دین نهادی اجتماعی است یا مقولهای فرانهادی؟
پارهای از جامعهشناسان دین را پدیدهای اجتماعی و در عرض دیگر نهادهای اجتماعی به حساب آوردهاند. براساس این انگاره كاركرد دین منحصر به عرصه خاصی از نیازهای انسان خواهد شد و در دیگر نهادهای اجتماعی نقش اساسی و تعیینكنندهای نخواهد داشت. از این رو گفتهاند: «نهاد دینی نیاز اجتماعی بنیادی رابطه انسان با خدا را تأمین میكند.» اما اگر دین حقیقتی فراتر از یك نهاد اجتماعی باشد و یا نهادی نخستین و اولیه به حساب آید كه دیگر نهادها نسبت به آن نهاد ثانوی و تابع به حساب آیند، نه نهادی مستقل و در عرض آن، در این صورت مجال واسعتری برای تأثیرگذاری دین بر نهادهای اجتماعی وجود خواهد داشت؛ بهطوری كه دین قادر به ایجاد برخی از نهادها و یا ارزش گذاری، الگو دهی و ساماندهی نقش و كاركردهای آنها خواهد بود.
بررسی این مسأله در گرو داشتن تعریفی از دین و تصویری گویا و روشن از نهادهای اجتماعی است. سپس باید ویژگیهای مشترك و مختص هر یك را مورد بررسی و مقایسه قرار داد.
تعریف دین
درباره دین تعریف های بسیاری وجود دارد كه به گونههای مختلفی طبقهبندی میشوند. مجموع این تعاریف به دهها یا صدها تعریف بالغ میشود. آنچه در اینجا بدان بسنده میشود تعریفی است كه تقریباً اندیشمندان و متفكران مسلمان بر آن اتفاق نظر دارند. علامه طباطبایی در این باره میگوید: «دین عقاید و دستورهای عملی و اخلاقی است كه پیامبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آوردهاند. دانستن این عقاید و انجام این دستورها سبب خوشبختی انسان در دو جهان است.»
"حامدالگار" اسلام شناس نامآور معاصر نیز در تعریف دین میگوید: «دین مجموعهای است از احكام و عقاید كه خدای تعالی به وسیله پیامبران و كتب آسمانی برای هدایت انسان و برای وصول به سعادت دنیوی و اخروی در پیشگاه آدمی قرار داده است.»
تعاریف یاد شده شامل مؤلفههای زیر است:
1. دین مجموعهای است جامع و مركب از: باورداشتها، ارزشها و اصول و قواعد رفتار. اعم از ارزشهای الزامی و غیرالزامی.
2. دین دارای خاستگاه الهی است، و توسط سفیران برگزیده خداوند به بشر عرضه میشود.
3. غایت دین نیكبختی دنیوی انسان و هم نیكفرجامی او در سرای جاوید و ابدی است.
نیز باید توجه داشت كه تعاریف فوق ناظر به «دین حق» است، نه «دین محقق». بنابراین آنچه ساخته و پرورده ذهن بشری بوده و به نام دین عرضه شود، چیزی جز یك انحراف عقیدتی و فكری نیست و اساساً از دایره تعریف دین خارج است، هر چند به ناروا برچسب دین بر آن زده باشند.
تعریف نهادهای اجتماعی
نهاد اجتماعی برابر نهاده واژه (Social Institution) میباشد كه گاه به «سازمان» یا «مؤسسه» اجتماعی نیز ترجمه شده است. در تعریف نهاد آمده است:
نهاد اجتماعی نظامی متشكل از ارزشها، هنجارها و مناسبات اجتماعی است كه نقش آن استقرار رفتارهای مناسب برای ایفای كاركردهای اساسی در یك جامعه است. كاركردهای جامعه فرایندهای پیچیده گوناگونی را به وجود میآورند. «به شبكهای از پویشهای پیچیده اجتماعی كه به هدف یا هدفهای معینی ناظر است و كل یگانهای به شمار میآید نهاد اجتماعی (Social Institution) نام نهادهاند». نیز گفته شده است: «نهاد ساختی است نسبتاً پردوام از الگوی رفتاری، از نقشها و روابطی كه اشخاص به گونهای التزامآور و یكنواخت برای تأمین نیازهای اجتماعی پایه ایجاد كردهاند.»
نهاد تعبیری انتزاعی است و فهم دقیق معنای آن در گرو دانستن ویژگیهایی است كه هر نهاد مشتمل بر آن است؛ درنگاه جامعهشناسان این ویژگیها عبارت است از:
1. هدفمندی؛ هر نهاد دارای هدفی معین است، یعنی برای تأمین یك نیاز اساسی گروه سامان یافته است.
2. پایایی؛ نهادها نسبتاً پایا و دائمی هستند، به تعبیر دیگر تغییرات نهادی به كندی صورت میپذیرد.
3. ساختمندی؛ اجزای سازنده یك نهاد به طور متقابل یكدیگر را در كل تقویت میكنند.
4. یكپارچگی؛ هر نهاد یك ساخت واحد است و به عنوان یك واحد یكپارچه عمل میكند. البته هیچ نهادی كاملاً متمایز از دیگر نهادها نیست، اما كاركرد هر نهاد را در رفتار انسانی میتوان به صورت یك مجموعه تمیز داد.
5. ارزشگذاری، هر نهاد حاوی یكسری ارزشهاست كه دستورالعمل رفتارند.
ویژگیهای دیگری نیز برای نهادهای اجتماعی بیان شده است، از جمله (تحولپذیری هماهنگ با توسعه جوامع بشری» و....
جامعهشناسان نهادهای اولیه و پایه اجتماعی را به پنج دستگاه عمده تقسیم میكنند. این نهادها عبارتند از:
1. نهادهای اقتصادی، در خدمت تولید و توزیع كالاها و خدمات قرار دارند.
2. نهادهای سیاسی، چگونگی به كار بردن قدرت و دستیابی به آن را تنظیم میكنند.
3. نهادهای مرتبهبندی، توزیع وضعیات و شؤون و بضاعتها را تعیین مینمایند.
4. نهادهای خویشاوندی با ازدواج، خانواده و جامعهپذیری كودكان و نوجوانان سروكار دارند.
5. نهادهای فرهنگی، با فعالیتهای مذهبی، علمی و هنری ارتباط پیدا میكنند.
نسبت دین و نهادهای اجتماعی
بین دین و نهادهای اجتماعی وجوه تشابه و تمایز چندی وجود دارد كه به پارهای از آنها اشاره خواهد شد:
1. دین نیز چون نهادهای اجتماعی هدفمند است و تأمین كننده حوزههایی از نیازهای انسان میباشد، لیكن ضمن اینكه در اصل هدفداری با نهادهای اجتماعی مشابهت دارد، ولی از نظر نوع هدف و گستره نیازهایی كه دین برآورده میسازد با نهادهای اجتماعی تفاوت چشمگیری وجود دارد. این تفاوتها عبارت است از:
الف) نهادهای اجتماعی تنها تأمین كننده نیازهای دنیوی میباشند، لیكن هدف دین تنها تأمین نیازمندیهای این جهانی نیست، و خیر و سعادت آدمی در دو جهان را هدف خود قرار داده است.
ب) نهادهای اجتماعی هر یك هدف خاص و مستقل نسبت به دیگری داشته و فاقد همپوشی چشمگیر میباشند،در حالی كه هدف دین نسبت به نهادهای اجتماعی همپوشی دارد. به عبارت دیگر چون هدف دین تأمین خیر و سعادت انسان در دنیا و آخرت است، لاجرم هدف هر یك از نهادهای اجتماعی بخشی از هدف دین نیز میباشد.
ج) نهادهای اجتماعی دارای خاستگاه اجتماعی هستند و چنانكه در تعریف شان گذشت نهادهای اجتماعی را انسانها برای تأمین نیازهای اجتماعی پایه ایجاد كردهاند. به عبارت دیگر هر نهاد اجتماعی به دو ركن اساسی متكی است؛ 1. بشر كه پدیدآورنده آن است2. زیست اجتماعی انسان كه ظرف تولید و پیدایش آن است. این دقیقاً به آن معناست كه اگر انسان دارای زیست و مناسبات اجتماعی نبود، اثری از این گونه نهادها وجود نمیداشت. چنانكه در حیوانات نیز، با وجود نیاز به امنیت و غذا و... چیزی به نام نهاد اقتصاد، سیاست، فرهنگ و... نیست. از همین جا دو تفاوت دیگر بین دین و نهادهای اجتماعی به دست میآید: الف) دین ساخته و پرداخته انسان نیست بلكه از سوی خداوند به بشر ارزانی شده است. اوست كه با انگیزش انبیای عظام تعالیم و آموزههای دینی را به آنان وحی نمود و ایشان را مأمور تبلیغ و تبیین و مسؤول اجرای بخش مهمی از آموزههای عملی دین نمود.
ب) گرایش به دین و باور داشت حقایق دینی تابع حیات اجتماعی انسان نیست، بلكه ریشه در فطرت و سرشت آدمیان دارد. به عبارت دیگر اگر انسان موجودی اجتماعی هم نبود، به طور ذاتی و فطری دین باور و دارای گرایش و علایق دینی بود. بنابراین دین دارای خاستگاه الهی و فطری میباشد، ولی نهادهای اجتماعی دارای خاستگاه اجتماعی.
2. گستردگی در هدف باعث میشود كه مؤلفههای دین نیز جامع تر از مؤلفههای هر یك از نهادهای اجتماعی باشد. دین حاوی مجموعهای از باور داشتها و معارف بنیادین هستی شناختی (مبدأ، معاد، فلسفه و تاریخ)، انسان شناختی، راهنماشناختی (نبوت و امامت) است، و نیز مشتمل بر مجموعه هماهنگ و مسنجمی از ارزشها، هنجارها و الگوهای رفتاری (راهشناسی) میباشد. از این رو امام صادق(ع) فرمودند: خداوند در قرآن همه احكام مورد نیاز بشر را بیان كرده است، سوگند به خدا هیچ چیزی را كه بشر به آن نیاز دارد فروگذار نكرده است...». در حالی كه نهادهایاجتماعی چنانكه از تعاریفشان به دست میآید هر یك در بردارنده بخشی از مؤلفههای گروه دوم میباشند، و شناختهای بنیادین یاد شده حقایقی فرانهادیاند كه از بیرون بر چگونگی شكلگیری هنجارها و الگوهای رفتاری نهادی شده تأثیرگذار میباشند.
3. در جامعه دینی برخی از نهادها همچون نهاد خانواده و تعلیم و تربیت بر اساس دین شكل میگیرد، همچنین نهادهای تابعه و ثانویه ویژهای مانند عبادتگاه ها، مساجد، مراكز خیریه و... توسط دین ایجاد میشود. افزون بر آن دین بر دیگر نهادهای اجتماعی چون اقتصاد، سیاست و حقوق نیز ناظر است و مستقیماً ارزشها و الگوهای رفتاری آنها را تعیین میكند. وجود احكام و آموزههای فراوان و گسترده سیاسی، اقتصادی، حقوقی در شریعت اسلامی به خوبی نشانگر آن است كه دین مبین اسلام هیچ یك از نهادهای اجتماعی را از گسترده نفوذ خود جدا نمیداند. حضرت امامخمینی؛ در این زمینه میفرماید:
«آنقدر آیه و روایت كه در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است. شما پنجاه و چند كتاب فقه را ملاحظه میكنید، هفت ـ هشت تا كتابی است كه مربوط به عبادات است، باقیاش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست.»
4. دین تنها مشتمل بر نقشها و هنجارهای الزامآور نیست، بلكه مشتمل بر هنجارهای غیرالزامی چون مستحبات نیز میباشد.
5. دیگر تفاوت دین و نهادهای اجتماعی در مسأله ثبات و تحولپذیری است. چنانكه گذشت یكی از ویژگیهای نهادهای اجتماعی تحول و دگرگونی آنها به تناسب توسعه جوامع بشری است. در مقابل دین دارای دو بخش اساسی است:
1) عقاید و باورداشتهای دینی. این بخش كه اساسیترین ركن دین و زیرساخت بخش دیگر است از ثبات مطلق و دايمی برخوردار است.
2) مجموعه كنشها و بایدها و نبایدهای دینی؛ این مجموعه كه از آن به شریعت تعبیر میشود نیز به دو قسمت تقسیم میشود: نخست اصول و احكام ثابت و تحولناپذیر. دوم احكامی كه به تناسب شرایط و مقتضیات زمان از انعطاف برخوردار است. البته این به معنای تبعیت مطلق دین از شرایط و خواستها و پسند زمانه نیست، بلكه دیندر این حوزه نیز نقش كنترلكننده و هدایتگرانه خود را ایفا میكند، ولی در برابر نیازهای واقعی و دگرگون شونده جمود و ایستایی نشان نمیدهد. تغییرات لازم در این بخش قبل از دوران خاتمیت با تجدید نبوتها و شریعتها انجام میگرفته و در عصر خاتمیت از طریق فرایند اجتهاد صورت میپذیرد.
چكیده
با ملاحظه تعاریف و ویژگیهای دین و نهادهای اجتماعی روشن میشود كه این دو در ضمن پارهای از شباهت ها در وجوه چندی نیز تفاوت دارند. یكی از وجوه تفاوت آنها در خاستگاه میباشد. خاستگاه دین فطری و الهی است و خاستگاه نهادها حیات اجتماعی بشر است، افزون بر آن گسترهی دین فراتر از نهادهای اجتماعی و دارای هدفی عام تر است. بنابراین دین هم حقیقتی فرا اجتماعی است و هم فرا نهاد. اگر با اندك مسامحهای دین را یك نهاد بنامیم، باید آن را نهاد مادر و نخستین به حساب آورد و دیگر سازمانها و نهادهای اجتماعی را نسبت به آن، نهادهای ثانوی و تابع دانست، نه مستقل و در عرض آن.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آيا سكولارسيم به معناي دنياگروي است؟
آیا دخالت دین در سیاست امري بيهوده و لغو نیست؟
آیا ساختار حكومت در اسلام از شیوههای عرفی و بروندینی پیروی میكند؟
آيا آزادی در گزینش دین لزوماً به نفی رابطه دین و سیاست میانجامد؟
آيا اعتقاد به رابطه دین و دولت برآمده از پیشفرضهاي معتقدین به آن است؟
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.



