آیا انتقادات وارده به ایدئولوژیهای اروپا محور دلیلی بر بطلان اصول روشنگری است؟
اینكه مستشكل چرا مسایل خود را منحصر به «ایدئولوژیهای اروپا محور» كرده سؤال برانگیز است. آیا ایدئولوژیهای امریكا محور گرفتار انتقادات نشدهاند؟ یا شاید اساساً اندیشه امریكا محور غیر ایدئولوژیك است و لذا چنین انتقاداتی بر آن وارد نیست؟ و یا آنكه با چنین پرسشی درصدد قدسی كردن «روشنگری» میباشند؟ زیرا با معطوف ساختن ایراد و انتقادات به عمل روشنفكران اروپایی به نوعی خواستهایم ساحت ایدهپردازی مدرن را از انتقادات مصون بداریم. این عمل گونهای از قدسی كردن روشنگری است. روشنگری یك پدیده بشری است كه هرگز مصون از خطا و اشتباه نیست. اگر بخواهیم دامان روشنگری را از هرگونه انتقادات پاك و منزه بدانیم، فرایند قدسی سازی را سپری كردهایم. در شرایطی كه دین وحیانی را كه از سوی خداوند سبحان بر آدمیان ابلاغ گشته از قدسیت میاندازند، چگونه روشنفكران برخود روا میدارند كه روشنگری را قدسی كنند. مگر آنكه گفته شود انسان مدرن جای خالی امر قدسی را در زندگی معاصر كاملاً احساس میكند. از این رو، در پی یافتن جایگزین برای ادیان مقدس الهی است و چه چیزی بهتر از خود «روشنگری» میتواند جایگزین امر قدسی گردد. به هر حال، انتقاداتی كه ایراد شده كلیت روشنگری و مدرنیته را نشانه گرفته است. در این انتقادات هیچ تفكیكی میان ایدئولوژهای اروپا محور و امریكا محور نشده است. در اینگونه انتقادات، جوهره مدرنیته منظور است، نه صرفاً پدیدهای مدرن.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟