سخن روز

میرزا محمد تقی شیرازی فردی بسیار هوشیار و دارای اخلاقی نیکو بود. دیدار او انسان را به یاد خدا می آورد. رخسار قدسیان را داشت. از کسی چیزی درخواست نمی کرد، حتی وقتی تشنه می شد خود بلند می شد و آب می آشامید.

شیخ آقا بزرگ تهرانی

هوای اعتیاد به سرت نزند! :: اردوی جهادی با حقوق مکفی! :: تو به راستی شیعه ای؟ :: فروش سیگار در بوفه دانشگاه ها

دوشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۷
آیا روحانیت کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است؟

وظيفه‌ اساسي‌ و اصلي‌ علما و روحانيون‌، هدايت‌ جامعه‌ است‌. البته‌ اين‌ نقش‌، انفعالي‌ و بدون‌ ارتباط‌ با سرنوشت ‌جامعه اسلامي‌ نيست‌. بلكه‌ شناخت‌ نيازهاي‌ زمان‌، تشخيص‌ جهت‌گيري‌هاي‌ صحيح‌ براي‌ تحقق‌ اهداف‌ متعالي‌ اسلام ‌و كمك‌ به‌ جامعه‌ براي‌ پيمودن‌ راه‌ تعالي‌ و رشد، از مؤلفه‌هاي‌ هدايت‌ جامعه‌ است‌.
امام حسن‌ عسگري(ع) وظيفه‌ مردم‌ را در زمان‌ غيبت‌ امامان‌ معصوم(ع) مراجعه‌ به‌ علما و دانشمندان‌ِ با تقوي‌ و خويشتندار، پاسدار دين‌ و مطيع‌ اوامر الهي‌ دانسته‌اند كه‌ در مورد حوادث‌ واقعه‌ بايد از چنين‌ عالماني‌ پيروي‌ كنند و حوادث‌ واقعه‌ از ديدگاه‌ امام‌ خميني‌، پيش‌ آمدهاي‌ سياسي‌ يك‌ ملت‌ و حوادث‌ سياسي‌ است‌ كه‌ دخالت‌ روحانيون‌ و علما را در سياست‌ و امور اجتماعي‌ ضروري‌ مي‌سازد. دو خصوصيت‌ مهم‌ در روحانيت‌ شيعه‌ وجود دارد كه‌ همواره ‌اين‌ نهاد اجتماعي‌ را زنده‌ و پويا نگه‌ مي‌داشته‌ و علي‌ رغم‌ کمبودها و ضعف‌ها، مانع‌ تحجر و واپسگرايي‌ و وابستگي روحانيت‌ به‌ مراكز قدرت‌ و ثروت‌ مي‌شده‌ است‌، و اين‌ دو خصوصيت‌ عبارت‌ است‌ از اجتهاد و استقلال‌ اجتهاد كه‌ به‌ تعبير استاد مطهري‌ يكي‌ از معجزات‌ اسلام‌ است‌، موجب‌ آن‌ شده‌ است‌ كه‌ علمای راستين‌ در برابر حوادث‌ واقعه‌ و در چارچوب‌ قرآن‌ و سنت‌، راهكارهاي‌ رشد و تعالي‌ جامعه‌ را استنباط‌ كنند و مسير جامعه‌ را براي‌ پيمودن‌ راه‌ اسلام‌، هموار سازند. اين‌ خصوصيت‌، همواره‌ موجب‌ حفظ‌ اسلام‌ از جمود و تحجر و واپس‌ گرايي‌ بوده‌ است‌. اجتهاد، راهكارِ كلان‌ِ اسلام‌ براي‌ تضمين‌ نقش‌ آفريني‌ آن‌ براي‌ هدايت‌ جامعه‌ است‌. استقلال‌ از مراكز قدرت‌ و دولت‌ها و حكومت‌ها نيز خصوصيت‌ روحانيت‌ شيعه‌ است‌. روحانيت‌ شيعه‌ هيچگاه‌ وابسته‌ به‌ حكام‌ مستبد و ستمگر نبوده‌ است‌ و پشتوانه‌ آن ‌فقط‌ ايمان‌ و عقيده مردم‌ بوده‌ است‌. روحانيت‌ بودجه‌ خود را از دولت‌ دريافت‌ نمي‌كند و عزل‌ و نصبشان‌ به‌ دست ‌مقامات‌ دولتي‌ نيست‌. همين‌ بودجه‌ مستقل‌ و اتكاء به‌ عقيده‌ مردم‌ است‌ كه‌ قدرت‌ معنوي‌ روحانيت‌ را تضمين‌ مي‌كرده ‌است‌.
امّا با اين همه‌ آيا هيچ‌ نقطه‌ ضعفي‌ در ايفاي‌ مسؤوليت‌ و رسالت‌ سنگين‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ و روحانيت‌ وجود ندارد؟ آيا روحانيت‌ آنچنان‌ كه‌ شايسته‌ بوده‌، توانسته‌ است‌ وظيفه خطير هدايت‌ جامعه‌ را به‌ معني‌ تمام‌ و كمال‌ آن‌ به‌ انجام ‌برساند؟ قطعاً نه‌! عوامل‌ و زمينه‌هاي‌ گوناگون‌ و ريشه‌ دار تاريخي‌ فرهنگي‌، علمي‌، تربيتي‌ و سياسي‌ موجب‌ شده‌ كه‌ اين ‌نهاد ضروري‌ و مؤثر نتواند نقش‌ بايسته‌ خود را ايفا كند و گرچه‌ با پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ بسياري‌ از آن‌ عوامل‌ منتفي ‌يا تضعيف‌ شده‌، ولي‌ همچنان‌ روحانيت‌ به‌ برنامه‌ ريزي‌ و تلاش‌هاي‌ فرواني‌ براي‌ جبران‌ نقايص‌ و اشكالات‌ خود نياز دارد. خوشبختانه‌ حضور عالمان‌ عامل‌ و باتقوا و روحانيان‌ زمان‌ شناس‌ و روشنفكر در مجموعه‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ وروحانيت‌، موجب‌ توجه‌ به‌ كاستي‌ها و اشكالات‌ سازمان‌ روحانيت‌ و تلاش‌ براي‌ اصلاح‌ مستمر آن‌ بوده‌ است‌. در ميان ‌عالمان‌ معاصر كساني‌ همچون‌ استاد مطهري‌ و شهيد بهشتي‌ و بيش‌ از همه‌ امام‌ راحل(قدس‌ سره)‌ به‌ اين‌ نكات‌ توجه ‌داشته‌اند و براي‌ اصلاح‌ آن‌ تلاش‌ و مجاهدت‌ مي‌نموده‌اند. در حال‌ حاضر نيز رهبر عظيم‌ الشأن‌ انقلاب‌ همواره‌ بر ضرورت‌ تلاش‌ و تدبير حوزه‌هاي‌ علميه‌ براي‌ ارتقاي‌ وضعيت‌ خود، پاسخ‌ به‌ پرسش‌هاي‌ نو پيدا، اجتهاد راهگشا و صحيح‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ و افزايش‌ توان‌ خود براي‌ تأمين‌ نيازهاي‌ تربيتي‌ و علمي‌ جامعه‌ تأكيد داشته‌اند. تلاش‌ جمع ‌روحانيت‌ و حوزه‌ها شاهد زنده‌اي‌ براي‌ اين‌ جريان‌ اصلاح‌ گرايي‌ اصيل‌ است‌. مروري‌ بر نوشته‌ها و آثار چهره‌هاي ‌ارزشمند روحانيت‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ نهاد روحانيت‌ در نقد خود همواره‌ پيشگام‌ بوده‌ و اصلاح‌ ساختار و برنامه‌هاي‌ آن‌ را وجهة‌ همت‌ خود داشته‌ است‌. امام‌ خميني تأكيد مي‌كنند كه‌ حوزه‌ها بايد به‌ فكر خود باشند و خود را مجهز به ‌تشكيلات‌ و لوازم‌ و قدرتي‌ كنند كه‌ بتوانند اسلام‌ را به‌ تمام‌ معني‌ نگهباني‌ كنند. استاد مطهري در نخستين ‌روزهاي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ ضمن‌ تأكيد بر ضرورت‌ حفظ‌ نهاد روحانيت‌ اصلاح‌ آن‌ را لازم‌ مي‌شمارد و مبارزه‌ با آفت‌ها و اشكالات‌ روحانيت‌ را امري‌ ضروري‌ مي‌داند.
امام‌ خميني‌ در آخرين‌ پيام‌ مفصل‌ و پرنكته‌ خود به‌ روحانيون‌ و حوزه‌هاي‌ علميه‌، ضرورت‌ توجه‌ به‌ نيازهاي‌ آينده‌ جامعه‌ را مطرح‌ مي‌كند؛ حوزه‌ها و روحانيت‌ بايد نبض‌ تفكر و نياز آينده‌ جامعه‌ را هميشه‌ در دست‌ خود داشته ‌باشند و همواره‌ چند قدم‌ جلوتر از حوادث‌، مهياي‌ عكس‌ العمل‌ مناسب‌ باشند. جه‌ بسا شيوه‌هاي‌ رايج‌ اداره‌ امور مردم‌ در سال‌هاي‌ آينده‌ تغيير كند و جوامع‌ بشري‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ خود به‌ مسایل‌ جديد اسلام‌ نياز پيدا كند. علمای بزرگوار هم‌ از اكنون‌ بايد براي‌ اين‌ موضوع‌ فكري‌ كنند.
نگاهي‌ واقع‌ بينانه‌ به‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ و نهاد روحانيت‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ نه‌ تنها تحجر و واپس‌ ماندگي‌ لازمه‌ ذاتي ‌اساس‌ و بنيان‌ روحانيت‌ نيست‌، كه‌ دو خصوصيت‌ اجتهاد و استقلال‌، همواره‌ موتور محركه‌ روحانيت‌ به‌ سوي‌ پويايي‌ واصلاح‌ امت‌ است‌ و اگر چه‌ لايه‌ هايي‌ از گرايش‌ متحجرانه‌ در اين‌ نهاد مهم‌ وجود داشته‌، ولي‌ اين‌ لايه‌ها در سطوح‌ عالي ‌اين‌ مجموعه‌ را نداشته‌ و وجهة‌ غالب‌ و ذاتي‌ حوزه‌ها و روحانيت‌ نبوده‌ است‌. البته‌ كساني‌ كه‌ اصل‌ِ اسلام‌ و بنيان ‌ارزش‌هاي‌ الهي‌ را انكار مي‌كنند و به خاطر گرايش‌هاي‌ مادي‌ و نفساني‌ و يا برداشت‌هاي‌ ناصحيح‌ از معارف‌ اسلامي‌، از دين‌ حق‌ّ فاصله‌ گرفته‌اند، بديهي‌ است‌ كه‌ اساس‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ و روحانيت‌ را هم‌ نفي‌ كنند و به‌ بهانه‌ها و دلايل‌ سست‌، آنها را مورد هجوم‌ تبليغي‌ خود قرار دهند! از ديدگاه‌ چنين‌ افرادي‌، البته‌ روحانيت‌ ذاتاً واپسگرا و متحجر است‌، زيرا از اصول‌ و آرمان‌ هايي‌ دفاع‌ مي‌كند كه‌ ريشه‌ در گذشته‌ دارد و داراي‌ِ منبع‌ الهي‌ و آسماني‌ است‌. به‌ تعبير امام‌خميني‌، از ديدگاه‌ چنين‌ كساني‌ پيامبر اكرم‌ وائمه‌ معصومين‌ هم‌ مرتجع‌ و متحجّرند!! «اَلا' اِنهم‌ هم‌ المفسدون‌ و لكن ‌لا يشعرون‌».

 


نظرات

وحدتی شبیری    سه شنبه، ۱۱ تیر ۸۷ :: ۱۱:۱۵ صبح

سلام علیکم بسیار مطالب ارزشمند و نقد منصفانه ای بود چه زیبا ست اگر این محتوا را در سایتهائی قرار دهید که مکرر مورد مراجعه واستفاره روحانیون است مانند سایت حوزه. موفق باشید.



- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آیا روحانیت کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است؟
آیا روحانیت حقوق بگیر دولت است؟
آیا روحانیت می تواند نجات بخش ملت باشد؟
آیا رسالت روحانیت مستلزم تحجر و جمود است؟
آیا در جامعه امروز ما وجود روحانیت ضرورتی دارد؟