آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
چنین پرسشي بیان گر آن است كه سایل از مسایل فلسفه و تصوف بی خبر است. فلسفه و تصوف دو چیزند. نه آنكه فلسفه شعبهای از تصوف باشد. مضافاً آنكه مقصود از «تصوف شرقی» روشن نیست. آیا «تصوف غربی» ـ به مانند عرفان سرخ پوستی، عرفان مسیحی یا فردگرایی مدرن مثلاً ـ داریم تا تصوف شرقی را از نوع غربی آن تفكیك نماییم؟ فلسفه دانش برهانی است و تصوف دانش شهودی و مجاهدت رفتاری است. به هر حال، علم به هر معرفتی كه معطوف به حقیقت باشد نیازمند است. دوران سركشی و استقلال خواهی كاذب و فریفته عمل خود شدن به سر رسیده است. تمام پدیدههای عالم سلسله به هم پیوسته ای است كه بالاتفاق به سوی حقیقت (خواسته یا نا خواسته) روان هستند. گسست در سلسله آفرینش باعث توقف و دور شدن از حقیقت مطلق است. و این گسست با استقلال خواهی، خود بنیادی و احساس بی نیازی تحقق مییابد. پس علم برای بی طرف ماندن خود نیازمند به همه دانشهای حقیقت جوی بیطرف است. علم نوین شدیداً به علوم الهی، فلسفی و اخلاقی و خلاصه به هر دانش و معرفتی كه به سوی حقیقت محض روان هستند، نیازمند است تمام محصولات ضد طبیعی و ضد انسانی علم برای آن است كه علم جدید خود را بی نیاز از دیگر علوم احساس كرده است.
عجب مطلب بی ربطی بود. می خوای بگی علم به دین به هر حال نیازمنده. خوب برو استدلال درست حسابی پیدا کن پسر خوب!
جواب داده شده اصلا ربطی به سوال ندارد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
