آيا هدف اصلاح دنيا نافي هدف عالي پيامبران در اصلاح آخرت نيست؟
برخی بر آنند كه دنیا و آخرت، دو امر كاملاً متضاد و ناسازگارند و پرداختن به هر دو در دین امری ناممكن است. بازرگان مینویسد: «آیا مخلوط كردن دو هدف، دو حركت و دو مقصد كه فیل و فنجانوار از هر جهت در دو سطح بینهایت متفاوت میباشند، با هیچ اصل و منطقی جور در میآید؟ اصلاً خواستن و حركت برای آنچه نزدیك و عاجلاست، با آنچه دور از دسترس و اصل است، منافات داشته و اولی كه محسوس و قابل حصول است، دومی را به تعطیل و توقف میكشاند.»
بررسی
اشكال بالا زمانی رواست كه: اولاً دنیا و آخرت در عرض یكدیگر و به صورت دو هدف كاملاً مستقل به حساب آیند. و ثانیاً نسبت دنیا و آخرت صرفاً نسبت عاجل و آجل نباشد، بلكه آنسان كه آقای بازرگان تصویر نموده است از هر جهت در دو سطح بینهایت متفاوت و به صورت منفصله مانعه الجمع باشند. اكنون باید هر یك از این دو گمانه را مورد توجه و بررسی قرار داد تا در پرتو آن بتوان چگونگی دنیا شمولی رسالت پیامبران را بازشناخت.
1. هدف قرارگرفتن چند چیز متفاوت لزوماً به معنای هم سطح و یكسان انگاشتن همه آنها نیست، بلكه در مواردی میتوان اهداف متعددی داشت كه دارای سلسله مراتب طولی بوده و هدف نخست مقدمهای برای هدف دیگر، و اهداف متوسط راه وصول به هدف غایی و برتر باشند. افزون بر آن در پارهای از موارد اهداف متوسط نه تنها مقدمه وصول به هدف غایی میباشند، بلكه خود نیز مستقلاً دارای ارزش ذاتی بوده و دارای دو كاركرد و دو منظور میباشند: یكی كاركرد استقلالی كه خود هدف است و دیگری نقش آلی و ابزاری، یعنی نقش واسطه و رساننده بههدفی دیگر را تأمین میكند.
در مَثَل آموزش های ابتدایی و متوسطه مقدمه ورود به مراحل برتر و آموزش های عالیه میباشند، لیكن افزون بر نقشمقدماتی، خود نیز ذاتاً دارای ارزش بوده و فایدهمندی آن صرفاً در جهت مقدماتی و ابزار وصول به مرتبه بالاتر نیست. اكنون آیا فایدهمندی ذاتی و عاجل چنین هدفی را میتوان نافی اهداف برتر و مراتب آجل و بالاتر بهحساب آورد؟ هرگز!
2. با چه دلیلی میتوان ثابت كرد كه «اولی كه محسوس و قابل حصول است (دنیا)، دومی (آخرت) را به تعطیل و توقف میكشاند؟» اگر به راستی چنین است، چرا خداوند متعال در قرآنمجید میفرماید: «وَلاَ تَنسَ نَصِیبَكَ مِنَ الدُّنْیا»و از چه رو به پیامبر خود میفرماید: «یا أَیهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللهُ لَكَ» اگر چنین است چرا قرآن مجید فرمان اعراض از دنیا صادر نكرده، بلكه بر عكس دنیاگریزی را مورد ملامت قرار داده و میفرماید: «یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُحَرِّمُوا طَیبَاتِمَا أَحَلَّ اللهُ لَكُمْ» ای ایمان آوردگان! چیزهای پاكیزهای كه خدا برای شما حلال كرده است، را بر خود حرام نكیند.
واقع این است كه آقای بازرگان از یكسو به كاركرد مثبت این جهانی آموزههای انبیاء اعتراف دارد، و از دیگر سو درجهت نفی اهداف اصلاحی اجتماعی و دنیایی دین اصرار میورزد. این مسأله ایشان را گرفتار نوعی تناقضگویی كردهاست. وی ضمن جمعناپذیر خواندن خواستههای دنیوی و اخروی، انسان كه در بالا نقل شد، در جای دیگر میگوید: «اتخاذ یك هدف اعلی و حركت به سوی خیلی بالا، به معنی و به منظور فراموشی و حذف اهداف ضروری و فوری سطح پایین تر نیست. خصوصاً اگر آن اهداف و حركات، خود وسیله و طریق برای رساندن ما به هدف اصلی و اعلیباشد.» این سخن نشان میدهد كه دنیا و آخرت منفصله مانعهالجمع نیستند و آن تنافر اغراق آمیز كه ایشان در بالافرموده در جای دیگر انكار كرده است.
3. اكنون به خوبی میتوان چگونگی دنیا شمولی اهداف انبیاء را مورد بررسی قرا رداده و از مشكل تزاحم و جمع ناپذیری دنیا و آخرت رهایی جست. در این رابطه پنج احتمال قابل تصور است:
1. اینكه پیامبران تنها دارای هدف دنیایی بوده و صرفاً برای عدالت اجتماعی و مبارزه با نظامهای ستمپیشه و بسط دادگری و تساوی برانگیخته شدهاند (توحید عملی اجتماعی)، لاجرم توحید اعتقادی و دیگر معارف دینی نقش مقدماتی برای رسیدن به این هدف داشته است.
2. اینكه پیامبران تنها رو به سوی سرای آخرت دوخته و نسبت به مسايل این جهانی كاملاً بیاعتنا بودهاند.
3. اینكه انبیاء دارای دو هدف مستقل و در عرض یكدیگر بودهاند، احتمالاً آقای بازرگان چنین تصویری از دنیاشمولی اهداف پیامبران در ذهن داشته و آن را مردود دانسته است، این گزینه از سوی استاد مطهری نیز شرك خوانده شده و ردّ شده است.
4. هدف و آرمان اساسی انبیاء هدایت بشر به سوی خدا و رسیدن به قرب الهی و رستگاری جاوید است، و مسايلاین جهانی مانند مبارزه با ظلم و بیعدالتی و برقراری قسط و عدالت اجتماعی صرفاً به عنوان مقدمه وصول به آن هدف اعلی مورد توجه آنان بوده است. بدون آنكه این گونه امور دارای ارزش ذاتی باشند.
5. هدف نهایی پیامبران همان توحید و یگانه پرستی و رسیدن به مقام قرب الهی است كه تنها راه فلاح و سعادت جاودان میباشد، لیكن آنان به مسايلی چون عدالت، آزادی، برابری و برقراری نظام صالح اجتماعی نیز توجه داشتهاند، چه آنكه این گونه امور از طرفی مقدمه وصول به فلاح و رستگاری ابدی است، و از دیگر سو دارای ارزشذاتی نیز میباشد.
استاد مطهری نگاه نخست را ماده پرستی و احتمال سوم را ثنویت (دوگانهپرستی) خوانده و با تبیین گزینه پنجم خدشه در احتمال چهارم را نیز روشن ساخته است. از دیدگاه ایشان رابطه مسايلی چون قسط و عدالت با حیاتاخروی مانند رابطه نردبان و بام نیست كه فقط ارزش مقدماتی داشته باشد، بلكه همچون مراتب پایین دانش نسبت بهمراتب بالاتر است كه هم نقش مقدماتی دارد و هم اهمیت نفسی و ذاتی.
گزینه دوم نیز واضح البطلان است زیرا وجود آموزههای سیاسی و اجتماعی و مشی اصلاح گرانه پیامبران و قیام آنان برای قسط و عدالت همگی گواه قاطع بر بطلان این گمانه است.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آيا هدف اصلاح دنيا نافي هدف عالي پيامبران در اصلاح آخرت نيست؟
آیا رابطه دین و حكومت، پیوندی تاریخی است یا ذاتی و فرا تاریخی؟
آیا دین و سیاست اهداف متمایزی دارند؟
آیا دخالت عالمان دین در سیاست با قداست آنان و قداست دین ناسازگار نیست؟
آیا حکومت دینی با حق مشارکت سیاسی مردم سازگاری دارد؟





کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.


