آيا جنبش دانشجويي در آگاه كردن مردم نقش مؤثر داشته است؟
تحقیق از: سیدحسن قریشی
مقدمه
یكی از مهمترین حوادث دهه پنجاه پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) بود كه در این پیروزی گروههای مختلفی نقش داشتند كه یكی از آنها دانشجویان بودند كه اصطلاحاً فعالیت آنها به جنبش دانشجویی مشهور شده است.
جنبش دانشجویی ابتدا بصورت صنفی در جامعه بروز كرد و بیشتر حركت دانشجویان در اعتراض به ضعف كاركردی و نهادی دانشگاهها بود و به مرور زمان حركات صنفی بهانه یا زمینهای برای مبارزات سیاسی شد و دانشجویان بعدها خود را در مورد مشكلات موجود ـ چون استثمار كارگران، تقسیم جامعه به فقیر و غنی، استبداد حاكمان مسؤول دانسته و به روشنگری توده مردم پرداختند.
در مورد پیشینه جنبش دانشجویی باید متذكر شد این جنبش با گسترش دانشگاهها و افزایش دانشجویان در اروپا ظهور كرد ولی به علت حاكمیت نظام سرمایهداری و توجه محض به سود و تحقیقات حركت دانشجویی در اروپا بسیار كند بود، با تمام این وجود، این جنبش موجب تحولاتی در سطح جهان شد.
مثلاً در فرانسه، دانشجویان در سال 1964 سقوط دوگل را نزدیك كردند و در سال 1968 زمینه رویكار آمدن میتران را فراهم نمودند و نیز در سال 1994 جنبش دانشجویی در اعتراض به طرح كاهش دستمزدها به پیروزی رسید و در مقابل اشغال ویتنام توسط آمریكا تظاهرات كردند.
در ایتالیا جنبش دانشجویی در سال 1960 موجب قدرتیابی احزاب سوسیالیسم شد و در چین دانشجویان زمینه ظهور حزب كمونیست را فراهم كردند.
در كشورهای جهان سوم بویژه در آمریكای لاتین و آفریقا به علت حاكمیت استعمار و استبداد جنبش دانشجویی از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و اكثر انقلابیون را تحصیلكردگان و روشنفكران تشكیل میدادند.
تحولات جنبش دانشجویی ایران
دانستن كرونولوژی تاریخی هر حادثه یا واقعهای كمك زیادی به تجزیه و تحلیل آن واقعه میكند، برای بررسی جنبشدانشجویی در ایران و پی بردن به ضعف و قوتهای آن تاریخچه مختصر (كرونولوژی) آن ضروری و مفید میباشد. به همین علت ما ابتدا به تاریخچه مختصر جنبش دانشجویی در ایران پرداختیم و هر خوانندهای با دانستن تاریخچه یك جنبش درمورد كم و كیف آن به تحلیل نیز میتواند بپردازد.
الف) قبل از انقلاب اسلامی
جنبش دانشجویی در ایران سابقه طولانی ندارد. اولین حركت روشنگرانه دانشجویی را توسط دانشجویان اعزامی توسط عباسمیرزا داریم كه به نحوی در بیداری مردم نقش داشتند، عباسمیرزا ولیعهد فتحعلیشاه، در سال 1226 به پیشنهاد قائممقام فراهانی دو نفر محصل به انگلستان فرستاد و در سال 1230 ه.ش (1815 م) نیز پنج نفر از جوانان ایرانی را جهت كسب علم به انگلیس روانه نمود كه یكی از این دانشجویان "میرزامحمد صالح شیرازی" است كه بعد از سه سال و پنج ماه اقامت به ایران برگشت و اولین روزنامه را در ایران به راه انداخت. او سفرنامهای نوشت كه در آن انواع حكومتهای موجود در كشورهای اروپایی به ویژه حكومت مشروطهی انگلستان را توصیف كرد و از وجود آزادی، قانون، امنیت و نظم در این كشورها سخن به میان آورده كه بعدها نوشتهها و افكار او زمینهای فكری جهت انقلاب مشروطه شد.
تأسیس دارالفنون در سال 1268 كه از تراوشهای ذهنی امیركبیر بود موجب شد طبقهای روشنفكر به نام دانشجو در تاریخ ایران ظهور كند كه تأثیرات قابل توجهی در مسایل داخلی بجا گذارد كه از جمله افكار و اندیشههای فارغالتحصیلان دارالفنون در حركت و بسیج مردمی بر علیه استبداد قاجار بود.
نخستین سنگ بنای دانشگاه تهران، در 15 بهمن 1313 (4 فوریه 1935) نهاده شد كه یكسال بعد از تأسیس آن یعنی در سال 1314 فرقه دمكرات آذربایجان معروف به گروه 53 نفر كه ریشه دانشجویی داشت اظهار وجود كردند گرچه رهبر آنها بنام تقی ارانی توسط رضاخان اعدام شد (در سال 1318) ولی پس از سقوط رضاشاه، بازماندگان این گروه از زندان آزاد شدند و حزب توده را تأسیس نمودند.
اما جنبش دانشجویی به معنای اصطلاحی آن در دهه سی و چهل متولد شد و در دهه پنجاه به اوج خود رسید. در دهه30 به ویژه در جریان نهضت ملی نفت و بقدرت رسیدن دكتر محمد مصدق به كمك آیةالله كاشانی به نخستوزیری، جنبشدانشجویی تا حدی فعال شد. در تبریز و تهران دانشجویان مذهبی به حمایت از نهضت ملی، برخاستند و در برابر تودهایها از خود عكسالعمل نشان دادند. و در دوران نخستوزیری مصدق به ویژه بعد از آنكه مصدق مجلس را بطور تاكتیكی ترك كرد، دانشجویان تهران به منزل وی رفته و او را با شكوه فراوان به مجلس آوردند. این حركت دانشجویان برای رژیم شاه ناخوشایند بود و به همین دلیل به روی آنها آتش گشود و یكی از دانشجویان به نام رضا خواجهنوری كشته شد. و در واقعه 30تیر 1331 شعار «مرگ بر شاه» اولین بار توسط دانشجویان طرح و بهمین دلیل جنبش دانشجویی مورد وحشیانهترین حملات رژیم شاه قرار گرفت.
در 16 آذر 1332 در پی ورود نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا كه مقدمهای برای تسلط كامل ایران بود، دانشجویان كه آمریكا را عامل كودتای 28 مرداد 1332 میدانستند، بر علیه آمریكا دست به تظاهرات زدند، رژیم در اینروز دانشجویان را در صحن دانشگاه به رگبار مسلسل بست و سه تن از دانشجویان بنامهای شریعت رضوی، بزرگنیا و قندچی به شهادت رسیدند كه شهدای این واقعه نماد آزادیخواهی و میهندوستی قشر دانشجو است و 16 آذر در تمام سالهای بعد، روزی برای تحرك دانشجو علیه رژیم بود و دانشجویان در دانشگاههای مختلف دست به اعتراض میزدند.
در سال 1335، دانشجویان به تأسیس ساواك اعتراض نموده و دست به تظاهرات زدند و در سال 1336 وقتی كه اسرائیل به كانال سوئز حمله نمود دانشجویان با اعتراض و تظاهراتی انزجار خود را از سردمداران استكبار و حامیان رژیم صهیونیستی اعلام داشته و همراهی آمریكا و انگلیس و فرانسه را با اسرائیل محكوم كردند.
سال 39 ـ 1338 با روی كار آمدن جان ـ اف ـ كندی در آمریكا، آزادیهای نسبی در كشورهای تحت سلطه از جمله ایران بوجود آمد، علی امینی در ایران كه مجری اصلاحات بود، به مردم آزادی نسبی داد. جبهه ملی با بهرهگیری از این آزادیها اعلام موجودیت كرد و جنبش دانشجویی در جلسات این جبهه شركت مینمود به ویژه در جلسه تفسیر قرآن آیةالله طالقانی در مسجد هدایت حضور دانشجویان چشمگیر بود. در همین سال دانشجویان به سفر ملكه الیزابت به ایران اعتراضكردند و با پلیس درگیر شدند.
در آغاز دهه چهل، دانشجویان با شركت در مراسم هفتم و چهلم درگذشت حضرت آیةالله العظمی بروجردی و راهپیمایی آرام در خیابانهای قم مخالفت خود را با رژیم به نمایش گذاشته و از این دهه، با ورود جدی روحانیت به عرصه مبارزات سیاسی علیه رژیم به ویژه مبارزات بیامان امام خمینی (ره) موجب شد تفكر دینی از سرگردانی خارج شود و جنبش دانشجویی با الگو قرار دادن امام، برای مبارزه با شاه عملاً به تفكرات ماركسیستی و صرف ملی در دانشگاه پایان دادند.
در بهمن 1341 با وجود وعده آزادی، در زمان امینی دانشجویان جهت برقراری انتخاب آزاد دست به تظاهرات زدند كه پلیس به دانشگاه یورش برد و حریم آن را شكاند و به ضرب و شتم دانشجویان پرداخت و دانشگاه بدنبال آن تا پایان حكومت امینی تعطیل شد.
در پی غائله لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی دانشجویان در پی اعتراض امام خمینی و علماء از خود واكنش نشان دادند و نیز در انقلاب سفید شاه و ملت دانشجویان شعار اصلاحات آری، دیكتاتوری نه، را سر دادند و حتی شعاری چون «مرگ بر انقلاب فرمایشی» سر دادند.
در واقعه 15 خرداد 1342 دانشگاهیان دست به تظاهرات زدند و پلیس مجبور شد دانشگاه را تعطیل كند و در پی تبعید امام به تركیه دانشجویان اعتراضات وسیعی بر علیه این اقدام شاه نمودند و دانشجویان خارج از كشور با نوشتن نامهای به سازمان ملل مخالفت خود را ابراز نموده و از دولت و مجلس تركیه خواستار حفظ جان امام شدند. بعد از این سالها، جنبش دانشجویی صرفاً برای براندازی رژیم سازماندهی شد.
در سال 1344 یك حركت صنفی دانشجویی در پی افزایش شهریه و عدم رسیدگی به وضع خوابگاهها فعال شد كه زمینهای برای مبارزات سیاسی بود. در پی اعتراض دانشجویان پلیس عدهای را دستگیر و زندانی نمود. و نیز در روز شهادت جهان پهلوان تختی (بهمن 1346) دانشجویان علل مرگ او را دسیسه رژیم دانستند و تظاهراتی در تهران و شهرهای مختلف از جمله اصفهان و شیراز و تبریز به راه انداختند و حتی رژیم ناچار شد برای مدتی نامعلوم دانشگاه شیراز را تعطیل كند. در سال 1348 دومین حركت صنفی دانشجویی در پی گران شدن بلیط اتوبوس روی داد كه دانشجویان با شعار «دزدی ز كیسه ما * دگر بس است خائن» استفاده از اتوبوس را ممنوع و رژیم مجبور شد نرخ اتوبوس را به وضع سابق برگرداند ولی عده زیادی از دانشجویان را زندانی كرده در مهر همین سال، دانشجویان دانشگاه شیراز به اقدام رییس دانشگاه كه از ورود دختران دانشجو با پوشش چادر به دانشگاه ممانعت به عمل میآورد اعتراض كردند و این اقدام عملی نشد.
امام خمینی (ره) در موقعیتهای مختلف از جنبش دانشجویی حمایت نموده و با نصایح مشفقانه آنها را هدایت مینمود. جنبش دانشجویی بارها مورد هجوم رژیم شاه قرار گرفت و امام این تهاجم را شدیداً محكوم مینمود. در سال 1346 طی نامهای سرگشاده هنگام حمله رژیم به دانشگاه مینویسد: تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتیجهای داشت... شماها اگر دانش دوست هستید چرا حمله وحشیانه به مراكز دانش میكنید و یا در سال 1349 در پی حمله رژیم بهدانشگاه در پیامی گوشزد میفرماید: رژیم به بهانههای بیاساس به دانشگاهها حمله میكند و جوانان ارجمند را از دانشگاه به زندان و سربازخانه میكشانند، حوادث اخیر دانشگاههای ایران و یورش وحشیانه و بیرحمانه دستگاه جبار دانشجویان سخت ما را متأسف ساخته، من این اعمال چنگیزی و قرون وسطایی را شدیداً تقبیح میكنم ...
در سال 1349 رژیم در پی بیمحتوا كردن دانشجویان انواع وسایل عیاشی را برای آنان فراهم نمود و كلبه و كافه تریا و... در دانشگاه دایر ساخته بود كه دانشجویان شبانه به كافه تریا یورش میبردند و مشروبات الكلی و دیگر وسایل عیاشی را از بین میبردند. و در این سال دانشجویان تبریز در اعتراض به فساد رژیم و برنامههای مبتذل دست به راهپیمایی زدند و تالار وحدت تبریز را كه قرار بود یكی از خوانندههای زن افتتاح كند به آتش كشیدند و نیز دراین سال دانشجویان به مناسبت برگزاری مسابقه فوتبال آسیائی در تهران كه تیم اسرائیل حضور داشت مردم را به تظاهرات تهییج نموده و خود برعلیه اسرائیل شعار دادند. و نیز در 12 و 13 خرداد، دانشجویان شیراز به بهانه افزایش شهریه دست به تظاهرات زدند و رژیم آنها را به خاك و خون كشید و عدهای مجروح شدند، یكی از مجروحین نامهای به امام نوشت كه نشان دهنده ارتباط رهبری با دانشجویان بود.
در دهه پنجاه، جنبش دانشجویی اوج گرفت. در آغاز این دهه، در اردیبهشت 1350 دانشجویان دانشگاه تهران و صنعتی بر علیه جشنهای 2500 ساله تظاهرات كردند و عدهای بازداشت شدند. از سال 1350 با ورود نیروهای مذهبی به دانشگاه و حضور اساتیدی چون شهید مطهری، شهید مفتح، محمدتقی جعفری، دكتر علی شریعتی، روح مذهب در دانشگاه دمیدن گرفت و دانشجویان مذهبی قوت قلب یافتند. در سال 1353 در پی بحران نفتی كه بدنبال جنگ اعراب و اسرائیل پیش آمده بود، قیمت نفت چهار برابر شد و پذیرش دانشگاه نیز زیاد شد و نیروهای مردمی و منتقد وارد دانشگاه شدند، كه بعد از آن برپایی نماز جماعت و دیگر مراسمات مذهبی رواج یافت. در سال 54 دانشجویان در پی تحریم شركت در حزب رستاخیز توسط امام دست به تظاهرات وسیعی زدند.
در سال 1356 در پی درگذشت دكتر علی شریعتی در 28 خرداد 1356 و حاج سید مصطفی خمینی در اول آبان همان سال جنبش دانشجویی فعال شد و روحانیون و دانشجویان ضمن اتحاد باهم به تظاهرات علیه رژیم پرداختند كه جرقهای برای پیروزی انقلاب شد. شهادت این دو شخصیت دانشگاهی و حوزوی موجب نزدیكی حوزه و دانشگاه شد. در 28 آبان 56 دانشجویان تظاهرات وسیعی در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، قم، تبریز به راه انداختند و سازش انورسادات با اسرائیل را محكوم كردند، دانشجویان تبریز در 29 بهمن 56 نقش آفریدند.
در سال 1357، جنبش دانشجویی همگام با مبارزات میلیونی مردم در تظاهرات شركت كرده و در این راه شهدای بسیاری تقدیم انقلاب كردند كه اوج این رشادت در 13 آبان 57 بود و دانشجویان تا پیروزی انقلاب در كنار مردم در سرنگونی رژیم سهمی بسزایی داشتند.
دانشجویان ایرانی خارج از كشور بر علیه رژیم اعتراضات قابل توجهی برپا میكردند و هنگام سفر شاه، مخالفتهای خود را با رژیم نشان میدادند و با تسخیر سفارت ایران در لاهه در شهریور سال 57 این مخالفت را به اوج خود رساندند.
ب) پس از انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب در بین جنبش دانشجویی چند گرایش بوجود آمد عدهای در نهضتهای مردمی هضم شده و در كنار رهبری امام به فعالیت خود ادامه دادند. عدهای در عین صداقت به دامن برخی گروههایی چون لیبرالها.. افتاده و عدهای با حاكمیت سیاسی موجود به مخالفت برخاستند. كه دو گروه بعدی یا در گروه اول هضم شده و یا كاملاً راه خود را جدا كردند.
دانشجویان بعد از پیروزی مجدداً وارد دانشگاه شده و با درك شرایط موجود با امپریالیسم آمریكا به مبارزه برخاستند و در 13 آبان 1358 در اعتراض به عملكرد دولت موقت و افشای چهره سلطهجویانه آمریكا به سفارت آمریكا حمله برده و آن را اشغال كردند. ولی از اردیبهشت 1359 در پی انقلاب فرهنگی و شروع جنگ تحمیلی تا مدتی جنبش دانشجویی از جوش و خروش افتاد و دانشجویان همگام با مردم در میدان جهاد و شهادت حضور یافتند و از خود رشادتهای زیادی كه نمود آن هویزه بود نشان دادند و عدهای وارد بازار سیاست و كار شدند.
از سال 1367 به بعد دانشجویان كمتر نقشی را ایفا نمودند و نقش تماشاگر را داشتند و حاكمیت دولت نیز نیازی به بازیگری آنها نداشت كه این امر با مخالفت مقام معظم رهبری مواجه شد و خواهان سیاسی شدن دانشگاه شد. از سال1367تا 1376 فاصله دانشجویان با نهادهای حكومتی مانند مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و قوهقضائیه بیشتر شد ولی پس از سال 1376 دانشجویان در صحنه سیاسی كشور فعال شدند و با نزدیكی به جریان روشنفكریدینی به نقد حكومت دینی نیز پرداختند و در انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس تا حدی نقش مؤثری ایفا كردند.
هنوز جنبش دانشجویی در ایران به علت دوری از گفتمان عقلانیت و نهادینه نشدن، و نداشتن قدرت چانهزنی، و تماشاگر فعال نبودن، نتوانسته نقش خود را بخوبی ایفا كند.
نتیجهگیری
جنبش دانشجویی یكی از جنبشهای اجتماعی و سیاسی میباشد كه ویژگیهای خاص خود را دارد، به علت آرمانخواهی و جوان بودن افراد آن طراوت خاصی در جامعه ایجاد میكند. این جنبش ابتدا با فعالیتهای صنفی آغاز گردید و كمكم خواستههای صنفی و اجتماعی به صورت مبارزات سیاسی درآمد كه منشأ انقلابها گردید كه ظهور سوسیالیستها درفرانسه و ایتالیا و حزب كمونیست در چین نمونههایی از نتایج مبارزات سیاسی این حزب میباشد.
جنبش دانشجویی در ایران متأثر از غرب میباشد كه با اعزام دانشجویان ایرانی به اروپا این جنبش شكل گرفت ولی تولید عینی آن را باید در دهه سی و چهل دانست كه با آغاز نهضت ملی و حادثه 30 تیر 1331 و در پی آن در هنگام ورود نیكسون به ایران، مبارزه با اسرائیل و سفر ملكه الیزابت به ایران فعالیت آن چشمگیر شد.
با شروع نهضت امام خمینی (ره) جنبش از سردرگمی درآمد و در طول مبارزه ارتباط هایی بین دانشجویان و امام برقرار شد كه دانشجویان به بهانههای مختلف انزجار و مخالفت خود را با رژیم نشان میدادند كه اوج این مخالفت در دهه پنجاه بود كه منجر به سرنگونی رژیم شد.
بعد از انقلاب جنبش دانشجویی همگام با رهبری و مردم از ارزشها و كیان اسلامی به دفاع پرداختند و تا حدی چشم بینای مردم و گوش شنوای نظام بودند كه حركات آنها بعد از انقلاب مورد تأیید امام یا مورد هدایتگری امام بود ولی به علت بروز جنگ تحمیلی، تعطیلی دانشگاهها و همسویی كامل با نظام حركات دانشجویی چندان مشهود نبود گرچه عواملی در این امر نیز دخالت داشت، ولی بعد از 1376 فعالیت آنها در جامعه مشهود گشت كه هر كسی كه اهل اطلاع باشد با این فعالیتها روبرو میشود.
با توجه به تاریخ معاصر ایران و جهان، جنبش دانشجویی یكی از بزرگترین جنبشهای اجتماعی میباشد كه در آگاه كردن مردم نقش مؤثر داشته و گرچه خود گاهی گرفتار افراط و تفریطهایی شده، اگر این جنبش نهادینه شود، آلت دست قدرتهای مرموز نگردد و تنها تماشاگر منفعل نباشد و قدرت چانهزدنی داشته باشد نه تنها حفظ آن لازم است، بلكه یكی از راههای حفظ نظام و مردمسالاری دینی، دادن میدان به آنهاست.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آيا جنبش دانشجويي در آگاه كردن مردم نقش مؤثر داشته است؟
آيا مطالبات جنبش دانشجويي موجه و مشروع است؟





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


