همه ائمه در كنار هم
محبوبه ولي
قسمت دوم
"حامد سروری" دبیر حلقه ی برادران سیره ی معصومین سلام ا... علیهم در مورد محصول محور بودن با نبودن این حلقه ها توضیح داد: «کاری که شروع کردیم با آزمون و خطا همراه بود، بنابراین فرصتی برای تولید محصول ایجاد نشد. اما با توجه به اینکه حلقه ها تقریباً شکل اصلی خود را پیدا کرده اند و حركت گروه های کارشناسی نیز به سوی محصول محوری بود، درصدد تولید محصول شامل جزوه، کتابچه، وبلاگ، سایت و برگزاری همایش ها هستیم.»
وی با اشاره به اینکه در ابتدای کار حلقه ها، اعلام عمومی برای عضوگیری صورت نگرفت گفت: «تا خودمان شکل نگرفته بودیم و تقویت نشده بودیم، نمی توانستیم اعلام عمومی کنیم. اما در حال حاضر حلقه ها تقریباً آمادگی گرفتن عضوهای بیشتری دارند. و به دنبال آن قصد ایجاد تنوع در شکل کار حلقه ها را داریم؛ بدین ترتیب که فقط جلسه تشکیل ندهیم بلكه سایت را فعال کرده و همایش برگزار کنیم، با اتمام هر دوره، کتابچه آن را تهیه و حتی آفرینش های هنری در این حوزه مثل شعر گفتن و ساخت کلیپ را نیز فعال کنیم».
اما مهمتر از توليد محصول، مکان و موقعیت ارائه آن است. مكاني برای ارائه، که محصول به دست هدف اصلی برسد، تمهیدات استقبال فراهم شده باشد و با زائل شدن و هدررفت محصول تولید شده، مواجه نشد. حامد سروری در مورد این موضوع اشاره کرد که هنوز برای عرضه فکری نشده اما با پایان تابستان و آغاز بحث بررسی زندگی امام علی (ع)، به سمت محصول محوری و پیداکردن محل مناسب عرضه می رویم.
نکته قابل تأمل دیگر در مورد این حلقه ها، هدف آن است و اینکه آیا هدف از تشکیل چنین حلقه هایی صرفاً جمع کردن چند دانشجو و بالا بردن سطح اطلاعاتی و علمی آنها در مورد سیره ی ائمه و ارتقای آگاهی آنها در این زمینه است یا اهداف دیگری نیز در بین هست.
یک جریان می شویم
دبیر حلقه برادران سيره، با اشاره به مهجور بودن سیره ائمه، جریان سازی را به عنوان هدف اصلی این حلقه ها عنوان کرد و ادامه داد: «جریان هایی وجود دارند که منفی نیستند، اما نگاه نادرستی دارند. نگاه کلی به مسایل ندارند و همه چیز را نقطه نقطه می بينند. وجهی را انتخاب و بقیه وجوه را رها می کنند. انحراف هم از چنین روشی بروز می کند، ولی پبش فرض ما این است که همه ائمه را در کنار هم ببینیم و با عنوان "سیره هدایتی ائمه اطهار" از آن یاد کنیم. جریان های دیگر مشکل شان این است که چیزی را می بینند، دست روی آن می گذارند و تنها با آنچه دیده اند یک جریان راه می اندازند. مثلاً با استناد به روایاتی می گویند شیعه در زمان غیبت نباید قیام کند، بلکه باید در خانه بنشیند و دست روی دست بگذارد و یا جریان های خاصی معتقدند، اهل بیت گفته اند فقط باید به سراغ آنها رفت و برای هدایت نیازی به قرآن نیست، مگر آنکه قرآن را از دریچه نگاه اهل بیت ببینیم. این جریان ها دلیل دارند و با استدلال حرف می زنند، اما جزء نگری می کنند. کل سنت و سیره را با هم ندیده اند و بسیاری از انحرافات هم ناشی از این جزء نگری هاست. با این توضیح هدف حلقه ی سیره ی ائمه، راه اندازی جریانی است که با تمام جریان های دیگر رقابت کند، گرچه این ادعای بزرگی است اما ... حلقه قزوین و حلقه ی آستان قدس رضوی که به زودی شروع به کار می کند، نشان دهنده ی این است که این هدف تا حدودی به بار نشسته است.
هدف دیگر کادرسازی است. به این معنا که آدم های صاحب فکر با نگاه کلی و همه جانبه به سیره ی معصومین، مي توانند در حوزه های مختلف این نگاه را اعمال کنند. هریک از اعضای حلقه نيز می توانند، این نگاه را در تفکر، مدیریت، زندگی شخصی و شغلی آينده با هر شکلی که باشد، اعمال کنند. از طرف دیگر هر کدام از آنها این قابلیت را دارند که حلقه های دیگری تشکیل دهند. هدف نیز، عمومی کردن این فرهنگ است».
اما اصلاً جریان چیست. وقتی می گوییم می خواهیم جریان راه اندازیم یعنی چه؟ چه موقع می توان گفت که جریان سازی شده است؟ چه زمانی یک حلقه مطالعاتی می تواند ادعا کند که تبدیل به یک جریان شده است؟ علیرضا نادعلی معاون فرهنگی و ارتباطات کانون در پاسخ به این سؤال می گوید: «وقتی بچه های مذهبی و مسلمان در تشکل های مختلف، در دانشگاه ها و جاهای دیگر به بایستگی این مسأله اشراف و اعتقاد پیدا کنند و بدانند که نیاز به کارهای مقدماتی و فکری است، می توان گفت که یک جریان اتفاق افتاده است. اگر این روحیه تحقق پیدا کند و در جاهای مختلف این حرکت به سمت فراگیر شدن برود و همزمان با آن روح جمعی، بروز و ظهورات اجتماعی، جلسات عمومی، نشریات، کتابخانه و مغز متفکر در این زمینه راه افتد، می توان گفت تبدیل به یک جریان شده است ولی برای تحقق چنین جریاني هیچ کاتالیزوری جز حضور اعضای حلقه و در واقع خود جوان ها کارساز نیست. زیرا جریان باید از درون خودش بجوشد و زمان خاصش به آن داده شود».
در میان حلقه های کانون حلقه ی سیره ائمه فعال تر و بیش از سایر حلقه ها پیشرفت داشته است. معاون فرهنگی و ارتباطات کانون این فعالیت و تکاپوی درون حلقه را بیش از هر چیز عنایت اهل بیت دانست و پس از آن، تشکیل شورای کارشناسی، سطح علمی خوب و استفاده از اساتید صاحب کرسی را از جمله عوامل اين پیشرفت برشمرد. وي همچنين از تشکیل کتابخانه اي که نقش هویت بخشی به حلقه را دارد، خبر داد.
صرف نظر از اینکه چنین حلقه ای در کانون اندیشه جوان تا کنون پیش آمده، شکل و شاکله ی مطلوب خود را پیدا کرده و آینده ی روشنی را نیز در چشم انداز خود دارد، حلقه ها، گروه ها و دسته های بسیاری با موضوعات مطالعاتی شبیه این حلقه تشکیل می شوند و مدتی انرژی، وقت و هزینه صرف می کنند و بعد از مدتی از هم می پاشند، دچار خستگی و یأس می شوند و گاهی نیز دچار تفکرات انحرافی می شوند از مسیر اولیه شان منحرف می شوند و نهایتاً از نتیجه ی مطلوب باز می مانند و این سؤال را پیش می آورند که چه آفتی به پیکر این جمع افتاد و آشفته شان کرد.
"سجاد هجری" کارشناس حلقه ی سیره ی معصومین در این مورد ضعف علمی، نبودن نیروی متخصص، عدم وجود تاریخ دان، تاریخ نگار و متخصص تاریخ و فلسفه ی تاریخی در جامعه ی علمی و نبود مباحث حکمی و کلامی در کنار تاریخ را از آفات حلقه های مطالعاتی با موضوعات شبیه سیره معصومین و عامل انحراف آنها دانست و توضیح داد: «قرآن داستان نیست، کتاب ادبیات هم نیست بلکه قرآن، قرآن است و رفتن به سراغ آن فن و علم و تخصصص لازم را می خواهد در غیر اینصورت فرد دچار تفسیر به رأی می شود و حتی اگر به نتیجه درستی نیز برسد برهان و استدلال و روش درستی برای دستیابی به آن نداشته است. از سوی دیگر نگاه به چنین مباحثی با نگاه تاریخی صرف کافی نیست بلکه نیاز به تحلیل دارد و تحلیل آن با حکمت و کلام به دست می آید. در حالی که معمولاً تاریخ را بی ارتباط با کلام مطرح می کنند و این خودش عامل انحراف است. اما در حلقه ی سیره ی معصومین کانون، تاریخ و کلام در تعامل با هم حرکت می کنند و اعضا در تاریخ تشیع، تاریخ اسلام و مباحث فقهی و کلامی و قرآنی نیز چیره دست هستند.
وی در مورد مهجوریت مباحث قرآنی و سیره ی معصومین اظهار داشت: «در آیه ی 30 سوره ی فرقان آمده است: «و قال الرسول یاربَِِّ انَّ قومی اتخذوا هذا القرآنَ مهجورا» بدین معنا که رسول ا... (ص) که رحمت اللعالمین است در روز قیامت از قومش به خداوند شکوه می کند که قرآن را مهجور داشتند».

وی ادامه داد: «در معنای مهجور بین مفسرین اختلاف است. وقتی هَجر باشد به معنای بعید و دور است و وقتی هٌجر باشد یعنی هذیان و اینکه چيزی را باطل بدانند. اگر رسول ا... (ص) اکنون می بود می فرمود: «ای پروردگار، قوم من عترت را هم مهجور قرار داد.» زیرا مهجوریت قرآن و عترت با هم است. وقتی قرآن مهجور و مطرود باشد، عترت نیز مهجور می شود و آنگاه که عترت مطرود می شود مهجوریت قرآن نیز بیشتر می شود. و مهجوریت قرآن از هَجر یعنی مطرودیت آن، نتیجه ی مهجوریت قرآن به معنای هذیان دانستن آن است. اما آنکه اگر کسی قرآن را هذیان بداند آن را مطلوب خود نمی داند و به آن اعتقاد نخواهد داشت و در نتیجه به سراغ آن نمی رود. گاهی کمال را نقص می پندارد و هذیان می خواندش. اگر کسی به چیزی اعتقاد داشته باشد با سر و دست به دنبالش می رود، همانطور که جامعه ما با سر و دست به دنبال چیزهایی می رود که مطلوب می داند. اما از آنجایی که جامعه ما جامعه اسلامی نیست و حقیقتاً به قرآن اعتقاد نداریم در تطبیق کمال اشتباه می کنیم و چنین می شود که قرآن و عترت مهجور می شوند».
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
تنديس زرين براي كانوني ها
همدلي ديجيتالي
آنچه از فردید نمی دانیم
تلفیقی بودن فردید؛ آری یا نه!
تفكري كه غريبانه گذشت