تعداد بازدید : 1287
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
یکشنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۶
چرا در اسلام‌ دیه‌ زن‌ و مرد متفاوت‌ است‌؟

دیه‌ زن‌ و مرد در اسلام‌ متفاوت‌ است‌. روايات‌ متعدّدی از ائمه‌معصومين‌(ع) و به‌ تبع‌ آن‌ فتاوای فقها دلالت‌ می كند بر اينكه‌ ديه‌ زن‌، نصف‌ دیه‌ مرد است‌. دیه‌ مرد در اسلام‌ معادل‌ هزار دينار طلا يا ده‌ هزار درهم‌ نقره‌ يا صد رأس‌ شتر يا دويست‌ رأس‌ گاو يا هزار رأس‌ گوسفند است‌ و ميزان‌ دیه‌ زن‌ نصف‌ اين‌ مقدار است‌.
به عنوان‌ نمونه‌ در روايتی امام‌ صادق(ع) می فرمايند: «دیه‌ زن‌، نصف‌ دیه ‌مرد است‌.» همين‌ روايت‌ را بيهقی از رسول‌ خدا (ص) نقل‌ نموده‌ است‌. اتفاق های فقهای شيعه‌ و سنّی نيز بر اين‌ رأی تعلّق‌ گرفته‌ است‌.
شيخ‌ طوسی از بزرگترين‌ فقها و محدّثين‌ شيعه‌ می فرمايد: «در خسارت‌های مالی مقدّر شده‌، دیه‌ زن‌ و مرد تا ثلث‌ ديه‌ برابر است‌ و بعد از آن‌ دیه‌ زن‌ نصف‌ خواهد بود.»
صاحب‌ جواهر يكی ديگر از فقهای بزرگ‌ شيعه‌ در اين‌ زمينه ‌می فرمايد: «در هر صورت‌ هيچ‌ اختلاف‌ و اشكالی از جهت‌ روايت‌ و فتوی در اين‌ مورد وجود ندارد كه‌ دیه‌ زن‌ مسلمان‌ِ آزاد و حرّ، اعم‌ از صغيره‌ و كبيره‌، نصف‌ دیه‌ مرد است‌.»
امام‌ خمينی(ره)نيز در تحريرالوسيله‌ می فرمايد: «دیه‌ زن‌ مسلمان‌ِ آزاد نصف‌ دیه‌ مرد مسلمان‌ آزاد است‌.»
ساير فقهای اماميه،‌ حتی اسلام‌ نيز به‌ اين‌ حكم‌ تصريح‌ نموده‌اند.
حال‌ آيا می توان‌ بطور قاطع‌ پاسخ‌ گفت‌ كه‌ چرا شريعت‌، دارای چنين ‌حكمی است‌؟
برای توضيح‌ مطلب‌ خوب‌ است‌ ابتدا به‌ سه‌ نكته‌ اشاره‌ شود:
يكم‌؛ چنان‌ كه‌ قبلاً گذشت‌، احكام‌ الهی و اسلامی كه‌ از ناحيه پيامبر گرامی اسلام‌ در قالب‌ قرآن‌ و حديث‌ برای ما آورده‌ شده‌ و توسط‌ ائمه ‌معصومين‌(ع) تبيين‌ شده‌ است‌، به دليل‌ عالم‌ مطلق‌ بودن‌ علم‌ خداوند و خيرخواهی او و عصمت‌ پيامبر و ائمه‌‌(ع) و آگاهی كامل‌ آنها به‌ دين‌، عين ‌واقع‌ و كمال‌ و حق‌ّ و خير است‌. بنابراين‌ جميع‌ احكام‌ و معارف‌ فرعی دين‌ را ما با اتكا به‌ وحی و عصمت‌ پذيرفته‌ايم‌. حال‌ اگر حكمت‌ و سرّ آنها را بيان‌ فرمودند يا ما فهميديم‌ چه‌ بهتر و اگر نفرمودند يا ما هم‌ بعد از تأمل ‌نفهميديم‌، باز هم‌ قبول‌ داريم‌ و صحيح‌ است‌ و اين‌ را به‌ حساب‌ نقص‌ علم ‌و آگاهی بشرِ غير مرتبط‌ با وحی و عالَم‌ غيب‌ می گذاريم‌. بنابراين‌ تك‌ تك ‌سخنان‌ و دستورات‌ معصومين‌‌‌(ع)ـ ولو ما نشنيده‌ و نديده‌ باشيم‌ ـ اگر واقعاً كلام‌ آنان‌ باشد، صحيح‌ و مطابق‌ با واقع‌ است‌.
دوّم‌؛ حكم‌ يك‌ جنس‌ يا نوع‌، بر حسب‌ غالب‌ افراد است‌، اگر چه‌ شامل ‌تك‌ تك‌ افراد نشود ـ كما اينكه‌ قبلاً گذشت ـ يعنی وقتی ويژگی جنس‌ مرد ذكر می شود، نظر به‌ طبيعت‌ مرد است،‌ هر چند برخی از مردان‌ در خارج‌ دارای آن‌ ويژگی نباشند.
سوّم‌؛ دليل‌ يك‌ حكم‌ با علت‌ و نيز حكمت‌ آن‌ متفاوت‌ است‌. و ما ـ چنانكه‌ قبلاً اشاره‌ شد ـ از همه اسرار و حِكَم‌ قوانين‌ الهی باخبر نيستيم‌.
با توجه‌ به‌ نكات‌ مورد اشاره‌، پاسخ‌ ما اين‌ است‌؛ از آنجا كه‌ قطعاً زن‌ و مرد در انسانيت‌ و منزلت‌ و شخصيت‌ انسانی و معيارهای فضيلت‌ مساوی اند و اين‌ باور از آيات‌ فراوان‌ قرآن ـ چنانكه‌ گفته‌ شد ـ بدست ‌می آيد، ترديدی باقی نمی ماند كه‌ چنين‌ تفاوتهايی، نه‌ ناشی از ارزش‌ كمتر زن‌ و نه‌ كاشف از آن‌ است‌، بلكه‌ جهت‌ و حكمت‌ ديگری دارد. البته‌ درمورد احكام‌ شرع‌ می توان‌ برای يافتن‌ حكمت‌ و فلسفه آن‌ انديشه‌ نمود، چنانكه‌ در برخی از آيات‌ مربوط‌ به‌ احكام‌ و نيز روايات‌ به‌ نوعی به‌ فلسفة ‌احكام‌ اشاره‌ شده‌ است‌. ولی مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ در مواردی كه‌ در آيات‌ و روايات‌ به‌ علت‌ قطعی حكم‌ اشاره‌ نشده‌، نمی توانيم‌ بافته‌ها و يافته‌هاي ‌ذهنی خويش‌ را به‌ عنوان‌ ملاك‌ و علّت‌ تام‌ تلقی كنيم‌.
اين‌ نكته‌ نبايد فراموش‌ شود كه‌ ديه‌ به‌ معنای بها و قيمت‌ شخص‌نيست‌. ديه،‌ پول‌ يك‌ انسان‌ نيست‌ تا تفاوت‌ در آن‌ به‌ معنای اختلاف‌ ارزش‌ دو انسان‌ باشد. نفس‌ انسانی قيمت‌ ندارد. قرآن‌ كريم‌ قتل‌ يك‌ انسان ‌بیگناه‌ را مانند كشتار همه‌ انسان‌ها می داند.
بنابراين‌ اگر اسلام‌، دیه‌ شخصی را كمتر از ديگری قرار داد، در مقام ‌ارزش‌گذاری روی انسان‌ها و شخصيت‌ آنها نيست‌. در روايات‌ دينی و احكام‌ شرعی آمده‌ است‌ كه‌ دیه‌ دو چشم‌، دو گوش‌، دو لب‌، دو دست‌، دو پا، بينی، زبان‌ و... هر كدام‌ به‌ مقدار يك‌ ديه‌ كامل‌ است‌. در حالی كه‌ اگر معيار عرف‌ يا عقل‌ ما باشد، هيچگاه‌ قيمت‌ يا جريمه قطع‌ بينی را با حيات‌يك‌ نفر مساوی نمیدانيم‌.
و امّا در مورد حكمت‌ تفاوت‌ِ دیه‌ زن‌ و مرد، از جمله‌ می توان‌ گفت به‌دليل‌ وظيفه‌ مهمّی كه‌ بطور معمول‌ مردان‌ در اقتصاد خانواده‌ و اداره‌ آن‌ بر عهده‌ دارند، خسارتی كه‌ با فقدان‌ يك‌ مرد متوجّه‌ كيان‌ خانواده‌ می شود، در غالب‌ موارد، بيشتر از خسارتی است‌ كه‌ با فقدان‌ يك‌ زن‌ پيش‌ می آيد.
ديه‌ در قبال‌ جنبه بدنی است‌، نه‌ خير بودن‌ و ارزش‌ روحی و معنوي و چون‌ مرد قویتر است،‌ دیه‌ او بيشتر است‌. بنابراين‌ در مواردی كه‌ مردي ‌در برابر زنی قصاص‌ می شود با پرداخت‌ نيمی از ديه‌ قاتل‌ به‌ خانواده‌ او، خسارتی كه‌ از ناحيه ی‌ عدم‌ حضور مرد متوجه‌ آنها می شود جبران‌ می گردد. بديهی است‌ اين‌ تحليل‌ كه‌ جنبه‌ اقتصادی دارد، مبتنی بر برداشتهای عقلی است‌ و تنها می توان‌ آن‌ را حكمت‌ حكم‌ دانست‌ و نه‌ علّت‌ آن. از اين‌ روي ‌نمی تواند مبنای توسعه‌، تضييق‌ و يا تغيير در احكام‌ قصاص‌ و ديات‌ گردد و تغيير شرايط‌ به‌ گونه‌ای كه‌ اگر زنانی امتيازات‌ تحصيلی و اجتماعی بدست‌ آوردند و يا با سرپرست‌ خانوار و نان‌ آورِ خانواده‌ شدن‌ تعهد و مسؤوليت‌ بيشتری متوجه‌ آنان‌ گرديد، باعث‌ نمی شود كه‌ قانون‌ تغيير يابد، چه‌ آنكه‌ قانون‌ برای عموم‌ جامعه‌ وضع‌ می شود و هرگز برای موارد استثنائی قانون‌ جعل‌ نمی گردد. وانگهی قطعاً در زمان‌ پيامبر اسلام(ص) وامامان‌ معصوم‌(ع) نيز موارد استثنايی وجود داشت‌ و زنانی داراي ‌امتيازاتی بودند كه‌ به‌ خاطر دارا بودن‌ آن‌ امتيازات‌، برتر از مردان‌ تلّقي ‌می شدند، ولی هرگز به‌ دليل‌ وجود آنان‌ قاعده‌ كلّی تغيير نكرد.
نكته‌ ديگری كه‌ در اين‌ مورد و ساير مباحث‌ مربوط‌ به‌ زن‌ و مرد بايد توجه‌ كرد، اينكه‌ در بررسی و نظر در يك‌ مورد مثل‌ ديه‌، نبايد مجموعه ‌احكام‌ و امور ديگر را ناديده‌ گرفت‌. ديه‌ و قصاص‌ زن‌ و مرد و شهادت‌ و قضاوت‌ آن‌ دو را در كنار تفاوت‌های تكوينی موجود و مسأله‌ مهريه‌ و نفقه ‌و تأمين‌ معاش‌ خانواده‌ و جامعه‌ و... بايد ملاحظه‌ كرد. دينی كه‌ مهريه‌ ونفقه زن‌ و خانواده‌ و وظيفه كار و جهاد را بر دوش‌ مرد می گذارد، همان‌ دين‌ و سيستم‌ دیه‌ مرد را دو برابر قرار می دهد. شاهد بر اينكه‌ ديه‌ بر اساس‌ ميزان‌ انسانيت‌ و ارزش‌ واقعی زن‌ و مرد نيست،‌ اينكه در ميان‌ مردان‌ يا زنان‌، بين‌ ولی كامل‌ و بنده ی مقرّب‌ درگاه‌ الهی و شخص‌ گنهكار فرقی نيست‌. چه‌ مردی دروغ‌ بگويد و نماز نخواند، چه‌ راستگو باشد ونمازگزار، ديه‌ هر دو مساوی است‌. دو گوش‌ يا دو چشم‌ يا دو دست‌ يك‌ فقيه‌ و عالم‌ و دكتر و فيزيكدان،‌ ديه‌ای برابر با دو دست‌ يك‌ جاهل‌ و بی هنر و بيكار دارد. پس‌ در باب‌ ديه‌، قيمت‌ واقعی اعضا مورد نظر نيست‌.
بعلاوه‌، بر فرضی كه‌ در وضع‌ قانون‌ بخواهيم‌ تك‌ تك‌ خانواده‌ها و نقش‌های متفاوت‌ زن‌ و مرد را در اقتصاد و اداره‌ خانه‌ و اختلاف‌ِ ارزش‌ مشاغل‌ و شخصيّت‌های اقتصادی، اجتماعی و... را در نظر بگيريم‌، محتاج ‌ترازوی بسيار عظيم‌ و حسّاسی هستيم‌ كه‌ جز در دستگاه‌ عدل‌ الهی و عالم‌ آخرت‌ يافت‌ نمی شود و در آن‌ صورت‌ بايد برای هر شغلی، قيمتي ‌كارشناسی در زمان‌های مختلف‌ تعيين‌ كرد و باز بين‌ افراد هم‌ رشته‌ و هم ‌كار هم‌ درجات‌ را ملاحظه‌ كرد و هزار نكته ی ديگر كه‌ خواننده‌ محترم‌ تصديق‌ می كند كه‌ رعايت‌ اين‌ دقت ها‌ در وضع‌ و اجرای قوانين‌ دنيوي ‌غير ممكن‌ است‌.
نكته‌ ديگری كه‌ می توان‌ افزود و نشانگر اين‌ است‌ كه‌ اسرار و مصالح ‌ديگری نيز وجود دارد كه‌ بر ما مخفی است،‌ اينكه‌ دیه‌ زن‌ با مرد تا ثلث‌ با هم‌ برابر است‌ و از آن‌ به‌ بالا، تبديل‌ به‌ نصف‌ دیه‌ مرد می شود و اين ‌فرمولی است‌ كه‌ عقل‌ ما از حل‌ آن‌ عاجز است‌. در حديث‌ صحيحی أبان‌ از راويان‌ بزرگ‌ شيعه‌ از امام‌ صادق(ع) نقل‌ می كند كه‌ از ايشان‌ پرسيدم كه ‌نظر شما در مورد مردی كه‌ يك‌ انگشت‌ از انگشتان‌ زنی را می برد، چيست‌؟ چقدر ديه‌ دارد؟ امام(ع) فرمودند: ده‌ شتر. گفتم‌: اگر دو انگشت‌ را قطع‌ كند؟ امام‌(ع) فرمودند: بيست‌ شتر. پرسيدم‌: اگر سه‌ انگشت ‌را قطع‌ كند؟ امام‌(ع) فرمودند: سی شتر. پرسيدم‌: اگر چهار انگشت‌ را قطع‌كند؟ فرمودند: بيست‌ شتر. گفتم‌: سبحان‌ الله! اگر سه‌ انگشت‌ را ببُرد بايد سی شتر بدهد، ولی اگر چهار انگشت‌ را ببرد، بايد بيست‌ شتر بدهد!؟ ما اين‌ سخن‌ را در عراق می شنيديم‌ و از گوينده‌ آن‌ دوری می جستيم‌ و می گفتيم‌: اين‌ سخن‌ از شيطان‌ است‌.
امام‌(ع) فرمودند: آرام‌ باش‌ أبان‌! اين‌ حكم‌ رسول‌ خدا(ص) است‌. زن‌ با مرد تا ثلث‌ ديه‌ مساوی است‌، ولی بعد از رسيدن‌ به‌ ثلث‌، به‌ نصف‌ تبديل‌می شود. ای أبان!‌ اين‌ سخن‌ تو بر اساس‌ قياست‌ است و سنّت‌ اسلامی اگر مورد قياس‌ واقع‌ شود، دين‌ از بين‌ خواهد رفت‌.
اين‌ حديث‌ شريف‌ و امثال آن،‌ خط‌ بطلانی است‌ بر همه‌ بافته‌هاي ‌ذهنی ما در مورد احكام‌ الهی و برخی توجيهات‌ خيالی.

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
چرا حكم‌ قصاص‌ مرد و زن‌ در اسلام‌ متفاوت‌ است‌؟
چرا مردان بیشتر از زنان ارث می برند؟
فلسفه احکام زنان چیست؟
چرا در اسلام‌ دیه‌ زن‌ و مرد متفاوت‌ است‌؟
آیا زن از مرد پرحرف تر و حسودتر است؟
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايسته‌ها و بايسته‌ها، به مدد دانش و پژوهش مي‌كوشد تا خواست‌هاي خردگونه‌ي جوانان و دانش‌جويان دانش‌پژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعله‌ي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
سرفصل هاي دوره آموزشي
هم صحبتي فرهنگ، انديشه و سياست 2
وبگاه نقد ادبی چامه
قول و غزل

آمار
بازدید امروز: 805
بازدید دیروز: 1292
بازدید از ابتدا: 910559
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:چهارشنبه، ۲۶ اسفند ۸۸