اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
به نظر میرسد كه پاسخ این مسأله را باید پیروان دموكراسی بدهند نه دیگران. ممكن است كه آنان به این پرسش پاسخ مثبتی بدهند و بگویند وقتی تكثر معرفت شناختی را به رسمیت بشناسیم، خود به خود به رفتار دموكراتیك رو آوردهایم. زیرا در نگاه دموكراتیك تمام افراد جامعه فرصت برابر و حق رأی مساوی دارند و این برابر انگاری افراد جامعه تعبیر دیگری از پلورالیسم معرفت شناختی است. زیرا در این رویكرد تمام قرائتها و تفاسیر به همان شكل متكثر به رسمیت شناخته شده است. لیكن به نظر میرسد كه حقیقت چیز دیگری باشد.
پیشتر اشاره كردیم كه هیچ یك از ایدئولوژیهای مدرن تاب همنشینی با یكدیگر را ندارند. بنابراین، ایدئولوژیهای مدرن تكثر معرفت شناختی را در چهارچوب ایدئولوژیك خود پذیرا است. اگر قرائت یا معرفتشناسی خاصی بخواهد بیرون از این چهارچوب مطرح شود تاب تحمل آن را ندارد. از این رو، اگر رفتاردموكراتیك ایدئولوژیك باشد، هرگز نمیتواند مبتنی بر پلورالیسم معرفتشناختی باشد. چنان كه هم اكنون اینگونه برخورد (عدم تحمل پلورالیسم معرفت شناختی) را در كشورهای دموكراتیك نسبت به جنبشها و گرایشهای اسلامگرا مشاهده میكنیم. یك نمونه آن دستورالعملهایی است كه روشنفكر آمریكایی، "هانتینگتون" به نخبگان سیاسی جوامع غربی میدهد. او تكثر معرفت شناختی بیرون از اندیشه مدرن را كاملاً درك میكند. ولی تاب پذیرش این تكثر فرا مدرن، را در قرن 21 ندارد. زیرا برداشت او از این تكثر فرا مدرن، وقوع جنگ و خون و برخورد تمدنها است. لذا هانتینگتون به گونهای پیش گیرانه، جوامع غربی را به تسلیح و آمادگی برای جنگ افروزی در دل خاستگاه هایقرائتهای مدرن دعوت میكند. او ضمن دعوت كشورهای غربی به وحدت عمومی در ذیل تمدن غربی، مهار كشورهای غیر غربی را مهم تلقی كرده است:
[باید] دامنه قدرت نظامی كشورهای كنفوسیوسی ـ اسلامی را محدود سازد، روند كاهش قابلیتهاینظامی خود [كشورهای غربی] را آرام تر و برتری نظامی در شرق و جنوب غربی آسیا را حفظ كند، از اختلافات و درگیریهای موجود بین كشورهای اسلامی و كنفوسیوسی، بهره گیرد. گروه هایی را كه در درون تمدنهای دیگر به ارزشها و منافع غربی گرایش دارند مورد پشتیبانی قرار دهد، آن دسته از نهادهای بین المللی را كه منعكس كننده منافع و ارزشهای غرب هستند و به آنها مشروعیت میبخشند، تقویت كند.
جمع بندی مطالب فصل آن است كه معرفتشناسی از منظر دانش اسلامی امر ممكن است و عالمان مسلمان از آن هیچ ابایی ندارند. نقد دانش اسلامی بر معرفتشناسی مدرن آن است كه در مقام روایت و گزارش از متعلق شناسایی چندان وفادار نیستند. زیرا معرفتشناسیهای مدرن در متعلق اندیشه خود تصرف میكنند. چنان كه در دانش هرمنوتیك از یك جایی به بعد مفسر بر جای متن مینشیند. بر این اساس از شریعت اسلامی باقی نمیماند. زیرا شریعت در خداگرایی طبیعی جایگاهی ندارد. از سوی دیگر، بر خلاف ظاهر، باید گفت كه پلورالیسم معرفتشناسی اساس رفتار دموكراتیك نیست. زیرا دموكراسی به مثابه ایدئولوژی تاب تحمل همنشینی با دیگر ایدئولوژیهای مدرن را ندارد. در هیچ نظام سیاسی مدرنی نمیتوان حكومتی را یافت كه مشتمل بر دو یا چند ایدئولوژی سیاسی مستقل باشد. بنابراین، ایدئولوژیهای سیاسی تكثر معرفت شناختی را در چارچوب ایدئولوژیك خود پذیرا است.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
آیا پلورالیسم دینی از پلورالیسم سیاسی و اجتماعی متمایز است؟