سخن روز

میرزا محمد تقی شیرازی فردی بسیار هوشیار و دارای اخلاقی نیکو بود. دیدار او انسان را به یاد خدا می آورد. رخسار قدسیان را داشت. از کسی چیزی درخواست نمی کرد، حتی وقتی تشنه می شد خود بلند می شد و آب می آشامید.

شیخ آقا بزرگ تهرانی

هوای اعتیاد به سرت نزند! :: اردوی جهادی با حقوق مکفی! :: تو به راستی شیعه ای؟ :: فروش سیگار در بوفه دانشگاه ها

دوشنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۶
چرا حكم‌ قصاص‌ مرد و زن‌ در اسلام‌ متفاوت‌ است‌؟

انتقادگران‌ حكم‌ مزبور را خلاف‌ انصاف‌ دانسته‌ و امكان‌ اجرای‌ مساوی‌ قصاص‌ برای‌ زن‌ و مرد را مطابق‌ عدالت‌ و انصاف‌ تلقّی‌ نموده‌اند. با صرف‌ نظر از مبانی‌ حقوقی‌، در نگاه‌ ابتدایی‌ و سطحی‌، تساوی‌ حق ‌قصاص‌ زن‌ و مرد به‌ مذاق ما نیز ممكن‌ است‌ خوشایند آید. ولی‌ از جهت‌ مبانی‌، غیر قابل‌ پذیرش‌ است‌ و این‌ هرگز به‌ معنای‌ كم‌ انگاشتن‌ شخصیت ‌زن‌ نیست‌.
ابتدا اشاره‌ای‌ به‌ اصل‌ حكم‌ و دلیل‌ آن‌ می‌كنیم‌ و سپس‌ به‌ توضیح‌ آن ‌می‌پردازیم‌.
در كتاب‌ شریف‌ "وسائل‌ الشیعه"‌ كه‌ منبع‌ بزرگ‌ روایی‌ برای‌ فتاوای ‌فقهای‌ شیعه‌ است‌، بیش‌ از ده‌ روایت‌ ذكر شده‌ كه‌ به‌ روشنی‌ بر این‌ حكم ‌دلالت‌ دارد. فقهای‌ بزرگوار شیعه‌ نیز بر اساس‌ همین‌ روایات‌ و طبق ‌آنها فتوی‌ داده‌اند.
حضرت‌ امام‌ خمینی (ره) نیز در تحریرالوسیله‌ می‌فرماید: «مرد آزاد و حرّ در مقابل‌ مرد آزاد قصاص‌ می‌شود و بلكه‌ در برابر زن‌ آزاد نیز كشته‌ می‌شود، ولی‌ مشروط‌ به‌ پرداخت‌ تفاوت‌ دیه‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از نصف‌ دیه‌ مرد.»
بنابراین‌ اصل‌ حكم‌ و فتوی‌ مسلم‌ است‌. اما اینكه‌ علت‌ حكم‌ چیست‌ و ما چرا باید بپذیریم‌ و عمل‌ كنیم‌، همان‌ طوری‌ كه‌ گفتیم،‌ تمام‌ احكام‌ اسلامی‌ بر اساس‌ مصالح‌ و مفاسدی‌ در عالم‌ واقع‌ است‌ كه‌ خداوند عالم ‌مطلق‌ بخاطر همان‌ امور، این‌ دستورات‌ خاص‌ را برای‌ بشر وضع‌ فرموده ‌است‌. و ما هم‌ بدلیل‌ اعتقاد به‌ خداوند عالم‌ و قادر و حكیم‌ و خیرخواه‌ و عصمت‌ پیامبر و ائمه، همه‌ دستورات‌ را تعبّداً باید بپذیریم‌. چه ‌توجیهی‌ به‌ عقل‌ ما برسد و حكمتی‌ را درك‌ كنیم‌ یا نه‌، زیرا اصل‌ اعتقاد ما به‌ خدا و پیامبر و قرآن‌ و اسلام،‌ مؤید و ثابت‌ شده‌ بوسیله‌ عقل‌ و قطعی‌ است‌. در این‌ صورت‌، تعبّدِ ما هم‌، تقلید كوركورانه‌ و غیر معقول‌ نیست. ‌بلكه‌ تعبّد با پشتوانه‌ عقل‌ و حكم‌ قطعی‌، خود مستدل‌ّ و معقول‌ است‌.
بعد از توجه‌ به‌ اصل‌ اشاره‌ شد كه‌ در بحث‌ از علت‌ و فلسفه‌ همه‌احكام‌ شرعی‌ آنچه باید به‌ آن‌ توجه‌ داشت‌ و در حقیقت‌ پاسخ‌ اصلی‌ همان‌است‌ كه‌ راه‌ حق‌ و صحیح‌، اعتقاد به‌ خدا و اسلام‌ است‌ و این‌ هم‌ حكم ‌اسلامی‌ است.‌ بنابراین‌ گریزی‌ از پذیرش‌ آن‌ نیست‌، اینك‌ به‌ بحث‌ خاص ‌در مورد این‌ حكم‌ اسلامی‌ می‌پردازیم‌.
در بحث‌ دیه‌ كه‌ كاملاً به‌ مسأله‌ قصاص‌ هم‌ مربوط‌ است‌، گذشت‌ كه‌ از دیدگاه‌ اسلام‌ زن‌ و مرد از جهت‌ انسانیت‌ یكسان‌ اند، ولی‌ بدلیل‌ برخی‌از تفاوت‌ها، دارای‌ احكام‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ خاصی‌ هستند. میزان‌ دیه‌ و همچنین‌ تفاوت‌ زن‌ و مرد در حكم‌ قصاص‌، بخاطر ارزش‌ انسانی‌ زن‌ و مرد نیست‌ تا كسی‌ بگوید چرا دین‌ ارزش‌ مرد را بیش‌ از زن‌ قرار داده‌ است‌. بلكه‌ بدلیل‌ نقشی‌ كه‌ غالب‌ آقایان‌ در تأمین‌ معاش‌ خانواده ‌و اقتصاد جامعه‌ دارند، خداوند متعال‌ برای‌ پر كردن‌ خلأ وجود مرد كه ‌معمولاً نان‌ آور خانه‌ است‌، دیه‌ مرد را دو برابر زن‌ قرار داده‌ است‌. طبق‌این‌ اصل‌ اگر مردی‌، زنی‌ را كشت،‌ اولیای‌ خون‌ و ورثه‌ زن‌ اگر عفو كردند كه ‌راه‌ بهتر را برگزیده‌اند و اگر خواستند می‌توانند مرد را بعنوان‌ قصاص ‌بكشند. ولی‌ باید نصف‌ دیه‌ مرد كه‌ مابه‌التفاوت‌ بین‌ دیه‌ مرد و زن‌ است‌ را به‌ بازماندگان‌ مرد پرداخت‌ كنند كه‌ هم‌ حق‌ آنها استیفاء شده‌ و غضب شان‌ ـضمن‌ اینكه‌ كنترل‌ می‌شود ـ بنحو عادلانه‌ خاموش‌ شود، و هم‌ بازماندگان ‌قاتل‌ كه‌ گناهی‌ هم‌ در این‌ میان‌ ندارند، بخاطر جرم‌ و گناه‌ دیگری‌ از زندگی ‌ساقط‌ نشوند، خصوصاً باید توجه‌ داشت‌ كه‌ نصف‌ دیه‌ مرد در صورت‌ تأمّل‌ علی‌ القاعده‌ به‌ زن‌ و بچه‌ او پرداخت‌ می‌شود. همان‌ طوری‌ كه ‌ملاحظه‌ می‌كنید در واقع‌ مراعات‌ زن‌، موجب‌ این‌ حكم‌ شده‌ است‌ و مسأله‌ بی‌اعتنایی‌ و كم ‌ارزشی‌ به‌ بانوان‌ در كار نیست‌.
برای‌ روشن‌تر شدن‌ مسأله‌ باید دانست‌ كه‌ قتل‌ مرد و زن‌، چهار صورت‌دارد:
الف‌ ـ مردی‌، مرد دیگر را بكشد كه‌ در اینجا در صورت‌ قصاص‌ كردن‌، خون‌ یك‌ مرد در مقابل‌ مرد دیگر واقع‌ شده‌ است‌ و پرداخت‌ دیه‌ و غرامت‌ در كار نیست‌ و اشكالی‌ هم‌ وجود ندارد.
ب ـ زنی‌، زن‌ دیگر را بكشد، در اینجا هم‌ پرداخت‌ دیه‌ در كار نیست‌ و اگر زنی‌ از خانواده‌ مقتول‌ حذف‌ شده‌ است،‌ در مقابل‌، زنی‌ نیز از خانواده ‌قاتل‌ حذف‌ خواهد شد.
ج‌ ـ زنی‌، مردی‌ را بكشد. در این‌ فرض‌، زن‌ در مقابل‌ خون‌ مرد قصاص‌ می‌شود و پرداخت‌ دیه‌ هم‌ در فتاوا نیامده‌ است‌.
د ـ مردی‌، زنی‌ را بكشد. در اینجا دو فرض‌ وجود دارد. اول‌ اینكه‌ اولیاء مقتول‌، دیه‌ را بگیرند كه‌ مقدار لازم‌ نصف‌ دیه‌ كامل‌ است‌. دوم‌ اینكه ‌بازماندگان‌ مقتول‌ بخواهند قصاص‌ كنند، در این‌ حال‌ باید علاوه‌ بر قصاص‌ و كشتن‌ قاتل‌، نصف‌ دیه‌ مرد را به‌ ورثه‌ او پرداخت‌ كنند.
مطالبی‌ كه‌ پیشتر گذشت‌ مربوط‌ به‌ این‌ فرض‌ و صورت‌ بود و روشن ‌شد كه‌ اسلام‌ هرگز به‌ بخشی‌ از انسانها ظلم‌ نكرده‌ است‌. نكته‌ مهم‌ دیگر در این‌ بحث‌ آن‌ است‌ كه‌ در هنگام‌ وقوع‌ یك‌ قتل‌ عدوانی‌ و از روی‌ ظلم‌ و تعدّی‌، حقوقی‌ پدید می‌آید؛
1ـ حق‌ شخصی‌ مقتول‌؛ این‌ حق‌ هیچگاه‌ از بین‌ نمی‌رود و صرفاً دراختیار خود مقتول‌ است‌ كه‌ در قیامت‌ باید مورد رسیدگی‌ قرار گیرد. ‌چه‌ در دنیا قاتل مشخص‌ شود، چه‌ نشود؛ چه‌ اعدام‌ شود چه‌ بخشیده‌ شود؛ چه ‌دیه‌ بدهد و چه‌ ندهد. مسأله‌ پاداش‌ و كیفر اخروی‌ اعمال‌ در جای‌ خود محفوظ‌ است‌ و بستگی‌ به‌ امور دیگری‌ مثل‌ توبه‌ و نیت‌ فرد و پذیرش‌الهی‌ دارد.
2ـ حق‌ جامعه؛ امنیت‌ اجتماعی‌ ایجاب‌ می‌كند كه‌ فردی‌ كه‌ به‌ حریم‌ دیگران‌ تجاوز كرده‌، مجازات‌ شود، والاّ هر كسی‌ به‌ خود حق‌ می‌دهد كه‌ به‌ حقوِق دیگران‌ تجاوز كند و به‌ كمترین‌ بهانه‌ای‌ دیگری‌ را بكشد. به‌ همین‌ جهت‌ قرآن‌ می‌گوید «قصاص‌ مایه‌ حیات‌ شماست‌ ای‌خردمندان‌».
3ـ حق‌ عاطفی‌ بازماندگان‌؛ طبیعی‌ است‌ كه‌ بدنبال‌ كشته‌ شدن‌ یك ‌شخص‌، بستگان‌ او نسبت‌ به‌ قاتل‌ كینه‌ و كدورت‌ پیدا می‌كنند. اسلام‌ ضمن ‌پذیرش‌ این‌ حق‌، آن‌ را تعدیل‌ و كنترل‌ می‌كند تا موجب‌ جنگهای‌ دنباله‌ دار و خونریزی‌های‌ قبیله‌ای‌ نشود. بنابراین‌ حق‌ قصاص‌، قبل‌ از هر چیز، حق‌ اولیاء مقتول‌ است،‌ نه‌ شخص‌ مقتول‌، تا گفته‌ شود شخصیت‌ او چگونه‌ ارزیابی‌ شده‌ است‌ و مقتول‌ هیچ‌ گونه‌ تصرف‌ و اختیاری‌ در دنیا نسبت‌ به‌قاتل‌ خود ندارد و هیچ‌ انسانی‌ نمی‌تواند بگوید كه‌ اگر بر فرض‌ روزی ‌كسی‌ مرا به‌ قتل‌ رسانید با او چنان‌ كنید.
حكم‌ پرداخت‌ دیه‌ به‌ بازماندگان‌ قاتلی‌ كه‌ به‌ جرم‌ كشتن‌ زنی‌ اعدام ‌شده‌ است‌، از حقوِق اولیای‌ قاتل‌ بحساب‌ می‌آید كه‌ پس‌ از اعدام‌ او پدیدآمده‌ است‌. در اینجا ارزش‌ انسانی‌ طرفین‌ معامله‌ نشده‌ است‌، بلكه‌ بیشتر به‌ جایگاه‌ اقتصادی‌ قاتل‌ و مقتول‌ توجه‌ شده‌ است‌. در واقع‌ با قصاص‌ قاتل ‌و پرداخت‌ نصف‌ دیه‌ به‌ اولیای‌ آن‌، حق‌ اولیای‌ مقتول‌ و بازماندگان‌ قاتل‌، هر دو تأمین‌ می‌شود. در اینجا فرقی‌ نیست‌ كه‌ بازماندگان‌ قاتل‌، مرد و یا زن‌ باشند و می‌توان‌ گفت‌ حقوق اولیای‌ مقتول‌، در یك‌ سوی‌ داوری‌، و جرم‌ قاتل‌ و حقوِقب ازماندگان‌ او در سوی‌ دیگر داوری‌ قرار دارد و تقابل ‌میان‌ این‌ دو است‌. تقابل‌ بین‌ مرد و زن‌ ـ قاتل‌ و مقتول‌ ـ به تنهایی‌ نیست‌ تا بگوییم‌ نسبت‌ به‌ حقوق و شخصیت‌ زنان‌ ستم‌ شده‌ است‌.

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
چرا حكم‌ قصاص‌ مرد و زن‌ در اسلام‌ متفاوت‌ است‌؟
چرا مردان بیشتر از زنان ارث می برند؟
فلسفه احکام زنان چیست؟
چرا در اسلام‌ دیه‌ زن‌ و مرد متفاوت‌ است‌؟
آیا زن از مرد پرحرف تر و حسودتر است؟