پيدايي و پايايي انقلاب اسلامي بر اساس كدام قرائت از دين تحقق يافته است؟
نويسنده: مظاهري سيف
تبيين پرسش تحقيق
انقلاب اسلامي ايران، انقلابي ديني بود و براساس دو اصل رهبري امام خميني و يكپارچگي مردم شكل گرفت.
امام خميني مجتهدي مبارز بود و از منظر دين به سياست مينگريست و مردم را بر محور تعاليم ديني گرد آورده و رهبري نمود.
اكنون اين پرسش مطرح است كه برداشت و فهم امام و ساير پيشگامان روحاني اين انقلاب از دين چه ويژگيها و خصوصياتي داشت؟ و در واقع مجتهدان و عالماني كه پرچمدار انقلاب اسلامي بودند دين را با چه بيان و برداشتي عرضه كردند كه به انگيزش قدرت عظيم مردمي انجاميد و حكومت شاهنشاهي را كه دست در دست ابرقدرت غرب داشت، فروشكست؟
در اين نوشتار ميكوشيم تا دريابيم كه انقلاب اسلامي از كدامين قرائت از دين برآمده و استمرار يافته است.
مفهوم قرائت
قرائت عبارت است از فهم بشر از آنچه با آن مواجه ميشود. اين تعريف در دانش هرمنوتيك معنا مييابد. دانشي كه ميكوشد اصول و قواعد فهم انسان را كشف كرده، مدون گرداند.
يكي از متفكران برجسته در اين قلمرو گادامر است كه اصول و حاصل مباحث او «عصري بودن فهم» و «وابستگي متن به فهم مفسر و اطلاعات بيروني او» است.
در نظر بعضي از انديشمندان هرمنوتيك، پديدههاي اجتماعي و حتي جهان دستخوش تنوع فهمهاي بشري ميشود.
قرائتپذيري دين
دين اسلام به عنوان يك موضوع فهم بشري كه متون اصيل قرآني و روايي آن را همراهي ميكند؛ اين امكان را دارد كه مورد برداشتهاي گوناگون و قرائات مختلف قرار گيرد.
اما بيشك فهم دين اسلام اصول و ضوابطي دارد و دانشهايي ضروري به عنوان شروط لازم فهم آن مورد نياز است مثلاً اگر كسي با زبان عربي آشنا نباشد؛ نميتواند در فهم دين اسلام توفيق يابد. چنانكه برخي بدون داشتن اين شرط لازم برداشتهاي بسيار اشتباهي ارائه كردهاند.
قرائت اجتهادي و التقاطي
در فهم دين اسلام علاوه بر دانستن زبان عربي علوم ديگري از جمله علم حديث، رجال، تفسير، اصول و غير آنها لازم است كه در صورت بكارگيري صحيح اين علوم در فهم متون ديني، قرائت اجتهادي از دين ميسر ميشود. و در غير اينصورت قرائات التقاطي اتفاق ميافتد. گاه قرائات التقاطي بدون سوء نيت و تنها بخاطر ناآگاهي يا عدم رعايت اصول اجتهاد روي ميدهد معمولاً قرائتهاي التقاطي از سوي روشنفكراني صورت ميگيرد كه در برابر فهم عالمانه ي دين به علوم غير دينيتكيه ميكنند و ميپندارند با معلومات غير ديني خود ميتوانند فهم بهتري از دين دريابند.
تنوع قرائتها
در فهم و تفسير اجتهادي دين و هم در تفسير التقاطي، تنوع راه دارد. البته اين بدان معنا نيست كه هميشه همه ي قرائات اجتهادي صحيح و مقصود شارع است. بلكه در صورتي كه برداشت و قرائتي براساس اجتهاد صورت گيرد؛ تمام تلاش ممكن در فهم دين بكار گرفته شدهاست، و به فوِق آن راهي نيست تا غبار غيبت فرو نشيند و شاهد حقيقت رخ نمايد. همواره امكان تفسيرهاي عالمانه، اجتهادي و ضابطهمندِ گوناگون در ميان عالمان ديني وجود داشته و بخصوص در فهم كلان كه داراي لايهها و بطون گوناگوني است. بدون دچار شدن به تناقضات و چالشهاي نسبي گرايي، تلاش براي رسيدن به معارف عميقتر، نه تنها جايز است كه همواره مورد تأييد است.
قرائت التقاطي
روشنفكران غرب زده تا وقتي از نگاه به مذهب رو ميگردانند با عبارات و تعبيرات مجملي از آن ياد ميكنند كه ناظر به ارتجاعي يا بيمعنا بودن مفاهيم ديني است. اما پس از آنكه قدرت عظيم اجتماعي مذهب و نفوذ دين در ميان مردم را مشاهده ميكنند و تحت تأثير جاذبههاي آن قرار ميگيرند به تحليل و بررسي آن ميپردازند و ره آورد اين تحليل و بررسي پيدايش قرائت التقاطي از دين است.
«وقتي روشنفكر "غرب زده" خوش بينانه به دين مينگرد، به بازسازي و تهذيب دين، به گونهاي موافق معرفت و آگاهي خود ميپردازد و چون افق معرفت روشنفكر در چارچوب حس گرايي و عقل گرايي غرب است، در نگاه به دين به انكار يا توجيه تمام رازها و رمزهايي ميپردازد كه تنها از طريق معرفتي برتر "يعني وحي" قابل دريافت است.»
معمولاً روشنفكران مجذوب دين اما ناآشنا با اصول و علوم اجتهاد، مشغول سامان دادن قرائاتي از دين ميشوند كه از صافي علوم جديد گذشته و مهذّب شده باشد. حاصل چنين تلاشهايي، قرائات التقاطي از دين است. كه هر كسي مطابقسلايق و علايق و تخصص علمي خود در اين زمينه كوشش ميكند.
تأويل غيرعالمانه
منظور از «تأويل» در اينجا عبارت است از برداشت معنايي از كلام كه ظاهر نيست و اگر غيرعالمانه باشد، تحميل معناي مورد نظر به كلام است. البته تأويل اگر عالمانه باشد در واقع بيان عمق و باطن معارف و متون ديني است كه در اين صورت تعارض با ظاهر متون و تعاليم دين ندارد. اما تأويل غيرعالمانه معمولاً با بخشهاي عمدهاي از متون ديني در تعارض و ناسازگاري است.
تأويل گرايي از شاخصهاي برجسته و بارز قرائتهاي التقاطي از دين است: از تأويل توحيد و معاد در قرائت كمونيستي تا تأويل حجاب به حياي دروني و ولايت رسول خدا «ص» به دموكراسي غربي در قرائتهاي ليبرالي همه و همه از خصوصيات قابل بررسي و ارزيابي قرائتهاي التقاطي است.
تأويل تعاليم دين اسلام كه داراي بيان كامل و متكي به كلامِ بدور از تحريفِ خداوند است، ثمرة ناتواني در فهم دين بوده و قرائتهاي التقاطي تنها در چنين شوره زاري تاب روييدن دارد.
پيدايش اجتهادي نوين
از سال 1340 كه اصلاحات آمريكايي و كنترل شده از سوي شاه شروع ميشد و ساير مظاهر وابستگي فكري و اقتصادي و سياسي در جريان بود، نخبگان نيروي مذهبي در پي پاسخهايي از دين بودند كه با ملاحظه شرايط زمان و مكان توان حضور در معركه پرآشوب سياسي آن دوران را داشته باشد.
پرسشهاي مهمي كه بدين شرح قابل بيان است: نظام حكومت اسلامي (ولايت فقيه) چيست و چارچوب اختيارات حاكم در چنين نظامي به چه ميزان است؟ شيوه ي تحقق بخشيدن نظام حكومت اسلامي در اين زمان به چه ترتيب است؟ نسبت دين با سياست خصوصاً با توجه به شبهه پراكنيهاي رژيم شاه مبني بر عدم ورود روحانيون به عرصه ي سياست نيز از جمله مسائل بحثانگيز اين دوران تلقي ميشود. شكي نيست كه دين اسلام به ويژه مذهب تشيع با برخورداري از اجتهاد پويا، براي حضور در عرصه سياسي و اجتماعي آن دوران اجتهادي تازه ميطلبيد.
حضرت امام پيشگام نوگرايي فقيهانه
اولين گام را در اين زمينه حضرت امام برداشتند. ايشان در كتاب "بيع" از "تحرير الوسيله" و "درسهاي ولايت فقيه و حكومتاسلامي" كه در حوزه علميه نجف ايراد فرمودند، مسائل و پرسشهاي اساسي و جدي درباره كاربردي كردن ابعاد سياسي واجتماعي دين را مورد تحليل و مطالعه قرار دادند. همين راه از سوي شاگردان برگزيده ايشان از جمله شهيد مرتضي مطهري، شهيد بهشتي، آيتالله خامنهاي و ديگران ادامه پيدا كرد و فضاي فكري و فرهنگي سالهاي پيش از انقلاب را معطر نمود.انديشههاي فقيهانه و روشنگرانه حضرت امام(ره) نسلي از نخبگان مذهبي را تربيت كرد كه به ترويج اسلام و تربيت مردم پرداختند و زمينه را براي تحقق انقلاب اسلامي آماده كردند.
نمونههاي جامعنگري و راهبردي قرائت امام (ره)
براي آشكار شدن شاخصهاي جامع نگري و راهبردي قرائت اجتهادي نويني كه امام مبتكر آن بود مواردي را بررسي ميكنيم.
1. حضرت امام در كتاب ولايت فقيه ميفرمايند: «خداي تبارك و تعالي به وسيله رسول اكرم «ص» قوانيني فرستاد كهانسان از عظمت آنها به شگفت ميآيد. براي همه ي امور قانون و آداب آورده است. براي انسان پيش از آنكه نطفهاش منعقد شود تا پس از آنكه به گور ميرود قانون وضع كرده است. همانطور كه براي وظايف عبادي قانون دارد، براي امور اجتماعي وحكومتي قانون و راه و رسم دارد. حقوِق اسلام يك حقوِق مترقي و متكامل و جامع است كتابهاي قطوري كه از دير زمان در زمينههاي مختلف حقوقي تدوين شده از احكام قضا و معاملات و حدود و قصاص گرفته تا روابط بين ملتها و مقررات صلح و جنگ و حقوِق بين الملل عمومي و خصوصي، شمهاي از احكام و نظامات اسلام است. هيچ موضوع حياتي نيست كه اسلام تكليفي براي آن مقرر نداشته و حكمي درباره آن نداده باشد.»
بر چنين موضع با صلابتي ميتوان حكومت اسلامي را برقرار كرد و در برابر تمامي هيبت سياسي و علمي شرق و غرب ايستاد.
2. در همان كتاب حضرت امام استدلال ميكنند كه اين نظام حقوقي كامل و متعالي لازم الاجراست و اجراي آن به حكومت اسلامي نيازمند است و فقيه جامع الشرايط در عصر غيبت به عنوان حاكم شرع موظف به تشكيل حكومت اسلامي است. نگرش راهبردي و عملياتي حضرت امام به فقه در نقطهاي به خوبي ميدرخشد كه ايشان رفع موانع و تلاش بمنظور تحقق ولايت فقيه و تشكيل حكومت اسلامي را شرط واجب برميشمرند همانند وضو براي نماز به اين شرح كه چون اجراي احكام اسلام در همه ي ابعاد لازم و نيازمند حكومت است پس تلاش و برپايي حكومت اسلامي بر فقيه جامعالشرايط و ساير مسلمانان واجب است. در حاليكه پيش از ايشان رفع موانع و فراهم شدن مقدمات تشكيل حكومت اسلامي را شرطوجوب ميدانستند. همانند شرط استطاعت در حج بدين شرح كه هرگاه شرايط فراهم شد و مانعي نبود؛ آنگاه تشكيلحكومت اسلامي و اعمال ولايت از سوي فقيه واجب و پذيرش اين ولايت بر مردم لازم است.
حضرت امام درباره ضرورت حكومت اسلامي و وجوب و اهميت آن ميفرمايند: «مجموعه قانون، براي اصلاح جامعه كافي نيست ... رسول اكرم(ص) در رأس تشكيلات اجرايي و اداري جامعه مسلمانان قرار داشت ... پس از رسول اكرم(ص) خليفه هم همين وظيفه را دارد ... وظيفه اجراي احكام و برقراري نظامات اسلامي بود كه تعيين خليفه را تا حدي مهم گردانيدهبود؛ كه بدون آن پيامبر اكرم(ص)، «ما بلغ رسالته» رسالت خويش را به اتمام نميرسانيد ... به همين جهت اسلام همانطور كهقانونگذاري كرده، قوه مجريه هم قرار داده است. «ولي امر» متصدي قوه مجريه هم هست ... سنت و رويه پيغمبر اكرم(ص) دليلي بر لزوم تشكيل حكومت است.» هم از اين رو علما و فقها را ملزم به اين كار ميدانستند و ميفرمودند: «نبي ولايت وامارت بر مؤمنين دارد، و همان امارت و ولايتي كه براي نبي اكرم(ص) ثابت است براي علما نيز ثابت است.»
3. اجتهاد حضرت امام از دين بسيار روشن بينانه و روشمند بود. ايشان بين ابعاد معرفتي و معنوي و جنبههاي عملياتي و راهبردي، هوشمندانه تفكيك مينمودند. به عنوان نمونه درباره نسبت ولايت معصومين و ولايت فقيه ميفرمايند: «وقتي ميگوييم ولايتي را كه رسول اكرم(ص) و ائمه(ع) داشتند بعد از غيبت، فقيه عادل دارد براي هيچكس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه و رسول اكرم(ص) است. زيرا اينجا صحبت از مقام نيست بلكه صحبت از وظيفه است. ولايت يعني حكومت و اداره كشور و اجراي قوانين شرع مقدس، يك وظيفه ي سنگين و مهم است. نه اينكه براي كسي شأن و مقام غير عادي بوجود بياورد ...»
اساس تداوم انقلاب
عالمان وارسته و مجتهدان برجستهاي چون مطهري و بهشتي، كساني هستند كه در مكتب امام پرورش يافتند و اجتهادي روشمند و روزآمد از دين را ترويج نمودند و سوزان و فروزان چون شمع، مشعل معرفت ديني مجتهدانه را در ميان مردم روشن نگهداشتند و در برابر ناملايمات، چه زماني كه شكنجه و زندان و شهادت بود و چه دوراني كه تهمت و ناسزا واستقامت، راست قامت و نستوه ايستادند؛ و صبورانه، قرائتي از دين را كه انقلاب از آن پديدار گشته بود، پايدار نگهداشتند. و بيترديد پشتوانه پيروزي آنان، حرمت خون شهدا و همت و حمّيت مردم ديندار بوده و خواهد بود.
آنچه همگامان آن پيشتازان و بيش از همه رهبر نظام اسلامي دنبال ميكنند، همان قرائت اجتهادي جامع نگر راهبردي است كه از سوي امام و ديگر بزرگان انقلاب تدوين گرديده و به مردم مسلمان معرفي گرديد. و همين قرائت اجتهادي از دين، مبناي نظام اسلامي قرار گرفت.
رمز پايندگي
از مهمترين شاخصهاي راهبردي قرائت اجتهادي حضرت امام كه در سيره ی رهبري استمرار يافته، ملاحظه ی شرايط زمان و مكان است. اين مهم موجب ميشود، تا اين قرائت در تحولات روزگار مندرس نشود و بر پاية اصول ثابت و كافي خود درشرايط و اطوار گوناگون پوينده و بالند باقي بماند و با آمدن و رسيدن ايام پر حادثه و سخت، چشمه ی معارف آن كه متصل به خزائن الهي است، خشك و خاموش نگردد.
اجتهاد پويا و قرائت حاصل از اين متد، معرفتي غير متحجرانه است؛ كه همواره احوال زمان و جامعه را ميسنجد و در برابر پرسشها و نيازهاي نو بيپاسخ نمينماند. تأكيد امام بر تقويت بُعد زمانشناسي و جامعهشناسي حوزه و روحانيت، بيانگر اهميت اين عوامل در قرائت مولد و مقوِّم انقلاب اسلامي ايران است.
حضرت امام در پيام به حوزههاي علميه فرمودند: «مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد، ... آشنايي به روش برخورد با حيلهها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان، داشتن بصيرت و ديد اقتصادي اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان ... از ويژگيهاي يك مجتهد جامع است.»
«حكومت در نظر مجتهد واقعي، فلسفه ی عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت است، حكومت نشان دهنده ی جنبه عملي فقه در برخورد با تمامي معضلات اجتماعي و سياسي و نظامي و فرهنگي است. فقه تئوري واقعي و كامل اداره ی انسان از گهواره تا گور است.»
... «من قبلاً نيز كه گفتهام، همه ی توطئههاي جهان خواران عليه ما از جنگ تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين بوده است كه ما نگوييم اسلام جوابگوي جامعه است.»
«حوزهها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده ی جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياي عكس العمل مناسب باشند. چه بسا شيوههاي رايج اداره ی امور مردم در سالهاي آينده تغيير كند و جوامع بشري براي حل مشكلات خود به مسائل جديد اسلام نياز پيدا كنند. علماي بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براي اين موضوع فكر كنند.»
چهارچوب اجتهاد پويا كه حضرت امام بر آن بسيار تأكيد داشتند امروز در الگوي رهبري حضرت آيهالله خامنهاي بهوضوح مشهود است. مواجهه ی روزآمد و هوشمندانه و زمان شناسانه ی ايشان با امور نو ظهور به ويژه پديدهها و مفاهيم اجتماعي تازه در پرتو اجتهادي پويا قابل درك است. موضعگيري و تبيين راهبردي دين در مواردي از جمله: تفكيك اصلاحات اسلامي از اصلاحات آمريكايي، تبيين ابعاد آزادي اجتماعي مشروع، تعريف حدود و ثغور مردم سالاري ديني وحتي موضعگيريهاي منفي ايشان از قبيل اهتمام بر عدم رابطه با آمريكا، برخورد با سوءاستفاده تبليغاتي از مبارزه با تروريسم، افشاگريها و هشدارهايي در باب «تهاجم فرهنگي»، «شارلاتانتاريزم فرهنگي»، «دستهاي براندازنده در نشريات» و «فيلسوف نماهاي مطبوعاتي» و نو آوريهايي همچون دعوت به جنبش نرمافزاري در پويش پيشرو و پيروز در فضاي انديشه و دانش جهاني و موارد بسيار ديگر، همه و همه از حركت ايشان در خط امام و براساس اجتهاد زنده و پويايي حكايتدارد كه هوشيارانه و هوشمندانه، پذيراي تنوع و تطور زمانه و جامعه است و در حل معضلات و گشايش مشكلات و پيشبيني چالشها و ارائه راهبردها فرو نميماند.
ضرورت هوشياري و پرهيزگاري
با وجود چنين قرائت متعالي و متكاملي كه بر فراز انديشه ديني و اجتماعي جامعه ما بال بركت گشوده است. در صورت غفلت، خطر التقاط، معرفت ديني و مباني انديشه اجتهادي ما را تهديد خواهد كرد. بعضي از اين تهديدات كه ممكن است ما را از راه امام و رهبري به بيراه كشاند در دو مورد زير قابل شناسايي و تبيين است:
1. تكيه بر پارهاي از ابعاد علوم جديد كه با دين هماهنگي ندارد و يا اساساً در ستيز با آن است. مثل برخي از انديشههايسياسي كه در چارچوب نظامهاي رياكارانه ی غربي با نام دموكراسي ترويج ميشود. بي ترديد پارهاي از اين آراء با پايه و مايه ی دين كه روح عبوديت، تربيت و اخلاق حسنه در آن موج ميزند، سازگار نيست. و لازمه ی عمل به آنها پشت كردن به دين است.
در اين راستا ممكن است بعضي روشنفكران مسحور غرب با برداشتهاي غيرآگاهانه، عباراتي از متون ديني و سنتهاي معصومين در صدر اسلام را به گونهاي ناصواب تأويل و تفسير نمايند و از اين رهگذر، غير دينيترين مسائل را به دين نسبت دهند و در تأييد آراء خود به سنتها و سخنان ديني دستبرد بزنند. پندارهاي انحرافي از قبيل پلوراليسم، سكولاريسم، تقابلمديريت فقهي با مديريت علمي، قرائت پست مدرنيستي از اسلام جملگي در اين طيف التقاطي قابل ريشه يابي است.
2. ثروتاندوزي و كسب قدرت ميتواند در عدهاي، انگيزه ی عدول از قرائت اجتهادي و سيره ی امام و رهبري را ايجاد كند. بدين ترتيب كه براي رسيدن و يا حفظ منافع و مصالح خود، برداشتهايي از دين را ترويج كنند و عملاً به وهن دين و اخلاق بپردازند و ازرشهاي جامعه را دگرگون نمايند. و راههاي نامشروع را برجسته و راه و روش اجتهاد پويا را تيره و ناپيدا سازند. طريقي كه تنها در فضاي عطرآگين اخلاق اسلامي قابل فهم و اجراست. فهم و عمل به دين بر پايه اجتهاد پويا در جامعهاي امكان دارد كه زهد و تقوا و مسؤوليت پذيري و حساسيت در برابر انجام تكليف و رعايت حقوِق الهي و انساني و انديشهمعنوي در آن وجود داشته باشد. اين خطر كه به طور جدي راه امام و رهبري و فهم صحيح دين را در برابر دنياطلبي تباه ميسازد، در بعضي موارد قرائت خاصي از دين ارائه نميدهد بلكه تفسير و فهم و قرائت غير ديني از جامعه و دنيا است كه از كل دين اعراض ميكند و بهايي به آن نميدهد.
نتيجهگيري
حاصل كلام اين كه با كوشش و بينش امام و يارانشان از علماء و مجتهدان زمان آگاه و اسلامشناس قرائتي جامعنگر وكاربردي براساس اجتهاد پويا شكل گرفت و از سوي مردم مورد پذيرش و حمايت قرار گرفت و با ايثار و شهادت و ايمان و استقامت، انقلابي را رقم زد و سپس در استمرار حركت انقلابي و پايهريزي و اداره ی نظام اسلامي از سوي امام و رهبري استمرار يافت. ولي نبايد به ريشه داري اين قرائت متعالي از دين فريفته شد. بايد خطراتي را كه تحت تأثير برداشتهاي روشنفكر نماهاي سطحينگر و ناآگاه از تمامي معارف دين كه اين قرائت اجتهادي متعالي را تهديد ميكند و بعضاً تحريفاتي را بصورت جذاب عرض ميكنند بازشناسي كرد و با منفعتطلبي و مصلحت جوييهاي خودخواهانه كه اساس دين را متزلزل كرده و ارزشهاي جامعه را دگرگون ميسازد، مقابله نمود و اين جز با تأمل در شاخصها و مباني قرائت اجتهادي امامخميني(ره) از اسلام و پايبندي به استمرار آن در اجتهاد روزآمد و روشمند رهبري فرزانة انقلاب، حاصل نخواهد شد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
مرگ بر آمريكا؛ آري يا نه؟
آرمانها و اهداف فرهنگی انقلاب چیست؟
پيدايي و پايايي انقلاب اسلامي بر اساس كدام قرائت از دين تحقق يافته است؟