آیا پلورالیسم دینی از پلورالیسم سیاسی و اجتماعی متمایز است؟
چنانكه اشاره شد پلورالیسم عبارت بود از كثرت باوری و متكثر دیدن عوامل تأثیر گذار در زیست بشری. حال این عوامل چه چیزهایی میتواند باشد؟ اندیشه مدرن در پاسخ به این پرسش خواهد گفت كه ابتدا باید روشن نمود كه در چه حوزهای از زیست بشری این پرسش را طرح كردهاید؟ زیرا زیست بشری به حوزههای مختلفی مانند حوزه اجتماع و فرهنگ، حوزه اقتصاد و حوزه دین و غیره تفكیك میشود و در هر حوزهای عوامل و نیروهای تعریف شده خاصی تأثیر گذارند. نیروهای مختلف در حوزه سیاست غیر آن نیروهایی است كه در حوزه دین فعال میباشند. بر این اساس، پلورالیسم سیاسی از پلورالیسم دینی و پلورالیسم اجتماعی تفكیك شده است. از این منظر، مثلاً در حوزه سیاست نیروها و عوامل دینی اصلاً لحاظ نمیشود تا به نوعی پلورالیسم دینی در حوزه سیاست قایل شوند؛ یعنی پلورالیسم دینی در سیاست از اساس منتفی است. نتیجه آنكه فرد باید حیث دینی خود را نادیده بگیرد تا وارد سیاست مدرن شود. به عبارت دیگر در سیاست مدرن، از همان ابتدای امر، كثرت باوری دینی و متكثر دیدنهای دینی نادیده گرفته میشود. بدین ترتیب، «پلورالیسم تخصصی» در باطن مبتنی بر گرایش غیر پلورالیستی و غیر كثرت باوری است و این یكی از پارادوكسهای مهم پلورالیسم مدرن است.
پس با فرض تفكیك پلورالیسم سیاسی از پلورالیسم دینی، این برداشت كه «دولت، تنها میتواند و باید واقعیت «پلورالیسم دینی» را درك كند و بر اساس آن با اعتقادات متفاوت دینی مدارا نماید؛ كاملاً غلط و نادرست است. یك دولت سكولار اساساً هیچ دركی از واقعیت «پلورالیسم دینی» ندارد. زیرا دین را در عرصه سیاست تحمل نمیكند تا از دینداران بخواهد بر اصل «پلورالیسم دینی» وفادار بمانند. دولتِ سكولارِ غیر دینی عرصه سیاست را حوزه عملیاتی خاص خود میداند كه تنها نخبگان و گروهها و احزاب و نمایندگان سیاسی حق ورود به آن را دارند. تمام این عوامل نمیتوانند با گرایشهای دینی شدن وارد سیاست بشوند. لذا پلورالیسم دینی در حوزه سیاست معنا و مفهوم پیدا نمیكند تا برای دولتهای سكولار (غیر دینی) قابل درك باشد. این برداشت هم كاملاً نادرست است كه «مدارا را از دولتی میتوان انتظار داشت كه مشروعیت سیاسی آن بر عقیده دینی معینی استوار نباشد». دولتی كه تحمل حضور دین در عرصه سیاست را ندارد، چگونه ممكن است بیشتر از «دولت دینی» اهل تساهل و مدارای دینی باشد؟ تجربه حكومت غیر دینی پهلوی هنوز از خاطرهها محو نشده است. حكومت پهلوی هرگز تاب مدارا با دینداران را نداشت.
مطلب دیگر آنكه با فرض تفكیك میان دو حوزه دین و سیاست، دیگر چه دلیلی بر تأكید دولتهای غیر دینی بر لزوم درك «واقعیت پلورالیسم دینی» باقی میماند؟ اگر قرار است كه كار قیصر را به قیصر بسپاریم و كار مسیح را به مسیح، پس به قیصر چه ربطی دارد كه دینداران اصل پلورالیسم دینی را بپذیرند؟ دینداران در حوزه دینی هرگونه تصمیم در چگونگی مواجهه با یكدیگر بگیرند، علی القاعده نباید هیچ ربطی با دولت داشته باشد. لیكن مشاهده میكنیم كه دولت سكولار در حوزه دین دخالت كرده از دینداران میخواهد كه اصل پلورالیسم دینی را محترم بشمارند. دخالت دولت سكولار در حوزه دین، یقیناً به دلیل اهداف دینی نیست. زیرا نه ماهیت دینی دارد و نه مرزبندیهای سكولاریستی به او چنین اجازهای را نمیدهد كه در حوزه سیاست اغراض دینی داشته باشد. پسلاجرم چنین اصراری (پلورالیسم دینی) از سوی دولت سكولار بر مبنای انگیزههای سیاسی میباشد. بدین ترتیب، با سیاسی شدن حوزه دین (به دلیل دخالت دولت) به تدریج شاهد شكلگیری و جایگزینی «دین دولتی» بر جای«دولت دینی» خواهیم بود. و از سوی دیگر، اصرار دولت بر «پلورالیسم دینی» باعث آن میشود كه حجیت به دستدولت بیافتد.
مطالب بالا بر فرض تفكیك حوزه دین و سیاست مطرح است. اما اگر چنین تفكیكی را قبول نكنیم و به اصطلاح دیانت را عین سیاست و سیاست را عین دیانت بدانیم، در آن صورت چگونه خواهد بود؟ آیا پلورالیسم دینی را باید از پلورالیسم سیاسی و پلورالیسم فرهنگی جدا كرد؟ به نظر میرسد كه تنها در این صورت (عدم تفكیك) میتوان درك روشنی از واقعیت پلورالیسم دینی داشت. زیرا دیندار غیر سكولاری كه معتقد به اصل پلورالیسم دینی است، او در حوزه سیاست هم به این اصل باور دارد. برای همین خاطر است كه در نظام جمهوری اسلامی ایران پیروان ادیان غیر اسلامی سهم پارلمانی دارند. هم اكنون شاهد حضور نمایندگان ارامنه و كلیمی و زرتشتی در مجلس شورای اسلامی هستیم. اما در حكومتهای سكولار، پیروان حیث دیندار بودن شان كه از جهت شهروندی آنهاست كه حق انتخاب نماینده را دارند. پس اگر بخواهیم اصل پلورالیسم دینی معطوف به دین باشد و نه در خدمت دولت، باید بر عدم جدایی دین از سیاست تأكید ورزید و دولت دینی را پایه ریزی كرد تا واقعیت پلورالیسم دینی به درستی درك شود.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا پلورالیسم دینی از پلورالیسم سیاسی و اجتماعی متمایز است؟