آیا در نظام جمهوری اسلامی آرای عمومی برتر از تفسیر از حكومت است؟
چنین پرسشی را حتی نسبت به حكومتهای دموكراتیك غربی نمیتوان طرح كرد، پس چگونه است كه پیرامون جمهوری اسلامی عنوان میكنند. زیرا در حكومتهای دموكراتیك غربی مفروض است كه آرای عمومی و تفسیر غیر دینی (سكولار) از حكومت دو مقوله از هم جداست. در اینگونه حكومتها در فرآیند انتخابات و همه پرسیها تعیین یكی از موضوعات مورد پرسش به وسیله مردم خواسته میشود، نه تفسیر حكومت. كار تفسیر حكومت یا به وسیله نهاد رسمی در خود حكومت انجام میشود مانند دادگاه های قانون اساسی، مجالس سنا و اشراف و بزرگان و در ج. ا.1 تفسیر قانون اساسی بر عهده نهاد شورای نگهبان گذاشته شده است. و یا ممكن است كه تفسیر از حكومت به وسیله نهادهای غیر رسمی (دانشگاهها، حوزهها و مراكز علمی) و افراد حقیقی انجام شود. ظهور و بروز تمام دولتهای مدرن مبتنی بر تفسیرها و نظریهپردازیهای سیاسی صاحب نظران بوده است. جوامع بشری از آغاز تا امروز تفسیر و طراحی و چگونگی حكومت مطلوب شان را به صاحب نظران واگذار كرده است. حتی ایدئولوژی سیاسی دموكراسی توسط مردم طراحی و نظریهپردازی نشده است. بنابراین تفسیر حكومت را از كسانی سؤال میكنند كه در ساخت آن مستقیماً نقش داشته باشند. لذا این پرسش از اساس غلط است كه آیا آرای عمومی برتر از تفسیر از حكومت است یا خیر. برتری یكی بر دیگری حتی در حكومتهای دموكراتیك هم مطرح نیست.
حال اگر وجود رابطهای میان آرای عمومی و تفسیر از حكومت باشد تا پرسش از برتری هر یك از این دو معقول به نظر آید؛ باید گفت كه فرض رابطه میان این دو مانند رابطه تخم مرغ و مرغ است. به راستی معلوم نیست كه آیا تفسیر از حكومت مقدم است یا آرای عمومی؟ واقعیت امر چنین است كه در آغاز تفسیری از حكومت بنیان گذاری میشود و سپس از مردم موافقت یا مخالفت با آن تفسیر را جویا میشوند. تا موضوعی برای انتخاب و همه پرسی نباشد، رأیگیری برقرار نخواهد شد. در مراحل بعدی و تداوم كار حكومتها مردم تفسیر از حكومت شان را به نهاد خاصی واگذار میكنند و چنین عملی هم كاملاً عقلانی و عقلایی است. لذا به حكم رأی مردم میتوان گفت كه تفسیر دینی یا غیر دینی از حكومت برتر از آرای عمومی است. بر این اساس، میتوان گفت كه تفسیر دینی شورای نگهبان در جمهوری اسلامی به حكم همه پرسی انجام شده برتر از آرای عمومی در انتخابات كارگزاران اجرایی و قانون گذارست.
حال اگر وجود رابطهای میان آرای عمومی و تفسیر از حكومت باشد تا پرسش از برتری هر یك از این دو معقول به نظر آید؛ باید گفت كه فرض رابطه میان این دو مانند رابطه تخم مرغ و مرغ است. به راستی معلوم نیست كه آیا تفسیر از حكومت مقدم است یا آرای عمومی؟ واقعیت امر چنین است كه در آغاز تفسیری از حكومت بنیان گذاری میشود و سپس از مردم موافقت یا مخالفت با آن تفسیر را جویا میشوند. تا موضوعی برای انتخاب و همه پرسی نباشد، رأیگیری برقرار نخواهد شد. در مراحل بعدی و تداوم كار حكومتها مردم تفسیر از حكومت شان را به نهاد خاصی واگذار میكنند و چنین عملی هم كاملاً عقلانی و عقلایی است. لذا به حكم رأی مردم میتوان گفت كه تفسیر دینی یا غیر دینی از حكومت برتر از آرای عمومی است. بر این اساس، میتوان گفت كه تفسیر دینی شورای نگهبان در جمهوری اسلامی به حكم همه پرسی انجام شده برتر از آرای عمومی در انتخابات كارگزاران اجرایی و قانون گذارست.
نظرات
- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس رفتار دموكراتیك چيست؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم به فلسفه نیازمند است؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟