاجل به آنها، کدامیک اولویت بیشتری خواهد داشت. البته لازم نیست که یادآور شود تأخیر در ازدواج چه آثار سوء اجتماعی، مادی و معنوی برجوانان به عنوان سازندگان آينده کشور خواهد داشت.
در اين رابطه توجه به آمار و ارقام خالي از لطف نخواهد بود. بنا به گفته "جهرمي" وزير كار و امور اجتماعي، سالانه بيش از يك ميليون و 200 هزار جوان جوياي كار وارد بازار كار ايران مي شوند. البته به اين رقم بيفزاييد جوانان چون من و شما كه با قراردادهاي موقت 6 ماهه و يك ساله سركارند! همچنين بسياري از مشاغل كاذب ديگر كه حاجتي به ذكر آنها نيست.
سن ازدواج در پسران نزديك به 29 سال و در دختران ايراني از 26 فراتر رفته و مي رود. بنا به گفته مراجع رسمي و صد البته محافظه كار، آمار ثبت ازدواج و طلاق با هم برابري مي كنند و چه بسا گاهي آمار طلاق پيشي مي گيرد.
بنا به گفته صاحب نظران تأخير رو به فزاينده در امر ازدواج ، ريشه در عوامل اقتصادي و جامعه شناختي دارد. اما آنچه كه مهم به نظر مي رسد؛ آشفتگي اقتصادي و رابطه دفعي آن با ازدواج جوانان است. شرايط وخيم مسكن در ايران، گران بودن هزينه زندگي و عدم تناسب آن با دستمزدهاي عموم جوانان با توجه به تورم بالاي 20 درصدي حال حاضر ايران، سختي هاي خاص ازدواج از قبيل مهريه، جهيزيه، مخارج ازدواج و در نهايت عاملي اجتماعي به نام تمايل به ادامه تحصيل در سطوح عاليه از جمله عوامل تأخير در ازدواج هستند. البته عوامل فرعي همچون تضعيف باورها و اعتقادات ديني، رواج رويكردهاي برابري جنسيتي در جامعه به خصوص نزد دختران، تغيير ساختار خانواده از گسترده به هسته اي و در نهايت ضعف محدوديت اعمال شده از طرف خانواده بر نسل جوان از ديگر عواملي هستند كه در تأخير ازدواج جوانان مؤثر واقع مي شوند.
باتوجه به سطور بالا به نظر مي رسد جهت ايجاد شرايط عادي براي تشكيل خانواده جوانان به يك مانع برخواهيم خورد: اشتغال مهمتر است يا ازدواج؟!
عده اي معتقدند در برخورد با اين دو نياز جوانان، ابتدا بايد شرايط اشتغال را مهيا كرد و عده اي ديگر اگرچه داشتن شغل را براي تشكيل يك زندگي واجد اهميت مي دانند، اما چون كشور را با بحران بيكاري در گير مي دانند، معتقدند ايجاد شغل زمان زيادي مي طلبد پس فعلاً به ازدواج بيكاران بينديشيم.
به عقيده يك مددكار اجتماعي تأخير در ازدواج اثرات زيانباري دارد. به نظر او بيكاري به جرايمي چون دزدي و اعتياد دامن مي زند، اما تحلفات اخلاقي حاصل نبود ازدواج است. به عقيده اين مددكار اجتماعي، علت بسيازي از ناهنجاري هاي جوانان به بيكاري ختم مي شود.
در اينكه شغل هويت آدمي و بالاخص جوان است، شكي نيست. کار مایه هویت جوان و استقلال و گاه تعیین کننده شأن و جایگاه اجتماعی اوست. جوان بیکار جایگاهی برای خود در جامعه قائل نیست. بنابراین کم کم به جایی می رسد که تنها اهمیت تأمین بودن مادی برایش باقی می ماند، اینجاست که زمینه وقوع جرم فراهم می شود. به نظر می رسد ازدواج در شرایط بیکاری چندان عقلانی نباشد چه آنکه تحمل شرایط و مشکلات موجود برای دارندگان شغل هم سخت است، تا چه برسد به بیکاران.
ازدواج بیکاران!
محمدباقر پورامینی مؤلف کتاب "تصمیم های بزرگ جوانی" معتقد است جوان در مسیر زندگی با مسایل زیادی روبروست که باید تصمیم هایی اتخاذ کند. از جمله آنها شغل و ازدواج است. آنچه که جوان را با این تصمیم های ارتباط می دهد؛ محکم بودن تصمیم است.
وی می افزاید: «هر کار محکم و قابل اطمینان نیاز به عزم راسخ و تصمیم محکم دارد. این گونه تصمیم گرفتن، مهارت خاصی را می طلبد كه متضمن اعتماد به نفس، مصمم بودن و دوری از سستی و اما و اگر و در ادامه توکل به خداوند است».
این محقق با اشاره به مشکلات و موانع پیش روی اشتغال و ازدواج جوانان و ضمن تأیید بر وجود ارتباط منطقی میان این دو گفت: «برای انجام هر کار بایستی مقدمات را فراهم کرد. البته می توان با کسب حداقل ها اقدام به ازوداج نمود، زیرا ازدواج رزق آدمی را زیاد می کند و رحمت و لطف الهی را جلوه گر می سازد».
وی در مورد حداقل های زندگی و همچنین اشتغال گفت: «در بحث ازدواج بایستی شرایط افراد را به طور شخصی بررسی کرد. برای یک دانشجوی مهندسی به صورت بالقوه شرایط کاری مهیاست. از این نظر باید برای هر فرد، نسخه خاصی تجویز کرد.
وی در پایان گفت: «بهترین فرصت ازدواج تا 25 سالگی است. زمان دشمن زندگی و ما را از این دوره که در آن هستیم گذر داده و ما را محروم می کند».
محمدباقر پورامینی کسب حداقل ها را برای پایه ریزی یک زندگی جدید ضروری می داند. به گفته یک کارشناس، آمارهای قوه قضاییه نشان می دهد که درصد بالایی از طلاق های میان زوج های جوان، ریشه در بیکاری دارد. جوانی که ازواج کرده ولی شغلی نیافته در زندگی دچار مشکل شده و پیامد جدایی هم برای او مسایل روحی و روانی است که در نهایت بر جامعه هم تأثیر گذار است.
البته از دیدگاهی ديگر، شاید ارجحيت اشتغال بر ازدواج، صحیح نباشد. از این رو نظر دکتر "فربد فدایی" آسیب شناس مسایل اجتماعی و استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی را درباره رابطه ازدواج و اشتغال و تأثیر هر يك بر دیگری جویا شدیم.
وی با اشاره به اینکه تفکر نوجوانان و جوانان در بدو امر تفکری آرمان گرایانه، انتزاعی و مجرد است می گوید: «از این نظر جوانان زیادی هستند که می گویند حاضرند با فردی که او را دوست دارند با همه سختی ها و فقرهایش بسازند و زندگی کنند و خوشبخت خواهند شد. و یا زمانی نوجوان و جوان احساس می کند چیزی به نام عشق می تواند همه مسایل و مشکلات را آسان کند و او می تواند با عشق همه کاری انجام دهد که البته این مورد با واقعیت های بعدی زندگی اصلاح می شود».
وی افزود: «در مورد شغل شاید با برخي دیدگاه های افراطی روبرو شویم. مثلاً یک جوان از 15 سالگی به دنبال کار برود و دیدی انعطاف ناپذیر داشته باشد. خیلی از جوانان به طور طبیعی اینگونه فکر می کنند. البته گاهی اوقات خانواده ها اعتماد به نفس کاذبی در جوانان ایجاد می کنند و ریشه بسیاری سرخوردگی ها هم، عدم اصلاح اینگونه اندیشه های مجرد وانتزاعی است».
فدایی افزود: «جوان و نوجوان آرمان گرایانه می اندیشد، او می خواهد عاشق مخلص باشد و همین انتظار را از طرف مقابل دارد. دوره نوجوانی و جوانی دوره افراط و تفریط است. نوجوانان و جوانان ما انتظار دارند که دولت، مقامات مسؤول و یا افراد جامعه به آنها خدماتی ارایه دهد. فکر می کنند این وظیفه خانواده است که به فکر ازدواج و شغل آنها باشد یا دولت این کار را بکند. البته این امر دلیلی روانی دارد. کودک ما وقتی بزرگ شد، انتظار دارد پدر بزرگ تر که همان دولت است، برای او همه نوع امکانات را فراهم کند اعم از؛ اشتغال، ازدواج و تحصیل. اما این دید باید تصحيح شود، در غیر این صورت شاهد ناکامی ها و سرخوردگی ها در جامعه هستیم».
وی افزود: «برای ایجاد کار، ازدواج و هر چیز دیگر مردم باید خودشان دست به کار شوند، زیرا نیروی دولت از اراده مردم برمی خیزد».
ازدواج خلاف عشق، به نوعی قرارداد است. در مورد ازدواج باید واقع بینی مبتنی بر فراهم بودن هماهنگی از نظر زیست شناختی، جامعه شناختی و روان شناختی بین مرد و زن لحاظ شود.
این آسیب شناس با اشاره به لزوم فراهم بودن حداقل معیشت در امر ازدواج گفت: «به نظر می آید برای جوانان فراهم بودن زمینه ازدواج چه از نظر روانی و چه زیست شناختی و چه جامعه شناختی بر پیوند مودت بستن با یک جنس مخالف، مقدم است. یکی از اسباب فراهم آوردن زمينه ازدواج، شغلی است که بتواند این ها را تأمین کند. بنابراین داشتن شغل و درآمد مناسب مقدم بر ازدواج است».
وی افزود: «اینکه به امر ازدواج با توجه به دستورات شرع دامن زده شود خوب است، اما نمی شود از آنجه که آیین اسلام می گوید تنها به یک قسمت بسنده كرد و به دیگر قسمت ها توجه نکنیم. زیرا در جامعه ایده آل اسلام باید فرصت برای اشتغال جوانان مهیا شود که ما با این ایده آل هنوز فاصله داریم».
در سالن انتظار
"ولتر" کشیش جنجالی پروتستان معتقد بود هر چه عده افراد متأهل زیادتر گردد، جنایت کمتر خواهد شد.
آموزه های او بسیار شبیه آموزه های دین اسلام در زمینه ازدواج است. اما او اگر امروز می زیست و بین دو امر اشتغال و ازدواج قرار می گرفت چه می گفت؟
جوانان بیکار زیادی امروزه در سالن انتظار پیدا شدن یا یافتن شغلی نشسته اند تا از ورای اشتغال بتوانند، کسب درآمدی کرده و در سالن انتظار ازدواج نام نویسی کنند!
بسیاری از جوانان، خانواده ها و مسؤولان، شرط ازدواج جوان را داشتن شغلی از سوی پسران و حتی دختران به ویژه در کلان شهر ها می دانند. اما وقتی با این سؤال که جوان به بلوغ رسیده بیکار در میان بحران بیکاری مملکت چه کند، آنچنان پاسخی ندارند. خیلی که به خود زحمت بدهند چند آیه از قرآن و روایتی از ائمه نقل کرده و جوان را به صبر و تحمل و غیره دعوت می کنند. غافل از آنکه آيا درد چند میلیون جوان را می توان بدینگونه درمان نمود؟! آنچه درد امروز تمام خانواده های این سرزمین است، نه تنها روند روبه رشد بحران بیکاری و تورم دو رقمی است که جوانان را به تجرد سوق می دهد بلکه وضع موجود برای خانوده های قدیمی هم جانفرسا شده است. (سخن نویسنده نه از روی حدسیات و احساسات بلکه تماماًَ مبتنی بر آمار ارایه شده چه از سوی مراجع رسمی داخل کشور و یا بعضاً خارج کشور می باشد)
شاید بهتر بود از ابتدای تهیه این گزارش موضوع ارجحیت اشتغال بر ازدواج تغییر می کرد و عنوان دیگری انتخاب می شد.
چه اینکه وضع موجود نمایانگر این مطلب است که یک جوان بعد از گذشت پنج سال یا بیشتر از اشتغال خود، تازه بایستی فایل ازدواج را بگشاید.
در این مسیر عملکرد دولتمردان در جهت حفظ بهداشت روانی و مادی جوانان به عنوان تنها سرمایه ارزشمند کشور قابل توجه است. راقم این سطور به عملکرد دولتمردان نمره قابل قبولی نخواهد داد. زیرا جوان امروز این مرز و بوم اگر چه از مواهب مادی مملکت برخوردار نيست، لیکن شعور این را دارد که بداند و درک کند اعطاي وام های یک و دو میلیونی به او آن هم با آن همه سر و صدا، صرفاً حکم مسکّنی بر دردهای عمیق و استخوان سوز او دارد نه چیز دیگر.
از این رو شاید به عنوان حسن ختام این جمله از "ری بروبری" ادیب را در مورد زمان حال خودمان جاری و ساری و پرمعنا بدانيم که: "ازدواج انسان را پیر و خانه نشین می کند، وقتی که هنوز جوان است".
هر چند که بنیامین فرانکلین معتقد باشد: "ازدواج مثل شهر محاصره شده است، کسانی که داخل شهر هستند سعی می کنند از آن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند".
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
تنديس زرين براي كانوني ها
همدلي ديجيتالي
آنچه از فردید نمی دانیم
تلفیقی بودن فردید؛ آری یا نه!
تفكري كه غريبانه گذشت