تعداد بازدید : 273
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
سه شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۸۶
آیا اسلام‌ پلورالیسم‌ را مجاز می‌داند؟

در اینجا وقتی‌ از «اسلام‌» سخنی‌ به‌ میان‌ می‌آوریم‌، باید معلوم‌ باشد كه‌ مرادمان‌ از این‌ واژه‌، دین‌ اسلام‌، سخن‌ و فرامین‌ الهی ا‌ست‌ كه‌ در كتاب‌ (قرآن‌ كریم‌) و سنت‌ نبوی‌ و علوی‌ آمده‌ است‌ یا مقصود از اسلام‌، دینداران‌ مسلمان ‌است‌. زیرا می‌توان‌ گفت‌ كه‌ حقیقت‌ تنها نزد خداوند است‌ و بس‌. تنها اوست‌ كه‌ هستی‌ بخش‌ مطلق‌ است‌ و غیر او حقیقتی‌ نیست‌. حقیقت‌ اشیای‌ عالم‌ عرضی‌ و استعاری‌ است‌. عالم‌ به‌ دلیل‌ نسبتی‌ كه‌ با خداوند سبحان‌ دارد، حقیقت‌دار می‌شود. به‌ طور مستقل‌، عالمی‌ نیست‌ تا از حقیقت‌ دار بودن‌ آن‌ سخن‌ بگوییم‌. اما چنین‌ برداشتی‌ در مورد دینداران‌ مسلمان‌ روا نمی‌باشد. زیرا آنان‌ نیز بشرند و بشر مصون‌ از خطا و اشتباه‌ نیست‌. پس‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ مسلمانان ‌از حیث‌ اتصافشان‌ به‌ دین‌ خداوند (اسلام‌) بر حق‌اند. اما از حیث‌ اتصاف‌ به‌ وصف‌ دینداری‌ لزوماً بر حق‌ نیستند. ممكن‌ است‌ كه‌ آدمی‌ در انتخاب‌ مقصود بر حق‌ باشد؛ یعنی‌ هدف‌ درستی‌ را انتخاب‌ كرده‌ است‌. اما در انتخاب‌ راه‌ و روش‌ و نحوه‌ عمل‌ خود دچار خطا و نادرستی‌ در عمل‌ شده‌ باشد.
حال‌ از مجموعه‌ آموزه‌های‌ دینی‌ (كتاب‌ و سنت‌) چنین‌ برداشت‌ می‌شود كه‌ وجود واقعیت‌های‌ متكثر حق‌ است‌. مخلوقات‌ عالم‌ حقایق‌ متكثری‌ هستند‌ كه‌ نمی‌توان‌ حقیقت‌ این‌ مطلب‌ را انكار كرد. اما این چنین‌ نیست‌ كه‌ واقعیت‌های ‌متكثر بر حق‌ باشند و حجت‌ بر دیگران‌ به‌ شمار آيند. زیرا بسیاری‌ از این‌ واقعیت‌ها بر باطل‌اند. قرآن‌ كریم‌ از سویی‌ اشاره‌ به‌ این‌ نكته‌ دارد كه‌ آفرینش‌ عالم‌، هر آنچه‌ در زمین‌ و آسمانها است‌ «بالحق‌» است‌؛ یعنی‌ حقیقتی‌ است ‌انكارناپذیر: «هو الذی‌ خلق‌ السموات‌ و الارض‌ بالحق‌» (انعام‌/73). آسمان‌ و زمین‌ بیهوده‌ و باطل‌ آفریده‌ نشده‌ است‌: «و ما خلقنا السماء و الارض‌ و ما بینهما باطلاً» (ص‌/27). از سوی‌ دیگر، قرآن‌ كریم‌ بر این‌ نكته‌ اشاره‌ دارد كه‌ بر حق‌ بودن‌ آفرینش‌ مخلوقات‌ خداوند سبحان‌، هرگز دلیلی‌ بر حجیت‌ و حقانیت‌ آنها نمی‌باشد. زیرا امور باطله‌ای‌ وجود دارند كه‌ هیچ‌ حظی‌ از حقیقت‌ و اعتبار نبرده‌اند. باطل‌ هر آن‌ چیزی ا‌ست‌ كه‌ بدون‌ خداوند لحاظ‌ شود و خوانده‌ شود؛ «ذلك‌ بان‌ الله‌ هو الحق‌ و ان‌ مایدعون‌ من‌ دونه‌ الباطل‌» (لقمان‌/30). گاه‌ عمل‌ انسان‌ جزء امور تباه‌ شده‌ و باطل‌ است‌ و آن‌ هنگامی‌ است‌ كه‌ انسان‌ خواهان‌ حیات‌ دنیوی‌ و زینت‌های‌ آن‌ باشد. خداوند سبحان‌ آنچه‌ كه‌ انسان‌ دنیوی‌ شده ‌تقاضا كرده‌ بدون‌ هیچ‌ كم‌ و كاستی‌ به‌ او اعطا می‌كند. اما او از حیات‌ اخروی‌ محروم‌ می‌ماند، «اولئك‌ الذین‌ لیس‌ لهم‌ فی‌ الاخره‌ الا النار و حبط‌ ما صنعوا فیها و باطل‌ ما كانوا یعملون‌» (هود/16). زیانكاران‌ كسانی‌ هستند كه‌ به‌ باطل‌ ایمان ‌و باور دارند و به‌ خداوند كفر می‌ورزند؛ «و الذین‌ آمنوا بالباطل‌ و كفروا بالله‌ اولئك‌ هم‌ الخاسرون‌» (عنكبوت‌/52). پس ‌آنان‌ كه‌ حامل‌ باورهای‌ باطل‌ و كفر پیشه‌اند، در نزد خداوند متعال‌ هیچ گونه‌ حقانیتی‌ ندارند. گاه‌ انسان‌ بر تن‌ حقیقت‌ لباس‌ باطلی‌ را می‌پوشاند، یعنی‌ از سخن‌ حقی‌ در راه‌ باطل‌ استفاده‌ می‌كند. عقلانیت‌ حق‌ است، ولی‌ ممكن‌ است‌ در خدمت‌ اغراض‌ صرفاً دنیوی‌ قرار گیرد. لذا قرآن‌ كریم‌ می‌فرماید: حق‌ را با باطل‌ نپوشانید و كتمان‌ حقیقت‌ نكنید، با آنكه‌ از این‌ عمل‌ نادرست‌ تان‌ آگاه‌ هستید «و لا تلبسوا الحق‌ بالباطل‌ و تكتموا الحق‌ و انتم‌ تعلمون‌» (بقره‌/42). قیامت‌، روز آشكارسازی‌ حقیقت‌ و بطلان‌ است‌، روز شهادت‌ اعضا و جوارح‌ انسان‌ بر اعمال‌ و انكار باطل‌ است‌؛ «یوم‌ تشهد علیهم‌ السنتهم‌ و ارجلهم‌ بما كانوا یعملون‌» (نور/ 24). بلكه‌ مستكبرین‌ و كفار، آنان‌ كه‌ آیات‌ خداوند را تكذیب ‌می‌كنند، در روز جزا بر باطل‌ بودن‌ خودشان‌ اعتراف‌ خواهند كرد؛ «و شهدوا علی‌ انفسهم‌ انّهم‌ كانوا كافرین‌» (اعراف‌/37).
حال‌ آیا دینداران‌ مسلمان‌ بر اساس‌ این‌ دسته‌ از آموزه‌های‌ قرآنی‌ مجازند كه‌ با غیر مسلمان‌ هرگونه‌ برخوردی‌ را روادارند؟ آیا مسلمانان‌ صرفاً چون‌ بر دین‌ حق‌ می‌باشند، مجاز به‌ هرگونه‌ رفتاری‌ با غیر مسلمانان‌ ـ اعم‌ از كافر و مشرك‌ و اهل‌ كتاب‌ ـ هستند یا خیر؟ پاسخ‌ مسأله‌ كاملاً روشن‌ است‌ كه‌ منفی‌ می‌باشد. زیرا صرف‌ مسلمان‌ بودن‌ چیزی‌ از حقانیت‌ اسلام‌ به‌ فرد مسلمان‌ منتقل‌ نخواهد شد. مگر آنكه‌ بر طبق‌ فرامین‌ حقه‌ الهی‌ عمل‌ نماید. یعنی‌ نه‌ فقط‌ با یكدیگر كه‌ با غیر مسلمانان‌ هم‌ باید بر اساس‌ حجت‌ و برهان‌ عمل‌ نماید. از مضمون‌ آیات‌ قرآن‌ كریم‌ چنین‌ استفاده ‌می‌شود كه‌ حتی‌ خداوند در مواجهه‌ با انسان‌ به‌ برهان‌ و حجت‌ عمل‌ می‌نماید تا باطن‌ دروغگویان‌ بر مردم‌ آشكار گردد. فرستادن‌ ملائك‌ و فرشتگان‌ الهی‌ باحق‌ است‌. «ما ننزّل‌ الملائكه‌ الا باالحق‌» (حجر/8). ارسال‌ پیامبر خدا برای ‌بشارت‌ دادن‌ و انذار مردم‌ همراه‌ با حق‌ بوده‌ است‌؛ «انا ارسلناك‌ بالحق‌ بشیراً و نذیراً» (فاطر/14). نزول‌ كتاب‌ آسمانی‌ برای‌ مردم‌ به‌ حق‌ و حجت‌ بوده‌ است‌؛ «انّا أنزلنا علیك‌ للناس‌ بالحق‌» (زمر/41). خداوند سبحان‌ از حضرت‌ داود می‌خواهد كه‌ میان‌ مردم‌ بر مبنای‌ حق‌ و حجت‌ الهی‌ حكم‌ براند؛ «یا داود انا جعلناك‌ خلیفه‌ فی‌ الأرض‌ فأحكم‌ بین‌الناس‌ بالحق‌» (ص‌/ 26). قرآن‌ كریم‌ می‌فرماید: كشتن‌ نفسی‌ را كه‌ خداوند آن‌ تن‌ را حرام‌ كرده‌ است‌، جز بر مبنای‌ حق‌ و عدالت‌ جایز نیست‌؛ «و لا تقتلوا النفس‌ التی‌ حرّم‌ الله‌ الا بالحق‌»(انعام‌/151). بنابراین‌، چگونه‌ ممكن‌ است‌ مسلمانان ‌در مواجهه‌ با كفار و اهل‌ كتاب‌ مجاز به‌ هرگونه‌ اعمال‌ ناحق‌ و بدون‌ برهان‌ و میزان‌ الهی‌ باشند. اگر مسلمان‌ در مواجهه ‌با غیر مسلمان‌ بر مبنای‌ حق‌ و فرامین‌ الهی‌ عمل‌ نكند، هرگز نمی‌توان‌ مسلمان‌ واقعی‌ را از مسلمان‌ دروغین‌ جدا كرد.
پس‌ می‌توان‌ از این‌ آموزه‌های‌ دینی‌ چنین‌ نتیجه‌ گرفت‌ كه‌ اولاً متكثر بودن‌ دینداران‌ حق‌ است‌. نمی‌توان‌ واقعیت‌دار بودن‌ دینداران‌ مختلف‌ را انكار كرد. ثانیاً، چنین‌ نیست‌ كه‌ دینداران‌ با هر گونه‌ دین‌ و مسلكی‌ بر حقیقت‌ استوارند. بلكه‌ بسیاری‌ از آنان‌ ـ افرادی‌ كه‌ به‌ غیر اسلام‌ ایمان‌ دارندـ بر باطل‌ می‌باشند. ثالثاً، بر حق‌ بودن‌ ایمان‌ و عقیده‌ مسلمان ‌باعث‌ حقانیت‌ عمل‌ او نمی‌شود مگر آنكه‌ بر مبنای‌ حقیقتی‌ استوار و روشن‌ كه‌ همان‌ شریعت‌ اسلامی‌ است‌، عمل ‌نماید. لذا اسلام‌ همواره‌ مسلمانان‌ را به‌ زندگی‌ مسالمت‌آمیز، همزیستی‌ و مدارا با یكدیگر و غیر مسلمانان‌ دعوت‌ كرده ‌است‌. تاریخ‌ هزار و چهارصد ساله‌ مسلمانان‌ كاملاً گواه‌ بر این‌ است‌ كه‌ دینداران‌ هرگاه‌ به‌ تعالیم‌ اسلامی‌ نزدیك‌تر می‌شدند، روحیه‌ تسامح‌ و همزیستی‌ آنان‌ هم‌ تقویت‌ می‌شد. در اینجا بهتر است‌ گفته‌ دو نفر از مورخین‌ تمدن‌ اسلامی ‌را ذكر كنیم‌ تا خواننده‌ خود به‌ قضاوت‌ بنشیند. سخن‌ اول‌ از گوستاولوبون‌ است‌ كه‌ تسامح‌ دینی‌ مسلمانان‌ را سرمشقی ‌برای‌ اروپاییان‌ خونریز می‌داند. سخن‌ دوم‌ از آن‌ مرحوم‌ عبدالحسین‌ زرّین‌ كوب‌ است‌ كه‌ تسامح‌ را مادر تمدن‌ انسانی‌ اسلام‌ دانسته‌ است‌.
«و این‌ موضوع‌ سازگاری‌ و تسامح‌ در مذهب‌ در تمام‌ دوران‌ تمدن‌ عرب‌ وجود داشته‌ است‌، و ما برای‌ اثبات‌ این‌ مطلب‌ شواهد و ادله‌ زیادی‌ در سابق‌ ذكر كردیم‌ و در اینجا نمی‌خواهیم‌ چیزی‌ بر آنچه‌در سابق‌ گفته‌ایم‌ بیفزاییم‌ و همین‌ اندازه‌ مسیو «روزی‌» گفته‌ است‌ اشاره‌ می‌كنیم‌ او از یكی‌ از دانشمندان‌ عرب‌ در علم‌ كلام‌ نقل‌ می‌كند كه‌ در بغداد در مجالس‌ زیادی‌ كه‌ فلسفه‌ بود شركت‌ می‌كرد و در آن‌ مجالس‌ جمع‌ زیادی‌ از ادیان‌ گوناگون‌ مانند یهود، مجوس‌، مسلمان‌، مسیحی‌ و غیره‌ شركت‌ داشتند كه ‌هر كدام‌ سخنی‌ داشتند با كمال‌ آزادی‌ بیان‌ می‌كردند و دیگران‌ نیز با كمال‌ احترام‌ به‌ سخنانشان‌ گوش ‌می‌دادند. فقط‌ تقاضایی‌ كه‌ از آنها می‌شد این‌ بود كه‌ برای‌ اثبات‌ گفته‌ خود به ادله‌ مذهبی‌ استناد نكنند و به ‌دلیل‌های‌ عقلی‌ استناد كنند و راستی‌ این‌ اندازه‌ تسامح‌ مذهبی‌ چیزی‌ است‌ كه‌ اروپا هنوز پس‌ از جنگ‌ و خونریزی‌ وحشیانه‌ و عداوتها و كشتارهای‌ بیرحمانه‌ نتوانسته‌ است‌ آن‌ را به دست‌ آورد.
در چنین‌ دنیایی‌ كه‌ اسیر تعصبات‌ دینی‌ و قومی‌ بود اسلام‌ نفخه‌ تازه‌ای‌ دمید، چنانكه‌ با ایجاد دارالسلام‌ كه‌ مركز واقعی‌ آن‌ قرآن‌ بود ـ نه‌ شام‌ و نه‌ عراق ـ تعصبات‌ قومی‌ و نژادی‌ را با یك‌ نوع‌ «جهان‌طلبی‌» چاره‌ كرد، و در مقابل‌ تعصبات‌ دین‌ نصاری و مجوس‌، تسامح‌ و تعاهد با اهل‌ كتاب‌ را توصیه‌ كرد و علاقه‌ به‌ علم‌ و حیات‌ را. ثمره‌ این‌ درخت‌ شگرف‌ ـ كه‌ نه‌ شرقی‌ بود و نه‌ غربی‌ ـ بعد از بسط ‌فتوح‌ اسلامی‌ حاصل‌ شد و توسعه‌ و ترقی‌ آن‌ مخصوصاً تا وقتی‌ بود كه‌ مشكلات‌ سیاسی‌ تساهل‌ و تسامحی‌ را كه‌ اسلام‌ بر خلاف‌ دنیای‌ بیزانس‌ و ایران‌ به‌ آن‌ اجازه‌ رشد می‌داد از بین‌ نبرده‌ بود... این ‌تسامح‌ نسبت‌ به‌ «اهل‌ كتاب‌» كه‌ نزد مسلمین‌ اهل‌ ذمه‌ و معاهد خوانده‌ می‌شدند، مبتنی‌ بر یك‌ نوع ‌«همزیستی‌ مسالمت‌آمیز» بود كه‌ اروپای‌ قرون‌ وسطی‌ به هیچ وجه‌ آن‌ را نمی‌شناخت‌.

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی‌ صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس‌ رفتار دموكراتیك‌ چيست‌؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم‌ به‌ فلسفه‌ نیازمند است‌؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

آخرین مطالب
سینمای فقر تعطیل، حالا وقت سیاست است
هشتمین و آخرین کارگاه نقد فیلم کانون اندیشه جوان، صبح روز گذشته (چهارشنبه 17 شهریور) با حضور ناصر برهان آزاد، مدرس سینما و منتقد این سلسله ‌نشست‌ها با پخش فیلم «طعم گیلاس» اثر عباس کیارستمی‌ محصول مشترک سینمای ایران و فرانسه و برنده نخل طلای 1997 جشنواره کن برگزار شد.

«طعم گیلاس» روی میز کارگاه نقد کانون قرار گرفت
کانون اندیشه جوان از اردوهای جهادی دبیرستان فرهنگ حمایت می‌کند
نشست اندیشه‌ای "جامعه اخلاقی و معنویت گرایی" با حضور استاد محمد شجاعی
پردیس تابستانی کانون اندیشه جوان به پایان راه خود نزدیک شد
نمایشگاه کتاب کانون در حوزه علمیه صاحب الزمان لنگرود برپا شد
دومین نمایشگاه کتاب کانون در ضیافت اندیشه کلید خورد
كارگاه نقد فيلم كانون در ايستگاه «شاهزاده ایرانی، ماسه‌های زمان»
نشست اندیشه‌ای "امام و دوگانه اخلاق و سیاست" با حضور حجت الاسلام رهدار
علیرضا واسعی مبانی و ساز و کارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی را بررسی می‌کند
نمایشگاه کتاب کانون در ضیافت اندیشه ي دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوين
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 2048
بازدید دیروز: 2569
بازدید از ابتدا: 1308161
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:پنجشنبه، ۱۸ شهریور ۸۹