تعداد بازدید : 273
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
شنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۶
آیا قدرت اقتصادی طبقه متوسط پس از انقلاب رو به کاهش رفت؟
این پارادوکس مربوط‌ به‌ طبقه‌ متوسط‌ ایران‌ بعد از انقلاب‌ است‌. چنین‌ استدلال‌ شده‌ كه‌ علیرغم‌ كاهش‌ چشم‌ گیر توانایی ‌اقتصادی‌ طبقه‌ متوسط‌، سرمایه‌ فرهنگی‌ این‌ طبقه‌ نه‌ تنها سقوط‌ نكرده‌ كه‌ در حال‌ بازگشت‌ به‌ آن‌ حالت‌ مركزی‌ پیش‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ است‌ و این‌ پارادوكس‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ است‌ كه‌ در ایران‌ اتفاق افتاده‌ است‌. زیرا در غرب‌ رشد چشم‌گیر اقتصادی‌ طبقه‌ متوسط‌ منجر به‌ رشد تولیدات‌ فرهنگی‌ شده‌ است‌.
پاسخ‌ مسأله‌
باید به‌ صراحت‌ گفت‌ كه‌ چنین‌ برداشتی‌ از طبقه‌ متوسط‌ ایران‌ بعد از انقلاب‌ كاملاً دور از واقع‌ است‌ و حقیقت‌ ندارد. اگر نخواهیم‌ این‌ برداشت‌ غیر واقعی‌ را حمل‌ بر تحریف‌ عمدی‌ واقعیت‌ نماییم‌، لااقل‌ نوعی‌ تحریف‌ ناآگاهانه‌ است‌. و این‌ نا آگاهی‌ شاید از آن‌ رو است‌ كه‌ مستشكل‌ (مهرزاد بروجردی‌) مقیم‌ آمریكاست‌ و دستی‌ از دور بر آتش ‌دارد. ممكن‌ است‌ كه‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ پس‌ از انقلاب‌ به‌ انزوا كشانده‌ شد. لیكن‌ چنین‌ نبود كه‌ توان‌ اقتصادی‌ آن‌ رو به‌كاهش‌ باشد. بله‌ از درآمدی‌ كه‌ در عصر پهلوی‌ برخوردار بود، محروم‌ شد؛ لیكن‌ این‌ محرومیت‌ مدت‌ زیادی‌ دوام ‌نداشت‌. خصوصاً كه‌ انباشت‌ ثروت‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ در عصر پهلوی‌ به‌ قدری‌ بود كه‌ بتواند برای ‌مدتی‌ در بعد از انقلاب‌ اسلامی‌ این‌ طبقه‌ را روی‌ پا نگاه‌ دارد همین‌ انباشت‌ ثروت‌ باعث‌ شده‌ بود كه‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ بتواند نسل‌ جوان‌ خود را برای‌ فراگیری‌ دانش‌ غربی‌ به‌ اروپا و آمریكا گسیل‌ نماید؛ فرصتی‌ كه‌ حتی‌ هم‌ اكنون ‌برای‌ نیروهای‌ مذهبی‌ پیش‌ نیامده‌ است‌. اگر نظری‌ اجمالی‌ به‌ اساتید و كارگزاران‌ فعالی‌ كه‌ خود را متعلق‌ به‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ می‌دانند بشود؛ ملاحظه‌ می‌كنید كه‌ توان‌ بالای‌ اقتصادی‌ آنان‌ در دست‌ یابی‌ به‌ مدارج‌ علمی‌ و فرهنگی‌، در داخل‌ و خارج‌ كشور، چه‌ اندازه‌ بوده‌ است‌. آگاهان‌ مسایل‌ اقتصادی‌ فعالیت‌های‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ بهتر می‌دانند كه‌برای‌ راه‌ اندازی‌ یك‌ حزب‌ سیاسی‌، كانون‌ فرهنگی‌ و رسانه‌ای‌ مانند روزنامه‌ یا هفته‌ نامه‌ تمام‌ رنگی‌، به‌ چه‌ میزان ‌سرمایه‌ اقتصادی‌ نیاز است‌ هزینه‌ راه‌ اندازی‌ یك‌ روزنامه‌ تمام‌ رنگی‌ بالغ‌ بر صدها میلیون‌ تومان‌ است‌. هزینه‌ تبلیغات ‌انتخابی‌ احزاب‌ سیاسی‌ سرسام‌ آور است‌. برای‌ همین‌ است‌ كه‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ اینگونه‌ هزینه‌ها از اطلاعات ‌اقتصادی‌ بودجه‌ دولت‌ها محرمانه‌تر است‌. اگر آگاهی‌ از همه‌ چیز حق‌ مردم‌ است‌. پس‌ چرا مردم‌ را از میزان‌ و چگونگی‌ این‌ هزینه‌ها با خبر نمی‌كنند. چگونه‌ ممكن‌ است‌ طبقه‌ای‌ با توان‌ اقتصادی‌ ناچیز دست‌ به‌ اینگونه ‌فعالیت‌های‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ هزینه‌ بر بزند. اگر به‌ راستی‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ در ایران‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ نیست‌ و از رانت‌های‌ دولتی‌ استفاده‌ نمی‌كند و خودش‌ هم‌ توان‌ اقتصادی‌ پایین‌ دارد؛ چگونه‌ می‌تواند به‌ دنبال‌ توقیف‌ هر روزنامه ‌یا نشریه‌ای‌، تعداد بیشتری‌ را به‌ راه‌ بیاندازد؟ هزینه‌ سفرهای‌ اروپایی‌ ـ امریكایی‌ طبقه‌ متوسط‌ ایران‌ برای‌ شركت‌ در محافل‌ علمی‌ و دانشگاهی‌ با كدام‌ توان‌ اقتصادی‌ صورت‌ می‌گیرد. جوایز و حمایت‌های‌ مالی‌ كه‌ از سوی‌ محافل‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ نخبگان‌ ایرانی‌ می‌شود، آیا غیر از این‌ است‌ كه‌ همه‌ آنها به‌ نفع‌ طبقه‌ متوسط‌ غرب‌گرای‌ ایران‌ هزینه‌ می‌شود، غربیان‌ تا كنون‌ از كدامیك‌ از نیروهای‌ اصول‌ گرای‌ انقلاب‌ حمایت‌ مالی‌ كرده‌ است‌. جدیدترین‌ این‌ حمایت‌ها اهدای‌ جایزه‌ صلح‌ نوبل‌ به‌ همین‌ طبقه‌ متوسط‌ است‌. دریافت‌ كننده‌ این‌ جایزه‌ در دوران ‌حكومت‌ خود كامه‌ پهلوی‌ مقام‌ و موقعیت‌ حكومتی‌ داشته‌ است‌ و از گرایش‌های‌ عرفی‌ غرب‌گرایانه‌ شدیداً حمایت‌ می‌كند. گفته‌ می‌شود ارزش‌ مالی‌ این‌ جایزه‌ بیش‌ از یك‌ میلیارد تومان‌ است‌. خوب‌ است‌ این‌ مستشكل‌ محترم‌ وقتی‌ به ‌تهران‌ آمد، یك‌ تحقیق‌ اجمالی‌ درباره‌ محل‌ سكونت‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ انجام‌ دهد تا معلوم‌ گردد كه‌ این‌ طبقه‌ ناتوان ‌اقتصادی‌ چگونه‌ است‌ كه‌ می‌تواند در بخش‌های‌ مرفه‌ نشین‌ تهران‌ زندگی‌ نماید.
یكی‌ از نكات‌ قابل‌ توجه‌ آن‌ است‌ دولت‌ مطلقه‌ پهلوی‌ به‌ هنگام‌ روی‌ كار آمدنش‌ نه‌ تنها روحانیت‌ را از سیاست‌ محروم‌ ساخت‌ كه‌ تمام‌ منابع‌ اقتصادی‌ روحانیت‌ را غصب‌ نمود. منابعی‌ مانند اوقاف‌، امور ثبتی‌ و اختلافات‌ حقوقی ‌مردم‌، آموزش‌ و پرورش‌ و غیره‌ را از روحانیت‌ به‌ قهر و غلبه‌ باز ستاند. در نتیجه‌ وضعیت‌ معیشتی‌ روحانیت‌ به ‌نازل‌ترین‌ حد خود رسیده‌ بود. با این‌ حال‌، از آنجا كه‌ روحانیت‌ رسالتی‌ معنوی‌ بر عهده‌ داشت‌ در برابر تمام‌ شدائد مقاومت‌ كرد. اما ملاحظه‌ می‌كنیم‌ كه‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ نه‌ تنها طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ از منابع‌ مالی‌ محروم‌ نشد كه‌ این ‌منابع‌ گستردگی‌ بیشتری‌ پیدا كرده‌ است‌. به‌ طوری‌ كه‌ تنوع‌ و تكثر منابع‌ اقتصادی‌ طبقه‌ متوسط‌ بسیار بیشتر از عصر پهلوی‌ است‌. اگر در گذشته‌ قریب‌ به‌ 30 دانشگاه‌ فعال‌ بودند، امروز این‌ تعداد به‌ بیش‌ از 500 مركز دانشگاهی‌ رسیده ‌است‌. اگر در گذشته‌ دو كانال‌ تلویزیونی‌ برای‌ كار كردن‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ وجود داشت‌؛ امروزه‌ این‌ تعداد به‌ 10 كانال‌ رسیده‌ است‌ و طبقه‌ متوسط‌ هم‌ با جدیت‌ در آنها فعال‌ هستند. اگر تا دیروز غربیان‌ نیازی‌ به‌ حمایت‌ كردن‌های‌ مالی‌ و فرهنگی‌ از روشنفكران‌ ایرانی‌ نمی‌دیدند؛ امروزه‌ خود را مجبور به‌ چنین‌ كاری‌ می‌بینند.
به‌ هر حال‌ گفتنی‌ها درباره‌ توان‌ اقتصادی‌ طبقه‌ متوسط‌ ایران‌ زیاد است‌ و در این‌ گفتار مجالی‌ برای‌ بازگویی‌ آن ‌نیست‌. فقط‌ به‌ این‌ نكته‌ فلسفی‌ اشاره‌ می‌كنم‌ كه‌ اصولاً عناصر معنوی‌ كه‌ بنیاد معنوی‌ و ماورایی‌ دارند، حتی‌ در شرایط‌ سخت‌ اقتصادی‌ و معیشتی‌ هم‌ می‌توانند به‌ كار خود ادامه‌ دهند. زیرا منبع‌ نیروزای‌ آنان‌ امور مادی‌ نیست‌. بلكه‌ اگر آنان ‌آلوده‌ به‌ مادیات‌ بشوند و در جهت‌ انباشت‌ ثروت‌ و قدرت‌ و سرمایه‌ اقدام‌ نمایند، به‌ همان‌ میزان‌ در كار معنوی‌ خود ناموفق‌تر خواهند بود. اما عناصر فرهنگی‌ این‌ جهانی‌ به‌ دلیل‌ تكیه‌ بنیادینی‌ كه‌ بر زیر ساخت‌های‌ مادی‌ و اقتصادی ‌دارد، هرگز نمی‌تواند با تكیه‌ بر امور معنوی‌ و بدون‌ برخورداری‌ از سرمایه‌های‌ مادی‌ به‌ كار خود ادامه‌ دهد. ساخت‌ طبقه‌ متوسط‌ مدرن‌ اساساً اقتصادی‌ است‌. اگر رشد اقتصادی‌ برای‌ این‌ طبقه‌ پیش‌ نیاید؛ انجام‌ هر گونه‌ كار فرهنگی‌ متصور نیست‌. همزادی‌ روشنفكری‌ و بورژوازی‌ در غرب‌ یك‌ امر تصادفی‌ و اتفاقی‌ نیست‌. دفاع‌ روشنفكرانی‌ مانند كارل‌ پویر، هانتینگتون‌، فوكویاما و بیانیه‌ روشنفكران‌ آمریكایی‌ در سال‌ گذشته‌، از لیبرالیسم‌ غربی‌ برای‌ آن‌ است‌ كه‌ روشنفكری‌ هرگزی‌ نمی‌تواند در دنیای‌ غیر سرمایه‌داری‌ به‌ حیات‌ خود ادامه‌ دهد. بنابراین‌، تصور اینكه‌ طبقه‌ متوسط ‌ایران‌ توانسته‌ باشد علیرغم‌ وضعیت‌ نابسامان‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ خود در بعد انقلاب‌، به‌ كار فرهنگی‌ ادامه‌ دهد؛ مم‌ نیست‌.





عناوین دیگر :
آیا تكنولوژی‌ صرفاً نقش ابزاری دارد؟
اساس‌ رفتار دموكراتیك‌ چيست‌؟
آیا علم ذاتاً پدیده ای بی طرف است؟
آیا علم‌ به‌ فلسفه‌ نیازمند است‌؟
آیا موضوع پلورالیسم دینی تنها با نخبگان فکری قابل طرح است؟
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

آخرین مطالب
سینمای فقر تعطیل، حالا وقت سیاست است
هشتمین و آخرین کارگاه نقد فیلم کانون اندیشه جوان، صبح روز گذشته (چهارشنبه 17 شهریور) با حضور ناصر برهان آزاد، مدرس سینما و منتقد این سلسله ‌نشست‌ها با پخش فیلم «طعم گیلاس» اثر عباس کیارستمی‌ محصول مشترک سینمای ایران و فرانسه و برنده نخل طلای 1997 جشنواره کن برگزار شد.

«طعم گیلاس» روی میز کارگاه نقد کانون قرار گرفت
کانون اندیشه جوان از اردوهای جهادی دبیرستان فرهنگ حمایت می‌کند
نشست اندیشه‌ای "جامعه اخلاقی و معنویت گرایی" با حضور استاد محمد شجاعی
پردیس تابستانی کانون اندیشه جوان به پایان راه خود نزدیک شد
نمایشگاه کتاب کانون در حوزه علمیه صاحب الزمان لنگرود برپا شد
دومین نمایشگاه کتاب کانون در ضیافت اندیشه کلید خورد
كارگاه نقد فيلم كانون در ايستگاه «شاهزاده ایرانی، ماسه‌های زمان»
نشست اندیشه‌ای "امام و دوگانه اخلاق و سیاست" با حضور حجت الاسلام رهدار
علیرضا واسعی مبانی و ساز و کارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی را بررسی می‌کند
نمایشگاه کتاب کانون در ضیافت اندیشه ي دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوين
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
شماره اول دوره جديد نشريه زمانه
تنها با يك پيامك، آنچه را دوست داريد از ما بخواهيد

آمار
بازدید امروز: 1958
بازدید دیروز: 2569
بازدید از ابتدا: 1308071
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:پنجشنبه، ۱۸ شهریور ۸۹