بزن بريم جهادي
فاطمه فنائیان
.jpg)
پیرمرد میدانست که آنها برای کمک آمدهاند. میدانست که آمدهاند درمان کنند، بیاموزانند، شخم بزنند و خلاصه هر کار که میتوانند برای روستائیان انجام دهند. میدانست که آمدن چندین جوان شاد به روستا، کلی دل جوانان روستایی را شاد کرده است.
اتوبوس که از مسجد بین جادهای راه میافتاد، دستان چروکیدهاش را بالا آورد و با تمام توان گفت: خدا به همراتون...
در اتوبوس اما حال و هوای دیگری است. لذت و عطش کمک به همنوع، صورتها را سرخ کرده است. انرژی و نشاط جوانی در برق چشمان همراهان هجرت، به وضوح دیده میشود.
فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
وقت، وقت کار است. روستای غریب در میان بیابان، هیچ چیز ندارد؛ نه آب کافی، نه مزارع سبز، نه فضایی که بشود به آن مدرسه گفت. اما روستا به خود میبالد؛ میبالد به مردمش، به آنان که با دست خالی دل کویر را برای قطرهای آب میشکافند و میبالد به همراهان جهاد که چه خوب میدانند قدر این پاکدلان را.
هر کس هرچه میتواند انجام میدهد؛ پزشکان بیماران را معاینه میکنند و بعد از شنیدن هر "خیر ببینی جوون" از دهان بیماری که معاینه میشود، انرژی دوباره میگیرند.
عدهای در مزارع مشغول میشوند، آنان که توانایی آموزاندن دارند بچهها را در اتاقکی که حالا کلاس نام دارد، جمع کردهاند و درسشان میدهند. درس مدرسه و درس زندگی، درس کمک به همنوع، درس تلاش و درس جهاد.
یادشان میدهند که ایران باید آباد باشد، محرومیت باید بمیرد، زندگی باید لایق مردمان این آب و خاک شود.
باید کوشید تا تمام اینها را به دست آورد و آنان که در هرم تابستان راه کویر را گزیدهاند، این را خوب میدانند؛ از دانشآموز تا معلم و پزشک.
بسیج باید در خدمت مردم باشد، باید یکی شد برای آبادانی این خاک و برای گذار از فقر به ثروت؛ ثروت مادی و معنوی.
دانش اما ریشهای است برای این گذار. از همین رو در اردوهای جهادی طرح هجرت به آن اهمیت زیادی داده میشود. از نوسازی و بهسازی مدارس گرفته تا آموزش به کودکان و بزرگسالان.
و اما قصه از كجا شروع شد
روزهای ابتدایی حرکت های جهادی، شاید کسی فکر نمی کرد که در کمتر از بیست سال پس از آن، مسافرت های جهادی این قدر در جامعه با اقبال مواجه شود؛ به گونه ای که امروزه گروه های فراوانی که اکثریت قریب به اتفاق آن ها را جوانان و خصوصاً دانشجویان تشکیل می دهند، در ایام مختلف سال به قول خودشان: جهادی می روند!
پس از پایان جنگ، جوانانی كه در آن روزگار در میدان جبهه ها جنگیده بودند ماندند و خاطراتی از رفقای شهیدشان و روزهای پرخاطره ای که در کنار آنان در جبهه ها زیسته بودند. از طرفی هم کشوری را می دیدند که تنها دو سال پس از انقلابِ مردمش و روی کار آمدن حکومتی از دل آنان، هشت سال با دنیا جنگیده بود. آن روز جوانانی مانده بودند و مناطقی محروم و بعضاً جنگ زده... این گونه بود که اولین گام های مسافرت های جهادی، جهت یاری رسانی به مناطق جنگ زده جنوب آغاز شد.
اردوی جهادی با حقوق مكفي!
حرکتهای جهادی، مجموعهای از فعالیتهای خودجوش است که توسط دانشجویان، طلاب حوزههای علمیه و دانش آموزان داوطلب، در مناطق محروم کشور برگزار می شود و بنابر ظرفیتها و توانایی های موجود در میان شرکت کنندگان، انواع خدمات از جمله انجام پروژه های عمرانی مورد نیاز منطقه، خدمات کشاورزی، پزشکی-درمانی، آموزشی- تحصیلی و ... در کنار فعالیتهای فرهنگی ارائه میشود.
گروه فرهنگی، متشکل از تعدادی از شرکت کنندگان است که علاقه و استعدادی در زمینه های ارتباط با کودکان و نوجوانان داشته باشند. این گروه به برگزاری مراسم و کلاس های کوتاه مدت در مساجد و حسینیه ها و مدارس روستا
می پردازند. موضوع کار هم غالباً برنامه های دینی و هنری و فرهنگی است. در چند سال اخیر فعالیت هایی نیز برای طول سال توسط بعضی از گروه های جهادی تدارک دیده شده تا در غیر از ایام مسافرت نیز با ارسال بسته های فرهنگی و اعزام بعضی افراد، رابطه فرهنگی گروه با منطقه قطع نشود.
فعالیت آموزشی با برگزاری کلاس های درسی و رفع اشکال و کلاس های کنکور در روستا، انجام پروژه های پژوهشی با رویکرد شناخت مناطق محروم و اشتغال زایی، اعزام گروه های پزشکی و معماری و ... فعالیت های دیگری است که پرداختن به تمامی آن ها در این زمان نمی گنجد.
با تمام اين اوصاف حرکتهای جهادی صرفاً یک کار عمرانی یا فرهنگی نیست، بلکه مجموعه جامعی است که آثار و برکات آن، در سه حوزه "مردم و اهالی مناطق محروم"، "شرکت کنندگان در این حرکتها" و "مسؤولان و مدیران منطقهای" قابل بررسی است.
هر چند کلمات قادر نیستند این آثار و برکات را با همه ابعاد و گستردگی خود بیان کنند و برای درک آن باید اردوی جهادی رفت و این آثار و برکات را شخصاً دید و حس کرد، اما بخشی از آثار آن را برای اهالی میتوان به این شکل ذکر کرد: تقویت امید به زندگی و ایجاد انگیزه برای حضور در جوامع روستایی و مناطق محروم، موفقیت در رفع ریشهی بسیاری از محرومیتها، یعنی فقر فرهنگی منطقه و ارتقاء آن، ترویج روحیه نشاط و کار، همچنین ایجاد باور در میان اهالی این مناطق نسبت به تواناییهای بومی برای حل مسايل و مشکلات و رفع فقر مادی از چهره ی منطقه و حرکت به سمت عمران و آبادانی مناطق محروم.
همچنین آثار و برکات اردوهای جهادی برای شرکت کنندگان در این حرکت ها را میتوان در چند بخش به این ترتیب ذکر کرد: بهره مندی از فضای معنوی کم نظیر این سفرها و حرکت به سمت خودسازی، چشیدن طعم محرومیت و فقر از نزدیک و ثبت صحنه های محرومیت در اذهان دانشجویانی که روزی مسؤولیتی در این کشور بر عهده خواهند گرفت، احیاي ارزش های دینی و انقلابی و تداعی خالصانه ی صحنه هایی چون دفاع مقدس و جهت گیری فعالیت های علمی و فوق برنامه ی جوانان در راستای خدمت به مردم.
این اردوها در زمان تعطیلی دانشگاهها یعنی فصل تابستان، تعطیلات میان ترم، نوروز و تعطیلات چند روزه طول سال برگزار می شود و علاوه بر این کسی برای شرکت در اردوهای جهادی حقوقی دریافت نمیکند!
اردوهای جهادی؛ محرومیت زدایی و سازندگی
معاون سازمان بسیج دانشجویی کشور در مراسم اختتامیه همایش کشوری رسم هجرت كه اواخر ارديبهشت ماه سال جاري در شهر مقدس قم برگزار شد، اظهار داشت: «برگزاری این همایش برای هم اندیشی و تبادل نظرات و تجربیات مسؤولان ناحیه های بسیج سازندگی سراسر کشور بوده است.»
"ابوالقاسم خشنود" با اشاره به اینکه هزاران تن از دانشجویان بسیجی دانشگاهها در قالب اردوهای جهادی ساماندهی شده اند، تصريح كرد: «اجرای اردوهای جهادی در روستاهای محروم کشور برای احیای روحیه جهاد سازندگی و در راستای محرومیت زدایی است.»
وي در ادامه با تأکید بر اینکه یکی از اهداف همایش رسم هجرت، آموزش و نيز استفاده از تجربیات پیشکسوتان اردوهای جهادی است، افزود: «هم فکری در انجام مأموریت ها و افزایش اثربخشی شرکت کنندگان اردوهای جهادی از دیگر اهداف این همایش است.»
خشنود برگزاری شش جلسه آموزشی با حضور اساتید نخبه را از ديگر برنامه های اين همایش عنوان و خاطرنشان كرد: «با نمایندگان استان ها جلسات تخصصی زیادی برگزار کردیم تا از انتقادات و تجربیات موجود جهت اصلاح امور و برنامه ریزی آینده استفاده کنیم.»
معاون سازندگی و کارآمدی سازمان بسیج دانشجویی کشور در خاتمه با بیان اینکه خدمت به محرومین باید به سمت عمق بخشی بودن حرکت کند، خاطر نشان كرد: «باید با سلایق و افکار مختلف در بستر خدمت رسانی به محرومین حرکت کرد.»
یه روز خیلی دلم می خواست جهادی باشم..گفتن باید بری مصاحبه بدی ببینن می تونی جهادی بشی یانه...منم رفتم...اما حکم صادر شد که از تو بهترا تو صفن...شاید چون خیلی شسته رفته بودم فکر کردن نمی تونم خاکی باشم...از اون روز به بعد هر وقت گفتند بیا جهاد کنیم گفتم:از ما بهترون هستند.یادش بخیر هنوزم دلم می خواد یه روز برای گرفتن دست یه کودک تو یه گوشه ی ایران باروبندیلم و ببندم اما دیگه اجازه نمی دم کسی بهم بگه از تو بهترم برای نوازش هست..تا روزی که خودم بتونم دستی رو بگیرم.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
تصميم هاي بزرگ!
بندباز! روزت مبارک
وقتي همه چيز عادي مي شود
در محضر علامه
همه ائمه در كنار هم