جرم مطبوعاتي چيست؟
برای تعريف جرم مطبوعاتی ابتدا بايد به معنای لغوی اين تركيب توجه كرد و سپس به تعريف اصطلاحی آنپرداخت. اين تركيب مركب از دو كلمه «جرم» و « مطبوعات»است. جرم در لغت به معنی گناه، خطا، ذنب، تعدی، بزه،عصيان و معصيت آمده است1. و معنای لغوی مطبوعات، نوشتجات چاپی است، اين كلمه جمع مطبوع است و مطبوع به معنی كتابها و مجلهها و روزنامههای چاپ شده می باشد.2
تعريف اصطلاحی جرم مطبوعاتی بر دو قسم است: الف ـ تعريف عام جرم مطبوعاتی ب ـ تعريف خاص جرممطبوعاتی.
الف ـ تعريف عام جرم مطبوعاتی: در يك تعريف عام، جرم مطبوعاتی شامل جرایمی است كه در كليه انتشارات مكتوب كه خطاب آن با عموم افراد جامعه است اتفاق می افتد، به عبارت ديگر جرم مطبوعاتی در اين تعريف شاملجرایمی است كه در كليه وسایل ارتباط جمعی نوشتاری )در مقابل سمعی و بصری (ارتكاب می يابد به نحوی كه شامل مكتوباتی نظير كتاب و اعلاميه نيز می گردد. اين نوع از تعريف جرم مطبوعاتی در قانون مطبوعات سال 1286 شمسی و قانون هیأت منصفه 1310 شمسی موردنظر قانونگذار بوده است به صورتی كه در مواد 4 و 19 قانون مطبوعات سال 1286 به ترتيب كتب و اعلانات را نيز جزء مطبوعات دانسته است و در ماده 2 قانون هيأت منصفه سال 1310، جرايم مطبوعاتی » به جرايمی كه از طريق كتاب و يا مطبوعات مرتب الانتشار واقع می گردد« تعريفكرده است.
البته قانونگذار در قانون مطبوعات سال 1334 تغيير رويه داده و از تعريف خاص جرم مطبوعاتی پيروی كرده است، به صورتی كه كتاب را از محدوده مطبوعات در معنای خاص آن و نهايتاً از قلمرو قانون مطبوعات خارج می كند و علاوه بر آن در ماده اين قانون اعلانات نيز از اين قلمرو خارج می شود. دكتر محمد هاشمی از تعريف جرم مطبوعاتی خودداری كرده و صرفاً حقوق مطبوعاتی را تعريف می كند «حقوق مطبوعاتی به مجموعه قواعدی اطلاق می شود كه حاكم بر چاپ، انتشار و توزيع تمام مطالبی است كه خطاب آن به عموم جامعه باشد. اين انتشارات نوعاً عبارت از كتب، روزنامه، مجلات، اعلاميهها و نظاير آن می باشد اما حقوق مطبوعاتی صرفاً شامل انتشارات مكتوب می باشد. البته شايد بتوان از تعريف حقوق مطبوعاتی به تعريف جرم مطبوعاتی نيز رسيد، بدينصورت كه جرم مطبوعاتی را چنين تعريف كنيم: » جرم مطبوعاتی به عمل محرمانهای گفته می شود كه قواعد جزايی حاكم بر چاپ، انتشار و توزيع مطالبی كه خطاب آن با عموم جامعه باشد را نقض كند، اين جرم مطبوعاتی صرفاً شامل انتشارات مكتوب می باشد».3
ب ـ تعريف جرم مطبوعاتی: منظور از تعريف خاص اين است كه دايره شمول اين تعريف از تعريف عام كوچكتر است و صرفاً شامل جرايمی است كه در نشريات اتفاق می افتد. تعاريفی كه حقوقدانان مختلف از جرم مطبوعاتی ارائهكردهاند از مشابهت زيادی نسبت به يكديگر برخوردار است. بعضی از نويسندگان جرايم مطبوعاتی را جرايمی می دانند كه در قانون مطبوعات احصاء شدهاند و از طريق مطبوعات ارتكاب می يابند.4
برخی ديگر از نويسندگان جرايم مطبوعاتی را عبارت از افعالی می دانند كه در قانون مطبوعات به قيد مجازات ممنوع گرديده است.5
دكتر غلامحسين الهام معتقد است كه در حال حاضر هرگونه جرمی كه در قانون مطبوعات سال 64 احصاء شده است و بوسيله مطبوعات ارتكاب شود جرم مطبوعاتی است.6
دكتر گودرز افتخار جهرمی در تعريف جرم مطبوعاتی می گويد: »تعريف جرم مطبوعاتی همان چيزی است كه ابتدا به ذهن هر فردی متبادر می شود، جرم و عمل مجرمانهای كه بوسيله مطبوعات انجام شود جرم مطبوعاتی است .7وی دليل اينكه چرا در اصل 168قانون اساسی، هيچ ذكری از اينكه آيا تعريف جرم مطبوعاتی را قانون معين می كند ياخير، نشده است را عدم اختلاف در تعريف جرم مطبوعاتی می داند، اختلافی كه به وضوح در تعريف جرم سياسی بين حقوقدانان و سيستمهای مختلف حقوقی به چشم می خورد.8 ولی بهنظر می رسد در تعريف جرم مطبوعاتی نيز اختلافنظر وجود داشته و دارد.
يكی از نويسندگان در مورد جرم مطبوعاتی چنين میگويد: »براساس اصل 24 قانون اساسی می توان اين تعريف را از جرم مطبوعاتی به دست داد، جرم مطبوعاتی عبارت است از انتشار مطالب مخل به مبانی اسلام و يا حقوق عمومی بوسيله مطبوعات. تفصيل و مصاديق آنها را قانون معين می كند».9
پس از ذكر تعاريف حقوقدانان مختلف از جرم مطبوعاتی، به تعاريف ارائه شده از اين جرم در قوانين موضوعه می پردازيم، در قوانين قبل از انقلاب، سه تعريف از جرم مطبوعاتی ارائه شده است، قانون هيأت منصفه مصوب1310 در ماده 2 جرم مطبوعاتی را چنين تعريف كرده است: »جرمی كه بوسيله كتاب يا مطبوعات مرتبالانتشار واقع می شود جرم مطبوعاتی است».
لايحه قانونی مطبوعات مصوب 1331 كه در زمان دكتر مصدق و در فضای آزاد حكومت ملی تصويب شده است در ماده 34 چنين میگويد: »جرايمی كه بوسيله روزنامهها يا مجله واقع شود جرايم مطبوعاتی است».
البته بايد توجه داشت كه تعاريف اين چنينی دارای دو ايراد مشترك است:-1 به جای تعريف ماهيت و ذات جرممطبوعاتی، صرفاً به وسيله ارتكاب اين نوع از جرم توجه شده است.
2ـ اين تعريف بسيار گسترده و عام بوده و دارای ابهام است، به صورتی كه طيف وسيعی از جرايم را شامل می شود، جرايمی كه علی الاصول نمی تواند جرم مطبوعاتی محسوب شود. نمونههايی از اين جرايم را می توان در ماده -1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداری )مصوب 67/9/15) مشاهده نمود، اين ماده افرادی را كه روزنامه و نشريه را وسيله ارتكاب جرم قرار می دهند يا اينكه جرم با استفاده از تبليغ عام از طريق وسايل ارتباط جمعی از قبيل راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، نطق در مجامع و يا انتشار آگهی چاپی يا خطی صورت گرفته باشد مستحق تشديد مجازات دانسته و در تبصره اين ماده حتی تعليق مجازات افراد مذكور نيز ممنوع گرديده است. در عمل نيز محاكمه چنين افرادی به صورت عادی بودن حضور هيأت منصفه صورت گرفته است و اين استدلال كه چنين افرادی مطبوعات را وسيله ارتكاب جرم قرار داده و بدين جهت جرم آنها مطبوعاتی است، مورد قبول قرار نگرفته و منطبق باهيچ يك از اصول و موازين حقوقی نيست.10
لايحه قانون مطبوعات مصوب 1334 در ماده 30 در مورد جرم مطبوعاتی چنين می گويد: »جرم مطبوعاتی عبارت است از توهين و افتراء بوسيله روزنامه يا مجله يا نشريه از لحاظ ارتباط با مقام و يا شغل رسمی يا رويه اداری يا اجتماعی يا سياسی به شخص يا اشخاص، بنابراين توهين و افتراء بدون توجه به مقام و موقعيت اجتماعی و يا به بستگان شخص جرم مطبوعاتی نيست و جرم عادی است».
اين تعريف كه در جو اختناق و ارعاب حكومت كودتای پهلوی پس از ساقط نمودن حكومت ملی مصدق بهتصويب رسيده است جرم مطبوعاتی را بسيار مضيق و محدود به توهين و افتراء به شخص يا اشخاص نموده است وحتی اين توهين و افتراء را نيز مقيد به ارتباط با مقام و يا شغل رسمی يا رويه اداری يا اجتماعی يا سياسی نموده است. اين تدابير در جهت جلوگيری از علنی برگزار شدن محاكمات مخالفان حكومت كودتا و منع از حضور هيأت منصفه دراين محاكم است تا دست حكومت را در اعمال وحشيانهترين مجازاتها بر عليه آزادیخواهان باز بگذارد.
در قوانين بعد از انقلاب، هيچيك از دو قانون مطبوعات مصوب سال 58 و قانون مطبوعات مصوب سال 64، جرم مطبوعاتی را تعريف نكرده است، حتی در اصلاحيه فروردين سال 79 نيز به اين موضوع توجه نشده است. بهنظر می رسد كه اين عدم توجه، ناشی از اين مطلب است كه از مفهوم 24 قانون اساسی می توان به يك تعريف جامع و مانع از جرم مطبوعاتی رسيد، همچنانكه در تعريف يكی از نويسندگان نيز بدان تصريح شده بود.11
نهايتاً می توان جرم مطبوعاتی را چنين تعريف كرد: »جرمی كه مبتنی بر انتشار مطالب مخل به مبانی اسلام و يا حقوق عمومی بوسيله مطبوعات باشد، تفسير اين عناوين و مصاديق آنها را قانون مطبوعات بيان می كند»
پي نوشت:
1- علي اكبر دهخدا، لغت نامه، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول،1373،ص 5، ص6722
2- همانمنبع، ج13، ص18598.
3- سيدمحمد هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ايران، نشر دادگستر، چاپ سوم، 1377، ج2، ص556.
4- مجيد لايقحسينی، پاياننامه حقوق ليسانس، موضوع جرايم مطبوعاتی، دانشگاهت هران، س32، ص38.
5- رضا كاملنيا، تحقيق پيرامون جرايم مطبوعاتی و نگاهی كوتاه به جرايم سياسی، سلام مورخه71/6/4، ص5.
6- غلامحسين الهام، جرايم مطبوعاتی از نگاه قوانين و مقررات، كيهان مورخه70/6/7، ص7.
7- گودرز افتخار جهرمی، جرايم مطبوعاتی، همشهری، مورخه78/4/8، ص12.
8- همان منبع، همانصفحه.
9- سيدعلی حسينی، سخنی در جرم مطبوعاتی و پيشينه آن در ايران، روزنامه همشهری مورخه 78/1/30، ص12.
10- ر.ك:نامه رئيسكل دادگستری استان تهران به رئيس مجلس شورای اسلامی، روزنامه جمهوری اسلامی، مورخه79/11/15، ص15.
11- سيدعلی حسينی، پيشين، روزنامه همشهری، مورخه 78/1/30، ص2.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آیا نظر اعضای هیأتمنصفه از ديدگاه حقوقی دارای ارزش قضايی می باشد؟
آیا در جرايم مطبوعاتي علاوه بر مدیر مسؤول، نویسنده و خبرنگار هم مسؤولیتی دارند؟
هیأت منصفه در كشورهایی نظیر انگلیس، فرانسه و آمریكا دارای چه پیشینه ای بوده است؟
نقش هیأتمنصفه در دادگاه مطبوعات چيست؟
آيا براساس مباني اسلامي، هيأت منصفه مشروعيت دارد؟
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


