شخصیت چند ضلعی نصر
محبوبه ولی
قسمت اول
"آنان که می انديشند" عنوان سلسله همایش هایی است که به نقد و بررسی آراء و اندیشه های آنان که می اندیشند، می پردازد و افراد جریان ساز در حوزه های فکری و فلسفی، موضوع این همایش قرار می گیرند. "نیچه"، "فوکو" و "هایدگر" سه اندیشمندی بودند که در سه دوره قبلی این همایش به آنان پرداخته شد و این بار در چهارمین دور از این همایش ها، قرعه به نام "سیدحسین نصر" افتاد. سخنرانان این همایش بعد از ظهر دیروز در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران به نقد و بررسی اندیشه های سید حسین نصر پرداختند.
نصر، تحت سیطره ی مجاز
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به عنوان اولین سخنران این همایش به موضوع "نماد سیطره مجاز در ساحت هویت تاریخ" پرداخت و چنین آغاز کرد: موضع من نسبت به نصر، موضعی نقادانه است. اما نقد از کسی، گروهی یا گفتمانی به معنای نفی وجوه مثبت او و رد کلی و مطلق همه خصوصیات و مختصات آن جریان، فکر یا شخصیت نخواهد بود. حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر رشاد با بیان اینکه به دلیل شخصیت چند ضلعی نصر، داوری در مورد او دشوار است، گفت: چارچوب نظري ای كه نصر را در آن نقد مي كنم، عبارت از مبنايي است كه آن را تئوري سيطره ي مجازي مي نامم و مرادم از سيطره ي مجازي به اين معنا است كه روزگار ما روزگار حيات واژگونه ي بشر است. عهد ما عهد پنهان شدن حقيقت در زير لايه هاي مجاز و عهد حقيقت نمايي مجازهاست و حقيقت اينست كه اين رفتار واژگونه در همه ي عرصه ها رخ داده است.
او فلسفه را علمي در مقابل سفسطه براي تقابل با نسبيت دانست و ادامه داد: فلسفه و سفسطه و نسبيت و شكاكيت، رقيبان هم هستند، اما اكنون فلسفه ها رويكردي نسبي گرايانه و شكاكانه دارند و مجازي شده اند.
معرفت، روزگاري مطابقت صور ذهنی با واقع و نفس الامر خارج محسوب می شد، اما امروز مكتب هاي معرفت شناختي نسبي انگارند؛ واقع مندي عالم را باور ندارند و يا اينكه عالم واقع مند را قابل كشف نمي دانند؛ با اين حال معرفت ناميده مي شوند. آدم ها اسير من هاي مجازي، لايه لايه و تو در توي بي شماري هستند؛ من ملي مجازي، من جنسي مجازي و بسياري من هاي ديگر انسان را احاطه كرده است. من هستاني و انساني ما دگرگون شده و اومانيسم يعني خويش خودانگاري جاي آن را گرفته است. من حقيقي و نفس الامري انسان در شخصيت توهم آميزي جايگاهش را در هستي گم كرده و با يك من مجازي زندگي مي كند.
رشاد با اين مقدمه گفت: نزاع بين سنت و تجدد بطور بسيار جدي بين جريان هاي فكري مطرح است؛ نقد پسامدرن و دفاع از پسامدرن، ژست هاي مدرنيستي و پسامدرنيستي. يكي خودش را متعلق به آن و ديگري خودش را متعلق به اين مي داند. در حالي كه ادوار سنتي اينها اصولاً با هويت تاريخي ما ارتباطي ندارند. اين امور ذاتاً و اصالتاً غربي است و زادگاه آنها در غرب است و روشنفكران جهان سومي به عنوان روشنفكر درجه سوم، بي آنكه به تاريخ خود بيانديشند در هر كدام از اين جبهه ها با هم مي جنگند.
وي فمینيسم افراطي را نوعي نماد سيطره مجاز دانست و ادامه داد: زن مدافع فیمنيسم، شخصيت و هويت خود را در مردانگاري مي بينيد. مي انديشد اگر مرد باشد، انسان است؛ زن بودن خودش را تحقير و هر نقش زنانه اي را نفي مي كند. اگر صفات مردانه به او بدهند بيشتر خرسند است تا صفات زنانه و اين نوعي خويش ديگرانگاري جنسي است. از اين هويت و من هاي مجازي بي شمارند؛ از فلسفه تا معرفت شناسي و حتي از دين تا معنويت، من هاي لايه لايه و در هم تنيده و احاطه كننده، آحاد جوامع را فرا گرفته است؛ تا عرصه هنر و روابط و معاملات همه مجازي شده اند. براي مثال روزگاري هنر با زيبايي شناسي گره خورده بود، اما امروز در نمايشگاهي از آثار هنري با مجموعه اي از اشكال بي هويت، مبهم و حيرت انگيزي مواجه مي شويم كه چيزي از زيبايي در آنها ديده نمي شود.
رشاد با بيان اينكه معنويت، رهايي است، گفت: معنويت امروز به جاي اينكه آدمي را به عالم بالا پيوند زند، به درون خودش مي برد و به جاي آنكه او را از زمين رها كند، به زمين مي چسباند.
رشاد با اشاره به اینکه سنت گرایی و معنویت مورد تعبیر نصر، معنویتی رهایی بخش نیست گفت: اگر آقای نصر معنویتی پویا، زنده و رهایی بخش داشت، اول باید خودش را نجات می داد تا در دوران حیات پرتلاطمش دچار این همه مشکل نمی شد.
وی در ادامه افزود: نصر تاریخ عجیبی دارد. سوابقش را همه می دانیم. نمی خواهم اینجا بحث سیاسی کرده باشم، ولی به هر حال سنت سلطنتی و اسلام سلطنتی نمی تواند اسلامی باشد. نمی شود گفت معنویت می خواهیم تا دنیا را با این معنویت نجات دهیم، بعد این معنویت اینقدر بصیرت به ما نداده باشد که حتی در لحظه های بی رمقی و بی رونقی و در شرف سقوط رژیم شاه، پست ترین و بدترین پست ها را در رژیم استبدادی نگیریم و نپذیریم.
نصر، در اواخر دوران رژیم پهلوی، مسؤول دفتر مخصوص فرح بود. حال نیز به رغم اینکه رژیم سلطنتی به زباله دانی تاریخ سپرده شده، نصر باز هم برای بازگشت دوباره آن تألیف می کند و... اینها محل تأمل می تواند باشد. این چه معنویتی است که حتی خود مدعیان معنویت را نجات نمی دهد؟
در پایان رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تأکید بر مطالب فوق یادآور شد: معنویت سنت گرایانه، معنویت اسلامی نیست. اسلام با سلطنت و سیطره و سلطه، هرگز اسلام علوی و عدالت خواه نمی تواند باشد.
صدرنشيني نصر
آنچه خوانديد گفته ي رشاد و مبناي نگاه وي به نصر است. اما غلامرضا اعواني، رييس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران و استاد فلسفه، نظر ديگري داشت. وي با بيان اين مقدمه كه در فلسفه هميشه بايد به بطن تفكر يك متفكر راه يافت تا حقيقت او را پيدا كرد، نصر را يكي از متفكران بزرگ دوران معاصر دانست كه سهم بسيار اساسي در فرهنگ ايراني و ترويج اسلام داشته است. او گفت: نصر در هر جاي دنيا كه مي رود به خاطر وجاهت علمي اش در صدر مي نشيند. اولين تأليفات در بسياري موضوعاتي كه تاكنون به آنها پرداخته نشده بوده را دكتر نصر انجام داده است. بعنوان مثال كتاب هايي براي اولين بار در مورد محيط زيست و اكولوژي از ديدگاه اسلامي توسط نصر در سال 73 نگاشته است.
اعواني با بيان اينكه ارباب علم خيلي اهل سياست نيستند و در سياست اشتباه مي كنند تأكيد كرد: بايد نصر را در ساحت علم و نظر ببينيم و بررسي كنيم. وي افزود: نصر در بهترين مدارس و دانشگاه ها تحصيل كرد و عطش علم آموزي همواره در او وجود داشت. به همين دليل وقتي فلسفه غرب او را سيراب نكرد، به ايران بازگشت و همچنان حس حقيقت جويي و دانش پژوهي در او ادامه دارد.
اعواني با اشاره به تشكيل انجمن اسلامي در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران از سوي "سيد حسين نصر" از او به عنوان يك مسلمان عامل به تمام معني ياد كرد كه افراد بسياري از طریق دیدگاه های وی مسلمان شده اند.
این استاد فلسفه در مورد دفاع دکتر نصر از فلسفه اسلامی اظهار داشت: نصر معتقد است فلسفه اسلامی یکی از جاویدان ترین و حیاتی ترین تجسم های حکمت خالده است و خداوند با لطف و عنایت خویش او را به حکمت الهی هدایت کرده است.
وی در ادامه افزود: حکمتی که نصر از آن حرف می زند، حکمت اسلامی شیعی است که در بطن ولایت زاییده شده است. نصر نقش ایران و تشیع را در احیاء این حکمت مشخص کرد؛ اینکه تشیع علوی خاستگاه این حکمت است و آنطور که مستشاران و خاورشناسان از آن یاد می کنند حکمتی مرده نیست، بلکه حکمتی است که امام راحل، علامه طباطبائی و علامه قزوینی و بسیاری دیگر را در دل خود پرورده است.
اعوانی با بیان اینکه غربی ها حکمت را نمی فهمند بيان كرد: علت علاقه ی نصر به "کربن" نیز همین است که او تنها خاورشناسی است که با تمام وجود، به حکمت اسلامی روی آورده بود، اما فلسفه ی جدید، حکمت نیست بلكه فلسفه است.
در قدیم فلسفه و حکمت یکی بود، در حالیکه در فلسفه ی جدید، هیچ یک از تعابیر حکمت دیده نمی شود و در واقع نوعی آکروباتیک ذهنی و دانش بدون حقیقت است، دانش بدون حقیقت هم فایده ای ندارد. انسان برای حقیقت مطلق آفریده شده و این حقیقت مطلق است که حقیقت حکمت را می سازد؛ علم هم با حقیقت نسبی رابطه دارد. در این بین اشکال مدرنیته این است که در مدرنیته فلسفه و علم ارتباطش را با حقیقت از دست داده است. حکمت کشف من الهی است ولی امروز من حجاب خودش شده و با من الهی و اصل الهی خویش رابطه ای ندارد، لذا حکمت معنایش را از دست داده است.
اعوانی گفت: سقراط فلسفه را تولد دوباره می داند و ملاصدرا حکمت را به تولد ثانی و فطرت ثانی تعبیر می کند. همچنانکه کار دین تولد ثانی است، حکمت نیز چنین است، اما آن چیزی که در غرب اتفاق افتاده اين است كه نه دین قدرت نجات دارد و نه حکمت. مدرنیته نيز هر دوی این راه ها را از دست داده و کلام جدید نیز منجر به تولد ثانی نمی شود. در این بین یکی از کوشش های نصر این است که وجود فلسفه بعد از ابن رشد را اثبات کرده است.
مواجهه مسلمانان با هيولاي مدرنيته
و اما عضو هیأت علمی انجمن حکمت و فلسفه ایران به عنوان سومین سخنران همایش نقد و بررسی آراء و اندیشه های سیدحسین نصر به پنج دلیل به او ادای احترام کرد؛ اینکه او مسلمانی پاک نهاد و متعبد و وارسته، دانشمندی فرهیخته و فاضل و یکی از قوی ترین معرفان و مروجان اسلام در خارج از سرزمین های اسلامی است كه در رشد و معرفی حکمت دوران اسلامی اعم از عرفان، فلسفه، کلام و علوم اسلامی دیگر نقش بسزایی داشته و دیگر آنکه نصر 75 ساله، بیش از نیم قرن بر آنچه كه آن را صحیح دریافته استقامت ورزیده است.
دکتر محسن کدیور با بیان اینکه شاید هیچ کس به اندازه ی سیدحسین نصر در معرفی اسلام رحمانی و عقلانی و خردپسند در دنیای معاصر سهیم نباشد، او را مایه ی مباهات ایران و تشیع در دنیای اسلام دانست و گفت: علی رغم همه ی اين احترامات و تحسینات نسبت به دکتر نصر، بحث من نقد اوست. نصر یک متفکر در دنیای اسلام است؛ می توان با او مخالف بود، با او موافق نبود و او را نقد کرد. اما نمی توان او را نادیده گرفت. کدیور نقد خود نسبت به سیدحسین نصر را چنین آغاز کرد: نقد من به دیدگاه نصر در گونه بندی مسلمانان است. نصر در چندین کتابش من جلمه "اسلام سنتی در دنیای متجدد" و "انسان مسلمان و تنگناهای دنیای متجدد" می گوید مسلمانان پس از مواجهه با هیولا، فاجعه و پدیده ی مدرنیته، چهار موضع متفاوت گرفتند؛ برخی تجددگرا شدند، برخی موعود گرا، برخی بنیادگرا و دسته ای دیگر سنت گرا. مسلمانان معاصر در یکی از این چهار گروه باید جای بگیرند. از نظر نصر مسلمان متجدد مسلمانی است که غرب، تجدد و مدرنیته را دربست پذیرفته و قصد دارد دینش یعنی اسلام الهی را بر اساس باورهای برگرفته از مدرنیته بازسازی و اصلاح کند و وقتی واژه ی مسلمان مدرن را به کار می برد، نیم نگاهی به کسانی دارد که در ایران به عنوان نوگرای دینی یا روشنفکر دینی از آنها یاد می شود. دسته ی دوم یعنی موعود گرایان، به گفته نصر کسانی هستند که زیر بار مشکلات فراوان که برای ارزش ها و دینداری شان پیش آمده، به این فکر افتاده اند که ادعا کنند مهدی موعود خودشان اند و در این مورد به نمونه هایی در ایران، سودان و عربستان اشاره می کند. بنیادگرایان، مسلمانان قشری اي هستند که چندان با باطن دیانت سر آشتی ندارند و در پی اجرای شریعت از طریق خشونت اند.

و اما نصر در مورد دسته ی چهارم یعنی سنت گرایان، می گوید که آنها حقیقت را در دل سنت می جویند و البته مراد او از سنت لزوماً سنت نبوی یا معنای اخصی که مسلمانان و دینداران به کار می برند نیست، بلکه پارادایم، سرمشق و فضایی است که در آن همه ی امور با یک حقیقت متعالی و قدسی پیوند دارد. در واقع سنت او فضابی الهی است که تمام مسایل عالم و آدم در نسبتشان با خداوند و وحی معنا پیدا می کنند. به نظر نصر مشکل اصلی مدرنیته این بود که حلقه ی واسط عالم انسانی و قدسی را قطع کرد و از نظر او مدرنیته فضایی است که تعلق عالم و آدم با خداوند و قدس متعالی را گسسته است؛ در قرآن انسان جای خدا نشسته، علم گرايی جای دین ورزی و انسان گرایی جای خداگرایی را گرفته است. از این رو نصر و همفکرانش با تجدد در نزاع هستند.
عضو هیأت علمی انجمن حکمت و فلسفه ایران ادامه داد: این دسته بندی دفاع از یک گونه ي اسلام و نقد سه گونه ی دیگر آنست، اما مشکل اینجاست که لزوماً همه ی مسلمانان در این چهارگونه نمی گنجند. مسلمانان سنتی، ارتدکش و محافظه کاری وجود دارند که تجددگرا، موعودگرا، بنیادگرا و سنت گرا نیستند و لذا در دسته بندی نصر جای نمی گیرند.
از سوی دیگر نصر در آثارش از دسته ی چهارم به عنوان سنت گرا یاد می کند، اما نشانه و پیشینه ای که از اين دسته می گوید مسلمانان سنتی را نشان می دهد و بین مسلمانان سنتی و سنت گرا اختلاف است. یک مسلمان سنت گرا می تواند سنتی باشد، اما یک مسلمان سنتی نمی تواند سنت گرا باشد همچنانکه بسیاری از علمای حوزه های علمیه و فقها چنین اند. حال سؤالاتی که پیش می آید این است که آیا سنت به معنای سنت گرایانه اش - نه به معنای خاص عرفی و دینی - قابل دفاع است؟ آیا هر چیز سنتی لزوماً صحیح است؟ آیا هر امر سنتی اي خارج از ظرف زمانی و مکانی اش پذیرفتنی است؟
دکتر کدیور تصریح کرد که تفکیکی بین سنت گرایی و سنتی بودن در آثار نصر نیافته است. او افزود: آیا نباید بسیاری از آنچه جزء گذشته شده را پالایش کنیم و با اموری تازه تر، عمیق تر و قابل دفاع تر اصلاح کنیم؟ آیا مدرنیته و تجدد به طور مطلق مردود است؟ آیا هر چیزی که تعلقش به زعم مولدانش با خدا، متافیزیک، معنویت، امر متعالی و وجود قدسی گسسته شده، به صرف گسستگی این تعلق نپذیرفتنی، غیرقابل دفاع و دورانداختنی است؟ آیا امور حسن و قبح ذاتی دارند و یا صرفاً به دلیل انتساب به مبداء حَسَن و قبیح می شوند؟ گویا نصر فارغ از حسن و قبح ذاتی به اعتبار اینکه امری انتساب به مبداء دارد یا ندارد آن را محکوم به صحت یا بطلان کرده است. اگر انتساب داشته، گفته صحیح است و اگر نداشته آن را محکوم و باطل کرده است.
کدیور با بیان اینکه این شیوه در تاریخ اندیشه اسلامی مورد مناقشه ی جدی بوده است اضافه کرد: به نظر می رسد در مواجهه با تجدد، چاره ای جز گزینش نداریم و به صرف عدم تعلق آن با مبداء نمی توان آن را رد کرد. بویژه اینکه ما اموری مستقل و بالذات داریم که باید هر امر دینی را با آن امور بسنجیم و تطبیق دهيم و بنابر آن می توانیم هم مدرنیته و هم سنت دینی را مورد ارزیابی و نقد قرار دهیم.
اما دکتر اعوانی در مورد سنت گرایی نصر با بیان اینکه هیچ مفهومی بیش از سنت در افکار نصر دچار سوء فهم نشده است گفت: فهم من از سنت این گونه نیست. سنت غربی به معنای عادت و کلمه ی راسخ است، اما سنت از نظر سیدحسین نصر اصل الهی در دین است و دین عندا...، اسلام است، لذا سنت نیز با فهم دین عندا... فهمیده می شود. فهم دین عندا... نیز یک فهم الهی می خواهد و این سوء فهم از سنت اشتباه بزرگ بسیاری از نظریه پردازان دینی است.
وی ادامه داد: علم ادیان، ضروری ترین ابزار است اما علمای دین شناس تحصیلاتی درباره ی آن ندارند. باید وارد باطن دین شد و وجه عندا... و دین را نگاه کرد زیرا تمام احکام دین برای اين است که نگاه آدمی، نگاهی الهی شود.
ادامه دارد...
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
نشست «آزادی رسانه و عدالت رسانه ای» برگزار شد
پیشگویی قدیسین دینی، رویکردی مهم در ساخت سینمای آخرالزمانی
علم مقدس؟!
دانشمندان بر اساس معيارهاي محكم، نظريهها را ارزيابي نميكنند
تعطیلی یا عدم تعطیلی علوم انسانی در قبضه قدرت کسی نیست





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


