آیا در كتاب و سنت شواهدي مبنی بر دخالت دین در شؤون دنیوی بشر وجود دارد؟
شواهد و دلایل موجود در كتاب و سنت مبنی بر دخالت دین در شئون دنیوی و اجتماعی بشر فزون از حد شمار است. حضرت امام خمینی؛ در این باره میفرماید: «آنقدر آیه و روایت كه در سیاست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است، شما اگر پنجاه و چند كتاب فقه را ملاحظه كنید، هفت هشت تای آن كتابی است كه مربوط به عبادات است، باقیاش مربوط به سیاست و اجتماعیات و معاشرت و این طور چیزهاست ...». ایشان همچنینعبادات اسلامی را نیز گسسته از امور سیاسی ندانسته و میگویند: «قابل انكار نیست كه اسلام بزرگ دین سیاست مدن و راهنمای صراط مستقیم در لا شرقیه و لا غربیه است، دینی است كه عبادتش توأم با سیاست و سیاستش عبادت است».
با مختصر نگاهی به قرآن مجید و دیگر نصوص دینی به خوبی میتوان دریافت كه آموزهها و تعالیم اجتماعی اسلام همه عرصههای مناسبات اجتماعی انسان را در نوردیده و اندك چیزی را در این باره فرو گذار نكرده است. احكام اقتصادی و مناسبات مالی اسلام، حقوق جزا و دستورات قضایی، تعیین خطوط اساسی سیاست خارجی و داخلی، تعیین دایره آزادیهای انسان، تنظیم روابط دولت و ملت و ... اموری هستند كه از شرح و بسط آنها مثنوی هفتادمن كاغذ شود. اكنون با نگاهی فشرده و مختصر پارهای از ابعاد این مسأله را از نگاه قرآن، روایات و سیره عملی پیامبر(ص) پی میگیریم:
قرآن و مسايل اجتماعی
1. اهداف اجتماعی رسالت انبیاء
الف. از دیدگاه قرآن بخشی از اهداف رسالت انبیاء برقراری عدالت اجتماعی و تشكیل جامعه مبتنی بر قسط وعدل است: «هر آینه پیامبران خود را همراه با آیات روشن فرستادیم و با آنان كتاب و میزان فرو فرستادیم باشد تا آدمیان قسط و عدل بپا دارند».
ب. داوری و قضاوت بین انسانها نیز از اهداف رسالت شمرده شده است: «پس خداوند پیامبران را بر انگیخت كه بشارت دهنده و ترساننده باشند، و همراه ایشان كتاب را بر حق فرو فرستاد تا بین آدمیان در اختلافاتشان داوری كنند».
2. ولایت و زعامت پیامبر اسلام
قرآن مجید در آیاتی پیشوایی و ولایت پیامبر را مطرح ساخته و اطاعت از حضرتش در همه امور را لازم دانستهاست، از جمله:
- همانا ولی و سرپرست شما خدا و رسول او میباشند و مؤمنانی كه نماز بپا دارند و در حال ركوع صدقه دهند.
ـ پیامبر در امور مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
ـ هیچ زن و مرد مؤمنی را نسزد كه چون خدا و پیامبرش حكمی كردند برای خود در امورش حق انتخاب داشته باشد. و هر كس خدا و پیامبرش را نافرمانی كند به گمراهی آشكاری گرفتار آمده است.
ـ خدا و پیامبرش را اطاعت كنید و اعمال خویش را باطل مسازید.
قرآن مجید پذیرش مرجعیت و داوری پیامبر را شرط ایمان معرفی كرده است:
«به پروردگارت سوگند هرگز ایمان ندارند مگر آن كه تو را در منازعات و مسايل اختلافی داور قرار دهند. و آن چه را كه تو داوری كنی بر خود ناهموار نینگارند».
3. گزارش قرآن از فعالیتهای اجتماعی پیامبران
الف. مبارزه پیگیر با ستمگران و بسیج تودهها در جهت نابودی رژیمهای ستمگر، نمونههای بارز این مسأله را در آیات مربوط به حضرت موسی(ع) میتوان یافت.
ب. تأسیس حكومت صالح در جهت تحقق بخشیدن به آرمانهای الهی؛ نمونههای بارز این مسأله را میتوان از آیات مربوط به سرگذشت حضرت داود(ع) و حضرت سلیمان(ع) دریافت «ای داود ما تو را خلافت در زمین دادیم پس در میان مردم بر اساس حق داوری كن».
4. آموزهها و اصول اجتماعی
چنان كه گذشت مختصر نگاهی به قرآن مجید نشان میدهد كه این كتاب عظیم آسمانی سرشار از آیاتی در حوزه نظام خانواده، حقوق مدنی، حقوق جزا، حقوق اجتماعی، مناسبات دولت و ملت، مناسبات بینالمللی، احكام اقتصادی و مناسبات مالی و دیگر امور است.
آموزههای سیاسی و اجتماعی قرآن مجید بر اصولی بنیادین و عام استوار است كه پارهای از آنها عبارتند از: 1.اصل عدالت 2. اصل كرامت و فضیلت 3. اصل عزت و استقلال جامعه اسلامی و ...
حكومت در روایات
آموزههای سیاسی و اجتماعی در روایات رسیده از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) فزون از حد شمار است. در این جا تنها به ذكر چند روایت پیرامون امور سیاسی و اجتماعی بسنده میكنیم:
1. جایگاه امامت و رهبری: در روایتی طولانی از حضرت امام صادِ(ع) آمده است: «همانا امامت سررشته دین و نظام مسلمانان و صلاح دنیا و عزت مؤمنان است. به راستی امامت زیر ساخت اسلام بالنده و رو ساخت اسلام پاینده است. به وسیله امام نماز و زكات و روزه و حج و جهاد تحقق میپذیرد و فیء و صدقات فرا چنگ میآید، حدود و احكام الهی امضاء میگردد و مرزها و جوانب محافظت میگردد. امام حلال كننده حلال خدا و منع كننده از حرامخداست. اوست كه حدود الهی را برپا میدارد و از دین خدا محافظت به عمل میآورد».
2. شایستگی رهبری: امام صادق(ع) فرمودند: «از حكومت بپرهیز، همانا حكومت تنها از آن امامی است كه عالم به قضاوت و عادل در بین مسلمین باشد، مانند پیامبر یا اوصای پیامبر» نیز امیر مؤمنان(ع) فرمودند: «همانا شایستهترین مردم در امر حكومت كسی است كه از همه تواناتر و به حكم خدا در آن داناتر باشد ...».
5. وظایف و كارویژههای زمامدار
روایاتی كه در باب وظایف فرهنگی، اجتماعی و ... پیشوا و زمامدار آمده است مسؤوليت دینی بزرگی را بر دوش او مینهد و به خوبی نشان میدهد كه یكی از فلسفههای مهم دولت و حكومت در اسلام رعایت حدود و هنجارهایالهی، تربیت دینی جامعه و كاربست قوانین دین است. در این جا از میان صدها روایت به ذكر چند نمونه اكتفا میكنیم:
الف. كلیاتی از وظایف فرهنگی و اجرایی امام؛
امیرمؤمنان امام علی(ع) میفرمایند: «بر امام نیست مگر آن چه از امر پروردگار بر دوش او نهاده شده، همچون اهتمام بلیغ در اندرز دهی و تكاپو در خیرخواهی و زنده داشت سنت و اجرای حدود بر كسانی كه استحقاق آن دارند و توزیع خمس و زكوه (مالیاتهای دینی) بر اهل آن».
ب. امام صادق(ع) در باب انفال میفرمایند: «آن چه از طریق پیكار به دست آمده اختیارش به دست امام است، آنگونه كه صلاح بیند عمل خواهد كرد. همان طور كه پیامبر(ص) در مورد خیبر انجام دادند».
ج. در رابطه با این كه حقوق جمع آورنده زكات چگونه باید ادا شود امام صادق(ع) فرمودند: «هر طور امام صلاح بداند، زیرا در این باره دستور معینی وضع نگردیده».
د. در مورد تقسیم زكات میفرمایند: «در مورد بدهكاران ... بر امام است كه از سوی آنان دِینشان را ادا كند و از صدقات نیازمندیهای آنان را تأمین كند». همچنین امام صادق(ع) فرمودند: «امام بدهی ناداران مؤمنین را میپردازد، غیر از مهریه زنان را».
ه. برخورد با تبهكاران: امام علی(ع) میفرمایند: «بر امام امت است كه عالمان فاسق و طبابت كنندگان غیر متخصص و ... را به زندان افكند».
سیره عملی پیامبر(ص)
رفتار پیامبر اكرم(ص) شاهدی گویا بر دخالت دین در شؤون سیاسی و اجتماعی است. حضرتش از آغاز ورود به مدینه به تأسیس دولت اسلامی مبادرت ورزید. به عبارت دیگر از آغاز اسلام در مدینه با سیاست متولد شد. پرفسور "گیب" خاورشناس و مدیر مركز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه هاروارد، در بیان فرق اسلام و مسیحیت، اسلام را پایهگذار و بنیانگذار دولت و نظام سیاسی در قلمرو خویش معرفی نموده و مینویسد: «اسلام در دنیایی كه خودسازمان سیاسیاش را پایه گذاری كرده است نشو و نما نموده است».
اكنون میتوان به اختصار پارهای از فعالیتهای سیاسی پیامبر اسلام(ص) را مورد اشاره قرار داد:
1. تشكیل نیروی نظامی و فرماندهی آن.
2. ارسال نامه به پادشاهان و رؤسای قبايل و دعوت از آنان جهت پذیرش اسلام، و قرار گرفتن در پرتو دولت اسلامی و پذیرش حكومت الهی، و در مواردی نیز بستن پیمانهای نظامی، سیاسی و اقتصادی با آنان.
3. اعزام سفیران و نمایندگان سیاسی نزد شاهان و رؤسا. استاد "عبدالله عنان" در این باره مینویسد: «اعزام سفیر و ارسال نامههای پیامبر روشی بدیع در برنامههای دیپلماتیك بوده و مبتكر آن اسلام است».
4. نصب قضات و تعیین والیان و فرمانداران و ارائه دستور العملها و بخشنامههای سیاسی و اجرایی به آنان.
5. تعیین جانشین و قائممقام به هنگام خروج از پایتخت. حضرت امام خمینی؛ مینویسد: «رسول اكرم در رأس تشكیلات اجرایی و اداری قرار داشت و به برقراری نظامات اسلام همت گماشته بود تا دولت اسلام را به وجود آورد. خداوند متعال در كنار فرستادن یك مجموعه قانونی یعنی احكام شرع یك حكومت، دستگاه اجرا و اداره مستقر كردهاست، اسلام همان طوری كه قانون گذاری كرده است قوه مجریه هم قرار داده است».
طرد بسیاری از اشكال حكومت در اسلام
یكی از اموری كه نشانگر دخالت دین در امور دنیوی است برخوردهای سلبی دین با برخی از شیوههای دنیاداری و حكومتداری است. بدون شك اسلام پارهای از اشكال حكومت را بر نمیتابد. قرآن مجید سلطههای ظالمانه، ولایت غیرمؤمنان، و پیشوایی نابخردان و طاغوت، اسرافگران، مفسدان و فاسقان و هویپرستان و غافلان و... را محكوم كرده است.
از طرف دیگر قرآن مجید عدم رعایت هنجارهای دینی و احكام الهی در حكمرانی را مساوی با ظلم و كفر و فسققلمداد میكند. نفی مشروعیت این گونه حكومتها مستلزم پذیرش نوع دیگری از حكومت است. حضرت امامخمینی در این باره میفرماید: «حكومت اسلامی هیچ یك از انواع طرز حكومتهای موجود نیست. مثلاً استبدادی نیست، كه ريیس دولت مستبد و خود رأی باشد ... حكومت اسلامی نه استبدادی است و نه «مطلقه» بلكه «مشروطه»است. البته نه مشروط به معنای متعارف فعلی آن. مشروطه از این جهت كه حكومت كنندگان در اجرا و اداره مقید به یك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كریم و سنت رسول اكرم(ص) معین گشته است».
خلاصه آن كه در اسلام نظراً و عملاً دین از سیاست جدا نیست. آیات شریفه قرآن به گونههای مختلف این مسأله را مورد توجه قرار داده است. در عمل نیز پیامبر از آغاز ورود به مدینه به تأسیس دولت اسلامی اقدام نمود و همواره دین و دولت اسلامی به موازات یكدیگر گسترش یافته و سراسر جزیره العرب را فرا گرفته است. از سوی دیگر بسیاری از آموزهها و تعالیم اسلامی به گونهای است كه بدون پشتوانه دولت دینی و نیروی اجرایی هماهنگ و بر آمده از دین اجرا پذیر نمیباشد.
آیا «انتم ابصر بدنیاكم» مؤید سكولاریسم نیست؟
برای بررسی این مسأله ابتدا متن روایت به طور كامل از نظر خوانندگان گرامی میگذرد:
در «مبسوط سرخسی» آمده است كه روزی پیامبر از نخلستانی میگذشتند و مردم به روال همیشگی به گردافشانی نخلها برای تلقیح مشغول بودند. حضرت آنان را از گردافشانی منع كردند. از همین رو آن سال نخلها نابارور شدند، حضرتش چون چنین دیدند فرمودند: «انتم ابصر بدنیاكم؛ شما در امور دنیایتان داناتر از من هستید.
در رابطه با روایت فوق چند نكته اساسی قابل طرح است:
1. روایت یاد شده از مجعولات است و هیچ یك از شرایط اعتبار را برخوردار نیست؛ توضیح این كه:
الف. یكی از شرایط اعتبار روایت و ثاقت همه راویان آن است، در حالی كه این روایت بدون سند ذكر گردیده و راوی معتبری ندارد.
ب. شرط دیگر اعتبار و وثاقت یك روایت هماهنگی با قرآن و عدم تعارض با آموزههای آن است، در حالی كه این روایت كاملاً مغایر با تعالیم قرآنی است. قرآن مجید پیامبر(ص) را شخصیتی معرفی میكند كه هر آن چه میگوید مبتنی بر وحی است و اندك سخنی از سر هوی و اتكا به نفس ندارد. «و او از پیش خود سخنی نمیگوید، نیست گفتار او مگر آن چه به او وحی گردیده است». بر اساس این آیه چگونه میتوان پذیرفت كه پیامبر از پیش خود سخنی بگوید و دستوری به مردم بدهد و چون خطای گفتارش آشكار شود بگوید كه شما به امور خود داناترید؟
ج. بر اساس ادله متقن در علم كلام ثابت شده است كه پیامبر باید دارای كمال عقل و دانایی و افزون بر آن از مقام عصمت برخوردار باشد. گستره عصمت نیز شامل همه امور میشود و مراد از آن نه تنها ترك گناه، كه حتی پیراستن از خطا و اشتباه و نسیان است. بنابراین روایت یاد شده مغایر با اصول اعتقادی است و حداقل با مبانی كلامی شیعه هیچگونه سازگاری ندارد.
2. با صرف نظر از مشكل عدم اعتبار، از نظر دلالت نیز نمیتوان روایت یاد شده را مؤید سكولاریزم انگاشت، زیرا معنای این سخن آن است كه مردم به امور دنیای خویش از «شخص» پیامبر آگاهترند، نه این كه از دین خدا نیز فراتر هستند. مصدر آموزههای دینی خداوند است كه عالم مطلق است و او میتواند تعالیم و آموزههای اساسی در حوزه سیاست و اجتماع را از طریق وحی به جامعه عرضه كند و در امور آنان دخالت كند، هر چند پیامبر شخصاً، و جدا از آنچه به او وحی شده است، تفاوتی با دیگران نداشته باشد از همین رو كسانی از اهل سنت نیز كه روایت یاد شده را باوردارند، هرگز به جدایی دین از سیاست معتقد نیستند.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آيا سكولارسيم به معناي دنياگروي است؟
آیا دخالت دین در سیاست امري بيهوده و لغو نیست؟
آیا ساختار حكومت در اسلام از شیوههای عرفی و بروندینی پیروی میكند؟
آيا آزادی در گزینش دین لزوماً به نفی رابطه دین و سیاست میانجامد؟
آيا اعتقاد به رابطه دین و دولت برآمده از پیشفرضهاي معتقدین به آن است؟
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


