سخن روز

میرزا محمد تقی شیرازی فردی بسیار هوشیار و دارای اخلاقی نیکو بود. دیدار او انسان را به یاد خدا می آورد. رخسار قدسیان را داشت. از کسی چیزی درخواست نمی کرد، حتی وقتی تشنه می شد خود بلند می شد و آب می آشامید.

شیخ آقا بزرگ تهرانی

هوای اعتیاد به سرت نزند! :: اردوی جهادی با حقوق مکفی! :: تو به راستی شیعه ای؟ :: فروش سیگار در بوفه دانشگاه ها

چهارشنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۶
آيا مطالبات‌ جنبش‌ دانشجويي‌ موجه‌ و مشروع‌ است‌؟

نويسنده: غلامحسين مقيمي

اين‌ جنبش‌ (دانشجويي) بايد دنبال‌ آرمانها باشد؛ يعني‌ دنبال‌ عدالت‌،مساوات‌، آزادي‌ معنوي‌، زادي‌ اجتماعي‌، عزت‌ اجتماعي‌، سرآمد شدن‌ ملي ‌در جهان‌.

مقام معظم رهبري

جوانان‌ تحصيل‌ كرده‌ در همه‌ جا گرايش‌ به‌ اين‌ دارند كه‌ از جنبش‌هاي ‌آرمان‌خواهانه‌ بيش‌ از حد پشتيباني‌ كنند و ايده‌ئولوژي‌هاي‌ جهان‌ بزرگسالان‌ رابيش‌ از خود بزرگسالان‌ جدي‌ بگيرند.

ساموئل هانتيگتون

1- مقدمه‌
از ظهور جنبش‌ دانشجويي‌ در دانشگاه‌هاي‌ آمريكا و بعد از آن‌ در فرانسه‌ كه‌ سراسر قاره‌ اروپا را تحت‌ تأثير خود قرار داد، بيش‌ از پنج‌ دهه‌ مي‌گذرد. اگر چه‌ «حركت‌ دانشجويي‌ پديده‌اي‌ جهاني‌ است‌ ولي‌ تجلي‌ آن‌ در كشورهاي‌گوناگون‌، و دانشگاه‌هاي‌ مختلف‌، صورت‌هاي‌ متفاوت‌ داشته‌ است‌. پيدا كردن‌ وجه‌ مشترك‌ اجتماعي‌ براي‌ اين‌نهضت ‌امكان‌پذير نيست‌» و لذا به‌ تبع‌ آن‌ مطالبات‌ دانشجويي‌ نيز متفاوت‌ و بعضاً متعارض‌ است،‌ اما آنچه‌ در اين‌ بين‌ مهم ‌است‌، گونه ‌شناسي‌ مطالبات‌ و در مرحله‌ بعد آسيب‌شناسي‌ مطالبات‌ دانشجويي‌ در دانشگاه‌هاي‌ ايران‌ مي‌باشد. چرا كه‌ در چند سال‌ اخير نسبت‌ به‌ جنبش‌ دانشجويي‌ به‌ واسطه‌ برخي‌ اغراض‌ و ابهامات‌، ديدگاه‌هاي‌ متفاوتي‌ ارائه‌ شده‌ است، ‌كه‌ موجب‌ شد تا خواسته‌هاي‌ اين‌ حركت‌ دانشجويي‌ در برابر آرمان‌هاي‌ اصيل‌ انقلاب‌ اسلامي‌ قرار داده‌ شود و لذا كالبدشكافي‌ صادقانه‌ جنبه‌هاي ‌ِگوناگون‌ِ مطالبات ‌ِدانشجويي،‌ نه‌ تنها موجب‌ تبيين‌ رسالت‌ تاريخي‌ اين‌ جنبش‌ است‌، بلكه‌خواسته‌هاي‌ سياسي‌ و فرهنگي‌ اصيل‌ آن‌ را از تفاسير غير واقع‌ بينانه‌ پيراسته‌ مي‌نمايد.

2 ـ گونه‌شناسي‌ مطالبات‌ دانشجويي‌
براي‌ طيف‌ بندي‌ مطالبات‌ جنبش‌ دانشجويي‌ مي‌توان‌ مدل‌ها و الگو‌هاي‌ متفاوتي‌ ارائه‌ كرد، مثلاً مي‌توان‌ اين ‌مطالبات‌ را با معيارهاي‌ مادي‌ و معنوي‌ طبقه‌ بندي‌كرد و يا آنها را به دو دسته‌ آرماني‌ و واقعي‌ تقسيم‌ نمود، يا به‌ شكل‌ جامع‌تر مي‌شود آنها را به‌ سياسي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌ دسته‌بندي‌ كرد و يا حتي‌ مي‌توان‌ آنها را به‌ شغلي‌ و غيرشغلي‌ تقسيم‌كرد. اما در اينجا به‌ خاطر اختصار و اهميت‌، آنها را به‌ صنفي‌، سياسي‌ و فرهنگي‌ تقسيم‌ مي‌كنيم‌.
الف‌) مطالبات‌ صنفي‌ يا عمومي‌
اگر زاويه‌ نگاه‌ خودمان‌ را به‌ دانشگاه‌ و دانشجو تخصصي‌ بنماييم‌ و دانشگاه‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ نهاد علمي‌ و دانشجو را به‌ عنوان‌ نيروي‌ فعال‌ در عرصه‌هاي‌ گوناگون‌ پژوهشي‌ تصور كنيم،‌ آنگاه‌ تصديق‌ خواهيم‌ كرد كه‌ مهم‌ترين‌ خواسته ‌صنفي‌ دانشجو تعليم‌ و تحقيق‌ مي‌باشد. قاعدتاً از اين‌ منظر هر آنچه‌ كه‌ موجب‌ تقويت‌ آموزش‌ و پژوهش‌ آنهاست،‌ جزء مطالبات‌ آنهاست و در اين‌ چارچوب‌ داشتن‌ خوابگاه‌، سالن‌ غذا خوري‌ مناسب‌، فضاي‌ آموزشي‌ كافي‌، امكانات ‌آزمايشگاهي‌ و... از مهم‌ترين‌ مطالبات‌ صنفي‌ و عمومي‌ تلقي‌ مي‌شوند.
ب‌) مطالبات‌ سياسي‌ - اجتماعي‌
اما آنچه‌ كه‌ موجب‌ جنبش‌ دانشجويي‌ شد، به‌ خاطر مطالبات‌ صنفي‌ آنها نبوده‌ است‌. بلكه‌ دفاع‌ دانشجو از مطالبات ‌جامعه‌ و خواست‌ توده‌ مردم‌ بوده‌ است‌. بنابراين‌ مادامي‌ كه‌ تقاضاهاي‌ دانشجويي‌ از حالت‌ صنفي‌ و آموزشي‌ فراتر نرود و با خواسته‌هاي‌ مردم‌ و منافع‌ ملي‌ همسو نشود، ماهيت‌ «بيداري‌ دانشجويي‌» يا «جنش‌ اجتماعي‌» پيدا نخواهد كرد. «درمحيط‌ دانشگاه‌، بعضي‌ها حوصله‌ حركت‌ ندارند؛ مي‌گويند بگذار كارهايمان‌ را بكنيم‌، درسمان‌ را بخوانيم‌، زودتر اين‌ ورِق پاره‌ را بگيريم‌ و مثلاً دنبال‌ كاري‌ برويم‌... اين‌ها مشمول بيداري‌، خيزش‌ و حركتي‌ كه‌ عنوان‌ دانشجويي‌ دارد، نيستند».
بنابراين‌ اساسي‌ترين‌ مطالبات‌ سياسي‌ جنبش‌ دانشجويي‌ مشاركت‌ در زندگي‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ است. ‌دانشجويان‌ مي‌بايست‌ در طرح‌ شعارها و خواسته‌ها، نسبت‌ به‌ توده‌ مردم‌، پیشتاز و پيش‌ قدم‌ باشند. بايد همانند يك ‌جامعه‌ مدني‌ فعال‌، خواسته‌هاي‌ مردم‌ را كپسوله‌ و به‌ شكل‌ «منافع‌ ملي‌»، تئوريزه‌، و به‌ قدرت‌ سياسي‌ انتقال‌ دهند. دانشجو بايد نسبت‌ به‌ مناسبات‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌ جامعه‌ و روند رويدادها، نقش‌ آفرين‌ باشد. اما بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ دخالت‌ و حساسيت‌ در قبال‌ سرنوشت‌ جامعه‌ كه‌ هر روز پيچيده‌تر مي‌شود، بدون‌ سازمان‌ و تشكيلات‌ منسجم‌ امكان‌پذير نيست‌. در نتيجه‌ مطالبه‌ مشاركت‌ سياسي‌ لازمه‌اش‌ داشتن‌ تشكل‌ دانشجويي‌ با اهداف ‌و آرمان‌هاي‌ مشخص‌ و با برنامه‌ها و استراتژي‌هاي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ است‌ تا با فارغ‌ التحصيلي‌ قهري‌ دانشجويان،‌ ورود دانشجويان‌ جديد در محيط‌ دانشگاه‌، امكان‌ تداوم‌ حركت‌ دانشجويي‌ تضمين‌ شود. و الا جنبش‌ دانشجويي‌ درزندگي‌ سياسي‌ خود دچار روزمره‌گي‌ شده‌ و به دنبال‌ شعارها و برنامه‌هاي‌ گروههاي‌ خارج‌ از دانشگاه‌ به حركت‌ در خواهد آمد. بدين‌ لحاظ‌ جنبش‌ دانشجويي‌ ديگر نمي‌تواند به‌ عنوان‌ پيشتاز نقش‌ ايفاء كند.
دومين‌ مطالبه‌ جنبش‌ دانشجويي‌ آرمان‌ خواهي‌ در مقابل‌ مصلحت‌طلبي‌ و حفظ‌ وضع‌ موجود است‌. قشر دانشجوي ‌ايران‌ به‌ واسطه‌ بيداري‌ و آگاهي‌، يا در پي‌ زنده‌ كردن‌ آرمان‌هاي‌ فراموش‌ شده‌ دوران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ است‌ و يا در پي ‌خلق‌ انديشه‌ نو براي‌ پويايي‌ انقلاب‌ است‌. گاهي‌ به‌ واسطه‌ گذشت‌ زمان‌ و ظهور نسل‌ جديد آرمان‌هايي‌ همچون‌ عدالت‌ خواهي‌، آزادي‌ خواهي‌ و مساوات‌طلبي‌ كم‌ رنگ‌ و بعضاً فراموش‌ مي‌شوند. همواره‌ اين‌ جنبش‌ دانشجويي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند ارزش‌ها و باورهاي‌ انقلاب‌ را متذكر شده‌ و جامعه‌ را از حركت‌ ارتجاعی‌ نويد رهايي‌ دهد.
سومين‌ مطالبه‌ سياسي‌ ـ اجتماهي‌ جنبش‌ دانشجويي‌ اصلاح‌طلبي‌ است‌. اگر چه‌ اصلاح‌طلبي‌ داراي‌ جنبه‌هاي‌اقتصادي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌ مي‌باشد. ولي‌ در چند سال‌ اخير، جنبش‌ دانشجويي‌ اصلاحات‌ و توسعه‌ سياسي‌ را مقدم ‌بر اصلاحات‌ اقتصادي‌ پنداشته‌ است‌ و از آن‌ به‌ عنوان‌ زمينه‌ و پيش‌ نياز براي‌ توسعه‌ اقتصادي‌ نام‌ مي‌برد، صرف‌ نظر ازاين‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ علمي‌ و تئوريك‌، كدام‌ توسعه‌ مقدم‌ و كدام‌ مؤخّر است‌، مي‌توان‌ تا حدّي‌ با توجه‌ به‌ وضعيت‌ خاص‌ چند سال‌ اخير، اين‌ خواست‌ و مطالبه‌ دانشجويان‌ را درك‌ كرد. چرا كه‌ انقلاب‌ اسلامي‌ در طي‌ دو دهه‌ گذشته،‌ دو دوره‌ سخت‌ و دشوار را طي‌ كرد كه‌ هر كدام‌ بواسطه‌ اقتضائات‌ خاص‌ خود، مانع‌ تحقق‌ آرمان‌ اصلاحات‌ سياسي‌ انقلاب‌ شد؛ دوره‌ اول‌ دفاع‌ مقدس‌ و دوره‌ دوم‌ بازسازي‌ اقتصادي‌ كه‌ در هر دو مرحله‌ جامعه‌ انقلابي‌ ما از توسعه‌ سياسي‌ و نقش‌ حساس‌ آن‌ در مديريت‌ سياسي‌ جامعه‌ غافل‌ شد. بنابراين‌ طبيعي‌ بود كه‌ قشر دانشجوي‌ ما به‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ شعارهاي‌ انقلاب ‌اسلامي‌ ـ يعني‌ آزادي‌ سياسي‌ ـ به‌ عنوان‌ مهم‌ترين‌ شاخص‌ توسعه‌ سياسي‌ باز گشت‌ نموده‌ و آن‌ را مورد تأكيد مجدّد قرار دهد.
ج‌) مطالبات‌ فرهنگي‌
فرهنگ‌ مجموعه‌اي‌ از ارزش‌ها و باورهايي‌ است‌ كه‌ هويت‌ معنوي‌ ملت‌ها را تعيين‌ و بر زندگي‌ مادي‌ آنها تأثير شگرفي‌ دارد و لذاست‌ كه‌ قدرت‌هاي‌ مسلط‌ جهاني‌ براي‌ نفوذ استعماري‌ خود همواره‌ از دروازه‌ فرهنگ‌ و هويت‌ ملي ‌آنها وارد مي‌شوند. فرهنگ‌هاي‌ مسلط‌ و استعماري‌ با مقاصد خاص‌ ضمن‌ تحقير هويت‌ «خرده‌ فرهنگ‌ها»، فرهنگ‌خود را مترقي‌ و شكوه‌مند جلوه‌ مي‌دهند. البته‌ بايد تهاجم‌ فرهنگي‌ و تعامل‌ فرهنگي‌ را از هم‌ تفكيك‌ كرد زيرا: «درجريان‌ تبادل‌ فرهنگي‌، ملّت‌ِ گيرنده‌ فرهنگ‌، مسايل‌ مورد علاقه‌اش‌ را از فرهنگ‌ ديگر اخذ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ در تهاجم‌ فرهنگي‌ فرهنگ‌ مهاجم‌ تلاش‌ دارد تا نقاط‌ مورد نظر خويش‌ را به‌ ملت‌ ديگر تحميل‌ نمايد.»
بنابراين‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ جنبش‌ دانشجويي‌ در طول‌ حركت‌ خود نسبت‌ به‌ پديده‌ خطر ناك‌ تهاجم‌ فرهنگي ‌حساس‌ و از هويت‌ ارزشي‌ و اعتقادي‌ خود به‌ عنوان‌ زير بنايي‌ترين‌ مطالبه‌ فرهنگي‌ حمايت‌ نمايد. در اين‌ قسمت‌ به‌طور فهرست وار گذري‌ به‌ مطالبات‌ فرهنگي‌ جنبش‌ دانشجويي‌ مي‌نماييم‌:
1 ـ دفاع‌ از مباني‌ ديني‌؛ اساس‌ ارزش‌هاي‌ جامعه‌ اسلامي‌ را مباني‌ عقيدتي‌ و ديني‌ تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ بي‌شك‌ بافرو ريختن‌ آنها، هنجارها و ساختارهايي‌ كه‌ بر آن‌ بنا شده‌اند فرو خواهد ريخت‌. بنابراين‌ ايجاد تشكيك‌ در اعتقادات ‌ديني‌ نه‌ تنها بينش‌ ماديگري‌ را بر جامعه‌ حاكم‌ مي‌كند بلكه‌ زمينه‌ رشد تئوري‌هاي‌ به‌ ظاهر علمي‌ از قبيل‌ ناسازگاري ‌توسعه‌ با دين‌، عدم‌ سنخيت‌ بين‌ سياست‌ و دين‌، تضاد بين‌ تجدد و سنت‌، و... را فراهم‌ مي‌كند.
2 ـ مبارزه‌ با حس‌ حقارت‌ در مواجهه‌ با فرهنگ‌ بيگانه‌.
3 ـ تبادل‌ فرهنگي‌ با فرهنگ‌هاي‌ ديگر به‌ منظور غني‌ ساختن‌ فرهنگ‌ خودي‌
4 ـ نفي‌ تعصب‌ و حمايت‌ِ عقلاني‌ از هويت‌ مذهبي‌
5 ـ دفاع‌ از هويت‌ و اصالت‌ اسلامي‌
6 ـ مبارزه‌ با فساد اخلاقي‌ و بي‌بند و باري‌
7 ـ نقد مستمر از آداب‌ و رسوم‌ غلط‌

3ـ آسيب‌شناسي‌ مطالبات‌ دانشجويي‌
بايد توجه‌ داشت‌ عنوان‌ «جنبش‌ دانشجويي‌» همانند ديگر نهضت‌هاي‌ اجتماعي‌ هميشه‌ نقش‌ پيشرو و مثبت‌ندارد. بنابراين‌ به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ خيزش‌ دانشجويي‌ مي‌تواند پيشتاز و مثبت‌ ارزيابي‌ شود، گاه‌ احتمال‌ دارد نقش ‌ارتجاعي‌ و منفي‌ را ايفا كند. بنابراين‌ جنبش‌ دانشجويي‌ بايد همواره‌ «جهت‌ِفعاليت‌» خود را با معيارها، آرمان‌ها واهداف‌، به‌ نقد و بررسي‌ بگذارد تا جهت‌ِحركت‌ جنبش‌ دائماً در مسير تعالي‌ و تكاملي‌ قرار بگيرد. به‌ عنوان‌ مثال‌ اگر شرايط‌ و محيط‌ دانشگاه‌ همواره‌ با اهداف‌ و آرمان‌هاي‌ انقلاب‌ هماهنگ‌ نباشد چه‌ بسا جنبش‌ دانشجويي‌ شكاف‌هايي‌را، در بدنه‌ و ساختارِ نظامي‌ كه‌ در بناي‌ آن‌ نقش‌ فعال‌ داشته‌ است‌، ايجاد نموده‌ و زمينة‌ سوء استفاده‌ را براي‌ كساني‌ كه ‌اعتقادي‌ به‌ انقلاب‌ ندارند، فراهم‌ نمايد.
با توجه‌ به‌ مطالب‌ فوِق ضرورت‌ آسيب‌شناسي‌ براي‌ پاسداري‌ از جنبش‌ و ايجاد پويايي‌ و پيشگيري‌ از انحراف ‌احتمالي‌ «جهت‌گيري‌ حركت‌ جنبش‌ دانشجويي‌» تا حدّي‌ روشن‌ مي‌شود.
الف‌) عدم‌ تحزّب‌ و تشكل‌
مهمترين‌ و اساسي‌ترين‌ مطالبه‌ جنبش‌ دانشجويي‌ مشاركت‌ سياسي‌ است‌ اما واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ دانشجو به‌عنوان‌ جامعه‌ علمي‌، تا كنون‌ به‌ شكل‌ «بسيج‌ سياسي‌» و توده‌اي‌ در زندگي‌ سياسي‌، مشاركت‌ مي‌كرده‌ است‌ يعني‌ فرآيند حضور سياسي‌ دانشجو در انقلاب‌ به‌ «مشاركت‌ نهادمند» و در قالب‌ «جامعه‌ مدني‌» مبدل‌ نگرديده‌ و همچنان ‌مشاركت‌ سياسي‌ آنها در هاله‌اي‌ از عواطف‌ و احساسات‌ مخفي‌ شده‌ است‌. عقلانيت‌ مفاهمه‌اي‌ به‌ عنوان‌ مهم‌ترين‌شرط‌ تحزّب‌ و تشكل‌ همچنان‌ راز گونه‌ در صندوقچة‌ پر رمزِ جنبش‌ دانشجويي‌ پنهان‌ شده‌ است‌ مشكل‌ چيست‌؟ مشكل‌ هر چه‌ باشد ابتداعاً در درون‌ دانشگاه‌ و ساختار دانشگاه‌ و فرهنگ‌ حاكم‌ بر رفتار سياسي‌ دانشجو است‌. بنابراين ‌بايد حركت‌ را از درون‌ آغاز نمود و زمينه‌ انجام‌ و تأسيس‌ «تشكّل‌» با برنامه‌هاي‌ روشن‌ و مواضع‌ شفاف‌ در چارچوب ‌«منافع‌ ملي‌» را ايجاد كرد تا مطالبات‌ خود و مردم‌ را همچون‌ صافي‌، پالايش‌ و به‌ حكومت‌ كنندگان‌ تزريق‌ كنند به‌گونه‌اي‌ كه‌ مردم‌ احساس‌ كنند «تشكل‌ جنبش‌ دانشجويي‌» مظهر اراده‌ عمومي‌ است‌ و با خِرَدْ ورزي‌ و قانون‌مداري‌، فاني‌ در منافع‌ ملي‌ است‌.
ب‌) فقدان‌ استراتژي‌ و دكترين‌
جنبش‌ دانشجويي‌ در جريان‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ خود به‌ رغم‌ پيشرو بودن‌ در واكنش‌ها، زاينده تئوري‌ نبوداه‌ند به ويژه‌ آنكه‌ دانشگاه‌هاي‌ ايران‌ در مقايسه‌ با كشورهاي‌ جهان‌ هم‌ جوان‌ است‌ و هم‌ در طول‌ تاريخ‌ سياسي‌ خود، ‌دائماً از محافل‌ جريانهاي‌ سياسي‌ درون‌ جامعه‌ متأثر بوده‌ است‌.
در فرانسه‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ جنبش‌ دانشجويي‌ در ماه‌ مه‌ 1960 يك‌ تئوري‌ قوي‌ به‌ عنوان‌ پشتوانه‌ در اختيار داشت‌ ويا جنبش‌ دانشجويي‌ آلمان‌ توسط‌ فرانكفورت‌ با انديشمنداني‌ نظير هابرماس‌، ماركوزه‌ و آدورنو تئوريزه‌ مي‌شد ولي‌ درايران‌ جنبش‌ دانشجويي‌ ما فاقد دكترين‌ و انديشه‌ راهبردي‌ است‌ تا نسبت‌ به‌ فرصت‌ها و مقابله‌ با چالش‌ها، قدرت ‌لازم‌ را داشته‌ و امكان‌ فعاليت‌ سياسي‌ مداوم‌، جهت‌ دستيابي‌ به‌ هدف‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ را داشته‌ باشد. در هر صورت ‌استراتژي‌ و دكترين‌ لازمه‌اش‌ تخصص‌، علم‌ كاربردي‌ و تعاريف‌ روش‌ از وضع‌ موجود، منافع‌ ملي‌ و آرمان‌ها است‌ كه‌ تا به‌ حال‌ حركت‌ دانشجويي‌ نتوانست‌ به‌ آن‌ دست‌ يابد.
ج‌) تقابل‌ بجاي‌ تعامل‌
مهمترين‌ خصيصه‌ جنبش‌ دانشجويي‌ ايران‌ در دوره‌ قبل‌ از انقلاب‌ اسلامي‌، ستيز و تقابل‌ با رژيم‌هاي‌ استبدادي‌ و استعماري‌ بوده‌ است‌ و لذا بيشترين‌ عمر جنبش‌، صرف‌ انقلاب‌ شده‌ است‌ و خصلت‌ جنبش‌ را به شدت‌ راديكال‌ نموده‌است‌ و كمتر به فكر تعامل‌ با نظام‌ سياسي‌ و مشاركت‌ و گفت‌وگو با قدرت‌ سياسي‌ افتاده‌ است‌. تنها در سال‌هاي‌ پس‌ ازانقلاب‌ بوده‌ است‌ كه‌ بخاطر مشروعيت‌ حكومت‌، جنبش‌ دانشجويي‌ وارد عرصه‌ گفت‌وگو و مشاركت‌ سياسي‌ شده‌ است، ‌اما اين‌ مشاركت‌ هنوز در سطح‌ «بسيج‌ سياسي‌» راكد مانده‌ است‌ و لذا در واكنش‌ به‌ برخي‌ بحران‌ها و چالش‌ها، دست‌به‌ حركت‌هاي‌ خشونت‌آميز مي‌زند كه‌ خود موجب‌ پيچيده‌ شدن بحران‌ مي‌شود. اما واقعاً اینکه چگونه‌ مي‌توان‌ جنبش‌دانشجويي‌ را از حالت‌ «تقابل‌طلبي‌» به‌ «تعامل‌طلبي‌» تبديل‌ كرد؟ اولين‌ نكته‌ آموزش‌ است‌. بايد فرهنگ‌ سياسي‌مشاركتي‌ كه‌ لازمة‌ آن‌ عقلانيت‌ مفاهمه‌اي‌ است‌ را بياموزد و آن‌ را بعنوان‌ آموزش‌ درون‌ سازماني‌ جنبش‌، نهادينه‌ كند. دومين‌ نكته‌ لازم‌، داشتن‌ انديشه‌ راهبري‌ و دكترين‌ مؤثر است‌. سومين‌ نكته‌ داشتن‌ برنامه‌ مدون‌ است‌ تا در راستاي ‌دكترين‌ و تئوري‌، به‌ شكل‌ مرحله‌اي‌ و سازمان‌ يافته‌ با دولت‌ مردان‌ به‌ گفت‌وگو و «تعاطي‌ برنامه‌ و انديشه‌» بنشيند.

4ـ نتيجه‌گيري‌
اگر چه‌ مطالبات‌ جنبش‌ دانشجويي‌ تحت‌ تأثير «جناح‌ بندي‌ها» و تحولات‌ سياسي‌ كشور متغيير و مبهم‌ است‌. ولي ‌بايد اعتراف‌ كرد بيداري‌ دانشجويي‌ رو به‌ بهبود است‌ و در راستاي‌ هويت‌ مستقل‌ خود، به‌ سوي‌ نظريه‌ پردازي‌ حركت‌مي‌كند و به‌ دنبال‌ باز توليد رفتار اصلاح‌ گرانه‌ و موضع گيري‌ متناسب‌ با الزامات‌ زمان‌ و مكان‌ است‌.
اكنون‌ جنبش‌ دانشجويي‌ ايران‌ با الهام‌ از ارزش‌هاي‌ اسلامي‌، خود را مدافع‌ باورها و اصول‌ اسلامي‌ انقلاب‌ مي‌داند و با وجدان‌ بيدارِخود در حيات‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ حضور فعال‌ دارد و لذا بايد به‌ جنبش‌ دانشجويي‌ فرصت‌ داد تا جايگاه ‌خود را در درون‌ سيستم‌ سياسي‌ ايران‌ باز يابد.

 

 


پي‌نوشت‌ها:
. بيانات‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ در جمع‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف‌، آذر 1378.
. ساموئل‌ هانتينگتون‌، سامان‌ سياسي‌ در جوامع‌ دستخوش‌ دگرگوني‌، ترجمه‌ محسن‌ ثلاثي‌، تهران‌: علم‌،1370، ص‌ 536.
. هانا، آرنت‌، خشونت‌، ترجمه‌ عزت‌ الله فولادوند، تهران‌: خوارزمي‌، 1359، ص‌ 32.
. بيانات‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌، پيشين‌.
. مقام‌ معظم‌ رهبري‌، جمهوري‌ اسلامي‌، 22 / 5 / 1371
. صادِ زيبا كلام‌، مقدمه‌اي‌ بر انقلاب‌ اسلامي‌، تهران‌: نشر روزنه‌، 1372، ص‌ 80.
. ديروز، امروز، فرداي‌ جنبش‌ دانشجويي‌، مجموعه‌ گفت‌وگو و مقاله‌، جنبش‌ دانشجويي‌ و هنر خاتمي‌،غلام‌ رضا عسگري‌، تهران‌، نشر ني‌، 1380، ص‌ 21
. همان‌، گفت‌وگو با سعيد حجاريان‌، ص‌ 22. 

 


نظرات


- لطفا فقط یکبار مطلب خود را ارسال نمایید . مطلب شما پس از تایید منتشر خواهد شد .
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟


عناوین دیگر :
آيا جنبش دانشجويي در آگاه كردن مردم نقش مؤثر داشته است؟
آيا مطالبات‌ جنبش‌ دانشجويي‌ موجه‌ و مشروع‌ است‌؟