تعداد بازدید : 379
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
يك بام و دو هوا

محبوبه ولي

قسمت اول

"سیدحسین نصر" در سال 1312 در تهران متولد شد. پدر او "سید ولی الله نصر" از جمله نمایندگان اولین دوره مجلس شورای ملی و مادرش "ضیاء اشرف کیا" نوه ی "شیخ فضل الله نوری" بود. او پس از تحصیلات ابتدایی راهی امریکا شد و نزد دایی اش عماد کیا رفت. نصر در دانشگاه ام.آی.تی به تحصیل رشته فیزیک پرداخت و پس از آشنایی اش با "دی سانتی یابا" و گذراندن دوره ای غیررسمی درباره ی فلسفه هندی و آشنایی با آثار "رنه گنون"، "کوماراسوامی" و "فریتیوف شوان" به عنوان سه نویسنده بزرگ سنت گرا، به تحقیق و مطالعه در امور مابعدالطبیعه و آموزه های سنتی و شرقی گرایش یافت. پس از تحصیلاتش در سال 1337 ه.ش به ایران بازگشت و به عنوان استادیار فلسفه و تاریخ علم در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. پنج سال بعد، به درجه ی استادی کامل رسید و در سال 1347 به ریاست دانشکده ادبیات منصوب شد. دکتر نصر پس از ورود به ایران، ابتدا با حضور در جلسات درس فلسفه و عرفان "سیدمحمد کاظم عصار" و سپس "علامه طباطبائی" به تکمیل آموزه های خود در حوزه فلسفه و عرفان اسلامی پرداخت و در حلقه ی شاگردان علامه درآمد. وي در اوایل دهه ی 70 میلادی به عضویت مؤسسه بین المللی فلسفه واقع در پاریس درآمد و به دنبال آن در سال 1353 به تأسیس "انجمن شاهنشاهی فلسفه" تحت حمایت فرح دیبا پرداخت. در شهریور 57 به سمت رییس دفتر فرح منصوب شد و تا هنگام سقوط رژیم پهلوی در این سمت ماند. دكتر نصر اندکی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از کشور خارج شد و به دنبال سرنگونی رژیم پهلوی، در امریکا اقامت گزید. از سال 1979 تا 1989 در دانشگاه "تمپل" در ایالت فیلادلفیا مشغول تدریس شد و پس از آن کار خود را در دانشگاه "جورج واشنگتن" پی گرفت که تاکنون ادامه دارد.
گرچه دکتر نصر در ایران نیست، اما آراء و اندیشه های وی جریان هایی را در ایران ایجاد کرده و باعث شده هرازچندگاهی برخی به نقد و بررسی آنها بپردازند. یکی از این کانون های نقد نیز دو روز گذشته در همایش "آنان که می اندیشند" در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران تشکیل شد. آنچه می خوانید گزارش روز دوم این همایش با موضوع "نقد وبررسی آرا و اندیشه های دکتر سید حسین نصر" است.

دکتر "علیرضا قائمی نیا" مدیر پژوهش هیأت علمی مؤسسه باقر العلوم (ع) و سر دبیر نشریه ي ذهن در این همایش به موضوع "وحی از دیدگاه سنت گرایی و تجدد گرایی" پرداخت.
وی با بیان اینکه سنت گرایی و نو اندیشی در جامعه ی ایران، به عنوان دو جریان فکری مهم مطرح است گفت: سال های زیادی از ظهور جریان نو اندیشی می گذرد، اما سنت گرایی بویژه سنت گرایی دکتر نصر مربوط به سال های اخیر است.
قائمی نیا ادامه داد: سنت گرایی و نو اندیشی مثل همه ی جریان های فکری که در عالم رخ می دهد، در نزاع با هم معنا پیدا می کنند و توجه به مزایا و معایب هر کدام از آنها برای ما که می خواهیم موقعیت خود را در دنیای جدید تعیین کنیم مهم است. از آن جایی که ما مسلمانیم و بهترین و بنیادی ترین مفهوم اسلام نیز مفهوم وحی است، باید ببینیم این دو جریان نسبت به وحی چه موضع و نظری دارند. وحی، نبض تپنده ی اسلام است، لذا نگاه به وحی و سرشت آن در عالم اسلامی و تبیین و توجیهی که فیلسوف از آن دارد، مهمترین مسأله است.
مدیر پژوهش و هیأت علمی مؤسسه باقرالعلوم هدف کلی از سخنرانی اش را نگرش به تقابل دو جریان سنت گرایی و نوانديشی در مورد وحی و هدف جزئی اش را بررسی دستاورد این دو جریان در مقابل وحی عنوان کرد و در مورد اهمیت دکتر نصر و توجه به او در این مسأله اظهار داشت: یک دلیل مهم برای تأکید بر نصر این است که آراء نصر چیزی بيش از انسجام فكري است. نصر، تلفیقی مهم از مباحثی است که در سنت گرایی مطرح می شود و در واقع همه ی جریان های سنت گرایی در نصر با هم تلفیق می شوند. علاوه بر آن اهمیت دیگر نصر آگاهی وسیع او از تاریخ فلسفه اسلامی و اطلاعات وسیعش از عالم اسلام و توجه او به عرفان اسلامی است. عرفان اسلامی در تفکر نصر جایگاه خاصی دارد. از سوی دیگر وي اطلاعات وسیعی از عالم مسیحیت و غرب دارد و از این منظر رشد و پرورش نصر در فضای فکری غرب قابل توجه است. درس آموزی نصر در محضر بزرگان و شخصیت های بزرگ علمی و حوزوی و داد و ستدهای علمی او با شخصیت های طراز اول علمی، یکی دیگر از برجستگی های اوست.

نصر را کج می فهمند
دکتر قائمی نیا با بیان اینکه کج فهمی از آثار سنت گرایان صورت می گیرد افزود: یک دلیل این کج فهمی به دشوار نویسی آنها برمی گردد، زیرا برخلاف نواندیشان که ساده می نویسند، سنت گرایان قلم سنگینی دارند و روش واحدی نیز در آثار آنها دیده نمی شود.
وی اضافه کرد: سنت گرایی و نواندیشی در فضای امروز به عنوان دو جریانی که نگرش به مدرنیسم دارند مطرح می شوند. نواندیشی، قبول کامل مدرنیسم و دستاوردهای آن است و جریان سنت گرایی کاملاً در مقابل آن قرار می گیرد. پروژه ی سنت گرایی که در آثار رنه گنون متجلی است دو وظیفه را برای خود می داند؛ یکی نقد عقل جدید که محصول آن مدرنیسم است و دوم احیاء معنویت حقیقی و اصیل.
در واقع در مقابل معنویت های تقلبی که در جهان جدید فراوان به چشم می خورد، پروژه ی سنت گرایی به احیاء معنویت حقیقی می پردازد، در حالیکه نواندیشی بازسازی مفاهیم دینی براساس دستاوردهای مدرنیسم است.
قائمی نیا با بیان اینکه پروژه ی اصلاح گرا شکست خورده است گفت: مدرنیسم مبنای محکمی برای احیای اندیشه های دینی نیست و عالم مدرن، با ارزش ترین دستاورد بشری که وجهه ی آسمانی دارد و همان عقل شهودی و توجه به معنویت است را از دست داده است.

سنت گرایی و نوگرایی؛ دو پنجره ی متفاوت به روی دین
در ادامه اين همايش قائمي نيا با اشاره به اينكه سنت گرایی از چشم انداز حکمت خالده و نواندیشی از منظر مدرنیسم به مقوله ی دین می نگرد تصريح كرد: در نگاه سنت گرایی، تصویری با ماهیت کاملاً سنتی از دین ارائه می شود که در این مورد می توان به کتاب "اسلام سنتی در دنیای جدید" مراجعه کرد. در این کتاب و در دیگر آثار نصر اثری از فلسفه های جدید، حتی فلسفه های مضاف جدید به چشم نمی خورد و شاید بتوان گفت که نصر به آنها بدبین است. زیرا در آثار نواندیشان، فلسفه ی جدید جای وحی می نشیند و مدح می شود و چون این فلسفه ها دستاورد عقل جزئی است، نصر آنها را رد می کند.
همچنین فلسفه های جدید یکدست نیستند؛ مطالب عالی و دانی توأمان در آنها دیده می شود و من نگاه نواندیشان را بیش از سنت گرایان قابل نقد می دانم.
سردبیر نشریه ی ذهن ادامه داد: عرفانی که نصر بر آن تأکید دارد، آن گونه نیست که ما انتظار داریم، بلکه عرفانی است که یک سنت گرا انتظار دارد. مثلاً این سؤال مطرح است که آیا نصر "ابن عربی" را آن گونه بوده، فهمیده است؟ یا فقط ابن عربیِ سنت گرا را از او درک کرده؟ خود نصر در این مورد معتقد است می شود عرفان اسلامی را از منظر دیگری نگاه کرد که هم مخالف مدرنیسم باشد و هم سنت گرایی از دل آن بیرون نیاید.
قائمی نیا پس از این مقدمه در مورد نگاه سنت گرایان و نواندیشان به وحی گفت: در همه ی سنت های فلسفه اسلامی، عقل جزئی حدودی دارد که آن را عقل کلی و وحی تعیین می کند. اما در فلسفه های جدید، عقل جزئی یکه تاز است و هر فلسفه ای را که عقل جزئی بپذیرد، قابل قبول است. لذا در تقابل فلسفه های جدید با فلسفه اسلامی، فلسفه اسلامی نمی تواند عقل جزئی و دستاوردش را بپذیرد. البته شاید بتوان تعریفی از مدرنیسم ارائه کرد که با فلسفه اسلامی سازگارتر باشد، اما فهم نصر از مدرنیسم یک فهم "بیکن"ی ا ست. بیکن معتقد است که بشر جدید بشری است که ملکوتش زمین است و تنها راه رسیدن به این ملکوت نیز علم جدید است و تنها بهشتی که این بشر برای خود تصور می کند نیز بهشت زمین است. در واقع این تصور از مدرنیته، مورد نقد گنون و نصر قرار گرفته و سرنوشت آن مشخص است. زیرا واضح است که بهشت انسان، زمین خاکی نیست و بهشت زمانی حاصل می شود که انسان از زمین رها شود ولی اگر تفاسیر دیگری از مدرنیسم مطرح شود، نگاه به آن نیز متفاوت می شود.
قائمی نیا با بیان اینکه وحی در سنت گرایی یکی از زبان های عقل شهودی است گفت: ظاهر وحی در سنت گرایان چندان اهمیت ندارد، بلکه گذر از ظاهر آن و رسیدن به باطنش فوق العاده مهم است. نصر نیز در سنت گرایی بار معرفتی دارد و معرفت زاست، اما در علم جدید ارزش معرفتی ندارد و وابسته به قوه ي خلافیت است.
وی ادامه داد: وحی یک مقوله ی سنتی یا سنت گرایی است که زیر تیغ فلسفه های جدید در نمي آيد و مستقل است. به نظر من، تحلیل سنت گرایی به مفهوم وحی نزدیکتر است، اما تحلیل های قرآنی و توجه به نقش قرآن و نگاهش به وحی، نگاه مهمی است که در هیچ کدام از جریان های سنت گرا و نواندیش دیده نمی شود، گرچه معتقدم عنایت نصر به این موضوع بیش از نواندیشان است.

نصر به خداوند نگاه مي كند
دکتر "محمدرحیم عیوضی" سردبیر نشریه ی زمانه و استاد علوم سیاسی در این همایش به موضوع "نصر و نظریه ی سلطنت دینی" پرداخت و گفت: برای آشنایی با اندیشه هر متفکر و محققی لازم است تا در ابتدا با هستی شناسی آن متفکر آشنا شویم، در غیر اینصورت در مقدمه ای از خلاء به سر خواهیم برد. با این توصیف، موضوعی که در مقدمه ی بحث دکتر نصر مهم مي باشد نگاه او به سه مقوله ی انسان، طبیعت و خداوند است. در اندیشه ی دکتر نصر نگاه به خداوند، انسان و طبیعت، نگاهی است که جهت فکری وی را مشخص می کند و انتظارات ما در جهت فکری وی تعیین می کند. انسان از منظر نصر، چشم انداز دینی دارد و دین هم در اندیشه ی وی دارای مبنای کلی تمامیت گرا و گسترده با محوریت خداوند است که در اندیشه نصر از آن به عنوان سنت گرایی یاد می کنیم.

نصر می گوید انسان بدون دین، تمامیت خود را نخواهد داشت و حیات او نیز به صورت عارضی خواهد بود. او در اثرش به نام "دین طبیعت" نتیجه ی بریده شدن از خداوند را سقوط انسان در پرتگاه و محیط مدرنیسم تحلیل می کند.
سردبیر نشریه ی زمانه با اشاره به ضرورت اجرای کامل حقایق جامع اسلام و قرآن افزود: این مسأله یک جهت در هستی شناسی دکتر نصر دارد که اعتقاد وي به تشریح حقایق اسلام که در قرآن و سنت آمده بر اساس آن است.
دكتر عيوضي اضافه کرد: نصر از سه منظر بیگانگی، رویارویی متفکرانه و ضرورت شناخت معرفت گرایانه به غرب، به مسأله ی ضرورت توجه به بیگانگی در مقابل غرب می پردازد و با تأکید بر جایگاه، ماهیت و ضرورت دین در سیاست و اخلاق، دین را متکامل، فراگیر و گسترده می داند، لذا می گوید که دین باید در سیاست، فرهنگ، جامعه و … حضوری جدی داشته باشد.

ادامه دارد...

 

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
آوینی و نسبت سینما با دین-2
1-آوینی، صادق در گذر و گذار از دوران مدرنيته
گزارش نخستين روز همایش آوینی، متفکر دوران گذار
برگزاری دومین جلسه نقد کتاب در کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

آخرین مطالب
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
آمار
بازدید امروز: 141
بازدید دیروز: 1401
بازدید از ابتدا: 437768
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:شنبه، ۱۳ تیر ۸۸