فرآیند عرفی شدن فقه اسلامی چه زماني تحقق مي يابد؟
خداگرایی طبیعی بدیل خداگرایی وحیانی یا توحیدی است. بدین معنا كه گاه انسان مستقل از هرگونه الهامات واشراقات نوریِ آن سویی، در اثر تجربه معنوی كه خود بدست آورده به خداگرایی نایل میگردد. این نوع خداگرایی نتیجه طبیعی تجربه دینی فرد است. در مقابل، خداییگرایی وحیانی در اثر قرار گرفتن انسان در پرتو الهامات و اشراقاتی كه از سرچشمه وحی ناشی میشود، است؛ یعنی ایمان به خداوند سبحان را از طریق مواجهه با سخن یا وحی الهی به دست آورده است. میان این دو نوع خداگرایی تفاوتهای اساسی وجود دارد. زیرا در مسیر خداگرایی طبیعی ممكن است كه انسان هیچ گاه با سخن خدا مواجه نشود. به علاوه ممكن است كه خدای وحیانی همان خدای طبیعی نباشد. در این صورت ممكن است میان این دو نوع از خداگرایی منازعه و درگیری اتفاق بیافتد و هر یك دیگری را مورد اتهام قرار دهد. چنانكه خداگرایی طبیعی از «دین علیه ایمان» سخن میگوید و خداگرایی وحیانی از «ایمان علیه دین» بحث میكند. بدیهی است كه حقانیت خداگرایی وحیانی ذاتی است. خداگرایی طبیعی وقتی حقانیت دارد كه هیچ تعارضی با خداگرایی وحیانی نداشته باشد. حال با فرض این معانی از خداگرایی طبیعی و وحیانی به پاسخ مسأله باز میگردیم.
جان كلام آن است كه بر مبنای اشكالی كه بر معرفتشناسی مدرن بیان شد؛ هرگونه معرفتشناسی مدرن درباره فقه اسلامی خود به خود به خداگرایی طبیعی سوق پیدا میكند. زیرا در معرفت شناسیهای مدرن متن به حاشیه رفته و برداشت مستقل فاعل شناسایی یا مفسر بر جای آن مینشیند، با حاشیه رفتن متن، فاعل شناسایی به تدریج از الهام گیری از متن وحیانی (متون فقهی) محروم میگردد و مستقل از سرچشمه وحی به باوری از خداوند میرسد كه از متن استخراج نشده است: یعنی به خداگرایی طبیعی میرسد. اما اگر در معرفتشناسی فقه اسلامی، فاعل شناسایی همواره سخن خداوند یا متن دینی را به یاد داشته باشد و اندیشه خود را جایگزین متن نكرده باشد؛ باور او به خداوند از نوع خداگرایی طبیعی نخواهد بود. زیرا خدای متن دینی همواره پیش روی اوست و هر آن از سرچشمه وحی الهام میگیرد. بدین ترتیب، فرآیند عرفی شدن فقه اسلامی هنگامی تحقق پیدا میكند كه معرفت شناسی فقه اسلامی از نوع اول باشد و الا مادامی كه معرفتشناسایی فقه اسلامی معطوف به متن دینی باشد، وقوع فرآیند عرفی شدن فقه اسلامی ممكن نخواهد شد. تجربه معرفتشناسی مدرن از فقه اسلامی را میتوان در كارنامه روشنفكری دینیِ دههدوم بعد از انقلاب كاملاً مشاهده كرد. در این گونه مطالعات به تدریج «اعلامیه حقوق بشر» جایگزین منابع اصلی فقه اسلامی میشود. این گونه معرفتشناسیهای مدرن در باب فقه اسلامی حتی برای آن دسته از فقهای همسو با جریان روشنفكری دینی نیز قابل قبول نیست.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟