آوینیِ روایت های ناگفته
یاسین کولیوند
آويني، راوي فتح، اهل انديشه و قلم بود و با فرهنگ و هنر انس داشت، با قرآن و نهج البلاغه و كلام معصومين (ع) زندگي ميكرد و به پاداش تلاش خالصانه اش انوار حكمت بر قلبش تابيده بود و ديده بر باطن عالم گشوده و به سرچشمه معارف الهي راه برده بود.
و اينگونه بود كه چنين گفت : «با شروع انقلاب، حقير تمام نوشتههاي خويش را اعم از تراوشات فلسفي، داستانهاي كوتاه، و اشعار را در چند گوني ريختم و سوزاندنم و تصميم گرفتم كه ديگر چيزي كه حديث نفس باشد، ننويسم و ديگر از خودم سخني به ميان نياورم. »
او همچنین ماهيت فرهنگ و تمدن غرب را ميشناخت و ميدانست كه شناخت مباني نظري و فلسفي و سير تاريخي تمدن جديد لازمه مقابله با تهاجم فرهنگي غرب است.
آوینیِ شناسنامه ای
شهيد سيد مرتضي آويني در سال ۱۳۲۶در شهر ري متولد شد. وي پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در زادگاهش وارد دانشگاه شد و در سال ۱۳۵۴تحصيلاتش را تا سطح فوق ليسانس در رشته معماري دانشگاه تهران به پايان رساند.
مرتضي در سال ۱۳۵۸با آغاز كار جهاد سازندگي به جهادگران پيوست و از اوايل سال ۱۳۵۸ فيلمسازي و تهيه برنامههاي تلويزيوني را در گروه جهادسازندگي صدا و سيما آغاز كرد. مجموعه برنامههاي به يادماندني "خان گزيدهها"، "روايت فتح" و "سراب" بخشي از فعاليتهاي ۱۰ساله اش مي باشند.
وي علاوه بر تهيه مجموعه روايت فتح، كار نگارش و گويندگي متن آن را نيز برعهده داشت. شهيد آويني در سال ۱۳۷۱ با فرمان رهبر معظم انقلاب فعاليت دوباره خود را براي تهيه و ساخت برنامه روايت فتح از سر گرفت و در بهمن ماه همين سال مجموعه تازه روايت فتح با صداي گرم و جان بخشش پخش شد.
آويني از سال ۱۳۶۷ همكارياش را با حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آغاز كرد و در سال ۱۳۶۹ سردبيري مجله هنري سوره را برعهده گرفت و در همين سال دفتر تحقيقات و مطالعات ديني حوزه هنري را بنيانگذاري كرد. شهيد آويني بيش از يك سال عهده دار هدايت واحد سناريوي حوزه هنري بود.
سيد مرتضي سرانجام پس از سالها حضور فعال و مستمر و خستگي ناپذير در صحنههاي انقلاب و خطوط مقدم نيروهاي فرهنگي و نظامي، در حالي كه براي فيلم برداري و تهيه برنامه روايت فتح در منطقه فكه به سر ميبرد، به همراه رزمنده شهيد مهندس "سعيد يزدان پرست" در اثر انفجار مين به آرزوي ديرينه اش نائل شد و به حق پيوست.
آوینیِ نویسنده
از آثار شهيد آويني مجموعه مقالات سينمايي با نام "آيينه جادو"، كتاب "آغازي بر يك پايان"، كتاب "فتح خون" و كتاب "مجموعه مقالات فرهنگ و هنر"، مقاله "شرح نور" در تفسير غزليات امام خميني (ره) را مي توان نام برد.
مجموعه آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان، اعجابآور است. در حالی که سرچشمه اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومین علیهمالسلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز میگشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد.
او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست، چرا که این شناخت زمینه خروج از عالم غربی و غرب زده کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه بشریت" مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.
آوینیِ مطبوعاتی
شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، همزمان با مشارکت در جبههها و تهیه فیلمهای مستند دربارهی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد. این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت. او طی یک مجموعه مقاله درباره "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشههای رایج در مورد دموکراسی، رأی اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی مأخوذ از وحی و نهجالبلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. وی مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا(علیهمالسلام)، جایگاه آن و مقایسه با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا، وجوه تمایز انقلاب از جنگهای قرون اخیر، برکات ظاهری و غیبی جنگ، ویژگی رزمآوران و بسیجیان، در زمره مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمهی تکامل"، "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ میرساند. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی نوشت.
"بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسعه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید. این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعهی "روایت فتح"، نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینهی آسمانی".
سید مرتضی، در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم) را آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانه آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنیهاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود، به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.
سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از 10سال مستندسازی و تجارب او در زمینه کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هر چیز به سینما بپردازد، ولی این مسأله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تألیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تألیف کرد که در ماهنامه "سوره" به چاپ رسید.
طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی- اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.
آوینیِ روایت فتح
اواخر سال 1370 "مؤسسهی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تأسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهی دفاع مقدس بپردازد و تهیهی مجموعهی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود، ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال، کار تهیهی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند و مقدمات تهیه مجموعههای دیگری را دربارهی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعهی محاصره، سقوط و بازپسگیری خرمشهر میپرداخت، در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیستم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.
آغازی بر یک پایان
شهيد آويني نوشته "آغازي بر يك پايان" را با تذكّر حضور در دنياي جديد آغاز كرده است. دنيايي كه پيرامون ما وجود يافته و اقتضائاتش را بر ما تحميل كرده است، پيش از آن که ما اختيار و اراده اي در ساختن آن داشته باشيم. جهاني كه آدمی پس از تولّد نيز با آن روبه رو مي شود، از ابتدا چنين بوده است؛ پا گذاشتن در دنيايي كه بدون انتخاب به آن آمده ايم. اما تفاوت ظريفي ميان اين دو نحوه ورود، وجود دارد. اگر زماني دست بردن در كار خلقت امري بعيد جلوه مي كرد، امروز ما در جهاني زندهگي مي كنيم كه اخبار كلونينگ انسان و "آفريدن" انسانهاي دستساخت بشر بحث رايج بسياري از مجامع علمي است. مهندسي ژنتيك امكان انتخاب نوع و شكل و شمايل كودك آينده را براي انسان محقق ساخته است و دور نيست كه آفرينش انسان ها به امري سفارشي شبيه آنچه در كار و بار تجارت با آن مأنوسيم، تبديل شود. اين سير تصادفاً به اينجا نرسيده است و بنابراين موضع گيري اخلاقي در برابر آن هم بيشتر نشان يك انفعال است تا دلسوزي.
«آغاز و پايان يك تمدّن كه اكنون بر گرد عالم و آدم چنبره زده است، با انسان است؛ انساني آنچنان كه گفته شد. او به جاي اينكه تلاش كند تا به آسمان برسد و مقام خليفةاللهي را از آن خود كند، راه آسانتر را برگزيده است؛ آسماني انتزاع كرده و خود را به خدايي آن متّصف داشته است و از آن بدتر اينكه پس از مدتي امر بر خود او نيز مشتبه شده است. او چنان در غفلت فرو رفته كه حتي از غفلت خويش نيز غافل شده است و دايره ي ادراكش نيز متناسب با عالمش تنگ و بسته شده است و به جايي رسيده است كه زيادشدن دامنه ي دانسته هايش، هيچ كمكي به حل مشكلات حقيقي او نمي كند.»
آوینیِ مدرس دانشگاه
او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامه تدریس صرفنظر کرد. مجموعه مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام " تأملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینهی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه این مقالات در کتاب "آینهی جادو" که جلد اول از مجموعهی مقالات و نقدهای سینمایی اوست، جمعآوری و به چاپ رسید.
نگاهی گذرا به ديدگاه هاي شهيد آوینی
شهيد آويني، غرب را به عنوان يك كلّيت، تجسم ظهور تاريخي شيطان مي دانست و به ويژه درباره غربِ پس از رنسانس، معتقد بود كه با غلبه اومانيسم و خود بنيادي، جهالت و طغيان بشر غربي به نهايت رسيده و همين به نهايت رسيدن طغيان و خود بنيادي، زمان توبه را نزديك كرده است.
شهيد آويني، عصر كنوني را عصر توبه بشريت مي ناميد و ظهور انقلاب ديني را تجسم اين توبه تاريخي و معنوي عنوان مي كرد. وی مسير تقدير تاريخي بشر را متشكل از مراحل هبوط، طغيان و خودبنيادي، توبه، طلوع عصر معنويت و نجات از خود بنيادي می دانست.
حکومت مشروع دینی در آراء آوینی
شهيد آويني تنها صورت مشروع از حكومت را نظام مبتني بر ولايت فقيه مي دانست؛ « ولايت فقيه تنها صورتي است كه مي تواند به حكومت اسلام فضيلت بخشد. فقيه انساني است كه حقيقت دين در وجود او تبیين يافته است و قدرت استنباط احكام عملي دين را از سرچشمه هاي حقيقت (كتاب و سنت) داراست.
وي آزادي را براي انسان حق نمي دانست، بلكه آزادي را يك تكليف مي دانست؛ «آزادي حق انسان نيست، بلكه تكليف اوست در برابر حقيقت و عدالت.»
و البته در اين گفتار نيز مسامحه اي وجود دارد كه آزادي در حقيقت خويش، مقابله اي با حقيقت و عدالت يا تعهد ندارد و اگر حقيقت آزادي ظهور مي يافت، همه دعواها از ميان بر مي خاست. اين دعواها از سر جهل نسبت به حقيقت آزادي است كه "حريت" نام دارد.
سيد شهيدان اهل قلم، عاشق پاكباخته ي مقام عظماي ولايت و پيرو راه پير و مراد خويش حضرت امام خميني (قدس سره) و مطيع و فرمانبردار مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي بود.
آوینی و انقلاب اسلامی
شهيد آويني انقلاب اسلامي ايران را آغاز يك وضع جديد در دوران حاضر مي داند و بر اين گفته ي خود تأكيد مي ورزد. چرا؟ او انقلاب اسلامي را طليعه ي ايجاد تغييري ماهوي در تفكر و نحوه ي نگرش به عالم و به دنبال آن تغيير نسبت با جهان پيرامون خويش يافته است؛ «حتی اگر هيچ برهان ديگري در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامي و بهتر بگوييم، بعثت تاريخي انسان در وجود مردي چون حضرت امام خميني(س) براي من كافي بود تا باور كنم عصر تمدن غرب سپري شده است و تا آن وضع موعود كه انسان در انتظار اوست، فاصله اي چندان باقي نمانده است. حقيقت دين را بايد نه در عوالم انتزاعي، كه در وجود انسان هايي جست كه به مقام خليفة اللهي مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان كامل است و لا غير.»
بنابراين براي او همين نشانه كافي است. از نگاه او و در اين مرتبه از تفكر، كه وراي سياست و اقتصاد و مناسبات عادي قرار دارد، چندان مهم نيست كه اين الگو موفق مي شود، پايه هاي حاكميت ظاهري خويش را در اينجا گسترش دهد يا خير؛ اصل اين اتفاق مهم است.
حضور در محضر آوینی
شهيد آوینی حضور را برتر از حصول مي دانست و تقوا را يگانه راه حقيقي كسب معرفت مي خواند و حضور دل آگاهانه و متذكرانه را از لوازم تفكر حقيقي مي دانست؛ زيرا كه او تفكر را جز به معناي تقرب نمي دانست؛ «تفكر حقيقي، همان تفكر حضوري است كه ذكر است و ذكر نيز نه آن چنان است كه به كوشش خود حاصل آيد. حضور عين ذكر است و تقرب است و غفلت عين بُعد است.»
آوینی و روشنفکری
آويني يكي از منتقدان جدي و پيگير روشنفكري بود. وي پيوسته ابتذال سطحيت و غربزدگي روشنفكري ايراني را مورد نقادي تند و تيزي قرار مي داد. او روشنفكر را كسي مي دانست كه تلاش مي كند تا احكام و اعتبارات نظري و عملي، تجربي و حسي را كه در چارچوب عقل، جزئي منقطع از وحي به دست آمده، مبناي تغيير هستي و زندگي آدميان قرار دهد؛ «روشنفكر مخالف سنّت ها و دين، و متكي بر بينش فردي خويش از جهان مي باشد و احكام عملي زندگي خويش را از علوم تجربي كسب مي كند. جامعه ي روشنفكر اصولاً غربگراست و با تفكر غربزده مي انديشد و حتي اگر روي به دينداري بياورد، به شدت در معرض التقاط قرار دارد. او به مفهوم ولايت اعتقادي ندارد چرا كه به دموكراسي غربي ايمان آورده است.»
آوینی و تهاجم فرهنگی
شهيد آويني ترويج التقاط فرهنگي را يكي از اهداف تهاجم فرهنگي مي دانست؛ «تهاجم فرهنگي دشمنان انقلاب متوجه همه آن نقاطي است كه انقلاب اسلامي را هويت مستقل بخشيده و آن را به مبارزه با غرب مي كشاند.» فرهنگ اسلامي انقلاب، ولايت فقيه و عدم رابطه با آمريكا در همین زمینه مطرح می شود.
شهيد آويني ذات غربي را كه امروزه بر سراسر سياره ي خاكي گسترش يافته و همه را به نفس كشيدن در هواي خود ناگزير ساخته است، موجودي مي داند كه براي زنده ماندن خويش، فرهنگ خود را كه در صورت ابزار اتوماتيك و تكنولوژيك جلوه گر شده است، صادر كرده و در خانه ي ظاهراً امني كه در سايه ي تغيير نسبت آدميان و به تبع نفوذ اين ابزار حاكم شده، باطن خود را از انظار پنهان داشته است. باطن اين تمدن هم، چيزي نيست جز حرص سيري ناپذير بر غلبه ي مسرفانه بر طبيعت به هر قيمت ممكن. از جمله ي اين قيمت ها نيز حذف و هدم شأن و منزلت و كرامت انسان است. انسان در اين تمدن، حيوان ناطقي است كه در جست و جوي بهشت زميني و تحقق آن در همين دنيا است، بدون اين كه بداند چنين چيزي ميسر نيست و نهايتاً اين سير به آنجا خواهد رسيد كه خود انسان را نيز به نفع تكنولوژي مصادره كند. اتفاقي كه اكنون روي داده است.
شهيد آويني به ما مي گويد بشر غربي اكنون در آخرين منازل سيري كه در پيش گرفته است، به حقيقت اين تعريف از انسان كه حيواني ناطق است واقف شده است و مفري ميجويد تا خود را محفوظ دارد و آن را نمييابد
نگاه آخر
نگاه آخری برای آوینی در کار نیست که وی ماندگارترین نگاه هاست. عمق انديشه، قدرت بيان و قلم زيباي او چنان بود كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي او را "سيد شهيدان اهل قلم" خواندند و اين تعبير زيبا در كمال ايجاز و صراحت، همه وجوه مختلف شخصيت آن شهيد را بازگو نمود.

خیلی عالی بود مطلب جامع و کاملی بود اجرتان با امام زمان
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
من گنگ، خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
آوینی و نسبت سینما با دین-2
1-آوینی، صادق در گذر و گذار از دوران مدرنيته
گزارش نخستين روز همایش آوینی، متفکر دوران گذار
برگزاری دومین جلسه نقد کتاب در کانون اندیشه جوان





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


