تعداد بازدید : 516
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
نصر و نسبتش با جریان های فکری معاصر ایران 2

محبوبه ولی

"بحث نصر و نسبت او با جريان هاي فكري معاصر، بحثي است كه چند جزء دارد و نيازمند پرسش به سؤالات متعددي است. اول اينكه من از نگاه هستي شناسانه، ترديد دارم كه جريان سنت گرايي چقدر شكل گرفته است! چقدر واقعيت دارد و اساساً نسبتش با واقعيت چيست و آيا مي توان نام جريان را بر آن گذاشت. دوم آنكه اصلاً چرا پاي اين مباحث مي نشینيم. در اين مباحث به دنبال چه هستيم. آيا واقعاً مي خواهيم نسبتي را بين نصر و جريان سنت گرايي با جريان هاي فكري معاصر پيدا كنيم يا اينكه به دنبال چيز ديگري هستيم. اگر بخواهيم نسبت ها را پيدا كنيم بايد هر شخصي را در ظرف و مختصات فكري و انديشه اش بسنجيم، اما آيا مي توان آراء و انديشه هاي نصر را مستقل بررسي كرد يا اينكه او متعلق به جرياني با عنوان سنت گرايي است و كاملاً در اين جريان مندرج شده است."

اين سؤالات را "امين متوليان" در دومين روز از ميزگرد دانشجويي پيرامون "نصر و نسبتش با جريان هاي فكري معاصر" مطرح كرد و در پاسخ سؤال آخرش گفت: فكر مي كنم نمي توان نصر را از جريان سنت گرايي منفك كرد. حداقل برخي از ارجاعات نصر در آثارش نمايانگر آن است كه بايد به سنت گرايي به صورت يك كل نگاه كنيم و بعد نصر را با آن تطبيق دهيم.
وي با طرح سؤالاتي در مورد جريان شناسي ادامه داد: مسأله ي جريان شناسي براي من حل نشده است و نمي دانم ملاك و معيار براي دسته بندي هاي فكري در ايران چيست؟ اساساً در وضعيت معاصر چه نيازي به مكتب سازي داريم و اگر مرزبندي ها، مكتب سازي ها و جريان سازي ها نباشد چه اتفاقي مي افتد؟ به نظر من در وضعيت فكري جهان معاصر اگر واقع بينانه نگاه كنيم، مي بينيم كه بسياري از دعواها خاتمه يافته است. اگر به متون دست اول و متن سير فكر در جهان معاصر مراجعه كنيم، مي بينيم دعواهايي كه در دوره ي مكاتب حكمفرما بود كنار گذاشته شده و از سال 1990 كمتر مي توان مكتب سازي را پيدا كرد. زيرا جهان امروز ديگر نيازي به مكتب سازي ها ندارد. زماني مكتب ها مشكلات را حل مي كردند و همساني و همگرايي در آثار و انديشه ها آنقدر بود كه بشود يك مكتب ساخت، اما امروز اينطور نيست.
متوليان ادامه داد: دعواهاي ما حكايت از تقليد تأخيري از غرب مي كند و نمي شود پذيرفت كه مرزبندي هاي مورد بحث و دعوا، وجود خارجي دارند.
"سيد حسين شهرستاني" دانشجوي ديگر اين ميزگرد در مقدمه ي بحث خود، جريان هاي فكري معاصر را در دو دسته ي اصلي سنت محور و تجدد محور تقسيم كرد و گفت: علاوه بر اين دو دسته، جريان هاي التقاطي، بينابيني، تركيبي و تلفيقي نيز وجود دارند، اما وقتي به مطالعه و بررسي آنها مي پردازيم مي بينيم كه منطق نهايي و ساز و كار دروني آنها نيز به يكي از اين دو قطب گرايش دارد. مثلاً روشنفكري ديني، جرياني تركيبي و تطبيقي است، اما علي رغم اعتقاد به دين و آموزه هاي ديني در بنيادهاي نظري اش، در نهايت تابع تفكر و سيره هاي معرفتي تجدد است.
وي با بيان اينكه جريان هاي سنت محور تابع گفتمان سنتي و جريان هاي تجدد محور تابع نظريات مدرنيستي در همه ي حوزه هاي فلسفي، اجتماعي و سياسي هستند ادامه داد: تفكر سنت گرايي و نصر، تفكری كاملاً سنت محور است. البته تفكرات سنت گرايانه اي هستند كه از بطن مدرنيته مي آيند و در فضاي پست مدرن سير مي كنند و در جوهره ي اصلي شان خروج از دايره ي غرب و تجدد ديده نمي شود، اما جريان سنت گرايي اينگونه نيست، بلكه خط مميز خود را با كليت جهان مدرن و تجدد مشخص كرده و هم از لحاظ نظري و هم از منظر تاريخي گواهي مي دهد كه مدرن نيست و با مدرنيته تعارض دارد. لذا در رديف آن دسته از جريان هاي فكري ای است كه امتداد تفكرات سنت و تاريخ سنت اسلامي و ايراني، هستند. در كليت عام تابع سنت اند و با جريان مختلف روشنفكري مثل روشنفكري ديني تعارض دارند و مقابل آنها قرار مي گيرند.
"مجيد امامي" دانشجوي دانشگاه امام صادق (ع) نيز قرن 19 را خاستگاه سنت گرايي دانست و اظهار داشت: با مطالعه ي يادداشت هايي كه بعد از دوران رنسانس منتشر شده، سه جريان را در دوره ي تزلزل و ترديد نسبت به انگاره ها و بايسته ها ي تمدن مدرن مي توان بررسي كرد كه شامل چپ گرایي ماركسيستي و غير ماركسيستي، نيست انگاري نيچه، داستايوفسكي، كافكا و جريان معناگرايي است.
وی جریان معناگرایی را که از قرن 19 آغاز می شود عمیق تر و مهم تر از دو جریان دیگر ارزیابی کرد و افزود: این جریان به بشر و تمدن غربی تذکر می دهد که با نگاه سخت افزاری به انسان، او را به چالش انداخته ایم. زیرا قرار بود انسان به آرامش برسد، اما تمدن جدید آرامش را از او گرفته و حجاب اندیشه ای او را دچار بحران کرده است.
وی با اشاره به گرایش های معناگرایی، سنت گرایی را سومین جریان این مکتب دانست که غرب را بشدت تحت تأثیر قرار داده است. امامی از سنت گرایی بعنوان یک مکتب نقاد و منتقد قوی یاد کرد و ادامه داد: سنت در سنت گرایی معنای تاریخی آن نیست که اندیشمندان در مورد آن می گویند "اگر قرار باشد توسعه از در خانه ای وارد شود، سنت باید از در دیگر بیرون رود"، بلکه در سنت گرایی، سنت، معنای فلسفی و هستی شناختی دارد که نصر نیز به دنبال همین معناست و همین امر نیز باعث می شود که فرض کنیم سنت گرایی مانند جریان هایی مثل اگزيستانياليسم از آن سوی دریاها آمده است.
وی شناخت اسلام و معرفی آن به غربی ها را جزء ویژگی های برجسته نصر دانست که از آن غفلت شده است، با اشاره به مقدمه ي نصر بر کتاب "بحران دنیای متجدد" اثر "گنون" اظهار داشت: نصر در این مقدمه بیش از جلال که ما را دچار غرب زدگی و وبازدگی می داند از وضعیت ایران بعنوان بردگی فکری یاد می کند. من کمتر اندیشمندی را سراغ دارم که جسارت این حرف را داشته باشد. علاوه بر این، نصر در این مقدمه به جامعه بیمار تأکید می کند و می گوید که آثار سنت گرایی ها مثل گنون و نقدهای شان به مدرنیته برای جامعه ي ما که غرب را بعنوان بت غیرقابل شکستنی و اسطوره تخطی ناپذیر می پذیریم، بسیار خوب است.   

پس از مقدمه ي این سه دانشجو در میزگرد دانشجویی نصر و جریان های فکری معاصر ، "روح الله رجبی" دبیر میزگرد با طرح برخی انتقادها به نصر مبنی بر داشتن تصوفی عقیم و غیرمبارز گفت: انتقادی که بعضی ها به نصر وارد می کنند، عدم مقاومت او در مقابل بحث حکومت و تصوف و داشتن روح انقلابی، علی رغم نقد او به مدرنیته است. بطوریکه گویی توافقی پنهانی با مدرنیته دارد.
شهرستانی در این مورد به مصاحبه ای از نصر با روشنفکران اشاره کرد که نصر در آنجا می گوید: سنت به هیچ عنوان نمی تواند با تجدد به معنای ساختار فلسفی آن سازگاری داشته باشد. تجدد به معنای اتوبوس سوار شدن و رفتن به مازندران نیست، تجدد به معنای مدرنیته دارای فلسفه و جهان بینی است و انکار کننده همان اصولی است که سنت بر آن تکیه دارد.
شهرستانی اصولی را که نصر از آن یاد کرده حقیقت الهی، اصالت حقیقت الهی، حیات انسان، عبودیت و تسلیم انسان در برابر حقیقت الهی عنوان کرد و افزود: نصر معتقد است تجدد در ساختار فلسفی اش انسان را محور قرار می دهد و بشر محوری را جانشین خدا محوری می کند و به همین جهت انطباقی بین سنت اسلامی و تجدد وجود ندارد. قدم گذاشتن در این راه را به معنای تسليم کردن سنت در برابر تجدد می داند. در واقع سنت گرایی با صراحت تمام، آرمان تجدد گرایی را نفی می کند و از این جهت جریان هایدگر یا اگزيستانياليس شبیه به سنت گرایی هستند، هر چند که به طور تام و تمام به سنت متوسل نشده اند.
شهرستانی تأکید کرد: با این توضیح، توافق نصر با مدرنیته را قبول ندارم. همچنانکه علامه طباطبایی و خیلی از کسانی که از دل سنت آمده بودند به هیچ وجه انقلابی نبودند و با مدرنیته توافق کردند و علی رغم نقدشان به مدرنیته در مسایل اساسی با آن درگیر نشده اند و از سوی دیگر تکنوکرات ها و مدرنیست های انقلابی را هم داریم، لذا انقلابی بودن یا نبودن نمی تواند ملاک توافق آشکار یا پنهانی با مدرنیته باشد.
اما متولیان در پاسخ این نقد به نصر اظهار داشت: توضیح اين ادعا که نصر با ذات مدرنیته توافق پنهان دارد نیازمند تعریف است. تعریف اینکه منظور از ذات مدرنیته چیست؟ منظور از توافق چیست؟ توافق پنهانی چیست؟ و ... در حقیقت نگاه بدون تعریف، دامنه ي این بحث ها را به توسعه کمّی محدود می کند و نمی گذارد توسعه ي ریشه ای پیدا کنند.
وی در ادامه بیان کرد: دعوای سنت و مدرنیته آنگونه که روایت شده نیست، بلكه چون ارجاعات، ارجاعات فارسی است و منابع دست اولی نیز در اختیار نداریم خیلی مباحث را طرح می کنیم و پیش می بریم و بعد می بینیم که آنها زیبنده ي صحن و ساحت فکر و اندیشه نیستند.
متولیان به طرح این سؤالات پرداخت که آیا اساساً می توانیم لقب سنت گرایی را به سنت گراها اطلاق کنیم؟ آیا آنها چیزی بیشتر از مطالعه درباره سنت می گویند؟ آیا فعالیت آنها بیش از مطالعه ي متون قدیمی است؟ و تولیدات فکری آنها چیزی غیر از بازشناسی تاریخی بعضی سنت های مغفول مانده در شرق است؟ آیا جز سیدحسین نصر کسی به این معنای سنت گرایی در ایران هست؟
متولیان با بیان اینکه با تردید می توان گفت ده نفر سنت گرا در ایران پیدا مي شود اظهار داشت: سنت گرایی صرفاً یک نامگذاری است و معنایی بیش از یک گفتگوی رفاقتی ندارد. سنت گرایی مکتب و جریان نیست. خاطرات استاد و شاگردی است و حتی شاگردان نصر را هم نمی توان سنت گرا نامید. بسیاری از آنهایی که نام مکتب و جریان به آنها می دهیم، حضور مشخصات یک مکتب و جریان فکری را احراز نکرده اند و نوعاً یکسری جمع های استادانه در مقام تلمذ هستند. و آفت این مسأله آن است که در ایران متجددین و سنتی ها، هر دو در یک موضوع غربی مانده اند و آن نوعی سکوت متحيرانه نسبت به اتفاقات علمی و اتفاقات حوزه ی فکری است.

وی با طرح این سؤال که مریدان کسی مثل "فردید" چقدر به تولید علم و اندیشه می پردازند تأکید کرد: ما از اتفاقات خارج شده ایم، یا مداحی می کنیم یا فحاشی. اما امامی در پاسخ به گفته ی متولیان گفت: شاید دو یا سه نفر سنت گرا به آن معنایی که شما می گویید در دنیا پیدا شوند، اما آنچه از آن بعنوان مکتب یاد می شود، مکتب خودساخته است. یعنی این خود ما هستیم که مکتب را می سازیم. در واقع با تعریفی که شما از سنت گرایی ارائه کردید شاید خود نصر هم با تردید بگوید سنت گراست. از سوی دیگر برای بحث پیرامون نصر و نسبتش با جریان های فکری معاصر حتماً لازم نیست او را سنت گرا بدانیم. حیات علمی نصر قبل و بعد از انقلاب تفاوتهايي دارد که باید با توجه به آن، تأثیرگذاری کامل تفکر وی به جامعه را در سه حوزه ی ذهن، قلب و عمل بررسی کنیم. همانطور که اسلام هم انسان را در این سه حوزه می بیند.
وی در توضیح این تأثیرگذاری بیان کرد: نصر بر قلب جامعه متفکر ما تأثیر گذاشته و توانسته است بر دلبستگی شدید و دیوانه وار جامعه غربزده ی ما نسبت به تمدن مدرن تأثیر بازدارنده گذارد و آن را کم کند. در واقع در مورد نسبت جامعه با نصر می توان گفت که قلب های متفکران ما با نصر است، اما قدم، قلم، عمل، طراحی، الگوی توسعه، جنگ و جنگیدن آنها با نصر و سنت گرایی نیست.
امامی تصریح کرد: نصر نتوانسته است پرسش های جامعه بعد از انقلاب ما را که در جستجو و سودای الگوی توسعه است، جواب دهد، هر چند که نباید تأثیر او بر قلب ها را دست کم گرفت بویژه که تمام ادیان برای تغییر روش انسان ها با تأثیر قلبی شروع می کردند.
در این میزگرد مباحث دیگری چون بررسی حکمت نظری و عملی نصر و تعارض در آن مطرح و آراء و نظرات متنوع و بعضاً متفاوت در مورد ابعاد مختلف بحث نصر و سنت گرایی ارائه شد.

 


نظرات

حمیدآقا    دوشنبه، ۶ خرداد ۸۷ :: ۱:۱۴ بعدازظهر

سلام!
روح ا... در سایت چرا اینگونه نوشته شده است؟ مگر روح الله در فضای مجازی نوشتنش محل ایراد است؟؟
اگر این چنین است، آیه الله اون بالا چیه؟
ارادت!


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
آوینی و نسبت سینما با دین-2
1-آوینی، صادق در گذر و گذار از دوران مدرنيته
گزارش نخستين روز همایش آوینی، متفکر دوران گذار
برگزاری دومین جلسه نقد کتاب در کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
سرفصل هاي دوره آموزشي
هم صحبتي فرهنگ، انديشه و سياست 2
وبگاه نقد ادبی چامه
قول و غزل

آمار
بازدید امروز: 251
بازدید دیروز: 1292
بازدید از ابتدا: 910005
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:چهارشنبه، ۲۶ اسفند ۸۸