تعداد بازدید : 924
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
شنبه، ۲۷ بهمن ۱۳۸۶
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟

مقدمه
دانش‌ و تكنولوژی‌ نوین‌ ظاهراً در بستری‌ نشو و نمو پیدا كرده‌ كه‌ صبغه‌ دینی‌ ندارد. اینكه‌ «ظاهراً» گفته‌ می‌شود به‌ دلیل‌ آن‌ است‌ كه‌ دانشمندان‌ علوم‌ جدید خودشان‌ را به دور از حلقه‌های‌ دینی‌ و دینداری‌ نمی‌دانند. اما روشنفكران ‌سكولار كه‌ عهده‌ دار تفسیر دنیای‌ مدرن‌ می‌باشند، غالباً تصویری‌ غیر دینی‌ از علم‌ و صنعت‌ نوین‌ ارایه‌ داده‌اند. از این‌ رو تلقی‌ عمومی‌ از رابطه‌ دین‌ و دانش‌ چیزی‌ خلاف‌ واقعیت‌ خواهد بود. برداشت‌ القا شده‌ آن‌ است‌ كه‌ رابطه‌ مثبتی‌ میان‌ علم‌ و دین‌ برقرار نبوده‌ بشر در دو راهی‌ علم‌ و دین‌ گرفتار آمده‌ است‌. لذا بسیاری‌ از پرسش‌هایی‌ كه‌ روشنفكران‌ در باب‌ نسبت‌ علم‌ و دین‌ طرح‌ كرده‌اند، عمدتاً با همین‌ تلقی‌ و پیش‌ فرض‌ است‌. پرسش‌هایی‌ كه‌ خواهد آمد، نمونه‌ای ‌از اینگونه‌ تلقی‌های‌ روشنفكران‌ است‌.

آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
این‌ پرسش‌ یكی‌ از پر مسأله ‌ترین‌ مباحث‌ «علم‌شناسی‌» است‌ كه‌ تاكنون‌ دفتر آن‌ بازمانده‌ است‌ و برای‌ پاسخ‌ دادن‌ به‌ آن‌ باید مسایل‌ متعددی‌ مقدمه‌ مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار گیرد. لذا در اینجا مجال‌ واسعی‌ برای‌ تفصیل‌ آن‌ نیست‌. با این‌ حال‌ به‌ قدر مقدور به‌ این‌ مباحث‌ اشاره‌ می‌شود. نخست‌ در باب‌ تعریف‌ علم‌ است‌. توافق‌ جمعی‌ چندان‌ روشنی ‌درباره‌ علم‌ وجود ندارد. هر یك‌ به‌ وجه‌ خاصی‌ علم‌ را تعریف‌ كرده‌اند. مثلاً علم‌ را از آن‌ حیث‌ كه‌ عالم‌ تصویربرداری‌ از اشیاء می‌كند و صورت‌ چیزها را در ذهن‌ خود نقش‌ می‌بندد؛ گفته‌ شده‌ علم‌ همان‌ صورت‌ اشیا است‌ كه‌ در نزد عالم‌ یا ذهن‌ حاصل‌ می‌شود و یا علم‌ از آن‌ حیث‌ كه‌ میان‌ عالم‌ و معلوم‌ نسبتی‌ و مواجهه‌ای‌ برقرار می‌شود؛ گفته‌ شده‌ كه ‌عبارت‌ از «كیف‌ نفسانی‌» است‌ كه‌ از برقراری‌ نسبت‌ میان‌ عالم‌ و معلوم‌ پدید می‌آید. برخی‌ با تفكیك‌ علم‌ به‌ معنای ‌«معرفت‌» با علم‌ به‌ معنای‌ «دانش‌ تجربی‌» یا علم‌ به‌ معنای‌ «علوم‌ انسانی‌» و علم‌ به‌ معنای‌ «علوم‌ طبیعی‌»؛ سعی ‌كرده‌اند تعریف‌ متكثری‌ از علم‌ ارایه‌ دهند؛ یعنی‌ علم‌ به‌ هر یك‌ از این‌ معانی‌ تعاریف‌ خاصی‌ دارد. لیكن‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ علم‌ معنا و مفهوم‌ كلی‌ دارد كه‌ معانی‌ خاص‌ ارایه‌ شده‌ تجلیات‌ و شعب‌ آن‌ مفهوم‌ كلی‌ است‌. لذا معانی ‌خاص‌ تفاوتی‌ با معنای‌ عام‌ علم‌ ندارند. مشكلی‌ كه‌ در بیان‌ معنای‌ عام‌ علم‌ وجود دارد به‌ كارگیری‌ واژگان‌ مترادف‌ است‌. لذا در اصطلاح‌ فنّی‌ تعاریف‌ در حد شرح‌ الاسمی‌ است‌. اما به‌ هر حال‌، علم‌ عبارت‌ از معرفت‌، شناخت‌ و آگاهی‌ است‌ كه‌ در اثر برقراری‌ نسبت‌ و مواجهه‌ با موضوع‌ شناسایی‌ برای‌ شخص‌ عالم‌ حاصل‌ می‌شود. موطن‌ این‌ معرفت‌ و آگاهی‌ در جایی‌ ورای‌ گوشت‌ و خون‌ آدمی‌؛ یعنی‌ در عقل‌ و ذهن‌ بشر است‌. موضوع‌ شناسایی‌ ممكن‌ است ‌اشیای‌ طبیعی‌ یا امور انسانی‌ و یا ورای‌ این‌ امور باشد. لذا علم‌ به‌ علوم‌ طبیعی‌ و انسانی‌ و علوم‌ ماورایی‌ كه‌ علم‌ الهیات ‌جزیی‌ از آن‌ است‌؛ تقسیم‌ می‌شود. فعل‌ شناسایی‌ برای‌ آدمی‌ بدون‌ روش‌ ممكن‌ نمی‌گردد حتی‌ اگر این‌ شناسایی‌ به ‌صورت‌ اتفاقی‌ و روزمرگی‌ حاصل‌ شود. روش‌ شناسایی‌ در علوم‌ مختلف‌ یكسان‌ نمی‌باشد و در هر یك‌ از روش‌ خاصی‌ بهره‌برداری‌ می‌شود. به علاوه‌ شناسایی‌ به‌ اعتبار اینكه‌ معطوف‌ به‌ امور جزیی‌ یا عام‌ باشد، به‌ علم‌ جزیی‌نگر و علم‌ كلی‌نگر نیز تقسیم‌ می‌شود. اشاره‌ به‌ شقوقات‌ علم‌ و شناسایی‌ به‌ این‌ دلیل‌ است‌ كه‌ وقتی‌ سخن‌ از «بی‌ طرفی‌» در علم‌ مطرح‌ است‌، باید توجه‌ وافی‌ به‌ ابعاد این‌ مسأله‌ داشته‌ باشیم‌.
اما اصطلاح‌ «بی‌ طرفی‌» واژه‌ای است‌ كه‌ به‌ تفسیر و تفهیم‌ مناسبی‌ نیاز دارد. آیا بی‌ طرف‌ بودن‌ یعنی‌ نه‌ جانب‌ ذهن‌ و نه‌ جانب‌ عین‌ را گرفتن‌ است‌؟ یا عدم‌ جانبداری‌ از فاعل‌ شناسایی‌ و موضوع‌ شناسایی‌ است‌؟ یا آنكه‌ مراد از بی‌ طرفی ‌آن‌ است‌ كه‌ خرد شناسایی‌ فی‌ نفسه‌ و به‌ طور مستقلی‌ در نظر گرفته‌ شود؟ چه‌ چیزی‌ باید بی‌ طرف‌ باشد؛ علم‌ یا عالم‌ یا معلوم‌؟ مسأله‌ بی‌ طرفی‌ معلوم‌ مربوط‌ به‌ اشیای‌ جاندار ذی‌ شعور است‌. شرایط‌ امكان‌ بی‌ طرفی‌ هم‌ مسأله‌ دیگری است‌. اگر باید عالم‌ بی‌ طرف‌ بماند، او تحت‌ چه‌ شرایطی‌ می‌تواند بی‌ طرف‌ باشد؟ آیا تحت‌ شرایط‌ وجدان‌ اخلاقی‌، الزام ‌اجتماعی‌، الزام‌ علمی‌ یا الزام‌ دینی‌؟ ملاحظه‌ می‌كنید كه‌ با این‌ پرسش‌ رابطه‌ شناسایی‌ با موضوعاتی‌ چون‌ اخلاق، جامعه‌، دانش‌ و دین‌ و غیره‌ به‌ مسأله‌ مهمی‌ تبدیل‌ می‌شود. زیرا تبیین‌ مسأله‌ بی‌ طرفی‌ علم‌ به‌ هر یك‌ از این‌ موضوعات ‌ارتباط‌ پیدا می‌كند. اگر بی‌ طرفی‌ مربوط‌ به‌ علم‌ باشد، سؤال‌ می‌شود كه‌ بی‌ طرفی‌ مربوط‌ به‌ مقام‌ حصول‌ و اكتساب ‌صورت‌ اشیاء در ذهن‌ است‌ و مربوط‌ به‌ مقام‌ ابراز صورتهای‌ حاصله‌ و اكتسابی‌ است‌. زیرا ممكن‌ است‌ فاعل‌ شناسایی‌ تصویر درستی‌ از موضوع‌ شناسایی‌ حاصل‌ كرده‌ باشد، اما در مقام‌ ابراز آن‌ جانبدارانه عمل‌ نماید.
به‌ هر حال‌، اگر علم‌ را به‌ آینه‌ای‌ تشبیه‌ نماییم‌، می‌توان‌ گفت‌ كه‌ علم‌ همچون‌ آینه‌ ذاتاً بی‌ طرف‌ است‌. هر چیزی‌ برابر آینه‌ قرار گیرد، هر آنچه‌ را پیداست‌ به‌ تصویر می‌كشد. پس‌ جانبداری‌ علم‌ یك‌ مسأله‌ بیرونی‌ و عرضی‌ است‌ باید بررسی‌ كرد چه‌ عوامل‌ بیرونی‌ موجب‌ سقوط‌ علم‌ از مقام‌ بی‌ طرفی‌ می‌شود. البته‌ اگر علم‌ بی‌ طرفی‌ خود را از دست‌ بدهد در واقع‌ از علم‌ بودن‌ می‌افتد‌. زیرا علم‌ ذاتاً بی‌ طرف‌ است‌ و هر چیزی‌ كه‌ ذاتیات‌ خود را از دست‌ بدهد، نابود و معدوم‌ می‌گردد. لذا علم‌ جانبدار، علم‌ نیست‌ كه‌ «آگاهی‌ كاذب‌» است‌. ممكن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود بخش‌ علوم ‌انسانی‌ از علم‌ جدید (مدرن‌) بی‌ طرف‌ نیست‌. زیرا در این‌ علوم‌ «عقلانیت‌ معطوف‌ به‌ هدف‌» رسمیت‌ دارد. حال‌ اگر این‌ هدف‌ برآمده‌ از اغراض‌ فردی‌ و نفسانی‌ باشد؛ دیگر چگونه‌ بی‌ طرفی‌ این‌ علم‌ پابرجا می‌ ماند؟ از این‌ رو، بر این ‌باوریم‌ كه‌ اگر علم‌ در فضای‌ دینی‌ و قدسی‌ شكوفا گردد، بی‌ طرفی‌ آن‌ تضمین‌ شده‌ است‌. زیرا علم‌ به‌ دین‌ تكیه‌ می‌زند و دین‌ هم‌ سخن‌ حق‌ و عدالت‌ است‌. وقتی‌ علم‌ به‌ خدا تكیه‌ نماید، در واقع‌ به‌ حقیقت‌ پهلو زده‌ است‌. علمی‌ بی‌ طرف ‌است‌ كه‌ به‌ حقیقت‌ نزدیك‌ شده‌ باشد و حقیقت‌ مطلق‌ جز خداوند متعال‌ چیز دیگری‌ نیست‌. همه‌ چیزها حقانیت‌ شان ‌را از آن‌ حقیقت‌ مطلق‌ می‌گیرند. پس‌ درجه‌ و مرتبه‌ نزدیكی‌ علم‌ به‌ حقیقت‌ مطلق‌، میزان‌ بی‌ طرفی‌ علم‌ را مشخص‌ می‌كند. از نشانه‌های‌ علم‌ بی‌ طرف‌ قدسیت‌ و نورانیت‌ آن‌ است‌. زیرا بنابر آموزه‌های‌ قرآنی‌ كه‌ می‌فرماید:«الله‌ نورالسموات‌ و الارض‌» (نور/25). علمی‌ كه‌ به‌ حقیقت‌ مطلق‌ نزدیك‌ شده‌ از درخشش‌ نورانیت‌ آن‌ منوّر می‌گردد. نشانه ‌دیگر علم‌ بی‌ طرف‌ آن‌ است‌ كه‌ حاملان‌ آن‌ (علماء) بیشتر از دیگر بندگان‌ از خدا می‌ترسند، زیرا آنان‌ خود را در جوار و محضر حقیقت‌ مطلق‌ می‌بینند و لذا همواره‌ نگران‌ جدایی‌ از آن‌ می‌باشند. برای‌ همین‌ خاطر است‌ كه‌ قرآن‌ كریم ‌می‌فرماید: «انما یخشی‌ الله‌ من‌ عباده‌ العلماء» (فاطر/28). و خداوند سبحان‌ شریعت‌ اسلامی‌ را برای‌ این‌ در میان‌ مردم‌ به‌ ودیعه‌ نگرانی‌ نهاده‌ تا همگان‌ ـ به‌ ویژه‌ علما ـ با عمل‌ بدان‌ از نگرانی‌ و خوف‌ دور شدن‌ از حقیقت‌ بدر آیند. پس‌ نشانه‌ سوم‌ علم‌ بی‌ طرف‌ آن‌ است‌ كه‌ اهل‌ شریعت‌ الهی‌ است‌. بر این‌ اساس‌، باید تحقیق‌ كرد كه‌ علم‌ و عالمان‌ نوین‌، چه‌ اندازه‌ قدسی‌ و نورانی‌، اهل‌ خشوع‌ و شریعتمدار هستند تا میزان‌ بی‌ طرفی‌ آن‌ روشن‌ گردد. علم‌ و عالم‌ جانبداری ‌كه‌ بی‌ طرف‌ نیست‌؛ قدسیت‌ و نورانیت‌ ندارد، در برابر خالق‌ جهان‌ سركشی‌ و عصیان‌ گر و شریعت‌ گریز است‌.


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی‌ صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس‌ رفتار دموكراتیك‌ چيست‌؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم‌ به‌ فلسفه‌ نیازمند است‌؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1605
بازدید دیروز: 2229
بازدید از ابتدا: 1292419
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۹ شهریور ۸۹