آیا هر ابهامی را می توان شبهه نامید؟
شبهه آنگاه شبهه است كه هنگامی كه مطرح میشود بتواند در اندیشه، اراده و عمل بخشی از جامعه، تردید و سستی ایجاد كند. بنابراین تنها با اراده شبهه افكن، شبهه ساخته نمیشود و به علت فاعلی و قابلی ـ هر دو ـ نیاز دارد. شبهه گاهی «شكل میگیرد» و گاه «شناخته میشود»: شكلگیری شبهاتی كه بدون علت خارجی ـ و البته در زمینه و بستر مساعد ـ بروز میكند، گاه، طبیعی است و گاه جعلی و مصنوعی. هم چنین شبهاتی كه «شناخته میشود»، گاهی منشأ داخلی دارد و گاهی منشأ خارجی.
انگیزههای شبههسازی:
1. حفظ موقعیت و توجیه عملكرد خود: نخبگان سیاسی یا فكری، گاه برای حفظ منزلتِ مصنوعیِ خود یا توجیه عملكرد ضعیف یا منفی خویش، و پیشگیری از طرح پرسشها و ابهامات اساسی، به طرح دیدگاهها و نظراتی میپردازند كه منشأ شبهه در جامعه میشود.
2. انجام مأموریت: عناصر خود فروخته و مزدوری یافت میشوند كه برای سست كردن پیوندهای جامعه با دین و حكومت اسلامی، به شبههسازی و ترویج و تعمیم آن میپردازند.
3. رقابت بر سر قدرت: همواره قدرت، رقابت برانگیز است، بخصوص آنگاه كه متصدیان قدرت، حاضر نباشند از مواضع اصولی خود عدول كنند و به معامله با رقبا و دشمنان بپردازند. بنابراین كسانی كه به معارضه با حاكمان برای كسب قدرت میپردازند، برای فراهمكردن زمینههای فكری و اجتماعی آن به شبههافكنی میپردازند.
4. متعلقات و انگیزههای عاطفی: انگیزههای شخصی، حب و بغضها به گرایشهای عاطفی و متعلقات حزبی و گروهی، نیز میتواند منشأ شبههافكنی گردد.
5. هجوم فرهنگی و فكری: یكی از خاستگاههای شبهه، هجوم فكری غرب و پیامدهای آن است. طبعاً انگیزه این هجوم، چیزی جز فراهم ساختن زمینههای سلطه سیاسی و اقتصادی و رفع موانع بسط سلطه مستبكران نمیباشد.
زمینههای شكلگیری طبیعی شبهه: بسیاری از شبهات، بطور طبیعی و بنابر زمینههای درونی یا بیرونی شخص شبههپذیر، در ذهن و دل او شكل میگیرد و منشأ اثر میگردد.
الف) زمینههای اجتماعی و فرهنگی
زمینه و خاستگاه اصلی شكلگیری شبهه در ذهن و دل جامعه، ضعف بنیه معرفتی و اعتقادی جامعه؛ بدفهمی، كجفهمی و فقدان شناخت و تحلیل روشمند، عمیق و جامعِ نخبگان فكری جامعه در باب مفاهیم و معارف دینی و نیز نارسایی و كاستی در جریان اطلاعرسانی و ضعف تحلیل مسایل اجتماعی است.
ریشهها و عوامل این امر به روند فكری جامعه ما در چند سده اخیر، عدم شكلگیری روندی مطلوب در مواجهه اندیشمندان، علما و نخبگان جامعه ما با تحولات فكری و اجتماعی مغرب زمین و كاستیها، سستیها و وابستگیهای سیاسی حكومتهای استبدادی پیش از انقلاب اسلامی مرتبط است، ولی بهرحال به منظور تضعیف زمینههای شكلگیری شبهه در جامعه، باید برای این زمینه و خاستگاه اصلی چارهاندیشی و تدبیر شود.
در عین حال زمینههای اجتماعی و فرهنگی خاصی هم در شكلگیری شبهه بطور مستقیم مؤثرند كه مهمترین آنها عبارت است از:
1. تغییر وضعیتها: تغییر در رفتار گروههای مرجع در جامعه یا رفتار و منش مدیران و نخبگان و بروز تعارض میان عمل و گفتار آنان، منشأ پیدایش در ذهن مشاهدهكنندگان میشود.
2. تغییر گفتمانها: هنگامی كه آرمانها و منطق انقلابی و اسلامی، بتدریج جای خود را به آرمانها، شعارها و منطق فرصتطلبانه و بازی قدرت میدهد، جامعه دچار شبهههای فراوانی میگردد.
3. تفكر التقاطی: اگر مراجع فكری جامعه و تولیدكنندگان اندیشه دینی، دچار التقاط باشند، خودبخود زمینه بروز شبهه در اندیشهورزان فراهم میشود. در صورتی كه این اندیشه التقاطی در بخش هایی از نظام آموزشی یك جامعه و در لایههای زیرین مراكز فكری، فرهنگی و هنری وجود داشته باشد، ناچار آثار خود را در پیدایش شبهه بروز خواهد داد.
4. تعامل و تضارب فكری: وجود فضای آزاد فرهنگی و فكری در جامعه ضمن اینكه امری حیاتی و ضروری است ولی گاه بر اثر ضعف بنیه فكری جامعه و سوء مدیریت فرهنگی، زمینههای بروز شبهات را فراهم میسازد.
5. تبادل فكری: یكی از زمینههای شكلگیری شبهه، وجود جریان مبادله و تعامل فكری ـ فرهنگی جامعه با سایر جوامع است. انتقال نظریات، افكار و اندیشههای جدید به فضای فرهنگی و فكری جامعه، همواره میتواند پرسشهای شبههبرانگیزی را برای اقشاری از جامعه مطرح سازد. تدابیر فرهنگی مناسب در شیوه انتقال و تعامل، زمینههای شبههسازی را كاهش میدهد ولی هیچگاه نمیتواند آن را كاملاً منتفی سازد. در عین حال نمیتوان و نباید به این بهانه جریان مبادله فكری را متوقف یا كند ساخت زیرا این امر با توجه به سرعت جریان تولید اندیشه در جهان، اولاً از تحرك و پویایی فكری جامعه میكاهد و ثانیاً پیامدهای دراز مدت آن در تقویت جنبههای شبههساز افكار جدید و عدم آمادگی جامعه برای مقاومت در برابر آن، به مراتب آسیبزایی بیشتری خواهد داشت.
6. فقدان یا ضعف شرایط و مراكز مناسب برای طرح و بحث آزاد مباحث فكری و اجتماعی.
7. عدم اطلاعرسانی شفاف و صحیح توسط مراكز مسؤول.
8. دفاع ضعیف، سست و بد از باورها، ارزشها و عملكردها.
9. عدم كارآمدی و ضعف مدیریت: یكی از مهمترین زمینهها و خاستگاههای شكلگیری شبهه، مواجهه و مشاهده كاستیها و آفات مدیریتی و اجرایی است كه در تحقق و جا افتادن شبهات اجتماعی و سیاسی بسیار مؤثر است. این زمینه بطور غیرمستقیم در یك نظام سیاسی دینی، به شبهات اعتقادی و فكری نیز سرایت كرده و آنها را نیز تقویت میكند.
ب) زمینههای فردی
همانگونه كه اشاره شد برای شكلگیری و گسترش شبهه، زمینههای شبههپذیری نیز باید وجود داشته باشد وگرنه بدون وجود این زمینهها، هیچ پرسش یا ابهامی نمیتواند به تردید و سستی در باورها منتهی شود.
در بخش قبل به مهمترین زمینههای اجتماعی و فرهنگی شبههپذیری اشاره شد اكنون به برخی از زمینههای فردی میپردازیم. توجه داریم كه این دو بخش در واقع كاملاً به هم پیوند داشته و بطور متقابل در هم تأثیر گذارند:
1. سادهاندیشی: افراد زودباور، سادهلوح و منفعل بیش از كسانی كه از ذكاوت و تیزبینی برخوردارند، در معرض شبههپذیری قرار میگیرند.
2. اعتماد مطلق به دیگران: ضعف اعتماد به نفس در بحث فكری و اجتماعی و اكتفای به آنچه دیگران میگویند، بخصوص روحیه تقلید و عدم نقّادی زمینه شبههپذیری را افزایش میدهد.
3. ضعف علمی و عدم آگاهی: همانگونه كه قبلاً هم اشاره شد، ضعف بنیه فكری جامعه زمینه شبههپذیری است و در مورد افراد هم، عمق معرفت دینی و آگاهیهای اجتماعی، مانع بزرگی برای شبههپذیری خواهد بود.
4. ضعف اخلاقی و كاستیهای رفتاری: كسانی كه خود به فروغلتیدن در مسیر انحطاط اخلاقی و پیروی از تمایلات نفسانی تمایل دارند و در پی كسب ثروت و قدرت و رفاه و راحتی برای خود میباشد، بیش از دیگران شبههپذیرند. اینافراد شبهات را جاده صافكن شهوات خود میبیند و بنابراین از آن استقبال میكنند و آن را با آب و تاب به دیگران منتقل میسازند! تقوای حقیقی، مانع بزرگ و مؤثری برای شبههپذیری است.
5. كنكاشها و تأملات شخصی: تفكر اگر بر مبانی و مبادی صحیح استوار باشد و در چارچوب روشن درست تحقق یابد، هرگز به نتیجه باطل منتهی نمیشود. در یك استدلال برهانی، هنگامی كه مقدمات و روش صحیح باشد، نتیجه هم قطعاً صحیح خواهد بود. ولی كنكاشها و تأملات شخصی افراد، همواره از قواعد متقن و صحیح فكری و منطقی پیروی نمیكند، از احتمال نتایج غلط منتفی نیست و این خود یكی از زمینههای طبیعی بروز شبهه است. البته برای مقابله با این زمینه تولید شبهه، هرگز فكر نكردن توصیه نمیشود، بلكه مراقبت در روش تفكر، طرح نتایج تأملات و كنكاشها با دیگران و استفاده از «مشورت فكری» برای تصحیح و تكمیل یافتهها، مورد تأكید قرار میگیرد.
نكاتی در باب روند شبههسازی:
1. یك پرسش یا ابهام، میتواند در شرایط خاصی به یك شبهه تبدیل شود، اما هیچگاه به شكلِ شبهه مطرح نمیشود.
2. هیچكس حاضر نیست اعتراف كند كه درصدد شبهه آفرینی است، ولی عملاً با طرح یك پرسش، برجستهسازی و تكرار آن ـ در صورتی كه به سستی باورها و رفتارها در جهت عدول از حق بیانجامد ـ شبههآفرینی میكند.
3. هیچ پرسش یا ابهامی بدون وجود زمینههای مناسب ذهنی و عینی در جامعه و فرد، نمیتواند به شبهه تبدیل شود.
4. ایجاد و بروز یك شبهه همیشه ارادی و آگاهانه و از روی سوء نیت نمیباشد. گاه یك تعبیر نارسا، بیان ناقص و خامِ یك نظر، بكاربردن یك اصطلاح متشابه و چند پهلو، تغییر خاص جامعه و فضای ذهنی آن، و... منشأ بروز شبهه میشود. در بسیاری از این موارد غفلت، بیمبالاتی یا ضعف اطلاع از شرایط ذهنی جامعه موجب بروز شبهه میشود و نه سوء نیت.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
جهت بهرهبرداری بهینه از پاسخها از چه راهکارهایی می توان بهره برد؟
در مواجهه با شبهه از چه قالب هایی می توان استفاده کرد؟
در پاسخ به شبهات چه نکاتی را باید در نظر گرفت؟
چه شبهه ای برای پاسخ گویی در اولویت است؟
شبهه با چه قالب هایی می تواند مطرح شود؟