آیا رسالت روحانیت مستلزم تحجر و جمود است؟
نويسنده: علي ذوعلم
تحجر عبارت است از جمود، ایستایی و گریز از هر چیزی كه تازه و نو باشد. تحجر اساساً با روحیه تحول طلبی و نوگرایی انسان، سازگار نیست و بنابراین هیچ كسی این عنوان را برای افكار و رفتار خود نمیپذیرد به همین جهت برچسب تحجر به راحتی میتواند مورد سوء استفاده قرار گیرد و تا وقتی شاخصها و عملكردهای روشنی برای آن تعریف نشود، هر كسی میتواند هر كس دیگر را متهم به تحجر نماید.
اساساً این مشكل در مباحث اجتماعی دامنگیر ماست كه بدون تحلیل و تعریف دقیق از اصطلاحات و واژهها، به كاربرد آنها میپردازیم و فضای ذهنی جامعه را دستخوش تزلزل و ابهام میسازیم. آیا هرگونه پایبندی به افكار، رفتارها و ارزشهای معقول و منطقی، كه از گذشته جامعه به ارث رسیده است تحجر به شمار میآید؟ آیا صرف اینكه چیزی از گذشته به ما رسیده است آن را بی ارزش میسازد؟ در این صورت هیچ جامعهای نمیتواند به فرهنگ خود پایبند باشد و بدان افتخار كند! اسلام ـ به عنوان خاتم ادیان و دین كامل و جامع ـ سرمایه معنوی و ارزشمند جامعه ما است كه البته در چهارده قرن قبل ریشه دارد. آیا شایسته است كه این سرمایه را به این علت كه در گذشته ریشه دارد از زندگی امروزمان حذف كنیم؟! در اسلام، اجتهاد پیش بینی شده تا در چارچوب اصول و ارزشهای ثابتی كه گذر زمان اعتبار آن را مخدوش نمیكند، بتوان روشهای نو آمد را به كار گرفت و از تحول و نوگرائی برای پیشرفت و تكامل بهره برد. اجتهاد، استنباط و دریافت روشمندانه احكام الهی است كه علاوه بر استفاده از قرآن و سنت پیامبر اكرم(ص) و اهل بیت، عقل را نیز به عنوان یكی از منابع دینی، معتبر میشمارد. اعتبار عنصر عقل و نقش زمان و مكان در اجتهاد، اساساً اجازه نمیدهد که نهاد روحانیت و حوزههای علمیه در دامن تحجّر فرو غلتد و به دام جمود گرفتار آید.
روحانیت به عنوان یك نهاد دینی و پایدار، قطعاً مفسّر و مبلغ و منابع ارزشها، اندیشهها و چارچوبهای اسلامی ترسیم شده توسط پیامبر اكرم(ص) و اهل بیت گرامی اوست. اما این كار نه تحجّر تلقی میشود و نه با پیشرفت و نو آوری و خلاقیت منافات دارد. میتوان گفت از آنجا كه اسلام دین همه انسانها و همه زمانها است در هر زمانی و برای هر نسلی پیامهای شیرین جذاب، تعالی بخش و هدایت كننده دارد كه روحانیت، با پژوهش و اجتهاد، این پیامها را درقالبها و تبیینهای نو استنباط و به جامعه ارائه میكند. البته هیچ مسلمانی، از مجتهدان و عالمان این انتظار را ندارد كه دین خدا را تغییر دهند و به خواستههای حقیر و پست دنیا گرایان عمل كنند! آن گونه كه كفار زمان پیامبر اكرم(ص) از آن حضرت میخواستند كه یا قرآن دیگری برایشان بیاورد و یا مطالب همین قرآن را تبدیل به مطالبی كند كه خواست آنان را تأمین نماید.
بنابراین روحانیت ضمن اینكه از اسلام ناب و حقیقی باید دفاع و پاسداری كند. اما این رسالت هرگز مستلزم تحجر و جمود نیست و این گمان، كه دفاع از هر چیزی كه متعلق به سنّت باشد، متحجرانه و واپسگرایانه است، تلقی و گمان صحیحی نیست و حكایت از سطحی نگری و بی توجهّی به مفاهیم درست این واژهها دارد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا روحانیت کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است؟
آیا روحانیت حقوق بگیر دولت است؟
آیا روحانیت می تواند نجات بخش ملت باشد؟
آیا رسالت روحانیت مستلزم تحجر و جمود است؟
آیا در جامعه امروز ما وجود روحانیت ضرورتی دارد؟