چگونه یک نظریه منجر به شبهه می شود؟
در یك دستهبندی كلان میتوان منابع تولید شبهه را به سه دسته تقسیم كرد:
1. دشمنان فكری یا سیاسی؛
2. رقبای فكری یا سیاسی؛
3. دوستانِ غافل یا جاهل.
متفكران و نظریهپردازان محقق و اندیشمند كه كار خود را صرفاً بر چارچوبهای علمی استوار میسازند هرگز درصدد تولید شبهه بر نمیآیند. آنان درصدد احراز واقعیت و بیان آن میباشند، و بیان واقعیت هرگز به شبهه نمیانجامد. این شبهه موجب اشتباه و خطای در تشخیص حق و باطل میشود، ولی آنچه حقیقتاً علمی و بر مبنای واقعیت بیان شود، هیچگاه به باطل رهنمون نمیشود.
اگر گاهی ملاحظه میشود كه نظریات و تحقیقات علمی منشأ شبهه میگردد، بدان جهت است كه:
ـ آن نظریه، به عنوان یك نظریه علمی مطرح میشود ولی در حقیقت بر مبنای ایدئولوژیك و ارزشی، خطا و غیرحق بنیان نهاده شده و بنابراین دچار اشكال در مبانیِ نظری است.
ـ جنبههایی از آن نظریه علمی مورد سوء استفاده دشمنان یا رقبای فكری و سیاسی قرار گرفته و نحوه انتقال و بیان آن موجب شبهه گردیده كه اگر همه ابعاد و جنبههای آن نظریه بیان میشد، شبههساز نمیبود.
ـ آن نظریه پیش از آن كه به اثبات رسیده باشد، به عنوان نظر و یافته علمی مطرح گردیده است.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
جهت بهرهبرداری بهینه از پاسخها از چه راهکارهایی می توان بهره برد؟
در مواجهه با شبهه از چه قالب هایی می توان استفاده کرد؟
در پاسخ به شبهات چه نکاتی را باید در نظر گرفت؟
چه شبهه ای برای پاسخ گویی در اولویت است؟
شبهه با چه قالب هایی می تواند مطرح شود؟