آیا دین و سیاست اهداف متمایزی دارند؟
یكی از ادعاهای جداانگاران دین و سیاست، دوگانگی این دو در هدف میباشد. از نظر اینان، دین و سیاست هر یک دارای هدفی ویژه است كه هرگز با یكدیگر تلاقی و ارتباط نخواهند داشت. دین رو به جهانی دیگر داشته و آموزههای خود را هماهنگ با خیر و سعادت روحی و آن جهانی تنظیم نموده و سیاست وجهه همت خویش را صرف خوشبختی و كامروایی دنیای كنونی كرده است. جان لاك مینویسد: «به نظر من حكومت عبارت از جامعهای متشكل از مردمان است كه فقط برای تحصیل، نگهبانی و ارتقاء منافع مدنی آنان بر پا گردیده است. منافع مدنی را من حیات، آزادی، سلامتی، دارایی و راحتی بدن و همچنین تملك اشیاء خارجی مانند پول، سرزمین، خانه و وسایل زندگی و مانند اینها میدانم.»
او در معرفی كلیسا به مثابه نهادی دینی چنین میگوید: «جامعهای داوطلبانه از افراد كه با توافق با یكدیگر با هم مجتمع میشوند تا مراسم عمومی عبادت پروردگار را به گونهای كه آنان فكر میكنند مورد پذیرش وی قرار گیرد و در طریق رستگاری ارواح آنان مؤثر باشد برگزار كنند.» همو میگوید: «هیچ یك از این دو راهی به قلمرو یكدیگر ندارند...»
مهندس بازرگان در این زمینه مینویسد: «پیامبران كه به اعتقاد مؤمنان برانگیخته و فرستاده خدا برای انسانها هستند، عمل و رسالت شان در دو چیز خلاصه میشود؛ 1. انقلاب عظیم و فراگیر علیه خود محوری انسانها برای سوِق دادن آنان به سوی آفریدگار جهان ها 2. اعلام دنیای آینده جاودان بینهایت بزرگتر از دنیای فعلی.»
ارزیابی
اكنون باید دید كه آیا لزوماً دین و سیاست دو هدف جدا و بیارتباط با یكدیگر داشته و یا اینكه بین آن دو همپوشی، همگرایی و وحدت در هدف، هر چند در پارهای از موارد، تصورپذیر است؟ درك این مسأله در گرو بازشناسی دقیق اهداف آن دو است.
هدف دین
برای شناخت هدف دین چه بسا بتوان راه های متعددی پیشنهاد نمود كه برخی بروندینی و بعضی دروندینیاست. لیكن به نظر میرسد كه هیچ راهی آسانتر و قابل وثوِق تر از شنیدن هدف دین از زبان خود دین نیست؛ زیرا كاوش هدف دین از بیرون عمدتاً متكی به تعریف دین میباشد. و آن نیز بدون آشنایی با مؤلفات دین از درون به دست نمیآید. بلی، هدف انسان از گرایش به دین را میتوان از برون دین تحقیق كرد، ولی هدفی كه دین برای آن از سوی حقتعالی آمده است، بدون ملاحظات دروندینی به غایت دشوار مینماید. البته با نگاه بروندینی میتوان ثابت كرد كه دین میتواند دنیا شمول باشد؛ زیرا عقل هیچگونه تعاندی بین دین و دنیا نمیبیند. اما آیا در واقع دین، دنیا شمولاست یا نه؟ در اینجا ابتدا باید توجه داشت كه منظور ما از دین در این نوشتار آئین حق الهی است كه توسط پیامبران برگزیده خداوند به بشر ارزانی شده است، نه دینهای ساختگی و مسلكهای بشری كه با مسامحه نام دین به خود گرفته و در حقیقت گونههایی از انحراف فكری همراه با برچسب دیناند.
استوارترین منبع كه حجت قاطع و خللناپذیر است در این عرصه كتاب الهی، قرآن مجید میباشد. اكنون باید دید این كتاب آسمانی هدف از رسالت انبیاء الهی را چگونه ترسیم میكند؛
اهداف بعثت انبیاء در قرآن
قرآن مجید در آیاتی چند، پرده از این راز میگشاید و اهداف چندی را درباره انگیزش پیامبران بیان میدارد، ازجمله:
خداپرستی و طاغوتگریزی
«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» به تحقیق در میان هر امتی پیامبری برانگیختیم تا خدای را پرستش كنید و از طاغوت دوری گزینید.
در این آیه دو هدف اساسی برای بعثت انبیاء ذكر شده است: 1) توحید و یگانهپرستی 2) دوری و مبارزه با طاغوت. در معنای طاغوت آمده است: «طاغوت عبارت است از هر گونه تجاوزگر و ستم پیشه و هر معبودی كه غیر از خدا پرستیده میشود.» بنابراین طاغوت بر دو گونه خواهد بود: 1. طاغوت اجتماعی، یا انسان های ستم پیشه و تجاوزگر و 2. طاغوت عقیدتی، یا الههها و معبودهای خرافی و باطل.
در قرآن مجید دوری و مبارزه با هر طاغوتی، بدون استثناء، از اهداف انگیزش پیامبران معرفی شده است. بنابراین با شمول این آیه نسبت به طاغوتهای اجتماعی، به خوبی روشن میشود كه مبارزات عدالت خواهانه، ظلمستیزی و ظالمزدایی را نمیتوان از دستور كار انبیاء و رسالت الهی آنان خارج دانسته و اهداف بعثت را منحصر در مسائلاخروی و روحانی دانست.
تزكیه و تعلیم
«لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ اءِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَكِّیهِمْ وَیعَلِّمَهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَهَ وَاءِن كَانُوا مِنقَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُبِینٍ» هر آینه خداوند بر مؤمنان منت نهاد، آنگاه كه در میان ایشان، از جنس خودشان، پیامبری برانگیخت تا آیاتش را برایشان فرو خواند و آنان را تزكیه نموده و به ایشان كتاب و حكمت بیاموزد. هر چند پیش از این در گمراهی آشكار به سر میبردند.
در آیه بالا چهار هدف پیرامون بعثت انبیاء ذكر شده است: 1. خواندن كتاب خداوند 2. تزكیه نفوس 3. تعلیم كتاب4 . حكمتآموزی.
در بررسی این آیه توجه به نكات زیر لازم است:
1. در این آیه تلاوت و تعلیم كتاب الهی از اهداف بعثت بیان گردیده است.
2. مقصود از كتاب الهی چیزی جز مضامین و آموزههای موجود در آن نیست. از این رو میتوان گفت همه آموزههای موجود در قرآن در زمره اهداف بعثت قرار میگیرند و نمیتوان بخشی از آن را فرعی و خارج از هدف بعثت انگاشت.
3. معارف و آموزههای قرآن مجید ابعاد و زمینههای مختلفی را شامل است، از جمله:
الف) معارف نظری و هستی شناختی، همچون خداشناسی، شناخت فرشتگان و عوالم فرامادی، معادشناسی، انسانشناسی، طبیعتشناسی، فلسفه تاریخ و...
ب) آموزههای عملی كه تنظیمكننده حوزههای مختلف مناسبات انسان است، مانند 1. رابطه انسان با خدا 2. رابطهانسان با همنوع (مناسبات اجتماعی) 3. رابطه انسان با خویشتن 4. رابطه انسان با طبیعت.
نتیجه اینكه با توجه به آیه بالا نمیتوان هدف بعثت انبیاء را به تنظیم رابطه انسان با خدا و تأمین سعادت اخروی محصور دانسته و آموزههای مربوط به مناسبات انسانی و اجتماعی را از زمره اهداف دین خارج انگاشت.
عدالت اجتماعی
«اِنّا أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومُ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»
ما پیامآوران خویش را با دلایل روشن فرستاده و همراه آنان كتاب و میزان فرو فرستادیم. تا آدمیان عدل و قسط بپا دارند.
بر اساس آیه بالا برقراری عدالت اجتماعی یكی از اهداف مهم بعثت انبیاء است. شهید مطهری در این بارهمیفرماید: «از زمان نوح (ع) هر پیامبری كه آمده است و نظم مذهبی موجود را به هم ریخته، به نظم اجتماعی توجه داشته و در پی اصلاح بوده است.» ایشان سپس به آیه بالا اشاره كرده و در معنای آن میگوید: «یعنی بر هم زدن یك نظم فاسد موجود و استقرار یك نظم عادلانه مطلوب، هدف همه رسالت ها و نبوت ها بوده، فقط این امر در اسلام ختمیه محرزتر و مشخصتر است.»
توحید و سعادت جاودان
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً اءِلَی' قَوْمِهِ فَقَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ مَالَكُمْ مِنْ اءِل'هٍ غَیرُهُ اءِنِّی أَخَافُ عَلَیكُمْ عَذَابَ یوْمٍ عَظِیمٍ» همانا نوح را رهسپار قومش ساختیم، پس گفت: ای مردمان! خدای را پرستش كنید، كه جز او شما را معبودی نیست. به راستی من از عذاب روزی سخت بر شما بیمناكم.» در این آیه نیز دعوت به توحید و در پی آن رهایی از بدفرجامی در آخرت هدف رسالت معرفی شده است.
امر به معروف و نهی از منكر، برداشتن رنجیرها و قیود دست و پاگیر
«الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الاْ ُمِّیَّ الَّذِی یجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّورَاهِ وَالاْءِ نْجِیلِ یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِوَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ اءِصْرَهُمْ وَالاْ َغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیهِمْ...» آنانكه پیروی كنند از رسول ـ ختمی ـ و پیغمبری كه در تورات و انجیلی كه نزد آنهاست نام و نشان و اوصافش را نگاشته مییابند. آن رسول ایشان را امر به نیكی و نهی از زشتی خواهد كرد و بر آنان هر طعام پاكیزه و مطبوع را حلال و هر پلید و منفور را حرام میگرداند. و بارهای سنگین و زنجیرهایی را كه بر آنها بود (از دوش و گردنشان) بر میدارد...» در این آیه اهداف و كاركردهای متعددی پیرامون رسالت حضرت ختمی مرتبت مورد بحث قرار گرفته است، از جمله:
1. امر به معروف و نهی از منكر
علامه طباطبایی بر آن است كه این فراز از آیه شامل همه امور مربوط به حیات انسان میشود و اسلام در این عبارت همه آنها را گرد آورده و آنها را به دو قسمت تقسیم میكند؛ دستهای طیبات و امور شایسته و مناسب حیات انسانی است، خداوند این گروه را محكوم به حلیت ساخت، و دستهای دیگر امور زیان بخش و ضررآفرین است كه مورد تحریم و منع شرعی قرار داد.
2. برداشتن زنجیرها و قیود دست و پاگیر؛ «اغلال» جمع «غل» به معنای قید و زنجیر است. آیه فوِق رهاسازی انسان از قیود ناروا و گشودن زنجیرهای اسارت را یكجا از اهداف مهم رسالت دانسته است. قیود و اغلال دست و پاگیر و مانع رشد و سعادت انسان اقسام و مصادیق مختلفی دارند كه مفسرین به پارهای از آنها اشاره كردهاند:
الف. تكالیف ساختگی غیرالهی
ب. قیود اجتماعی ناشی از نظام های سیاسی و اقتصادی فاسد
ج. عقاید پوچ و انحرافی و دربند كشنده خرد انسانی
چنانكه مشاهده میشود فرازهای مختلف آیه بالا دربرگیرنده همه امور مربوط به سعادت و خیر آدمیان چه در زندگی دنیوی و چه در حیات جاودان اخروی است.
توجه به این آیات بر دو رویكرد خط بطلان میكشد و انگاره سوم را با وضوح و روشنی كامل اثبات میكند. انگاره نخست تفكر دین برای دنیا و انحصار رسالت انبیاء به تنظیم مناسبات اجتماعی است. انگاره دوم انحصار سوگیری انبیاء نسبت به مسایل اخروی و بیتوجهی به دنیا و یا فرعی انگاشتن آن كه مورد اعتقاد سكولاراندیشاناست. رویكرد سوم نگرش جامع، یعنی جمع بین مصالح دنیوی و تأمین رستگاری آخرت در سایه توحید در همه ابعادآن است.
قضاوت و داوری عادلانه
«اءِنَّا أَنْزَلْنَا اءِلَیكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَینَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللهُ وَلاَ تَكُن لِلْخَائِنِینَ خَصِیماً».
ما كتاب را بر تو فرو فرستادیم تا بر اساس آنچه خداوند به تو آموخته در میان مردم داوری كنی، و مبادا كه حامی خائنان(ستمگران) باشی.»
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسد: «ظاهر حكم كردن در میان مردم قضاوت در اختلافات و منازعات آنها و رفع اختلاف از طریق داوری است كه بازگشت به امور قضایی میكند.» خداوند تعالی در این آیه حكم و داوری در میان مردم را غایت و هدف فرو فرستادن كتاب قرار داده است؛ مشابه همین آیه در سوره بقره آمده است. با این تفاوت كه در آیه بالا داوری در میان مردم به عنوان هدف از نزول قرآن ذكر شده، ولی در آیه ذیل هدف همه بعثتها است:
«كَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیحْكُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمااخْتَلَفُوا فِیهِ»
انسانها امتی یگانه بودند. پس خداوند پیامبران را برانگیخت تا آنان را بشارت و بیم دهند و با آنان كتاب نازل كرد تا بینمردم در آنچه اختلاف ورزیدند داوری كنند.»
چنانكه مشاهده میشود مسؤولیت قضایی و حل اختلاف و مشاجراتی كه در مناسبات مختلف اجتماعی پدید میآید یكی از اهداف بعثت انبیاء معرفی شده است. بنابراین منحصر نمودن فلسفه بعثت انبیاء در امور روحی و اخروی به هیچ وجه با اهدافی كه خدای تعالی برای بعثت انبیاء ذكر كرده سازگار نیست.
اهداف سیاست
در نگرش سكولار هدف از سیاست و حكومت چیزی جز تأمین منافع مادی و دنیایی نیست. دیدگاه نقل شده از جان لاك در آغاز این مقال به روشنی نمایانگر این رویكرد است. لیكن هیچ دلیلی بر انحصار هدف از دولت و سیاست درعرصه تأمین نیازمندیهای مادی و مدنی نمیباشد. چنین نگرشی یكی از دیدگاه های موجود است كه برخاسته از تعریفی مادی و حیوانی از سیاست و برخاسته از نظام ارزشی سكولار میباشد. رویكرد اسلامی به سیاست، چنین محدودیتی را برنمیتابد. در نگرش اسلامی و در میان اندیشمندان مسلمان تعریف سیاست و هدف از آن فراتر از نگرش سكولار است. از نظر غزالی سیاست ابزاری است در جهت خیر دنیا و آخرت و سیر به سوی خدا او میگوید:«مقاصد خلق مجموع است در دین و دنیا، و نظام دین منوط است به نظام دنیا. چه دنیا مزرعه آخرت است، و آلتیاست رساننده به حضرت باری ـ سبحانه و تعالی ـ هر آن كس كه او را آلت و منزل سازد، نه وطن و قرارگاه و كار دنیا منظم نشود، مگر به اعمال آدمیان. و اعمال و حِرَف و صناعت ایشان از سه قسم بیرون نیست... اشرف صناعاتاصول آن است و اشرف اصول آن سه است كه از برای این معنا، صناعت سیاست آن اقتضاء میكند از كمال متكلفسیاست، كه صناعات دیگر اقتضاء نكند. و به سبب آن صاحب سیاست صنایع دیگر را برآیند خدمت میفرماید. وسیاست در استصلاح مردمان ]است[ و نمودن بدیشان راه راست را، كه نجاتدهنده است در دنیا و آخرت...»
چنانكه ملاحظه میشود اندیشمندان مسلمان هدف سیاست را تلاش در جهت تأمین سعادت دنیا و آخرت میدانند. بنابراین جدایی و تفكیك در هدف و قلمرو دین و سیاست در نگاه اسلامی كاملاً ناممكن مینماید. شایان ذكر است كه حتی اگر هدف از سیاست را صرف تأمین منافع دنیوی بیانگاریم، باز هم نمیتوان قلمرو آن را از قلمرو دین جدا انگاشت، زیرا دنیا شمولی اهداف و قلمرو دین باعث میشود كه تنظیم مناسبات این جهانی را نیز جزئی از دین به حساب آوریم، با این تفاوت كه بنابر نگاه نخست از سیاست نیز میتوان در جهت خیر آخرت سود جست، ولیدر نگاه دوم سیاست فاقد كاركرد آخرتگرایانه است.
چكیده
برخلاف دیدگاه سكولاراندیشان، از دیدگاه قرآن، هدف دین منحصر به امور روحانی و اخروی نیست. اهدافی كه قرآن مجید برای دین برمیشمرد عبارت است از؛ خداپرستی، طاغوتگریزی، برقراری عدالت اجتماعی...، تهذیب و تزكیه نفس، آموزش كتاب و حكمت، قضاوت و داوری، امر به معروف و نهی از منكر، گشودن زنجیرهای اسارت و... بسیاری از اهداف یاد شده اموری اجتماعی و مربوط به چگونگی تدبیر و تنظیم مناسبات این جهانی است. از طرف دیگر سیاست نیز در نگاه اسلامی گسسته از مسایل اخروی نیست و لاجرم اسلام تفكیك بین اهداف و قلمرو دین و سیاست را بر نمیتابد.
- در قسمت نظرات بطور مستقیم از ورد ( Microsoft Office Word) کپی نکنید .
عناوین دیگر :
آيا هدف اصلاح دنيا نافي هدف عالي پيامبران در اصلاح آخرت نيست؟
آیا رابطه دین و حكومت، پیوندی تاریخی است یا ذاتی و فرا تاریخی؟
آیا دین و سیاست اهداف متمایزی دارند؟
آیا دخالت عالمان دین در سیاست با قداست آنان و قداست دین ناسازگار نیست؟
آیا حکومت دینی با حق مشارکت سیاسی مردم سازگاری دارد؟