آیا روحانیت می تواند نجات بخش ملت باشد؟
كسانی كه روحانیت را اساساً واپس گرا و متحجر میدانند آیا كارنامه تاریخی و اجتماعی روحانیت را هم مورد مطالعه قرار دادهاند؟ آیا مروری بر مبارزات پی گیر و دشوار روحانیت در سختترین شرایط سیاسی و تاریخی داشتهاند؟ آیا مقاومت روحانیون مجاهد و پاك باخته را در برابر شكنجهها و فشارهای دستگاههای استعماری و استبدادی از حافظه تاریخی خود حذف كردهاند؟! آیا میدانند مبارزه با اساسِ روحانیت اصیل و متعهد، توسط قدرتهای استعماری سازماندهی میشود زیرا به تعبیر امام راحل؛ آنها روحانیت را سدّی در برابر خود میبینند؟ اما برای ارزیابی منصفانه این برداشت كه روحانیت اساساً متحجر است و عامل عقب ماندگی جامعه ما، باید مروری بر عملكرد روحانیت و نقش آن در تاریخ اجتماعی و سیاسی كشورمان داشته باشیم. اگر از تلاشها و مجاهدات فرهنگی، علمی، تربیتی و سیاسی روحانیت در قرون گذشته صرفنظر كنیم و نقش عظیم آن را در ایجاد هویت ملی ملت ایران نادیده بگیریم؛ اگر تأثیر روحانیت را در حركتهای مثبت اجتماعی صد ساله اخیر كشورمان ـ از نهضت تحریم تنباكو تا جنبش ملی شدن صنعت نفت ـ فراموش كرده باشیم، ولی آیا میتوان نقش آفرینی روحانیت و حوزهها در ریشه كن كردن نفوذ استعماری بیگانگان و حكومت استبدادی 2500 ساله شاهنشاهی و استقرار نظام سیاسی مردم سالار را در كشورمان، نادیده بگیریم؟ قطعاً اگر روحانیت نبود این نهضت به ثمر نمیرسید. و استمرار و ثبات نظام سیاسی و نوپای مردم سالار دینی در كشورمان تحقق نمییافت آیا نظام سیاسی موروثی سلطنتی نمود عینی تحجر و واپس ماندگی نیست؟ چه كسانی پیشتاز مبارزه با این نظام بودند و با فداكاری و شهادت آن را هدایت و رهبری كردند؟ البته گاهی روحانیونی هم بودند كه به انگیزه خیر خواهی و دفاع از شریعت، موضع گیریهای اجتماعی و سیاسی غیر قابل قبولی داشتهاند اما در جمع بندی كلان و كلی، حركت اجتماعی و نقش سیاسی روحانیت، با كارنامه درخشان و عملكرد كاملاً مثبتی مواجه ایم كه قطعاً در صورت استمرار اصلاح و ارتقاء سازمان روحانیت، این آثار و نتایج روز افزون خواهد شد.
اكنون كه به اختصار و اشاره، نكاتی درباره روحانیت مطرح شد، میتوانیم با استناد به دلایل فراوان و تجربه عینی تاریخی و اجتماعی درباره این برداشت داوری كنیم كه آیا روحانیت ذاتاً متحجر است و مانع رشد و پیشرفت جامعه؟ یا برعكس، روحانیت شیعه به دلیل ویژگیهای خاص خود و رسالت الهی كه بر دوش او قرار دارد، ضمن حفظ و حراست از كیان اسلام و مواریث اعتقادی و ارزشی جامعه و بكارگیری اجتهاد، همواره در تحولات اجتماعی، نقش مهم و بیبدیلی را ایفا كرده و البته با زدودن اشكالات و آفات ساختار و سازمان خود، میتواند و باید این نقش را تعمیق و توسعه دهد.
اما واقعیت تلخی كه زمینه پیدایش برداشتهای نادرست درباره روحانیت است، به عملكرد ناصحیح بخشی از روحانیت در عرصههای اجرایی و تبلیغی مربوط میشود كه ناشی از همان كاستیها و اشكالات سازمان روحانیت میباشد. باید بپذیریم كه رفتارهای ناصحیح شماری از روحانیان و به تعبیر امام خمینی؛ خروج آنان از زیّ طلبگی و زیّ روحانیت منشأ بدبینی اقشاری از جامعه و بخصوص جوانان میشود كه زمینه را برای القاء برداشتهای نادرست از روحانیت فراهم میسازد. همچنین اشكالات رفتاری و اخلاقی افرادی از روحانیان در برخورد با پرسشها، اشكلات، انتقادات و احیاناً پرخاشها و عصبانیتهای به حق یا نا بهحق اقشار جامعه، و عدم آمادگی علمی و اجتماعی برای پاسخ به نیازهای فكری جوانان، موجب پذیرش تبلیغات ناروا درباره روحانیت شود.
سوء استفاده بخش هایی از دستگاه اجرایی كشور از نفوذ و محبوبیت مردمی روحانیون و بكارگیری افرادی از روحانیت در مناصب و پستهای غیر مرتبط با تخصص و توانمندی آنان و توجیه برخی اقدامات ناصحیح خودشان توسط این افراد، این گمان را در برخی دامن میزند كه مجموعه روحانیت و حوزههای علمیه از عملكرد غلط این دستگاهها دفاع و حمایت میكنند و البته فقدان نظام صحیح و حساب شده برای میزان و موارد بكارگیری روحانیون در بخشهای اجرایی، متأسفانه این سوء استفادهها را تشدید میكند.
از سوی دیگر ضعف ارتباط علمی و عاطفی بین مراكز حوزوی و دانشگاهی، عدم درك صحیح و متقابل و سازنده بین مراكز پژوهشی و علمی حوزوی و دانشگاهی و برخی اظهار نظرهای عجولانه و نسنجیده و غیر علمی در بعضی مسایل توسط عدهای از روحانیان، زمینه را برای برداشتهای غلط فراهم میسازد.
البته آنچه نقطه امید است، رشد فكری روز افزون جامعه ما و ارتقاء توان تحلیل و درك مسایل ـ بخصوص در میانجوانان حوزوی و دانشگاهی ـ است كه زمینه را برای تحریف و شبهه تراشیها مسدود میسازد و به تدریج ما را به نگاهیمعتدل، واقع بینانه، منصفانه و دور از افراط و تفریط نزدیك میسازد. به هر حال روحانیت و حوزههای علمیه اگر چه هنوز راه طولانی را تا رسیدن به حدّ قابل قبول برای ایفای مسؤولیتها و وظایف بزرگ و مهم خود باید طی كنند، ولینه تنها نمیتوان آنها را متحجر و واپس گرا دانست بلكه پیشتاز اصلاح و سامان امور جامعه عامل مؤثر در پیشرفت و رشد و تعالی كشور بوده و میباشند و یك نهاد اجتماعی ضروری برای هدایت جامعه شمرده میشود. گرچه برخی ازافراد این نهاد، توان و صلاحیت كافی برای انجام مسؤولیتهای خطیر خود را ندارد و با عملكرد خود، موجب بدبینی جامعه میگردند.
این كلام امام خمینی؛ است كه: خدایا! تو میدانی كه من برای اینكه معّمم هستم از روحانیت طرفداری نمیكنم. برای اینكه میدانم این قشرند كه میتوانند ملت را نجات دهند.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا روحانیت کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است؟
آیا روحانیت حقوق بگیر دولت است؟
آیا روحانیت می تواند نجات بخش ملت باشد؟
آیا رسالت روحانیت مستلزم تحجر و جمود است؟
آیا در جامعه امروز ما وجود روحانیت ضرورتی دارد؟





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


