آيا اسلام نظريات تحقيرآميزي نسبت به زن دارد؟!
همانطور كه ميدانيد برخي از احكام اسلام با احكام ساير مكاتب و با آنچه كه در جهان امروز ميگذرد، متفاوت است. اسلام براي زن و مرد در همه موارد يك نوع حقوق و يك نوع وظيفه و حكم قايل نشده است،بلكه تفاوتهايي بين اين دو جنس از جمله در مورد وظايف خانوادگي، شهادت دادن، قضاوت، ارث، ديه، قصاص و حجاب قرار داده است. حال سؤال اساسي اين است كه آيا اين اختلافات بدان جهت نيست كه اسلام نيز مانند بسياري از مكاتب ديگر نظريات تحقيرآميزي نسبت به زندارد؟!
شكل منطق استدلال مخالفين به اين صورت است: اگر اسلام زن را انساني تمام عيار ميدانست و مساوي با مرد، آنگاه حقوقي مشابه و مساوي با مرد براي او وضع ميكرد، لكن حقوقي مشابه و مساوي با مرد، براي زن قائل نشده است، پس زن را در انسانيت مساوي با مرد نميداند. و چون حقوق زن كمتر است، پس حتماً مرد را برتر و بالاتر ميداند.
اين نوع اشكال را به تعداد تفاوتهايي كه در حقوق و تكاليف زن ومرد وجود دارد، ميتوان مطرح كرد. به اين صورت كه بگوييم: اگر مرد و زن در اسلام مساوي بودند، به طور مثال ميزان ارث زن و مرد تفاوت نميداشت، اما ارث آنها متفاوت است، پس زن و مرد در دين اسلام مساوي نيستند. و به همين ترتيب در مورد ديه، قصاص، حجاب و ساير موارد.
اين اشكال مبني بر اين نظريه غلط است كه لازمه اشتراك زن و مرد درحيثيت انساني، تساوي و تشابه آنها در همه حقوِق و وظايف است. شكي نيست كه تساوي در انسانيت، تساوي در حقوق انساني را به دنبال دارد. چون اگر انسان بودن، علت و منشأ داشتن حقي شده است، اين انسانيت در هر دو جنس بنحو يكسان وجود دارد، پس داراي حقوق مساويميشوند. اما سخن از تساوي و تشابه حقوق، در همه ابعاد است.
در اينباره به طور مختصر ميتوان گفت گرچه زن و مرد از جهاتزيادي اشتراك دارند، اما در ابعاد مختلفي هم تفاوت دارند. اسلام بهدليل مراعات تفاوتهاي جسمي و رواني مهمي كه بين زن و مرد وجود دارد و لازمه نظام احسن آفرينش است، حقوق و وظايف متفاوتي را در بعضيموارد قايل شده است.
زن و مرد چون در انسانيت مشترك هستند و داراي قوا و اميال بشري، در بسياري از امور اشتراك دارند. مثلاً در حكمِ نماز، روزه،حفظ چشم و شهوت از حرام، حد زنا و سرقت و اصل فعاليت اجتماعي و اقتصادي مشترك هستند.
از سوي ديگر چون مرد و زن در صفات متعددي اختلاف دارند مانند اختلاف در دستگاه تناسلي و سينهها، دوران قاعدگي، ميزان مشاركت در امر بارداري، شيردادن و پرورش كودك، تفاوت در نيروي بدني، انفعال و تأثيرپذيري و نيز قدرت تدبير و كنترل عواطف ـ كه البته اين تفاوتها براي حفظ نسل بشر ضروري است ـ در نتيجه در بسياري از حقوق و تكاليف هم متمايز هستند.
اختلاف در وظايف خانوادگي، مهريه و نفقه و مديريت خانه و جامعه، ديه و قصاص، سهم الارث، حجاب، قضاوت و شهادت، مرجعيت وامامت، همه و همه ريشه در اين اختلافات طبيعي و جنسي دارند.
آنچه امروزه از سوي به اصطلاح طرفداران حقوِق بشر و برخيروشنفكران دنبال ميشود، تشابه و تماثل مرد و زن در همة حقوقِ وتكاليف است، و تا وقتي زن، زن است و مرد، مرد است با اشتراكات واختلافات تكويني متعدد، سخن گفتن از تشابه كاملِ حقوقِ، مبناي صحيحعقلي و فلسفي و ديني ندارد. براي رسيدن به سعادتِ جامعه و افراد، همانطور كه اصل انسانيت و اشتراكات زن و مرد را نميتوان ناديده گرفت، اختلافات فراوانِ بدني و رواني آن دو را نيز نبايد فراموش كرد. در نتيجه از نگاه اسلام زن و مرد در جايي كه مشترك هستند مثل انسانيت وبرخي صفات، هيچ تفاوت حقوقي و اجتماعي ندارند و در جايي كهويژگيهاي مختلفي دارند، قهر احكام متفاوتي هم پيدا ميكنند. به عبارت ديگر تفاوتهاي قانوني به انسانيت زن و مرد برنميگردد بلكه به جنسيّتآنها مربوط ميشود.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
چرا حكم قصاص مرد و زن در اسلام متفاوت است؟
چرا مردان بیشتر از زنان ارث می برند؟
فلسفه احکام زنان چیست؟
چرا در اسلام دیه زن و مرد متفاوت است؟
آیا زن از مرد پرحرف تر و حسودتر است؟