مواجهه متفاوت مسلمانان و مسیحیان با تمدن مدرن چه تبعاتی داشته است؟
در پاسخی كلی میتوان گفت كه ظاهر امر آن است كه مسیحیان زودتر از مسلمانان به مرحله رشد و ترقی علمی و تكنولوژیكی رسیدهاند، بر خلاف مسلمانان كه هنوز در مرحله گذار به سر میبرند. نتیجه آنكه امروزه مسیحیان جز كشورهای پیش رفتهاند و مسلمانان در زمره كشورهای توسعه نیافته میباشند. لیكن حقیقت امر بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است كه در تحلیل اولیه خود را نشان میدهد. باطن قضیه آن است كه مسیحیت خیلی زودتر از اسلام در معرض تصرف اندیشه مدرن قرار گرفت. از آنجا كه جوهره تصرف مدرن در دنیویت و جهانی شدن (سكولاریزاسیون) است، لاجرم مسیحیان خیلی زودتر از مسلمانان سیر دنیوی شدن را سپری كردند. بدین ترتیب، مسیحیت كه یك دین وحیانی است و حامل پیام اخروی بود، به دین این جهانی عاری از پیامهای اخروی تأثیر گذار تبدیل گشت. به عبارتدیگر، مسیحیت با پشت سر نهادن فرآیندهای این جهانی شدن، به تدریج ساحت قدسی و معنوی خود را از دستداده است. جدیترین پیآمد این فرآیند، بحران قدسیت در دین مسیحیت و به تبع آن بحران معنویت در مسیحیان است. مسیحیت هنگامی به مثابه دین الهی تلقی میشود كه جوهره و ساحت قدسی خود را از دست نداده باشد. زیرا خداوند سبحان مقدس و پاك و منزه از تاریكی و پلیدی مادی و دنیوی است. لذا چگونه میتوان دین دنیوی شده را به خداوند متعال نسبت داد. دین خداوند مصون از هرگونه پلیدیها و آلودگیهای دنیوی است. دین دنیوی شده پیامهای معنویاش را به تدریج از دست میدهد. زیرا چنین دینی معطوف به دنیاست و اگر هم دعوت به آخرت كند، پیروانش آن را جدی نمیگیرند. در نتیجه مسیحیان به دنبال قداست زدایی از دین با بحران معنویت مواجه شدند. زیرا مفسران مدرن از پی تجربه دینی شان هیچ پیامی از عالم قدسی برای مسیحیان عصر جدید به ارمغان نمیآورند.
اگر چه موج مدرنیته دیر یا زود به مرزهای جهان اسلام میرسید، اما تجربه مواجهه مسیحیان با این موج برای اندیشمندان مسلمان عبرتآموز بوده است. بسیاری از آنان با درك عمق مسأله قدسی زدایی از دین كوشیدند در برابر این موج ویرانگر مقاومت نمایند. هم اكنون از شرق تا غرب جهان اسلام، نظریهها و راهبردهای مختلفی برای مواجهه صحیح با تمدن مدرن مطرح است. برخی از این الگوها موفق بوده است و برخی دیگر نافرجام باقی ماندهاند. الگوی «ولایت مطلقه فقیه» كه بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی عینیت پیدا كرده است، تا كنون در برابر تهاجم غرب به گونهای موفقیتآمیز مقاومت نموده است. تفاوت اساسی مواجهه مسیحیان و مسلمانان با تمدن مدرن در آن است كه مسیحیان در اثر این مواجهه دچار آگاهی كاذب شدند. زیرا دنیوی شدن مسیحیان، هویت دینی آنان را میستاند و شخصیت غیر دینی را جایگزین آن میكند. در نتیجه مسیحیان سكولار تصور میكنند كه دینی میاندیشند و دینی عمل میكنند. حال آنكه در واقع غیر دینی میاندیشند. اما مسلمانان در اثر این مواجهه ـ به ویژه با عنایت به تجربه مسیحیان در حال كسب آگاهی صادق اند. توجه آنان به احیای شخصیت دینی و اسلامی شان حكایت از این آگاهی صادق دارد. چه بسا، مسلمانان در آن روزی كه به حد مطلوب از آگاهی صادق نایل گشتند، مجدداً همچون گذشته (تمدن اسلامی) طلایه دار علم و دانش گردند.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
کانون اندیشه جوان در سال 1377 با هدف اولیه پاسخگویی به پرسشهای ذهنی مخاطب جوان تأسیس گردید. این كانون چونان نهالي برآمده از متن ناگزير شايستهها و بايستهها، به مدد دانش و پژوهش ميكوشد تا خواستهاي خردگونهي جوانان و دانشجويان دانشپژوه را در ساحت توان خويش، پاسخ گويد و قبسي از شعلهي فروزان لاهوت را در پيش ديدگان نگرنده و نگران آنان بدارد.



