سخن روز

 بخنديم‌، اما سرمايه خنده ما، گريه ديگران نباشد.

علامه محمدتقي جعفري

منظومه فکری دکتر سیداحمد فردید :: 70 درصد دانشجویان ماهواره نمی بینند :: برادر دینی شوید! دوتا دوتا :: هنرمندترین راوی

پنجشنبه، ۱۷ مرداد ۱۳۸۷
بندباز! روزت مبارک

محبوبه ولی

ياد گرفته كه مثل مورچه باشد؛ هر بار كه دانه اش به زمين افتاد، دوباره همت كند. بعضي ها مي گويند: "اين جماعت عجب سمج اند. از در بيرونشان مي كني از پنجره مي آيند." راست مي گويند، اين جماعتِ به قول آنها سمج مثل پروانه ها كه نيرویي غريزي در درونشان آنها را به سوي نور مي كشد، به سوي حقيقت مي روند و تا حقيقت را پيدا نكنند آرام نمي گيرند. در اين راه نيز هر خطر و مخاطره اي را به جان مي خرند و البته هر توهين و خشونتي را. بارها اين جمله ها را مي شنوند كه "آقا! نگير، ضبط نكن"، "آقا! اون دوربينتو خاموش كن"، "چاپش نكنيد" و ... اما شوق آنها به حقيقت و برتر از آن آگاهي جامعه ي مخاطبشان بر تمام تهديدها و خطرها قائق مي آيد.
وقتی روزنامه را دستت مي گيري يا موج خبرها را از راديو و تلويزيون دنبال می کنی يا پاي اينترنت به جستجوي حقيقت واقعه اي مي نشيني، شايد نداني او كه اين واقعه را براي تو نوشته يا به تصوير كشيده است يا به زبان بازگو مي كند، چند بار دانه اش به زمين افتاده و او دوباره بلندش كرده است. چند وزير و مدير و مسؤول جوابش را نداده اند و به اصطلاح سركارش گذاشته اند، اما او هربار از پنجره ديگري به سوي نور حقيقت رفته است تا مبادا انديشه ي تو از نور آگاهي خاموش و محروم باشد.
اساساً از وقتي كه زمزمه هاي آزادي و فروپاشي سلطنت هاي استبداي به گوش اين مرز و بوم رسيد، پاي روزنامه ها و مطبوعات و خبرهايشان هم به سفره ي خوراك هاي ذهني مردم باز شد. از همان واقعه ي خوش يمن مشروطه، وقايع اتفاقيه و كاغذ و اخبار گرفته تا شهادت عارف قزويني و دكتر حسين فاطمي و محمود صارمي؛ همگي براي خبر گرفتن از حقيقت و رساندن آن به گوش مردم بود. و بي ترديد به خاطر قداست حقيقت است كه سالروز شهادت محمود صارمي را "روز خبرنگار" ناميدند.
اما اين روزها ديگر حرف از يكي دو تا روزنامه نيست. حجم وسيعي از روزنامه ها، سايت هاي خبري، شبكه ها و بخش هاي خبري راديو و تلويزيوني داخلي و خارجي، بخش بزرگي را از عصر اطلاعات شامل مي شوند در حالیکه در پيچيدگي هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي عصر نوي امروز و در بين اين همه خبر راست و دروغ، خبرنگار بيش از هميشه تكليفي سنگين بر دوش دارد.
چند سالي هم هست كه مجموعه هاي خبري با موضوعيت و محوريت جوان ها پا به عرصه ي خبري گذاشته اند كه يا براي جوان ها كار مي كنند يا با جوان ها و يا هر دو. "باشگاه خبرنگاران جوان"، "شبكه خبر دانشجو"، "شبكه خبري برنا"، "خبرگزاري ايسنا" و چندي ديگر، همگي مجموعه هاي خبري اند كه با ويژگي هاي خاص خود به ميدان آمده اند تا مبادا جوان ترها از قافله ي دانستن و آگاهي بخشي دور بمانند و به راستي در وادی انديشه چه كسي مياندارتر از جوان.

"زهرا عصاريان" خبرنگار گروه تشكل و دانشگاه خبرگزاري ايلنا و دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت رسانه، كار خبري در حوزه هاي خبري جوان ها مثل دانشگاه ها را زنده تر و پويا تر از ساير حوزه هاي خبري مي داند و در توصيف حوزه كاري خود مي گويد: "تفاوت در حوزه ي خبري دانشگاه ها نسبت به ساير حوزه ها كاملاً محسوس است. اگر مطلبي يا خبري چالشي در اين حوزه كار شود با توجه به اينكه اعضاي اين حوزه جوان و به تبع آن ريزبين تر و باريك بين ترند، كوچك ترين مسأله اي را گوشزد مي كنند. كارها و خبرها تكراري نمي شود و هر روز سوژه هاي جديدي موضوع كار است كه بسته به شرايط متفاوت تغيير مي كند. در حاليكه ممكن است در حوزه هاي ديگر يك سوژه تا مدتها موضوع كار باشد، مثل ترافيك، انتخابات و سوژه هايي از اين دست. نگاه عميق به موضوعات ويژيگي ديگر حوزه ي دانشجويي است. از سوي ديگر جوان ها و دانشجوها كمتر براي هر موضوعي موضع گيري منفعت طلبانه دارند. با اينكه براي تمام جريانات از 16 آذر و 18 تير گرفته تا تورم، اقتصاد و فرهنگ حرف براي گفتن دارند، اما حب و بغض در اخبار و فعاليت هايشان كمتر ديده مي شود."
اين خبرنگار، دانشجو را عنصري معرفي كرد كه با آرمان خواهي در موضوعات چالشي صراحت و حساسيت خاص خود را نشان مي دهد، به همين دليل اخبار مربوط به حوزه ي دانشجو با شفافيت و صحت بيشتري همراهند كه اين ويژگي در حوزه هاي ديگر كمتر ديده مي شود و ممكن است اخبار در حوزه هاي ديگر با هاله اي از ابهام و گاه ضد و نقيض ها توأم باشد.
از نگاه عصاريان حضور در محل و زمان وقوع هر رويداد از جذاب ترين ويژگي و تهيه خوراك فكري از برآيند داده هاي واقعي نيز مهم ترين رسالت حرفه اش و پويايي بارزترين مشخصه ي يك خبرنگار است.
او ادامه داد: "نسل جوان بايد نسبت به موضوعات مختلف كه در جريان است، ديد و نگاه مشخصي داشته باشد. از اين رو فعاليت خبري آنها و كار خبري كردن برایشان اهميت ويژه اي دارد."
يكي ديگر از خبرنگاران اين حوزه در شبكه خبري برنا نيز شادابي را ويژگي خاص حوزه هاي خبري دانشگاهي و دانشجويي عنوان كرد.
وي در مورد سختي هاي حرفه اش مي گويد: "استرس و اضطرابي كه خبرنگار دارد شايد كمتر در مشاغل ديگر ديده شود. او واسط بین مردم و مسؤولین است؛ این وساطت حقی به گردن او می گذارد که کارش را سنگین می کند. سخت ترین بخش کار اینجاست که زندگی خبرنگار با زندگی شخصی اش درگیر می شود و در واقع شرایط کاری به زندگی شخصی اش غالب می شود. مجبور است بیشتر در خدمت کارش باشد؛ حرفه اش زمان و مکان مشخصی ندارد. اخبار و گفته ها باید بدون جا به جایی و عیناً منتقل شود و همین مسأله استرس او را بیشتر می کند، اما از سوی دیگر هیجان که دستخوش روزمرگی نمی شود، شیرین ترین وجه خبرنگاری است."

سخت ترین شغل دنیا
"علی اصغر شفیعیان" نیز با هفت سال سابقه ی فعالیت خبری در حوزه ی سیاسی و دانشگاهی در خبرگزاری ایسنا دغدغه ی توسعه را مهمترین دلیل برای انتخاب حرفه اش عنوان کرد و افزود: "هر کسی دغدغه ی توسعه داشته باشد، اطلاع رسانی و چرخه آزاد اطلاعات را نیاز می داند و به دنبال آن خبرنگاری نیز حرفه ای در جهت اطلاع رسانی است."
او در مورد کار خبری در حوزه دانشگاهی و دانشجویی گفت: "مخاطب ها در این حوزه بسیار حساس ترند. از سوی دیگر انتظار دارند روزنامه ها، خبرگزاری ها و سایر خروجی های خبری و خبرنگارانشان مثل نشریات دانشجویی آزاد باشند و با آزادی عمل اخبار را منتشر کنند، اما آزاد نبودن عرصه ی خبر، فضای دوستی حاکم بر رسانه ها در کشور و گاهی وجود قوانین دست و پاگیر، این انتظار آنها را محقق نمی کند به همین دلیل کار خبرنگار در این حوزه کمی سخت است.
شفیعیان تأسیس خبرگزاری ها و شبکه های خبری متعدد در چند سال اخیر را خوش یمن ترین اتفاق در جامعه ی خبری کشور دانست و ادامه داد: "راه اندازی این مجموعه بسیار به جلب اعتماد مردم کمک و حضور نقش رسانه های خارجی برای اطلاع رسانی را نیز کمرنگ کرد. از سوی دیگر تأسیس خبرگزاری ها باعث شد روحیه ی انتقاد پذیری در بین نهادها و مسؤولین بالا رود و اخبار ایران به روایت خود ایران در جهان منعکس شود."
"بهزاد بهروزی" با بیش از 20 سال سابقه ی خبری در سرویس ورزشی خبرگزاری ایرنا با تجربه ی 20 ساله خود می گوید: "خبرنگاری حرفه ی سختی است، اما سختی آن بستگی به مسؤولیت پذیری و تعهد هر کس دارد. به طوری که هر چقدر تعهد اخلاقی یک خبرنگار بیشتر باشد، به همان نسبت احساس مسؤویت بیشتری پیدا می کند تا واقعیت ها را در جامعه بشکافد و چیزهایی را بگوید که بسیاری از افراد به علت منافع شخصی، حزبی و گروهی شان آن را کتمان می کنند. البته آنچه گفته می شود باید در جهت منافع و مصالح جامعه باشد."
وی ادامه داد: "خبرنگاری شرایط سختی دارد. خبرنگاران در جامعه جهانی افرادی اند که بیشترین فشارها را تحمل می کنند. استرس این حرفه نیز به شدت زیان آور است، اما متأسفانه این حرفه مشمول قانون سختی کار نمی شود و حتی در قانون اساسی و هیچ جای دیگر، قانونی نداریم که از خبرنگاران حمایت کند. با این حال این شغل را دوست دارم، به خاطر متفاوت بودنش با شغل های دیگر؛ زیرا می توان خیلی چیزها را دید و نسبت به آنها دیدگاهی مبتنی بر واقعیت ها پیدا کرد و این دیدگاه را به گوش مخاطب رساند. از سوی دیگر می توان در این حرفه بی تفاوت نبودن نسبت به جامعه را یاد گرفت. اما با تمام آنچه از سختی کار، استرس و اضطراب زیان آور و حساب و کتاب نداشتن زمان و مکان و حساسیت های ویژه اش گفته می شود، طرفداران بسیاری بین قشر جوان دارد که شاید به خاطر همان هیجان و پویایی اش باشد. وجود رشته ارتباطات در آموزش عالی و تأسیس دانشکده خبر، دوره های مختلف خبرنگاری و روزنامه نگاری و... در فرهنگسراها و ایجاد مجموعه های تولید و انتشار اخبار با نیروهای جوان، همگی صحه بر این ادعا می گذارند و البته انگیزه های متفاوتی نیز موجب این اشتیاق می شوند."

بندباز! روزت مبارک
"فریدون صدیقی" روزنامه نگار و مدرس ارتباطات دلیل استقبال و گرایش جوان ها نسبت به این حرفه را كنجكاوي و ماجراجويي عنوان كرد و توضيح داد: "بخشي از اين علاقه به كنجكاوي هايي بر مي گردد كه به دنبال ديدن فيلم ها و سريال ها ايجاد مي شود. در واقع آنچه در فيلم ها و سريال ها از زندگي و حرفه ي يك خبرنگار ارائه مي شود، مخاطب جوان را نسبت به اين حرفه كنجكاو مي كند. اما واقعيت اين است كه 90 درصد آنچه در اين فيلم ها از يك خبرنگار نمايش داده مي شود زندگي جاري و روزمره ي او نيست. اين فيلم ها با نوعي بزرگنمايي خبرنگار را خيلي فعال، پر تكاپو و بسيار اثر بخش معرفي مي كنند، به طوري كه منجر به نوعي رويا سازي مي شود، اما در خبرنگاري جايي براي رويا سازي نيست."
اين مدرس روزنامه نگاري ادامه داد: "بخش ديگري از اين علاقه به روحيه ي ماجراجوي جوان ها بر مي گردد. فكر مي كنند اگر وارد اين حرفه شوند مي توانند رسالت خود در قبال جامعه را انجام دهند و در واقع روحيه ي آرمانگرايي خويش را ارضا كنند. برخي هم به انگيزه ي شهرت و معروف شدن، وقتي از فوتباليست شدن و هنر پيشه شدن نا اميد مي شوند خواسته ي شهرت را در اين شغل جستجو مي كنند و به دنبال آن مي روند. اما واقعيت اين است كه خبرنگار نيازمند شم، هوش، حوصله و ذكاوت خوب، مطالعه زياد، سعت انتقال بالا، و قلم خوب است. در حقيقت او فردي چند وجهي است با علاقه و حوصله زياد و البته پر تكاپو كه استعداد و ظرافت هاي خاصي نيز براي كارش نياز دارد."
صديقي اذعان كرد: "كساني كه اين حرفه را آسان بگيرند، زود هم مجبور به خداحافظي از آن مي شوند. زيرا كار آساني نيست."
وي ادامه داد: "خبرنگاري و روزنامه نگاري فقط تكنيك به مفهوم صنعت نيست، بلكه يك هنر است. او عدم امنيت شغلي، مديريت هاي منفعت طلبانه بر رسانه ها، عدم استفاده بهينه از مستعدان و آموزش ديدگان اين حرفه و پذيرش يك مرحله اي دانشجويان در رشته خبرنگاري و ارتباطات را از آفات و آسيب هاي اين حرفه برشمرد و تأكيد كرد: "دست كم نیمی از نيروهاي انساني رسانه هاي كشور و عموماً خبرنگاران آنها، لزوماً فارغ التحصيل اين رشته نيستند و از سوي ديگر بسياري از افراد آموزش ديده و با تحصيلات آكادميك در رشته خبرنگاري آن را رها كرده و به سراغ كار ديگري مي روند. اين دو مشكل ضرورت دو مرحله اي شدن و گزينش در رشته خبرنگاري را پيش مي آورد تا دانشگاه ها بر اساس علاقه، استعداد و توانايي هاي لازم در اين رشته دانشجو جذب کنند. از سوی دیگر این نکته مهم باید لحاظ شود که دانشجویان این رشته در دوران دانشجويي نياز به دوره هاي كارورزي و كارآموزي دارند و بايد در حين تحصيل به واحدهاي كار وصل شوند تا شاهد دو مشکل فوق نباشيم. البته تغيير در واحدها و سرفصل هاي درسي اين رشته نيز از ضرورت هاي غيرقابل انكار است."  

اين مدرس با سابقه ي 40 ساله اش در حرفه خبرنگاري و روزنامه نگاري، در معرفي جايگاه خبرنگار گفت: "مردم از خبرنگار انتظار دارند كه پاسخگوي مطالباتشان باشد و هر آنچه را كه آنها از دولت و هر جا و هر كس ديگري انتظار دارند در روزنامه يا خبرگزاري اش درج كند. از طرفي نيز خبرنگار نمي تواند به همه چيز بپردازد، زيرا وقتي به جزئيات مي رسد حمل بر سياه نمايي و زياده خواهي مي شود كه مسؤولان اصلاً چنين چيزي را تحمل نمي كنند. از اين رو او بندبازي است كه روي بند حركت مي كند و هميشه بايد چوب توازن دستش باشد تا زمين نيفتد." 

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
تنديس زرين براي كانوني ها
همدلي ديجيتالي
آنچه از فردید نمی دانیم
تلفیقی بودن فردید؛ آری یا نه!
تفكري كه غريبانه گذشت