آیا در جامعه امروز ما وجود روحانیت ضرورتی دارد؟
نويسنده: علي ذوعلم
در میان پیروان ادیان بزرگ و كوچك آسمانی و غیر آسمانی، غالباً طبقه خاصی به نام روحانی بوده كه موقعیت و وظایف مخصوص داشته و از مزایای مالی و غیر مالی اجتماعی برخوردار بوده است. تحقیقات تاریخی، جامعه شناختی و مشاهده بسیاری از جوامع معاصر، این واقعیت را تأیید میكند. در میان زرتشتیان، یهودیان، برهماییان، مسیحیان و سایر ادیان طبقه روحانی وجود داشته و غالباً از امتیازات خاصی هم برخوردار بودهاند، ولی آیا اسلام هم خواسته است كه چنین طبقهای در میان مسلمانان به وجود آید و نگهبانان خاص دین و حاملان علوم دینی باشند و دیگران از آشنایی با قرآن و حدیث و فقه و ... محروم بمانند؟ پاسخ ما منفی است. در اسلام هیچگونه امتیاز طبقاتی وجود ندارد و كسب علوم و معارف گوناگون در انحصار طبقه معین نیست. از سویی، همه به كسب علوم و معارف دین و آشنایی با قرآن و منابع اسلامی تشویق شدهاند و از سوی دیگر همه مردم در برابر كلیه قوانین و دستگاههای قانونی برابرند و هركس دارای هر شغل و مقام و منصب باشد مشمول كلیه قوانین اسلام است.
قرآن كریم ضمن انتقاد شدید از كسانی كه با سوء استفاده از نادانی مردم، منصب روحانیت و دفاع از دین را وسیله مطامع و منافع خود قرار میدادند، به نقش مثبت و سازنده عالمان حقیقی و روحانیانی كه به وظیفه امر معروف و نهی از منكر میپرداختند، اشاره میكند و از آنان تمجید مینماید. اسلام در عین حال كه تلاش برای فراگیری مسائل دینی را وظیفه همگان میداند و طلب علم را، امر واجب برای همگان میشمارد، دستور میدهد كه از هر قوم و دستهای، گروهی برای یادگیری عمیق مبانی و مسائل دینی به مراكز علمی كوچ كنند كه بتوانند مردم محل خود را از بی دینی، لاابالی گری، انحراف و آلودگی نجات دهند. ضرورت وجود كسانی كه به طور خاص مردم را به خیر و نیكی دعوت كنند، امر به معروف و نهی از منكر نمایند، حوادث و پیش آمدهای جدید در زندگی اجتماعی و سیاسی مسلمانان را بررسی كنند و با استفاده از منابع اسلامی و به كارگیری شیوه اجتهاد، احكام دینی را استنباط و تبیین كنند، با تحقیق و پژوهش مستمر به پرسشهای نو پاسخ دهند و از كیان دینی در برابر جاهلان و جابران دفاع نمایند، و وظایفی از این قبیل را بر عهده گیرند، شكلگیری گروه خاصی را در جامعه اسلامی اقتضا كرده كه همان روحانیت است. البته روحانیت اسلام به معنی آراسته بودن به فضیلت علم و تقوی و مجهز بودن برای انجام یك سلسله وظایف اجتماعی و واجبات كفایی است، بی آنكه علم و تقوی سرمایه دنیا طلبی گردد.
بنابراین روحانیت به عنوان مجموعهای نظام یافته و مسؤول از كسانی كه با انگیزهای الهی و برای انجام وظیفهای سنگین و رسالتی بزرگ به مطالعه، تحقیق و اجتهاد در علوم اسلامی، تدوین و تبلیغ مبانی و معارف دینی، تربیت و تهذیب جامعه و مراقبت عمومی بر جریان امور اجتماعی میپردازند و در هنگامه تهدید جامعه از سوی دشمنان داخلی و خارجی آماده دفاع از كیان اسلام و مسلمین و فداكاری در راه خدا هستند، و همچون سدّ استواری در برابر هجوم دشمنان میایستند، یك نهاد ضروری در جامعه اسلامی است. ضمن اینكه ایفایِ این مسؤولیتها هرگز بهانه امتیاز طلبی و زمینه بهره برداری از مزایای خاص قرار نمیگیرد و هیچ حصار و محدودیتی هم برای هیچ مسلمانی درجهت ورود در این مجموعه و انجام این وظایف، وجود ندارد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا روحانیت کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است؟
آیا روحانیت حقوق بگیر دولت است؟
آیا روحانیت می تواند نجات بخش ملت باشد؟
آیا رسالت روحانیت مستلزم تحجر و جمود است؟
آیا در جامعه امروز ما وجود روحانیت ضرورتی دارد؟